معنی هستی من به انگلیسی

خواص دارویی و گیاهی

معنی هستی من به انگلیسی
معنی هستی من به انگلیسی



 بسیار خوش آمدید!از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

راهنما و روشهای تهیه مجموعه‌ها:

چطور مجموعه  برای من ارسال می شود؟

چطور می توانم هزینه را پرداخت کنم؟

روشهای تهیه برای دوستان خارج از ایران

معنی هستی من به انگلیسی

تماس الکترونیکی و ایمیل به ما

تماس تلفنی با ما

پاسخ به پرسش های متداول

تنها از سایت های داراینماد اعتماد الکترونیکیبا اطمینان خرید کنید.


.

.

.

.

معنی هستی من به انگلیسی

love is just like paint, with this difference that you can clear the paint but not loveعشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز

I love you

دوستت دارم

I wish I was your lover

کاش معشوق تو بودم

You know I got this feeling that I just can’t hide

میدونی,یه احساسی دارم که نمیتونم پنهانش کنم

I try to tell you how I feel

سعی می كنم كه بهت بگم احساسم چیه

 

 

 

I try to tell you about I’m me

سعی می كنم كه بهت بگم من کی هستم

words don’t come easily

كلمات به آسانی نمی توانند احساسم را بیان کنند

When you get close i share them

وقتی تو نزدیك می شوی اونا رو تقسیم می كنم

i watch you when you smile

من تماشات می كنم وقتی تو لبخند می زنی

i watch you when you cry

من تماشات می كنم وقتی تو گریه می كنی

Just hold me when I tell you

فقط به من گوش بده وقتی که بهت میگم

All I need is a love you give

همه ی چیزی كه می خوام یك عشقی است كه تو به من بدی

Oh baby all I need is you

عزیزم همه ی چیزی كه می خوام تویی

every time is the only time i wanna spend with you

می خوام همه لحظه هامو با تو باشم

your place is always empty i miss you

جای تو همیشه خالی میمونه دلم برات تنگ شده

i want to give up anything just to be with you

می خوام به خاطر تو  دست از همه چی بکشم

معنی هستی من به انگلیسی

In my dream you are mine but in my life you are dream

در رویاهایم تو مال منی ولی در زندگی تو رویای منی

The greatest distance on Earth is not north and south

it is when ii am right front of you and you don’t know that I LOVE YOU

طولانی ترین فاصله در زمین بین شمال و جنوب نیست

اون وقتیه که درست من روبروی توام و تو نمیدونی که من دوستت دارم

Never let you go from my life

هرگز نمیزارم از زندگیم بری

One smile begins a friendship

یک لبخند میتونه آغاز یه دوستی باشه

I love all the stars in the sky but they are nothing compared to the ones in your eyes Love U تمام ستاره های آسمان را دوست دارم اما انها در مقایسه با آنهایی که در چشمانت هستند هیچ اند تو را دوست دارم

 

My love for you is a journey, starting at forever and ending at never

عشق من برای تو یک سفر است شرو ع شده برای همیشه و هرگز پایان نمی یابد

There is no remedy for love but to love more

هیچ چاره ای برای عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بیشتر

love is something silent , but it can be louder than anything when it talks

عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود

when you are in dark night in demur sleep ,one person in Outright world making Himself dream whit you

وقتی تو سیاهی شب تن تو، تو خواب نازه یه کسی یه جای دنیا با تو رؤیاشو میسازه.

There are times when I fall in love with someone new, but I always seem to find myself back in love with you.

یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من همیشه دوباره عاشق تو میشم (از تو مرا هر نفس عشقی دگر!!!)

 Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a cannibal.

عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم

Love

عشق

lover

عاشق

Beloved

معشوق

Miss you

دلم تنگ شده

leave you

ترکت میکنم

kiss

بوسیدن

Hug

بغل کردن

lie down 

دراز کشیدن

smile

لبخند

glance

نگاه

we are powerful generation

good luck

5 Comments on “کلمات عاشقانه انگلیسی”

جالب بود. مرسی

بسیار زیبا بود. تشکر از سایتتون

درود بر شما. مقاله بسیار خوبی بود. عبارات و لغات بسیار قشنگی استفاده شده که بسیار کاربردی اند.سپاس از شما

عالی بود .خوشم آمد

سلام خوب بود میتونه بهترم بشه اگه کلماتی مثل
Dear-sweeite – honey-sweatheart
استفاده کنید..مثلا شما عشقتون باید با کلمه محبت آمیز صدا کنید نمیشه جمله بش بگی همیشه

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.


1.
I have to go to the dentist this morning.

1. من باید امروز صبح به دندان‌پزشکی بروم.

2.
We could go to town on the bus.

2. ما می‌توانیم با اتوبوس به شهر برویم.
معنی هستی من به انگلیسی

3.
We went to California last year.

3. من سال پیش به کالیفرنیا رفتم.

4.
You can walk from here to the station in under ten minutes.

4. تو می‌توانی در ده دقیقه از اینجا تا ایستگاه (پیاده) بروی.


1.
Can you tell me how to get there?

1. می توانید به من بگویید (که) چطور به آنجا برسم؟

2.
He told me to wait.


2. او به من گفت (که) منتظر بمانم.

3.
I don’t know what to do.


3. من نمی دانم (که) چه کار کنم.

4.
I need to eat something first.

4. من اول نیاز دارم (که) غذا بخورم.

5.
It’s not likely to happen.

5. این محتمل نیست (که) اتفاق بیوفتد.

6.
She agreed to help.


6. او قبول کرد (که) کمک کند.


1.
I came to help.


1. من برای کمک کردن آمدم.

2.
thirty to thirty-five people were there.

2. سی تا سی و پنج نفر آنجا بودند.


1.
Be kind to animals.


1. با حیوانات مهربان باشید.


1.
Place the cursor to the left of the first word.

1. نشانگر را در سمت چپ اولین واژه قرار دهید.

2.
There are mountains to the north.

2. در سمت شمال کوهستان‌هایی وجود دارد.

مترادف:  
before
متضاد:  
after
past

1.
It’s five to three.

1. (ساعت) پنج (دقیقه) مانده به سه است. [ساعت 2:55 دقیقه است.]


1.
He put his hands to his ears.

معنی هستی من به انگلیسی

1. او دست‎هایش را روی گوش‎هایش گذاشت.


1.
It sounded like crying to me.

1. به نظر من صدا، صدای گریه گردن بود.


1.
a monument to the soldiers who died in the war

1. یک بنای یادبود به یاد سربازانی که در جنگ کشته شدند

2.
Let’s drink to Julia and her new job.

2. بیایید به افتخار “جولیا” و کار جدیدش بنوشیم.

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

معنی هستی من به انگلیسی

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

در سایت چی میگن صد ها نفر به شما
در ترجمه جملات یا
اصطلاحات فارسی به انگلیسی و
ترجمه فارسی اصطلاحات
تکنیکی انگلیسی کمک میکنند .

app chiMigan اپ چی‌ میگن


app chiMigan اپ چی‌ میگن


31,136 پرسش


51,514 پاسخ


45,557 نظر


9,874 کاربر

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در
تبدیل جملات فارسی
به انگلیسی، تبدیل اصطلاح
های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی
چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی،
آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن
معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی
انگلیسی است.

معنی هستی من به انگلیسی
معنی هستی من به انگلیسی
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *