به انگلیسی هستیم

خواص دارویی و گیاهی

به انگلیسی هستیم
به انگلیسی هستیم



مثلا فردی رو تاحال ندیدی و یا اینکه عزیزی رو سالهاست که ندیدی

I am looking forward to meeting you

I am very eager to meet you

I’d be glad to meet you.

I’d love to see you.

به انگلیسی هستیم

I’ve missed you.

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

در سایت چی میگن صد ها نفر به شما
در ترجمه جملات یا
اصطلاحات فارسی به انگلیسی و
ترجمه فارسی اصطلاحات
تکنیکی انگلیسی کمک میکنند .

app chiMigan اپ چی‌ میگن


app chiMigan اپ چی‌ میگن


31,135 پرسش


51,513 پاسخ


45,557 نظر


9,873 کاربر

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در
تبدیل جملات فارسی
به انگلیسی، تبدیل اصطلاح
های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی
چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی،
آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن
معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی
انگلیسی است.

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

به انگلیسی هستیم

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

در سایت چی میگن صد ها نفر به شما
در ترجمه جملات یا
اصطلاحات فارسی به انگلیسی و
ترجمه فارسی اصطلاحات
تکنیکی انگلیسی کمک میکنند .

app chiMigan اپ چی‌ میگن


app chiMigan اپ چی‌ میگن


31,135 پرسش


51,513 پاسخ


45,557 نظر


9,873 کاربر

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در
تبدیل جملات فارسی
به انگلیسی، تبدیل اصطلاح
های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی
چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی،
آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن
معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی
انگلیسی است.

در خصوص یادگیری زبان انگلیسی می خواهیم بدانیم، منتظر بودن به انگلیسی چی میشه؟

Wait

فعل wait for بیانگر آن است که شخص منتظر آمدن کسی یا رخ دادن چیزی است و به همین دلیل هیچ کاری نمی کند و اگر کاری می کرده ، آن را متوقف کرده است تا شخص مورد نظر بیاید یا چیز مورد انتظار اتفاق بیفتد . کلمه ی waiting گویای آن است که شخص به جز انتظار هیچ کار دیگری انجام نمی دهد:

Why are you standing there? -I’m sating for John ( to come).

چرا آنجا ایستاده ای؟ – منتظر (آمدن ) جان هستم.

به انگلیسی هستیم

You’ll just have to wait your turn.

شما باید صبر کنید نوبتتان بشود.

فعل await به همان معنای wait for است ، اما کاربردی رسمی دارد. فعل expect را زمانی به کار می بریم که مطمئنیم کسی که انتظارش را می کشیم خواهد آمد یا چیزی که منتظرش هستیم رخ خواهد داد و ما نیز کاری که می کنیم متوقف نمی سازیم.

We’re expecting a cold winter.

انتظار زمستان سردی را داریم.

What kind of result are you expecting?

انتظار چه نتیجه ای داری / دارید؟

به این ترتیب ، کلمه ی waiting ناظر بر نوعی عمل است و کلمه ی expecting ناظر بر نوعی حالت ذهنی.

عبارت look forward to را زمانی به کار می بریم که در انتظار حادثه ای جالب باشیم و نسبت به آن احساس خوشایندی داشته باشیم :

I’m looking forward to seeing him again.

بی صبرانه منتظرم دوباره او را ببینم.

 نکته ی دستوری : فعل wait درصورتی که پس از فعل دیگری بیاید ، بدون حرف اضافه ی for به کار می رود، درغیر این صورت همیشه همراه for به کار می رود. اما بعد از فعل await هیچگاه از حرف اضافه ی for استفاده نمی کنند.

 

برگه تقلب:

? با کلیک روی دکمه پلی فایل صوتی تفاوت whether و If در زبان انگلیسی را گوش …

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

گروه آموزشی زبان رمزی، به شما کمک خواهد کرد با استفاده از راهکارهای جدید در کمترین زمان و با کمترین هزینه به سرعت مهارت های زبان انگلیسی خود را افزایش دهید.

تماس با زبان رمزی
تلفن :
05138416857 – 05138476975
تماس ضروری خارج از وقت اداری:
09154443319
فکس :
05137337719
سامانه پیامکی :
5637 795 795 3000


شنیده شده: 5.1M دفعه

افزودن دسته به are

8 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن

به انگلیسی هستیم


دریافت به‌صورت mp3

5 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

3 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

1 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

2 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

2 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به انگلیسی


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?

به انگلیسی هستیم


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Where are we meeting?


Are you busy?


Are you busy?


Are you busy?


Are you busy?

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به هلندی

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به پرتغالی


Onde irá o boi que não are?


Ao velho muda-lhe o are, vê-lo-ás acabar.

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به گوارانی

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به آفریکانس

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به استونیایی

0 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به فرانسوی

-1 رأی

خوب
بد

به برگزيده‌های من اضافه کن


دریافت به‌صورت mp3

می‌توانید آن را بهتر یا با لهجه‌ی دیگری تلفظ کنید؟
تلفظ are به رومانیایی

واژه‌ی اتفاقی:
have,  your,  orange,  Washington,  a

درخواست تلفظ جدید

تلفظ به:
 آفریکانساستونیاییانگلیسیباسکپرتغالیرومانیاییفرانسویگوارانیماپودونگوننروژیهلندی

و حتی زبان‌های بیش‌تر

این وب سایت از کوکی جهت بهبود تجربه کاربر خود استفاده می کند. شما می بایست قبل از ادامه به استفاده از سایت استفاده از کوکی ها را قبول نمایید

خانه » عبارات رایج در نامه های رسمی انگلیسی

.

برای خرید راهنمای جامع نامه نگاری انگلیسی (به صورت جملات آماده همراه با توضیحات کامل) اینجا را کلیک کنید:

 

به انگلیسی هستیم

جهت ثبت نام در کارگاه روی عکس کلیک کنید

پبامک، ایمیل ، چت، شبکه های اجتماعی و … همه و همه راه های مختلفی هستند که از طریق انها در طول شبانه روز برای دوستان و نزدیکان خود در ارتباط هستیم. در این مواقع تنها کافیست آنچه را که میخواهید به زبان ساده برای دوستان خود ارسال کنید و منتظر پاسخ بمانید. بار ها و بارها برای دوستان خود نامه مینویسید و جواب دریافت میکنید ، بدون اینکه به قالب نامه نوشته شده دقت کنید. در این بخش به عبارات رایج در نامه های رسمی انگلیسی اشاره میکنیم.

عبارات رایج در نامه های رسمی انگلیسی

اما حتی متبحرترین افراد در زبان انگلیسی نیز گاهی از نوشتن نامه های اداری و رسمی خودداری میکنند. دانستن گرامر و زبان و کلمات کاربردی در زبان انگلیسی برای نگارش اینگونه نامه ها کافی نیست.  آنچه در نگارش نامه های اداری بیش از هرچیز دیگری خودنمایی می کند رعایت قالب استاندارد آن است، بگونه ای که بتوان در حداقل کلمات و جملات ، حداکثر مفهوم را رساند.

از این رو ، همواره عبارات و کلماتی خاص در نامه های اداری و رسمی استفاده میشود. در این بخش سعی شده است رایج ترین عبارات مورد استفاده در نامه های تجاری و اداری در قالبی آسان و طبقه بندی شده جمع آوری شود.

در بخش های بعد سعی خواهم کرد تا به نکاتی کلیدی در مورد انواع قالب های نامه های رسمی در انگلیسی اشاره کنم.

جهت آشنایی بیشتر با نحوه نگارش نامه های اداری  به بخش  “راهنمای نگارش نامه ی درخواست کار انگلیسی“ مراجعه فرمایید.

لطفا سوالات و پیشنهادات خودرا از بخش پرسش و پاسخ (در انتهای همین مطلب) مطرح کنید!

.

برای خرید راهنمای جامع نامه نگاری انگلیسی (به صورت جملات آماده) اینجا کلیک کنید:

.

.

Useful phrases

Salutation

سلام و تعارفات اول نامه

Starting

آغاز نامه

Referring to previous contact

اشاره کردن به تماس های قبلی

Making Request

درخواست کردن

Offering

پیشنهاد دادن

Giving Good News

دادن خبر خوش – جواب مثبت به پیشنهادات

Giving Bad News

دادن خبر بد – عدم قبول پیشنهاد

Complaining

شکایت و اعتراض کردن

Apologizing

عذر خواهی کردن

Orders

سفارشات

Prices

به انگلیسی هستیم

قیمت ها

Referring to Payment

اشاره به پرداخت سفارشات

Enclosing Documents

ضمیمه کردن اسناد

Closing Remarks

نکات پایانی

Referring to Future Business

ابراز امیدواری از روابط تجاری در آینده

Referring to Future Contacts

ابراز امیدواری از ارتباطات بیشتر در آینده

Ending Business Letters

تمام کردن نامه های تجاری

___________________________________________________

پاسخ به سوالات:

دوستان زیادی سوال پرسیدن که چگونه در نامه اداری مطرح کنیم که فایل یا مدرکی را به نامه یا ایمیل ضمیمه یا Attached کرده ایم؟

در نامه های کتبی از عبارت زیر استفاده میکنیم:

Please Kindly find the (documents) enclosed.

در نامه های الکترونیک و ایمیل ها نیز از ساختار زیر استفاده میکنیم:

Please Kindly find the (documents) attached.

(به جای کلمه داخل پرانتز از کلمات مورد نظر خود استفاده نمایید.)

 

 

Thank you for your information. it would be appreciated

[پاسخ]

سلام
معنی دقیق کلمه founder را در ابتدای نامه میخواستم بدانم، متوجه مفهوم هستم ولی دنبال بیان واضح در فارسی هستم،موضوع نامه دعوت به محلی برای کار است من برداشم علت و پایه شروع کار یا علت این دعوت یا کلی تر همان سابجت برای نامه به معنای خاصتر است ولی باز راهنمایی شما را نیاز دارم در صورت امکان
تشکر

To: Miss Brent
Founder: The moral Education
Dear Miss Brent

[پاسخ]

سلام ، لطفا در خصوص نامه ها ی مربوط به امور بازرگانی ،مدیران بازرگانی شرکتها و کلماتی که بطور معمول برای مدیران بازرگانی ایمیل می گردد.مطلب بگذارید.متشکرم

[پاسخ]


با يکی شوخی کن که هم قد خودت باشه

تدریس خصوصی زبان انگلیسی و آموزش آنلاین زبان انگلیسی از مهمترین مهارتهایی است که یک مدرس زبان می تواند ارائه دهد.
آموزش زبان انگلیسی و کلاس خصوصی زبان و آموزش IELTS و نمونه سوالات IELTS برای وآمادگی برای سفر به کشورهای خارجی

من می دانم شما به چه فکر می کنید.
فکر می کنید من راهم را گم کرده ام
و الان کسی روی سن می آید و
من را محترمانه به سر جایم هدابت خواهد کرد.
(تشویق حضار)
همیشه در دوبی همین برخورد را می بینم.
“اینجا تعطیلات اومدی، عزیزم؟”
(خنده)
“اومدی بچه‌ها رو ببینی؟
چقدر می خوای بمونی؟”

خب، راستش دلم می خواهد یک مدت بیشتری بمانم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
(تشویق حضار)
و در این مدت، تغییرات زیادی مشاهده کرده ام.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و جهانی شدنِ زبان انگلیسی صحبت کنم.
می خواهم درباره‌ی یکی از دوستانم تعریف کنم
که در ابوظبی به بزرگسالان انگلیسی آموزش می داد.
و یک روز خوب
او تصمیم گرفت آنها را به فضای سبز ببرد
و به آنها کمی لغات از طبیعت یاد بدهد.
ولی عاقبت او بود که داشت لغات عربی
برای گیاهان بومی را یاد می گرفت.
همینطور کاربرد آنها:
کاربردهای دارویی، آرایشی،
خوراکی و نوشیدنی.
آن دانشجوها این اطلاعات را از کجا به دست آورده اند؟
مسلماً از پدربزرگها و مادربزرگهایشان
و حتی از جدهایشان.
لازم نیست به شما یادآوری کنم که چقدر مهم است
توانایی ارتباط میان نسلها.
توانایی ارتباط میان نسلها.

ولی متاسفانه، امروزه،
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
هر 14 روز یک زبان می میرد.
در همین حال، امروزه
انگلیسی زبان بین المللی بلامنازع است.
آیا ارتباطی میان این دو وجود دارد؟
خب، من نمی دانم.
آنچه که می دانم این است که تغییرات بسیار زیادی دیده ام.
من اول که به خلیج فارس آمدم، به کویت رفتم.
در روزگاری که کار در آنجا آنچنان ساده نبود.
در واقع، نه اینقدر قدیم.
این خیلی قدیمی تر است.
ولی به هر حال،
من توسط کنسول بریتانیا استخدام شدم
به همراه حدوداً 25 معلم دیگر
و ما اولین غیرمسلمانهایی بودیم که
در مدارس دولتی کویت تدریس می کردیم.
ما برای آموزش انگلیسی آورده شده بودیم
چون دولت می خواست کشور را مدرنیزه کند
و توانایی مردمش را با آموزش افزایش دهد.
و البته انگلستان از ثروت زیبای نفت
مقداری سود برد.

خب.
این آن تغییر بزرگی است که من دیده ام:
اینکه چگونه آموزش انگلیسی آرام آرام
از یک عمل با مزایای دوطرفه
به یک تجارت عظیم بین المللی
به صورتی که امروز هست، تبدیل شده است.
دیگر فقط یک زبان خارجی در برنامه‌ی تحصیلی مدرسه نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
بلکه تبدیل به موجی شده است
برای همه ی کشورهای انگلیسی زبان دنیا.
و چرا که نه؟
به هر حال، بهترین آموزشها
طبق آخرین رده بندی های جهانی
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
پس طبیعتاً همه می خواهند به زبان انگلیسی آموزش ببینند.
ولی اگر زبان مادری شما انگلیسی نیست،
شما باید یک آزمون را بگذرانید.

با این حساب آیا درست است
که یک دانشجو فقط بر اساس
توانایی زبانیش رد شود؟
فرض کنید یک دانشمند کامپیوتر داریم
که نابغه است.
آیا او به همان زبانی نیاز دارد که یک وکیل نیاز دارد؟
خب من اینطور فکر نمی کنم.
ما معلمهای انگلیسی همواره آنها را رد می کنیم.
ما یک علامت “ایست” می گذاریم،
و آنها را در مسیرشان متوقف می کنیم.
آنها دیگر نمی توانند رویای خود را دنبال کنند،
تا زمانی که انگلیسی را فرا بگیرند.
بگذارید مساله را اینجوری مطرح کنم،
اگر من یک آلمانی زبان تک زبانه را ببینم
که درمان سرطان را دارد
آیا جلوی ورود او به دانشگاه بریتانیایی خود را می گیرم؟
فکر نمی کنم.
ولی مسلماً این کاری است که ما الان می کنیم.
ما مدرسان انگلیسی دربان هستیم.
و شما باید اول ما را راضی کنید
که انگلیسیتان به اندازه‌ی کافی خوب است.
این می تواند خطرناک باشد
که این همه قدرت را
به یک قشر محدود جامعه داده شود.
شاید این مانع بیش از حد ابعاد جهانی داشته باشد.
به انگلیسی هستیم

خب.
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
خب، کتابها به انگلیسی هستند،
مجلات به انگلیسی چاپ می شوند،
ولی این یک پیشگویی از پیش درست است.
که بر نیاز به انگلیسی تاکید می کند.
و بر همین منوال پیش خواهد رفت.
من از شما می پرسم، چه بر سر ترجمه آمده؟
اگر به دوران طلایی اسلامی نگاه کنید،
آن زمان ترجمه های بیشماری انجام شد.
کتابها از لاتین و یونانی
به عربی و فارسی ترجمه شدند،
و پس از آن به زبانهای
اروپایی ژرمن
و رومن ترجمه شدند.
و اینگونه بر دوران تاریک اروپا نور تابید.
اشتباه برداشت نکنید؛
ای معلمهای انگلیسی
من مخالف آموزش انگلیسی نیستم.
من این را که ما یک زبان بین المللی داریم دوست دارم.
امروزه بیش از گذشته به آن نیاز داریم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
آیا واقعا ما می خواهیم فقط 600 زبان برایمان بماند
و انگلیسی یا چینی زبانهای اصلی باشند؟
ما چیزی بیشتر از این لازم داریم. این خط را کجا باید بکشیم؟
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
که کاملاً مستبدانه است.


(تشویق حضار)

و می خواهم به شما یادآوری کنم که
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
مجبور نبودند انگلیسی بلد باشند،
مجبور نبودند آزمون انگلیسی بگذرانند.
برای مثال، اینشتین.
راستی، او، در مدرسه کودن حساب می شد
چون او در واقع، خوانش پریش بود.
ولی از خوش بختی جهان،
او مجبور نبود آزمون انگلیسی بگذراند.
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
آزمون آمریکایی برای زبان انگلیسی.
امروزه به حد انفجار رسیده است.
آزمونهای انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
حالا ممکن است که ما فکر کنیم که
هزینه‌ی آزمونها بد نیست، مناسب است.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
پس ما بلافاصله آنها را رد می کنیم.


(تشویق حضار)

این مرا یاد یک تیتر می اندازد که به تازگی دیده ام:
“آموزش: جدا ساز بزرگ.”
الان آن را درک می کنم،
الان می فهمم چرا مردم روی زبان انگلیسی تمرکز می کنند.
آنها می خواهند بهترین فرصتها را برای فرزندانشان فراهم کنند.
و برای انجام آن، به آموزش غربی نیاز دارند.
چون مسلماً، بهترین مشاغل
به فارغ التحصیلهای دانشگاههای غربی داده می شود،
که قبلاً به آن اشاره کردم.
این یک چرخه است.

خب.
بگذارید یک داستان درباره ی دو دانشمند برایتان تعریف کنم،
دو دانشمند انگلیسی.
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند
در باره‌ی ژنتیک
و “پاهای جلو” و “پاهای عقب” حیوانات.
ولی آنها به نتایجی که می خواستند نمی رسیدند.
آنها واقعاً مانده بودند که چه کار کنند،
تا اینکه یک دانشمند آلمانی آمد
که متوجه شد آنها برای “پای جلو” و “پای عقب”
از دو کلمه‌ی جدا استفاده می کنند،
درحالی که ژنتیک فرقی بین پاها نمی گذارد
همینطور زبان آلمانی.
بینگو،
مشکل حل شد.
اگر فکری به ذهنت نمی رسد،
گیر می کنی.
ولی اگر زبان دیگری می تواند به آن فکر کند،
آنوقت، با همکاری،
می توانیم بسیار بیشتر یاد بگیریم و به دست بیاوریم.

دختر من،
از کویت به انگلستان آمد.
او علوم و ریاضی را به عربی خوانده بود.
در یک مدرسه‌ی متوسط عربی.
اون باید آنها را در مدرسه ی گرامر خود به انگلیسی ترجمه می کرد.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
که به ما نشان می دهد
که وقتی دانشجویی از خارج پیش ما می آید،
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
و آنها آن را به زبان مادری خود بلد هستند.
وقتی یک زبان می میرد،
ما نمی دانیم چه چیزی را به همراه آن زبان از دست داده ایم.

نمی دانم این زا تازگی از CNN دیده اید یا نه
آنها به این چوپان جوان کنیایی
جایزه‌ی “قهرمانان” را دادند
او نمی توانست شبها در روستای خود درس بخواند
مثل همه‌ی بچه های روستا،
چون چراغ نفتی،
دود دارد و به چشمهای او آسیب رسانده بود.
به هر حال، آنجا هیچوقت نفت کافی نبود،
چون با یک دلار در روز مگر چه می شود خرید؟
پس او یک چراغ خورشیدی
کم هزینه اختراع کرد.
و الان بچه های روستایش
همان نمره هایی را می آورند
که بچه هایی که در خانه برق دارند می آورند.
(تشویق حضار)
وقتی او جایزه اش را گرفت،
او این کلمات زیبا را گفت:
“کودکان می توانند آفریقا را از آنچه امروز هست،
یک قاره ی تاریک،
به سوی یک قاره‌ی روشن هدایت کنند.
یک ایده ی ساده،
که می تواند چنین عواقب گسترده‌ای داشته باشد.

مردمی که نور ندارند،
چه به صورت فیزیکی، و چه استعاری،
نمی توانند آزمونهای ما را بگذرانند،
و ما هرگز نخواهیم دانست آنها چه می دانند.
نگذارید که ما خودمان و آنها را
در تاریکی نگه داریم.
بیایید گوناگونی را ارج نهیم.
مواظب زبانتان باشید.
از آن برای گسترش ایده های بزرگ استفاده کنید.


(تشویق حضار)


از شما بسیار متشکرم.


(تشویق حضار)

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

من می دانم شما به چه فکر می کنید.
فکر می کنید من راهم را گم کرده ام
و الان کسی روی سن می آید و
من را محترمانه به سر جایم هدابت خواهد کرد.
(تشویق حضار)
همیشه در دوبی همین برخورد را می بینم.
“اینجا تعطیلات اومدی، عزیزم؟”
(خنده)
“اومدی بچه‌ها رو ببینی؟
چقدر می خوای بمونی؟”

خب، راستش دلم می خواهد یک مدت بیشتری بمانم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
(تشویق حضار)
و در این مدت، تغییرات زیادی مشاهده کرده ام.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و جهانی شدنِ زبان انگلیسی صحبت کنم.
می خواهم درباره‌ی یکی از دوستانم تعریف کنم
که در ابوظبی به بزرگسالان انگلیسی آموزش می داد.
و یک روز خوب
او تصمیم گرفت آنها را به فضای سبز ببرد
و به آنها کمی لغات از طبیعت یاد بدهد.
ولی عاقبت او بود که داشت لغات عربی
برای گیاهان بومی را یاد می گرفت.
همینطور کاربرد آنها:
کاربردهای دارویی، آرایشی،
خوراکی و نوشیدنی.
آن دانشجوها این اطلاعات را از کجا به دست آورده اند؟
مسلماً از پدربزرگها و مادربزرگهایشان
و حتی از جدهایشان.
لازم نیست به شما یادآوری کنم که چقدر مهم است
توانایی ارتباط میان نسلها.
توانایی ارتباط میان نسلها.

ولی متاسفانه، امروزه،
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
هر 14 روز یک زبان می میرد.
در همین حال، امروزه
انگلیسی زبان بین المللی بلامنازع است.
آیا ارتباطی میان این دو وجود دارد؟
خب، من نمی دانم.
آنچه که می دانم این است که تغییرات بسیار زیادی دیده ام.
من اول که به خلیج فارس آمدم، به کویت رفتم.
در روزگاری که کار در آنجا آنچنان ساده نبود.
در واقع، نه اینقدر قدیم.
این خیلی قدیمی تر است.
ولی به هر حال،
من توسط کنسول بریتانیا استخدام شدم
به همراه حدوداً 25 معلم دیگر
و ما اولین غیرمسلمانهایی بودیم که
در مدارس دولتی کویت تدریس می کردیم.
ما برای آموزش انگلیسی آورده شده بودیم
چون دولت می خواست کشور را مدرنیزه کند
و توانایی مردمش را با آموزش افزایش دهد.
و البته انگلستان از ثروت زیبای نفت
مقداری سود برد.

خب.
این آن تغییر بزرگی است که من دیده ام:
اینکه چگونه آموزش انگلیسی آرام آرام
از یک عمل با مزایای دوطرفه
به یک تجارت عظیم بین المللی
به صورتی که امروز هست، تبدیل شده است.
دیگر فقط یک زبان خارجی در برنامه‌ی تحصیلی مدرسه نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
بلکه تبدیل به موجی شده است
برای همه ی کشورهای انگلیسی زبان دنیا.
و چرا که نه؟
به هر حال، بهترین آموزشها
طبق آخرین رده بندی های جهانی
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
پس طبیعتاً همه می خواهند به زبان انگلیسی آموزش ببینند.
ولی اگر زبان مادری شما انگلیسی نیست،
شما باید یک آزمون را بگذرانید.

با این حساب آیا درست است
که یک دانشجو فقط بر اساس
توانایی زبانیش رد شود؟
فرض کنید یک دانشمند کامپیوتر داریم
که نابغه است.
آیا او به همان زبانی نیاز دارد که یک وکیل نیاز دارد؟
خب من اینطور فکر نمی کنم.
ما معلمهای انگلیسی همواره آنها را رد می کنیم.
ما یک علامت “ایست” می گذاریم،
و آنها را در مسیرشان متوقف می کنیم.
آنها دیگر نمی توانند رویای خود را دنبال کنند،
تا زمانی که انگلیسی را فرا بگیرند.
بگذارید مساله را اینجوری مطرح کنم،
اگر من یک آلمانی زبان تک زبانه را ببینم
که درمان سرطان را دارد
آیا جلوی ورود او به دانشگاه بریتانیایی خود را می گیرم؟
فکر نمی کنم.
ولی مسلماً این کاری است که ما الان می کنیم.
ما مدرسان انگلیسی دربان هستیم.
و شما باید اول ما را راضی کنید
که انگلیسیتان به اندازه‌ی کافی خوب است.
این می تواند خطرناک باشد
که این همه قدرت را
به یک قشر محدود جامعه داده شود.
شاید این مانع بیش از حد ابعاد جهانی داشته باشد.
به انگلیسی هستیم

خب.
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
خب، کتابها به انگلیسی هستند،
مجلات به انگلیسی چاپ می شوند،
ولی این یک پیشگویی از پیش درست است.
که بر نیاز به انگلیسی تاکید می کند.
و بر همین منوال پیش خواهد رفت.
من از شما می پرسم، چه بر سر ترجمه آمده؟
اگر به دوران طلایی اسلامی نگاه کنید،
آن زمان ترجمه های بیشماری انجام شد.
کتابها از لاتین و یونانی
به عربی و فارسی ترجمه شدند،
و پس از آن به زبانهای
اروپایی ژرمن
و رومن ترجمه شدند.
و اینگونه بر دوران تاریک اروپا نور تابید.
اشتباه برداشت نکنید؛
ای معلمهای انگلیسی
من مخالف آموزش انگلیسی نیستم.
من این را که ما یک زبان بین المللی داریم دوست دارم.
امروزه بیش از گذشته به آن نیاز داریم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
آیا واقعا ما می خواهیم فقط 600 زبان برایمان بماند
و انگلیسی یا چینی زبانهای اصلی باشند؟
ما چیزی بیشتر از این لازم داریم. این خط را کجا باید بکشیم؟
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
که کاملاً مستبدانه است.


(تشویق حضار)

و می خواهم به شما یادآوری کنم که
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
مجبور نبودند انگلیسی بلد باشند،
مجبور نبودند آزمون انگلیسی بگذرانند.
برای مثال، اینشتین.
راستی، او، در مدرسه کودن حساب می شد
چون او در واقع، خوانش پریش بود.
ولی از خوش بختی جهان،
او مجبور نبود آزمون انگلیسی بگذراند.
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
آزمون آمریکایی برای زبان انگلیسی.
امروزه به حد انفجار رسیده است.
آزمونهای انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
حالا ممکن است که ما فکر کنیم که
هزینه‌ی آزمونها بد نیست، مناسب است.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
پس ما بلافاصله آنها را رد می کنیم.


(تشویق حضار)

این مرا یاد یک تیتر می اندازد که به تازگی دیده ام:
“آموزش: جدا ساز بزرگ.”
الان آن را درک می کنم،
الان می فهمم چرا مردم روی زبان انگلیسی تمرکز می کنند.
آنها می خواهند بهترین فرصتها را برای فرزندانشان فراهم کنند.
و برای انجام آن، به آموزش غربی نیاز دارند.
چون مسلماً، بهترین مشاغل
به فارغ التحصیلهای دانشگاههای غربی داده می شود،
که قبلاً به آن اشاره کردم.
این یک چرخه است.

خب.
بگذارید یک داستان درباره ی دو دانشمند برایتان تعریف کنم،
دو دانشمند انگلیسی.
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند
در باره‌ی ژنتیک
و “پاهای جلو” و “پاهای عقب” حیوانات.
ولی آنها به نتایجی که می خواستند نمی رسیدند.
آنها واقعاً مانده بودند که چه کار کنند،
تا اینکه یک دانشمند آلمانی آمد
که متوجه شد آنها برای “پای جلو” و “پای عقب”
از دو کلمه‌ی جدا استفاده می کنند،
درحالی که ژنتیک فرقی بین پاها نمی گذارد
همینطور زبان آلمانی.
بینگو،
مشکل حل شد.
اگر فکری به ذهنت نمی رسد،
گیر می کنی.
ولی اگر زبان دیگری می تواند به آن فکر کند،
آنوقت، با همکاری،
می توانیم بسیار بیشتر یاد بگیریم و به دست بیاوریم.

دختر من،
از کویت به انگلستان آمد.
او علوم و ریاضی را به عربی خوانده بود.
در یک مدرسه‌ی متوسط عربی.
اون باید آنها را در مدرسه ی گرامر خود به انگلیسی ترجمه می کرد.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
که به ما نشان می دهد
که وقتی دانشجویی از خارج پیش ما می آید،
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
و آنها آن را به زبان مادری خود بلد هستند.
وقتی یک زبان می میرد،
ما نمی دانیم چه چیزی را به همراه آن زبان از دست داده ایم.

نمی دانم این زا تازگی از CNN دیده اید یا نه
آنها به این چوپان جوان کنیایی
جایزه‌ی “قهرمانان” را دادند
او نمی توانست شبها در روستای خود درس بخواند
مثل همه‌ی بچه های روستا،
چون چراغ نفتی،
دود دارد و به چشمهای او آسیب رسانده بود.
به هر حال، آنجا هیچوقت نفت کافی نبود،
چون با یک دلار در روز مگر چه می شود خرید؟
پس او یک چراغ خورشیدی
کم هزینه اختراع کرد.
و الان بچه های روستایش
همان نمره هایی را می آورند
که بچه هایی که در خانه برق دارند می آورند.
(تشویق حضار)
وقتی او جایزه اش را گرفت،
او این کلمات زیبا را گفت:
“کودکان می توانند آفریقا را از آنچه امروز هست،
یک قاره ی تاریک،
به سوی یک قاره‌ی روشن هدایت کنند.
یک ایده ی ساده،
که می تواند چنین عواقب گسترده‌ای داشته باشد.

مردمی که نور ندارند،
چه به صورت فیزیکی، و چه استعاری،
نمی توانند آزمونهای ما را بگذرانند،
و ما هرگز نخواهیم دانست آنها چه می دانند.
نگذارید که ما خودمان و آنها را
در تاریکی نگه داریم.
بیایید گوناگونی را ارج نهیم.
مواظب زبانتان باشید.
از آن برای گسترش ایده های بزرگ استفاده کنید.


(تشویق حضار)


از شما بسیار متشکرم.


(تشویق حضار)

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

به انگلیسی هستیم
به انگلیسی هستیم
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *