منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

خواص دارویی و گیاهی

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی
منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

مثلا فردی رو تاحال ندیدی و یا اینکه عزیزی رو سالهاست که ندیدی

I am looking forward to meeting you

I am very eager to meet you

I’d be glad to meet you.

I’d love to see you.

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

I’ve missed you.

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

با زبان دانان ایران زمین آشنا شوید

@chiMigan ارتباط با ادمین های چی میگن در تلگرام

در سایت چی میگن صد ها نفر به شما
در ترجمه جملات یا
اصطلاحات فارسی به انگلیسی و
ترجمه فارسی اصطلاحات
تکنیکی انگلیسی کمک میکنند .

app chiMigan اپ چی‌ میگن


app chiMigan اپ چی‌ میگن


31,141 پرسش


51,517 پاسخ


45,558 نظر


9,874 کاربر

هدف اصلی سایت چی میگن کمک به شما در
تبدیل جملات فارسی
به انگلیسی، تبدیل اصطلاح
های فارسی به اصطلاحات انگلیسی، آموزش انگلیسی
چه در کاربرد چه در استفاده روز مره انگلیسی،
آشنایی با کاربرد اصطلاحات انگلیسی و همینطور برعکس، پیدا کردن
معادل فارسی اصطلاحات تکنیکی
انگلیسی است.

Login or register (free and only takes a few minutes) to participate in this question.

You will also have access to many other tools and opportunities designed for those who have language-related jobs
(or are passionate about them). Participation is free and the site has a strict confidentiality policy.

Copyright © 1999-2019 ProZ.com – All rights reserved. Privacy – Print page

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

ProZ.com Ideas

(Powered by UserVoice)

View

Ideas submitted by the community

Post

Your ideas for ProZ.com

Vote

Promote or demote ideas


View forum without registering on UserVoice.

You can request verification for native languages by completing a simple application that takes only a couple of minutes.

Review native language verification applications submitted by your peers. Reviewing applications can be fun and only takes a few minutes.

در خصوص یادگیری زبان انگلیسی می خواهیم بدانیم، منتظر بودن به انگلیسی چی میشه؟

Wait

فعل wait for بیانگر آن است که شخص منتظر آمدن کسی یا رخ دادن چیزی است و به همین دلیل هیچ کاری نمی کند و اگر کاری می کرده ، آن را متوقف کرده است تا شخص مورد نظر بیاید یا چیز مورد انتظار اتفاق بیفتد . کلمه ی waiting گویای آن است که شخص به جز انتظار هیچ کار دیگری انجام نمی دهد:

Why are you standing there? -I’m sating for John ( to come).

چرا آنجا ایستاده ای؟ – منتظر (آمدن ) جان هستم.

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

You’ll just have to wait your turn.

شما باید صبر کنید نوبتتان بشود.

فعل await به همان معنای wait for است ، اما کاربردی رسمی دارد. فعل expect را زمانی به کار می بریم که مطمئنیم کسی که انتظارش را می کشیم خواهد آمد یا چیزی که منتظرش هستیم رخ خواهد داد و ما نیز کاری که می کنیم متوقف نمی سازیم.

We’re expecting a cold winter.

انتظار زمستان سردی را داریم.

What kind of result are you expecting?

انتظار چه نتیجه ای داری / دارید؟

به این ترتیب ، کلمه ی waiting ناظر بر نوعی عمل است و کلمه ی expecting ناظر بر نوعی حالت ذهنی.

عبارت look forward to را زمانی به کار می بریم که در انتظار حادثه ای جالب باشیم و نسبت به آن احساس خوشایندی داشته باشیم :

I’m looking forward to seeing him again.

بی صبرانه منتظرم دوباره او را ببینم.

 نکته ی دستوری : فعل wait درصورتی که پس از فعل دیگری بیاید ، بدون حرف اضافه ی for به کار می رود، درغیر این صورت همیشه همراه for به کار می رود. اما بعد از فعل await هیچگاه از حرف اضافه ی for استفاده نمی کنند.

 

برگه تقلب:

? با کلیک روی دکمه پلی فایل صوتی تفاوت whether و If در زبان انگلیسی را گوش …

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

گروه آموزشی زبان رمزی، به شما کمک خواهد کرد با استفاده از راهکارهای جدید در کمترین زمان و با کمترین هزینه به سرعت مهارت های زبان انگلیسی خود را افزایش دهید.

تماس با زبان رمزی
تلفن :
05138416857 – 05138476975
تماس ضروری خارج از وقت اداری:
09154443319
فکس :
05137337719
سامانه پیامکی :
5637 795 795 3000


a bird’s eye view چشم انداز از بالا – نگاه کلی

a gleam in eyeبرق نگاه

all my eye! همش کشکه!

An eye for an eye چشم در برابر چشم

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

a sight for sore eyes مایه روشنی چشم – منظره ی دلپذیر

be all eyes چهار چشمی مراقب بودن

Dot the l’s and cross the t’sمو به مو بررسی کردن

Give me a breakچاخان نکن

Get a kick out of somethingلذت بردن

Have a visit from the storkبچه دار شدن

Skip townجیم شدن

Wouldn’t be caught deadنمیمیرم که – اتفاقی نمیفته

Just as you say                   هر چی تو بگی                  

Take it or leave it                یا قبول کن یا یرو

Haggle                                چونه نزن                                           

Would you follow me?          میشه دنبالم بیایین؟

Saving your presence!           دور از حضور شما

Cut one’s teeth(on)تجربه کسب کردن

Be on the wagonلب به مشروب نزدن-غیر الکلی

On the lineاز دست دادن

Pull the plug on somethingجلوگیری کردن-مانع شدن

Crystal clearکاملا واضح و روشن

Take a walk down memory laneیادی از خاطرات گذشته کردن

A ball park figureحساب سرانگشتی

You can say that againباهات موافقم

A rule of thumbعرف-قانون

Be all thumbsدست و پا چلفتیA soft touchآدم ساده لوح که به راحتی می توان از او پول گرفت

At eleventh hourآخرین لحظه

Eighty-six somebodyاز شر کسی خلاص شدن

Have had itدیگه طاقت ندارم

it’ll spoil my appetite  اشتهامو کور کرده

my GOD damn him خدا رحمت کند

my GOD bless him خدا رحمتش کند

my GOD for give him خدا ببخشدش

my GOD kill him خدا بکوشدت

im done تا خر خره خوردم

i will get it من جواب میدم

poor you اخی

panking calll مزاحم تلفنی

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

you have a screw loose یک تختش کمه

no pain no gain نامبرده رنج گنج میسر نمیشود

tit for tatاین به اون در

easy come easy goباد اورد رو باد میبره

its raining cats and dog مثل چی داره بارون میاد

play of the job ماست مالی کردن

apple polishing پاچه خواری

dont beat around the bushes برو سر اصل مطلب

im unity there is stregh یک دست صدا نداره

shake your leg عجله کن

goody to shoes پاچه خوار

ingratiaterپاچه خوار

take it easyریلکس باش

he’s over the hillکسی که دلش جوان است

haste make wasteعجله کار شیطونه

dount caunt your chikend before the hatch جوجه را اخر پاییز می شمارند

Get on somebody’s nervesرو اعصاب کسی راه رفتن

Take something with five-finger discountاز مغازه جنس بلند کردن

Gameاهلش بودن

Put somebody awayکسی را زندانی کردن

Be thrown in at the deep end/get thrown into the deep endکار را به غیر اهلش سپردن

Take a rain checkبه وقت دیگری موکول کردن

Go Dutch withدانگی حساب کردن-هزینه ها را به طور مساوی تقسیم کردن

Give somebody/something two thumbs upمورد تایید قرار دادن

A dime a dozenصد تا یه غاز

The real McCoyجنس اصل

Con-artistشیاد

The tip of the icebergاول مسئله است

End in tearsعاقبت بد

Do timeزندانی کشیدن

On the houseبه خرج کسی بودن

Lie through one’s teethمثل ریگ دروغ گفتن

Greasy spoonرستوران کثیف و درجه 3

Kickbackرشوه-حق الحساب

Catch-22گره کور-مشکل حل نشدنی

Give somebody the third degreeسوال پیچ کردن

Hit the sackخوابیدن

It hits the fanاوضاع خراب شدن

Stick out like a sore thumbمثل گاو پیشانی سفید

dead beat;dead tired

کاملا خسته و فرسوده

dead drunkکاملا مست

 

dead lossخسارت کامل و غیر قابل جبرانشخص نا قابلی که نمی توان از وجودش استفاده کرد

a dead silenceسکوت کامل و مداوم

dead calm  نیز به همین معناست.

dead slowتقریبا غیر متحرک ، متوقف

for good or illهرچه باداباد ، هرچه می خواهد بشود

great and smallهمه انواع جانداران،همه موجودات زنده،ریزودرشت

good,bad or indifferentخوب ، بد ، یا بی نظر

high and dryتک و تنها ، بدون حامی

high and lowهمه جا ، هر جا

drunk or soberچه خواب و چه بیدار ، چه مست و چه هوشیار

by fair means or foulبطور درست یا نادرست ، مشروع یا نامشروع

fair and squareبطور عادلانه ، به طریق منصفانه

few and far betweenنا یاب،نادر،غیر مکرر

free and easyدمدمی ، لا قید ، بی ملاحظه 

To airخشک کردن ، تهویه کردن،اطلاع رسانی

to alleviateآرام کردن ، تسکین دادن

to apprehendبیم داشتن ، دستگیر گردن

to ask پرسیدن / خواستن / جویا شدن / درخواست کردن

to attendشرکت کردن ، حضور یافتن

to bandy words (with someone)رد و بدل کردن حرف های تند ( با کسی‌) در دعوا ، با کسی مشاجره لفظی داشتن

to abandonترک کردن/قطع امید کردن/از طرح یا نقشه ای صرف نظر کردن/از زن و فرزند خود متارکه کردن

to achieveبرآورده کردن هدف/منظور/به موقعیتی نائل شدن/در زندگی اجتماعی وجهه ای کسب کردن

to acknowledgeوصول نامه ای را اعلام کردن/پذیرفتن شکست/به اشتباه خود مقر بودن/از لطف کسی قدر شناسی کردن

to acquireکسب کردن دانش/بدست آوردن ذوق(برای کار یا چیزی)/بخود گرفتن نوعی تلف 

to adoptکودکی را به فرزندی قبول کردن/پذیرفتن طرح یا نظری/خو گرفتن به عمل/اختیار کردن مقیاس های جدید

ancient and modernدر سراسر طول تاریخ / اعم از گذشته و حال

for better (or) for worseهرچه باداباد/هرچه می خواهد بشود

black and blue(در مورد کوفتگی و ضربه خوردن) سیاه و کبود

cut and driedصاف و پوست کنده/قاطع و روشن/سنجیده و بی پرده

dead and gone ; dead and buriedمرده و از دست رفته/مرده و فراموش شده

deadهر گاه بصورت اصطلاح بکار رود می تواند معانی مختلفی داشته باشد مثلا:

a dead language زبانی را گویند که دیگر تکلم نمی شود

a dead letterنامه ای که در پست خانه به علت معلوم نبودن آدرس بلا تکلیف مانده استقانونی که ضامن اجرایی ندارد

a dead lineکالایی که مغازه دار بعلت عدم تقاضای مشتری از خرید و فروش آن دست کشیده

dead stockکالایی در بازار که خریدار ندارد 

a dead wireسیمی که برق در آن جریان ندارد

اسمش سر زبانم است .His name is on the tip of my tongue.

مرا خر فرض کردی ؟How dumb do you think of me?

از کجا باید بدانم ؟How on earth should I know?

اسم شما چی بود ؟I didn’t catch your name?

از آن سر در نمی آورم .I can`t make head or trail of it.

3764) He isn’t just anybody3765) برای خودش آدمیه3766) He jobbed his brother into a well-paid post3767) برادرش را سر یک کار پر در آمدی گذاشته.3768) he keeps above of the times3769) با جریانات روز آشناست3770) he kicked the bucket yesterday3771) دیروز غزل خداحافظی رو خوند3772) He knew well3773) اون خوب می دانست3774) He knows what he is about3775) حساب کار دستش است3776) He left yesterday3777) اون دیروز رفت3778) He lied about his age3779) اون در مورد سنش دروغ گفت3780) he looks angry.3781) او عصبانی به نظر می رسد3782) He looks like a drowned cat3783) عین موش آب کشیده.3784) He looks proud3785) خودشو میگیره3786) He made a complaint3787) اون شکایت کرده3788) he made me cry3789) او مرا به گریه انداخت3790) he made me do that3791) او مرا مجبور به ان کار کرد3792) he made me very tired3793) او خیلی خسته ام کرد3794) He makes faces3795) دهن کجی میکنه3796) He makes you laughf your head off.3797) از خنده روده برت می کند3798) He must have studied very well3799) او باید خیلی خوب درس خوانده باشد3800) he offered me a good job3801) اون شغل خوبی به من پیشنهاد کرد

3702) He is just using you3703) اون فقط داره از شما سواستفاده می کنه3704) He is learning Arabic3705) اون داره عربی یاد می گیره3706) He is like a bat out of hell3707) مثل جن بو داده3708) He is loaded with money3709) ادم خرپول3710) He is moving out very shortly to a new house3711) بزودی از این خونه بلند میشن.3712) he is no fool3713) آنقدرها هم احمق نیست

3714) He is not a bit like you3715) یک ذره هم به تو نرفته3716) He is not able to see further than the end of his nose3717) بیشتر از نوک بینی اش را نمی بینه.3718) He is not easily flattered3719) با چاپلوسی نمی توان با اون کنار اومد3720) He is nothing but a paper tiger3721) اون فقط ادای ببر رو در می یاره3722) He is old and will never change the way he does think3723) اون پیر است و طرز فکرش را هرگز عوض نخواهد کرد3724) He is on leave3725) او درمرخصی است3726) He is on the phone3727) داره با تلفن حرف میزنه3728) He is only two years old3729) اون تنها دو سال دارد3730) He is out of job3731) بیکاره.3732) He is over the hill3733) اون سن و سالی ازش گذشته3734) He is post master at3735) طرف خدای فلان کار است3736) He is quick to answer3737) او جواب را آماده دارد3738) He is really present-minded3739) او واقعا حضور ذهن خوبی دارد3740) He is rolling in money3741) رو پول غلط می خوره.3742) he is so behind3743) طرف شوته3744) He is such a meat head3745) او از آن کله پوک هاست3746) He is such a yes-man person3747) بله قربان گو ست.3748) he is the bearer of a secret letter3749) او حامل نامه محرمانه ای است3750) he is under his wife’s thumb3751) تحت کنترل همسرشه

3652) He is an imposter3653) آدم دغل باز و شیادیه.3654) he is an understanding boy3655) پسر فهمیده ای است3656) He is anything but a writer3657) همه کاره هست ، الا نویسنده3658) He is as bold as a brass3659) رویش سنگ پای قزوین است!3660) He is as cool as a cucumber3661) مثل سیب زمینی بی رگ.3662) He is as well known as the village pump3663) مثل گاو پیشانی سفید

3664) He is behind the times3665) او دارای افکار کهنه ای است3666) He is blind in one eye3667) یک چشمش نابینا است3668) He is born poet3669) اما تو چیز دیگری!!3670) he is bound to europe3671) عازم اروپا است3672) he is brainless3673) آدم بی کله 3674) He is charming3675) مهره مار داره.3676) He is cross-eyed3677) او چشماش چپه3678) He is down on his luck3679) بخت از او برگشته است3680) He is down with flu3681) آنفولانزا از پا انداخته ش.3682) He is extremely sly3683) آدم هفت خط.3684) He is going for ten3685) همین روزا وارد ده سالگیش میشه.3686) He is going to wash his car3687) او قصد دارد اتومبیلش را بشوید3688) He is growing fast3689) داره زودی قد میکشه.3690) he is impossible3691) اون غیر قابل تحمله3692) he is in advance of his time3693) افکارش از زمان خودش جلوتر است3694) he is in good condition3695) خوب مانده3696) He is in prison for accepting bribes3697) اون به خاطر قبول رشوه در زندان است3698) He is in the habit of lying3699) به دروغگوئی عادت داره.3700) He is itching for a fight3701) تنش برای دعوا می خاره3602) He is a gentleman all round3603) اون از هر جهت یم ادم با شخصیت است3604) He is a handy man3605) مثل آچار فرانسه3606) He is a hard worker3607) او کارگر سخت کوشی است3608) he is a jack of all trades3609) ذی فنون3610) He is a little wrong in the upper story3611) بالا خانه اش مشکل داره.3612) He is a man of influence3613) اون مرد صاحب نفوذی هست

3614) He is a money bags3615) رو گنج نشسته.3616) He is a naughty boy3617) او پسر شیطانی است3618) He is a nobody3619) کاره ای نیست.3620) He is a rubber neck3621) او خیلی فضوله3622) He is a tough guy3623) اون ادم پرطاقت و قرصی است3624) he is a well-dressed and a polite youth.3625) اون یک جوان اراسته و مودب است3626) he is a yes-man.3627) او آدم بله قربان گویی است.3628) He is about your age3629) تقریباً هم سن شماست.3630) he is above himself3631) او مغرور است3632) He is above telling a lie3633) اهل دروغ نیست.3634) He is acting a part3635) داره نقش بازی می کنه3636) He is acting a part. I don’t think he is ill at all3637) داره نقش بازی می کنه.خودش رو زده به مریضی.3638) He is ahead of his class3639) شاگرد اول کلاسه.3640) He Is Ahead Of His Time3641) از زمان خودش جلوتره3642) he is all thumb3643) ادم دست و پا چلفتیه3644) He is all wet to the skin3645) مثل موش اب کشیده3646) He is always crying poverty3647) همیشه زار می زنه.3648) He is always on the go3649) آرام و قرار نداره.3650) He is always on the move3651) مدام در حرکته. 3552) He has an evil eye3553) چشمش شور است3554) He has an iron will3555) اون اراده ی اهنین دارد3556) He has ants in his pants3557) آروم و قرار نداره3558) He has been kicked by a mosquito3559) پشه لگدش زده .3560) he has changed a good deal3561) خیلی تغییر کرده3562) He has gone off his head3563) دیوونس. عقلش رو به کلی از دست داده.

3564) He has got a terrible temper3565) اون اخلاق بدی دارد3566) he has got sticky finger3567) طرف دستش کجه3568) He has light fingers3569) دستش کج است3570) he has no right3571) غلط کرده3572) he has no sense of shame3573) خجالت سرش نمی شود3574) He has not a penny to bless himself3575) اه ندارد که با ناله سودا کند3576) He has not a penny to bless himself with3577) گور ندارد که کفن داشته باشه.3578) he has not fixed3579) تعمیر نکرده است3580) He Has Nothing Between His Ears3581) اصلاً عقل تو کلش نیست3582) He has nothing of his own3583) در هفت آسمان یک ستاره هم ندارد3584) he has something in his hand3585) او چیزی در دست دارد3586) He has style3587) صاحب سبک است3588) He has to go.3589) اون مجبور است برود3590) he hits his aim3591) به مقصودش رسید3592) he is a big shot3593) او ادم مهم و با نفوذی است3594) He is a drivers badly3595) او به طور بدی رانندگی می کند3596) he is a fair_weather friend3597) رفیق نیمه راهه3598) He is a football enthusiast3599) دیوونه ی فوتباله.3600) he is a free loader3601) آدم چتر بازیه

3502) He does long tongue3503) زبون درازی می کنه3504) He doesn’t care a pin3505) ککش هم نمی گزد3506) He doesn’t have the heart to3507) دلش رو نداره.3508) He doesn’t look his age3509) اصلاً نشون نمی ده.3510) He doesn’t have to3511) اون مجبور نیست3512) He fell down on spot3513) افتاد و در جا مرد.

3514) He gave me the cold shoulder3515) اون به من کم محلی کرد3516) He goes3517) او می رود3518) He goes to school everyday3519) او هر روز به مدرسه می رود.3520) He got a good beating3521) یک کتک خوبی خورد3522) he got a raise3523) اضافه حقوق گرفت3524) He got a soft job3525) کار راحت و آسونی پیدا کرده.3526) HE got an unfair deal3527) آقا:یک معاملهء نا مناسب انجام داده است3528) He got the best mark in the exam3529) او بهترین نمره را در امتحان گرفت3530) He graciously acceded to our request3531) او با نهایت مهربانی با خواهش ما موافقت کرد3532) He had been telling a pack of lies3533) یک مشت دروغ تحویل ما داده.3534) He had picked3535) او چیده بود3536) He had to teach.3537) او مجبور بود درس بدهد3538) he has 6 mouth to eat3539) 6 سر عائله دارد3540) He has a big mouth3541) ادم دهن لق-دهن لق است3542) he has a finger in every pie3543) نخود هر آش است3544) he has a great deal pull3545) خریش می رود3546) He has a hand in high places3547) طرف خرش خیلی میره3548) he has a high sense of duty3549) او وظیفه شناس است3550) He has a loose tongue3551) دهنش چفت و بست نداره.

when the dust settlesوقتی که خوب آب ها از آسیاب افتاد

It is even better than we hoped

نور علی نور است

Don t sidetrack the issue

خود را به کوچه ی علی چپ نزن

You have been misinformed

خلاف به عرضتان رسانده اند

To go through fire and waterخود را به آب و آتش زدن

To kick someone out

کسی را با اردنگی بیرون کردن

He is mean and stingy

جان به عزرائیل نمی دهد

Have mercy on me

به من رحم کنید

The blind can not lead the blind

کوری عصاکش کور دیگر

I always stick to my wordمن همیشه سر حرفم می ایستم

3402) have a long way to go3403) راه درازی در پیش داشتن3404) have a lot in plate3405) پرکار بودن – پر مشغله بودن3406) have a roof over one’s head3407) سرپناهی داشتن3408) HAVE A SCREW LOOSE3409) یک تخته کم داشتن. بالاخانه خود را اجاره دادن، عقل کسی پاره سنگ برداشتن3410) have a seat3411) بفرما بشین3412) HAVE A SWEET TOOTH3413) به چیزهای شیرین علاقه داشتن3414) have alot in plate3415) کار زیاد و مشغله داشتن بسیار3416) have cold3417) سرما خورن3418) have friends in high places3419) پارتی داشتن3420) Have God3421) با خدا باش3422) Have God, have all3423) با خدا باش ، هر چه خواهی کن.

3424) have got the deal of life-time for you3425) بهترین معامله ی فرصت زندگیتو می خواهم بهت پیشنهاد کنم3426) Have I smelled the palm of my hand3427) مگه کف دستموبو کردم3428) Have nice day3429) روز خوبی داشته باشید3430) have nice time3431) اوقات خوشی داشته باشید-وقت بخیر3432) have on3433) به تن داشتن3434) have one s hands free3435) دست کسی باز بودن3436) HAVE ONE’S CAKE AND EAT IT TOO3437) هم خدا و هم خرما را خواستن3438) have ones hands tied3439) دست کسی بسته بودن3440) HAVE SOMEONE’S NUMBER3441) دست کسی را خواندن. از نیت کسی آگاه بودن3442) have the world by the tail3443) دنیا به کام کسی بودن3444) have to3445) مجبور بودن3446) Have you been treated for this condition before3447) آیا برای این حالت پیش از این درمان شده اید.3448) Have you checked the attendance3449) آیا حضور و غیاب کردید؟3450) Have you eaten your dinner.3451) آیا شما شامت را خورده ای ؟

3352) Hang on a secend3353) یه لحظه صبر کنید3354) Happiness has hit you under your stomach3355) خوشی زده زیر دلش3356) happiness is up to you3357) خوشبخت شدن از تو3358) Hard working3359) سخت کوش3360) Hardly3361) به سختی-به ندرت3362) Harp on one string3363) پا توی یک کفش کردن3364) Has anyone in your family ever had a reaction to an anesthetic?3365) آیا در خانواده شما کسی بود که با داروی بی هوشی واکنشی (نامطلوب) داشته باشد؟3366) has been kept3367) نگهداری شده است3368) has finished3369) تمام کرده است3370) has kept3371) نگه داشته است

3372) Has she written the letters?3373) آیا او نامه ها را نوشته است ؟3374) has the penny dropped3375) دوزاریت افتاد؟3376) hasn’t arrived yet3377) هنوز نرسیده است

3378) Haste is from the Devil3379) عجله کار شیطان است3380) Haste make waste3381) عجله کار شیطان است3382) Hasty work, Double work3383) آدم عجول دوباره کاری می کنه3384) Hat lifter3385) کلاه بردار3386) have3387) داشتن3388) Have a Bone to Pick with Someone3389) از کسی گله کردن3390) have a broad back3391) سعه صدر داشتن3392) have a friend at court3393) پارتی داشتن3394) HAVE A FROG IN SOMEONE’S THROAT3395) گرفته بودن صدای کسی. صدا از گلوی کسی درنیامدن3396) Have a heart3397) رحم داشته باش.3398) have a long arm3399) قدرت داشتن-نفوذ داشتن3400) have a long memory3401) حافظه ی خوبی داشتن

3302) grooving3303) راحت لمیده3304) grow3305) رشد کردن3306) grow up3307) بالغ شدن-رشد کردن3308) Growing darkness taking dawn3309) دارم در تاریکی فرو می رم3310) guide3311) راهنمایی کردن-هدایت کردن3312) gullible3313) احمق _ کودن

3314) Gun fire3315) چای دبش3316) Habit3317) عادت – خلق3318) had a screw loose3319) یک تخته کم داشت3320) had been kept3321) نگهداری شده بود3322) had better3323) بهتره-ترجیح داشتن3324) Had I gone there,3325) اگر به انجا رفته بودم3326) had kept3327) نگه داشته بود3328) Hafiz, sustained union cannot be cajoled3329) حافظ مدام وصل میسر نمی شود3330) Half of your life is lost3331) نصف عمرت بر فناست.3332) halves3333) نیمه ها3334) hand down3335) به ارث گذاشتن. به افراد بعد منتقل کردن3336) Hand it to you3337) خیلی با هالی ، دمت گرم3338) hand over3339) تحویل دادن3340) Hand over the money3341) پول رو رد کن بیاد3342) Hands off3343) دستت را بکش-دست خـــــر کوتاه!3344) Hands up3345) دست ها بالا3346) handsomely3347) سخاوتمندانه3348) HANG IN THERE3349) استقامت به خرج دادن. تاب آوردن. با اوضاع ساختن3350) hang on3351) ثابت قدم ماندن 3201) go up3202) بالا رفتن3203) Go/be after sb/sth3204) چشم کسی دنبال چیزی بودن3205) God answered3206) خدا پاسخ داد3207) God asked3208) خدا گفت3209) God bless you3210) سلامت باشید.(در جواب)3211) God-fearing looks with divine illumination3212) مومن با نور الهی می نگرد

3213) God forbid3214) خدا نکند3215) God help him who helps himself3216) از تو حرکت ، از خدا برکت.3217) God is single3218) خداوند یکتاست3219) God knows3220) خدا گواست3221) God leads us by strange ways3222) خدا ما را با اشکال مختلف هدایت می کند؛3223) god rest his3224) خدا بیامرز-خدا بیامرزدش3225) God smiled3226) خدا لبخند زد3227) God speed you3228) خدا به همراهت3229) god willing3230) انشاالله3231) God’s hand took mine 3232) خداوند دستهای مرا در دست گرفت3233) God’s willing3234) اگر خدا بخواد.3235) Godly3236) با خدا3237) going through3238) ناراحت بودن-رنج کشیدن3239) going to3240) قرار است3241) Going to the party on Saturday3242) شنبه به جشن می آی؟3243) good appetite3244) نوش جان3245) good day to you3246) روز شما خوش3247) Good excuse3248) عذر موجه3249) good for you3250) خوش به حالت

3151) GO COLD TURKEY3152) یک مرتبه عادتی را کنار گذاشتن. بی مقدمه اعتیاد را ترک کردن3153) Go daddy3154) برو بابــا 3155) go easy on that3156) بی خیال- سخت نگیر3157) go fly a kite3158) برو پی کارت3159) go for ever3160) ریگ ته جوی بودن3161) GO GREAT GUNS3162) حسابی رو به راه بودن. قبراق بودن

3163) Go halfway3164) با دیگران کنار امدن3165) GO INTO A NOSEDIVE3166) سریع افت کردن. مثل برق پایین آمدن. شدیدا تنزل کردن3167) go introduce yourself to the professor3168) برو خودت را به پروفسور معرفی کن 3169) .Go it alone3170) یک تنه به میدان رفتن3171) Go now3172) همین حالا برو3173) Go off the rails3174) دچار فساد اخلاقی شدن3175) go off with3176) دزدیدن3177) Go on3178) بفرمایید-ادامه دادن3179) Go on a fast that stays healthful3180) روزه بگیرید تا سالم بمانید.3181) go on a trip3182) به سفر رفتن3183) Go on with the story3184) داشتی می گفتی ، ادامه بده.3185) go one’s own way3186) راه خود را رفتن3187) go out.3188) برو بیرون3189) go out of the class.3190) از کلاس برو بیرون3191) go straight on3192) مستقیم به راه ادامه دادن3193) Go through fire and water3194) خود را به آب و آتش زدن3195) go to bat for someone3196) از کسی طرفداری کردن ، از کسی جانب داری کردن3197) go to the dogs3198) مخروبه شدن-به گند کشیده شدن ، به مخروبه تبدیل شدن3199) go to town3200) سنگ تمام گذاشتن ، گل کاشتن

3101) Give me a ring tomorrow3102) فردا به من زنگ بزن3103) give me five3104) بزن قدش3105) Give me my life back3106) جون دباره ای می گیرم3107) Give Somebody a Cold Shoulder3108) به سردی با کسی رفتار کردن3109) Give somebody the cold shoulder3110) کسی را تحویل نگرفتن3111) give someone a buzz3112) به کسی زنگ زدن ، به کسی تلفن زدن

3113) give someone lip service3114) شیر کردن کسی با حرف3115) Give someone the cold shoulder3116) با کسی سرد برخورد کردن3117) GIVE SOMEONE THE RASPBERRY3118) برای کسی شیشکی بستن3119) GIVE SOMEONE THE SLIP3120) جیم شدن. فرار کردن3121) Give the kid a break3122) اینقدر بهش سخت نگیر3123) give up3124) ترک کردن3125) Giving him two bucks, he will role over for you3126) اگر دو دولار پول بهش بدی، برای تو ملق میزنه3127) Glad to meet you3128) از دیدارتان خوشبختم3129) glass3130) عینک3131) globe3132) کره3133) glowgl3134) درخشیدن-روشن کردن3135) glue3136) چسب مایع3137) Glued to something3138) میخکوب شدن3139) go ahead3140) ادامه دهید-بفرماید3141) go and blow your noise3142) برو دماغت رو بگیر3143) Go and enjoy yourself3144) برو خوش باش.3145) go ape3146) قاط زدن3147) Go at a crawl3148) مثل لاک پشت3149) GO BANANAS3150) از شدت خوشحالی یا عصبانیت دیوانه شدن

rolling3054) کارت رو شروع کن3055) get the blame3056) مواخذه شدن3057) get the hell out of here3058) گمشو از اینجا3059) GET THE JUMP OF SOMEONE3060) پیش دستی کردن. روی دست کسی بلند شدن3061) GET THE SHORT END OF THE STICK3062) کلاه سر کسی رفتن. به حق خود نرسیدن

3063) get to3064) رسیدن3065) get up3066) بیدار شدن3067) get up on the wrong side of the bed3068) از دنده چپ از خواب پا شدن3069) get used to3070) عادت کردن به3071) Get your belongings together3072) هر چی دارید بردارید3073) gets on my nerves3074) میره رو اعصابم3075) Getting lost within myself3076) در درون خودم گم میشم3077) Ghosts of your stomach3078) ارواح شکمت3079) Girl’s dresses3080) لباس های دختران3081) give 3 cheer for s.b3082) به افتخار کسی هورای بلند کشیدن3083) Give a dog a bad name and hang him3084) به سگ یک لقب بد بده بعد آن را بکش (گر سر آزار داری بهانه بسیار داری3085) Give back3086) پس دادن3087) give bake3088) پس دادن-باز گرداندن3089) Give him a big hand3090) به افتخارش یه دست محکم بزنید3091) Give him enough rope, he’ll hang himself3092) طناب مفت ببینه خودش رو خفه می کنه.3093) Give it another try.3094) یک بار دیگر سعی کن3095) Give me a break3096) یک فرصتی به من بده-تو رو خدا ولم کن 3097) Give me a pen please.3098) لطفاً به من یک خودکار بده3099) Give me a ring back3100) بهم زنگ بزن

1) A witty Joke2) شوخی با نمک

3) A wolf in sheep’s clothing4) گرگ در لباس میش

5) A wolf in the lamb’s skin6) گرگی در لباس میش

7) A word spoken is past recalling8) تیری که رها شد به چله باز نگردد

9) A word to the wise is enough10) در خانه اگر کس است یک حرف بس است

11) abase12) پست کردن، تحقیر نمودن

13) abate14) فروکش کردن

15) ABC of something16) الفبای چیزی

17) abdicate18) از خود سلب مسئولیت کردن، مسئولیتی را دیگر قبول نکردن

19) aberrant20) غیر عادی، نابهنجار، منحرف

21) aberration22) انحراف-کج روی

23) Abide by sth24) پذیرش دستورات

25) abject26) رقت بار، خفت بار

27) Able to breathe again28) نفس تازه کشیدن

29) Able to do sth blindfold30) چشم بسته کاری را انجام دادن

31) Able to take a joke32) ظرفیت شوخی داشتن

33) Able to take just so much34) ظرفیت زیادی نداشتن

35) abominate36) متنفر بودن، به شدت بیزار بودن

37) abortive38) بی ثمر، بی نتیجه

39) about-face40) تغییر عقیده

41) About to do sth42) در شرف انجام کاری

43) above44) بالا

45) above all this46) از همه اینها گذشته

47) Above-board48) واضح و روشن

49) above-named50) نامبرده بالا

a phat song2) یک آهنگ توپ

3) A picture is worth a thousand words4) زلیخا گفتن و یوسف شنیدن / شنیدن کی بود مانند دیدن؟

5) A piece of cake6) مثل اب خوردن

7) a political dissident8) یک مخالف سیاسی

9) A poor workman blames his tools10) عروس نمی توانست برقصد، می گفت زمین کج است

11) A pretty penny12) خیلی گران است

13) A problem solved becomes easy14) معما چو حل گشت آسان شود.

15) A rolling stone gathers no moss16) بر سنگ گردان نروید نبات

17) A room can be built here.18) یک اتاق در اینجا می تواند ساخته شود

19) A Slap in the face20) تو دهنی

21) a snail’s pace22) سرعت لاک پشتی

23) a snake in the grass24) مار خوش خط و خال-اب زیر کاه

25) A sound mind in a sound body26) عقل سالم در بدن سالم است

27) .A steal28) ارزشش کمتر از این حرفهاست

29) A stitch in time30) کار امروز را به فردا مسپار

31) a thoughtless act32) یک کار ناشی از بی فکری

33) A tree that God plants , no wind hurts it34) چراغی را که ایزد برفروزد هر آن کس پف کند ریشش بسوزد

35) a university36) یک دانشگاه

37) a used car38) یک ماشین کهنه

39) A vow unto his own40) به خود ش قول می دهد

41) a voyage of close42) یک سفر دریائی

43) a war burst out44) جنگی در گرفت

45) a white lie46) دروغ مصلحت آمیز

47) A willing horses is run to death48) خر بارکش را، هی بار می کنند

49) A wise man avoids edged tools50) آدم دانا به شتر نزند مشت 1) A jack of all trades is master of none2) همه کاره و هیچ کاره

3) A joint pod does not boil4) دیگ شراکت ( شریکی) جوش نمی یاد.

5) a kick on the back6) اردنگی

7) A leopard can not change it’s spots8) یک پلنگ نمی تواند لکه های روی پوستش را تغییر دهد

9) A leopard cannot change his spots10) توبه گرگ مرگ است

11) A little bird told me12) کلاغه به من خبر داد

13) A little bird told me so14) کلاغ سیاه خبر آورد.

15) A little bird told me that you’ve got engaged16) کلاغه برام خبر آورد که نامزد کردی

17) A little body has often a great soul18) فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه

19) A little knowledge is a dangerous thing20) نادانی به از کم دانی

21) A little pool produce small fish22) مردم حقیر و کوچک اعمال و افعالشان هم خرد و محقر است

23) A living dog is better than a dead lion24) یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است

25) a lonely life26) تنهایی -بی کسی

27) a losing battle28) چیز دست نیافتنی

29) a lot of short stories30) داستانهای کوتاه زیادی

31) a.m32) قبل از ظهر

33) A man is known by the company he keeps34) آدم را باید از دوستاش شناخت

35) A Man’s Demeanor Reveals His Status36) رفتار یک مرد معرف شخصیت اوست

37) A mischievous dog must be tide short38) یک سگ خطرناک را باید با زنجیر کوتاه بست

39) A miss by an inch is a miss by a mile40) آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب

41) A moment when the time is still42) لحظه‌ای که زمان متوقف شده است؛

43) a pair of shoes44) یک جفت کفش

45) A penny saved is a penny earned46) کم بخور همیشه بخور-قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود

47) A perfect ass48) مثل خر

49) A person is known by the company he keeps50) تو اول بگو با کیان دوستی / پس آنگه بگویم که تو کیستی

1) A bad dog never sees the wolf2) یک سگ گله بی عرضه هیچ وقت گرگ را نمی بیند

3) A bad thing never die4) بادمجون بم آفت نداره.

5) A bad vessel is seldom broken6) بادمجان بم آفت ندارد

7) a baking hot day8) یک روز خیلی داغ

9) A Ball Of Fire10) به کسی که خیلی شیطون باشه

11) A barking dog never bite12) سنگ بزرگ علامت نزدن است

13) a beautiful baby girl14) دختر زیبایی

15) A bird in hand is better than two in the bushes16) سیلی نقد، به از حلوای نسیه

17) A bird in hand is worth two in the bush18) سیلی نقد به از حلوای نسیه

19) A bird in the hand is worth two in the bush20) سرکه نقد به از حلوای نسیه

21) a bitter pill to swallow22) حقیقتی تلخ که باید پذیرفت

23) A blessing disguise24) توفیق اجباری

25) A blessing in disguise26) عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد

27) a boon companion28) رفیق جون جونی

29) A braying ass eats little hay30) خری که عر عر زیاد می کند، کمتر یونجه می خورد

31) A burden of one’s choice is not felt32) خود کرده را تد بیر نیست

33) A burnt child dreads the fire34) مار گزیده از ریسمان سیاه سفید میترسه

35) A businessman is loved by god36) کاسب حبیب خداست.

37) a can I use your telephone38) آیا می توانم از تلفن شما استفاده کنم ؟

39) A car was bought for Ali.40) یک اتومبیل برای علی خریده شد

41) A case in point is you42) یک موردش همین جنابعالی

43) A castle in the air44) آرزوهای واهی

45) A cat has nine lives46) سگ 7 تا جون دار

47) A cat may look at a king48) به اسب شاه گفته یابو

49) A child is born on a battlefield50) کودکی در میدان جنگ به‌دنیا می‌آید

1) a constant guest is never welcome2) مهمون تا سه روز گفتند ، نگفتند تا عید نوروز3) کم بیا شیرین بیا

4) a copy cat5) بله قربان گو

6) A coward dies a thousand times before his death7) ترس برادر مرگ است

8) A crow is never whiter for ever washing9) کلاغ با شستن سفید نمی شود

10) a.d11) بعد از میلاد

12) A fair face may hide a foul heart13) صورت ظاهر برادر هیچ نیست

14) a farm for raising horses15) مزرعه ای برای پرورش اسب

16) a fat man17) یک مرد چاق

18) A flower has no front or back19) گل پشت رو نداره

20) A fool and his money are easily parted21) تا ابله در جهان هست، مفلس در نمی ماند

22) A fool and his money are soon parted23) احمق پولش را به راحتی از دست می دهد

24) A fox smells its own lair first25) تا چوب را بلند کنی، گربه دزده فرار می کند

26) a friend in need is a friend indeed27) دوست ان است که گیر دست دوست در پریشانی و درماندگی

28) A good beginning makes a good ending29) یک شروع خوب، پایان خوبی در پی دارد 30) خشت اول چون نهاد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج

31) A good name is better than riches32) نام نیکی گر بماند آدمی به کزو ماند سرای زر نگار

33) A good wine needs no bush34) مشک آنست که خود ببوید نه آن که عطار بگوید.

35) A great ship must have deep water36) هر که بامش بیش برفش بیشتر

37) a guest is a friend of God38) مهمان حبیب خداست

39) A guest is loved by God40) میهمان حبیب خداست.

41) a heavy box42) یک جعبه ی سنگین

43) A hog in armor is still but a hog44) خر همان خر است؛ فقط پالانش عوض شده است

45) A hundred years to these years46) سد سال به این سال ها

47) A hungry man has no faith48) کسی که معاش ندارد ، معاد ندارد

49) A hungry man is an angry man50) ادم گرسنه دین و ایمان ندارد

talk nineteen to the dozen بسیار سریع صحبت کردنtalk the hind legs off a donkey صحبت کردن بدون مکثtalk something through / over بحث کردن درباره چیزیtalk something up چیزی را مهم جلوه دادنtalk someone into doing کسی را متقاعد کردن در انجام کاریtalk someone through something دادن دستورالعمل گام به گام به شخصیtalk under your breath آهسته صحبت کردن .طوریکه کسی متوجه نشودtalk rubbish غیر منطقی صحبت کردنtalk around the subject حاشیه پردازی و نپرداختن به اصل موضوعtalk highly of someone کسی را تحسین کردنto give someone a talking-to صحبت کردن با کسی از روی عصبانیت to be like talking to a brick wall عدم نفوذ کلام در شخصی

talk your way out of something خلاص شدن از یک موقعیت دشوار با یک بیان هوشمندانهstraight talking گفتار صادقانهtalk shop صحبت کردن در باره کار در یک موقعیت اجتمائی

دوستی که شما را در شرایط دشوار حمایت نمی کندa fair-weather friend

یک شانس کوچکa snowball’s chance

بسیار عصبانی به نظر رسیدنa face like thunder

هیاهو و قیل وقال برای یک مسئله بی اهمیتa storm in a teacup

آسان بودنbe a breeze

سخت مشغول کاری بودنbe snowed under

مرتب تغییر عقیده دادنblow hot and cold

هوای بسیار سردbrass-monkey weather

هر چه بیش آیدcome rain or shine

آرامش قبل از طوفانthe lull before the storm

بس انداز کردن برای روز مباداsave up for a rainy day

تجزیه وتحلیل موقعیت قبل از اقدام به کارsee which way the wind blows

انجام کاری که قرار است شخص دیگری انجام دهدsteal someone’s thunder

Just as you say هر چی تو بگی

Take it or leave it یا قبول کن یا یرو

Haggle چونه نزن

Would you follow me? میشه دنبالم بیایین؟

Saving your presence! دور از حضور شما

He is a he مردی یه واسه خودش

She is a she شیرزنیه واسه خودش

Leave me alone تنهام بزار

Be serious جدی باش

Sorry to in terrupt you معذرت می خوام حرفت رو قطع کردم

May I jump in? میتونم وسط حرفت بیام؟

I see your point می فهممت

Excuse my back ببخشید پشتم به شماست

May I be excused? اجازه مرخص شدن می دید؟

You are in shape to today امروز سرحالی

You don’t have a prayer هیچ شانسی نداری؟

Keep your nose clean پاتو از این قضیه بکش بیرون

What a dopey عجب خنگی هستی تو

Enjoy your self خوش بگذرونی

Make up your mind تصمیمتو بگیر

Tank a bunch خیلی متشکرم

You’re the best شما بهترینی

You are an angel تو یه فرشته ای

What would I do with out you? من بدون توچیکارکنم؟

What’s perfect عالیه

Sorry to hear that متاسفم که می شنوم

I a pologise معذرت می خوام

Sorry for keeping you waiting معذرت می خوام که منتظرت گذاشتم

Sorry I am late ببخشید دیر کردم

Please for give me لطفا منو ببخش

Sorry, I didn’t meat do that ببخشد منضوری نداشتم

I owe you an apology بهت یه معذرت خواهی بدهکارم

My bad! تقصیر من بود

How much is the tax? مالیاتش چقدره؟

Is this an sale? این حراجه؟

What is the price after discount? قیمتش بعد تخفیف چقدر میشه؟

What’s the total? جمعا چقدر میشه؟

May I try this on? میتونم اینوامتحان کنم؟

It’s the wrong size سایزش اشتباهیه

I need to take this back میخوام اینو پس بدم

I lost my receipt رسیدم را گم کردم

این اصطلاحات را در رستوران ها به کار می بریم:

Could I get you sth to drink? می خوای برات نوشیدنی بگیرم

Care for another? بازم میل دارید؟

What are you having? چی دارید-چی میخوری

Could I have the cheek? صورت حساب لطفا

Could I have a table for two,pls?

میشه لطفا واسه ما میز دو نفره بدی؟

What would you like for dessert?

دسر چی میل دارید؟

Would you like sth to eat?

چیزی می خوای میل کنی؟

What would you like to drink?

نوشیدنی چی میل دارید؟

Can I see the menu pls? میتونم منوتونو ببینم؟

Can I get you a drink? برات نوشیدنی بگیرم؟

Have you booked a table?

حتما میز رزرو کردید؟

How many are you? چند نفرید؟

Would you follow me? میشه دنبالم بییاین؟

Keep your nose clean پاتو از این قضیه بکش کنار

Enjoy your self خوش بگذرونی

Makeup your mind تصمیمتو بگیر

What’s perfect عالیه

What would I do with out you?

من بدون تو چیکار کنم یا میکردم

Sorry to hear that متاسفم که میشنوم

Sorry for keeping you waiting

معذرت میخوام که منتظرت گذاشتم

Please forgive me لطفا منو ببخش

Sorry, I didn’t mean to do that

معذرت میخوام منظوری نداشتم

I own you an apology بهت یه معذرت خواهی بدهکارم

I wasn’t born yesterday

موهامو تو آسیاب سفید نکردم

How much bread have you got? مایه تیله چقدر داری؟

Error is human انسان جایزالخطاس

I will put you in your place حالتو میگیرم

No offence دور از جون

He is so behind طرف شوته

Night night boy سوسول

Christ sake خدا به دادمون برسه

You’ve got belly شکم آوردی

I will rip you in half دو شقه ات می کنم

He can’t make both ends meet. هشتش گرو نهشه!

Don’t pester me! پا رو دمم نذار!

Cut nonsense! دری وری نگو!

Don’t horse-play! شوخی های خرکی اتو جمع نکن!

He has gone too far! شورش رو درآورده!

He freezed flabbergasted. هاج و واج مونده بود.

 back out  جر زدن، خلف وعده کردن

put off  به تعویق انداختن show off  خودنمایی کردن

The cat dreams of mice     

شتر در خواب بیند پنبه دانه ، گهی لف لف خورد گه دانه دانه

You must ask your neighbor if you Shall live in peace  

اول همسایه ات را بشناس بعد خانه را بخر

 The darkest hour is just before the dawn

در ناامیدی بسی امید است ، پایان شب سیه سفید است

 When one door shut, another opens

خدا گر ز حکمت ببندد دری ، ز رحمت گشاید در دیگری  Get something off one’s chest

معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن Get up on the wrong side of the bed

معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن Give someone the cold shoulder

معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!  Stand on one’s own two feet

معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن  Open a can of worms

معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن Scrape the bottom of the barrel

معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن Two heads are better than one

معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است Keep something under one’s hat

معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن A bad vessel is seldom broken

معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند White lie

معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید

Not Hold Water

بی معنی بودن. غیر منطقی بودن. به عقل جور در نیامدنThe Kiss Of Death

فاتحه چیزی را خواندنGet The Hang Of Something

قلق چیزی را به دست آوردن. راه کاری را یاد گرفتنRaise A Stink

الم شنگه به پا کردن. قشقرق راه انداختنGet Off Someone’s Back

دست از سر کسی برداشتنBe Greek To One

قابل درک نبودن. سر در نیاوردنDressed To The Teeth

با سلیقه لباس پوشیدنNot Have A Leg To Stand On

حتی یک دلیل خوب برای ادعا نداشتنOut On A Limb

در موقعیت خطرناک قرار داشتنUp One’s Sleeve

آماده داشتن. زیر سر داشتنFork Over

سلفیدن. رد کردن (پول)Eat One’s Heart Out

حسودی کردن. دل کسی سوختن. غصه خوردنGive Someone A Buzz

به کسی زنگ زدن. تلفن زدنThe Salt On The Earth

آدم های نازنین. آدمهای بی نظیرIN THE SAME BOAT

همدرد بودن

I am broke, can you lend me a couple of bucks?Sorry I am at the same boat.TWIST ONE’S ARM

مجبور کردن. تحت فشار قرار دادن

Daddy won’t buy me the car unless I twist his arm.IN ONE’S BOOK

به عقیده شخص

In my book, you are the most generous person in the world!

STRAIGHT FROM THE HORSE’S MOUTH

از منبع موثق. از دهان خود شخص شنیدن. دست اول

I have heard straight from the horse’s mouth that he is gonna be the next president of the company.JUMP DOWN SOMEONE’S THROAT

به کسی پریدن. از کسی به شدت عصبانی شدن

Why do you jump down my throat before you listen to what I have to say?AT SIX AND SEVENS

سر در گم. هاج و واج. حیران و سرگردان

Henry was all at six and sevens since he lost his job.GO FLY A KITE!

برو پی کارت! بزن به چاک!

Stop bothering me! Go fly a kite!TOOT ONE’S OWN HORN

لاف زدن. منم منم کردن. از خود تعریف کردن

Richard’s always tooting his own horn. All he does is to talk about how good he is.HANG IN THERE!

استقامت به خرج دادن. تاب آوردن. با اوضاع ساختن

I know things are pretty tough me. If you hang in there things will come out ok.HIT BELOW THE BELT

نامردی کردن. نارو زدن

I’ll never do any business with Peter again. He really hits below the belt.LET THE CAT OUT OF THE BAG

رازی از دهان کسی پریدن. پته کسی را روی آب انداختن

Nobody was supposed to tell him about the surprise party, but my sister let the cat out of the bag.GET A KICK OUT OF SOMETHING

از چیزی کیف کردن. از چیزی حظ کردن

I always get a kick out of his jokes.COUGH UP

سلفیدن. اخ کردن

Come on man! Cough up the money you owe me!TALK SOMEONE’S EAR OFF

با پر حرفی سر کسی را بردن

My grandmother talks my ear off whenever I see her.GO GREAT GUNS

حسابی رو به راه بودن. قبراق بودن

How’s business Ted? It’s going great guns!ALL THUMBS

دست و پا چلفتی. ناشی

Let me do the dishes myself, you’re all thumbs.HAVE SOMEONE’S NUMBER

دست کسی را خواندن. از نیت کسی آگاه بودن

Joe has been so friendly to me recently. But I have his number. He just needs my money.LIKE A BULL IN A CHINA SHOP

دست و پا چلفتی. بی ملاحظه. بی فکر. بی احتیاط

Each time you enter the room, you knock something down. You are really like a bull in a china shop!THE FAT IS IN THE FIRE

دیگه کار از کار گذشته. دیگه نمیشه کاریش کرد. آب ریخته را نمیشه جمع کرد

The fat’s in the fire! There’s 10 thousand $ missing from office safe.HIT THE ROAD

راه افتادن. عازم سفر شدن

It’s getting really late. Let’s hit the roadJUMP OUT OF ONE’S SKIN

از ترس زهره ترک شدن. از ترس قالب تهی کردن

You really scared me. I nearly jumped out of my skin!KICK IN THE PANTS

ترغیب. تشویق

All he needs is a kick in the pants to get him going.PAIN IN THE NECK

مایه دردسر. مایه عذاب. بلای جان

There’s something wrong with my car almost everyday. It’s really become a pain in the neck!GET THE JUMP OF SOMEONE

پیش دستی کردن. روی دست کسی بلند شدن

No one has ever been able to get the jump on Margie in swimming.OFF THE RECORD

غیر رسمی. محرمانه

The mayor emphasized that what he had said was off the record.MAKE A MOUNTAIN OUT OF A MOLEHILL

از کاه کوه ساختن. چیزی را گنده کردن

Don’t let such a trivial thing bother you so much. You’re just making a mountain out of a molehill.You are not in the picture

تو باغ نیستیworm book

خر خوان a kick on the back

اردنگی

He was discharged with a kick in the pants.GET INTO HOT WATER

تو هچل افتادن. توی دردسر افتادن

I really get into hot water whenever I play hooky.DOG-EAT-DOG

هر کی هر کی. ظالم بی رحم

It’s pretty though to survive in this dog-eat-dog world.GO COLD TURKEY

یک مرتبه عادتی را کنار گذاشتن. بی مقدمه اعتیاد را ترک کردن

The doctor believes in that if he opium addict had gone cold turkey, he might have not survivedSKELETON IN ONE’S CLOSET

راز شرم آور. نقطه ضعف

My father was once behind bars. That’s our family’s skeleton in the closet.MONEY TALKS!

پول رو رو سنگ بذاری سنگ آب میشه! پول حلال مشکلاته!‌پول حرف اول رو می زنه!

ِDon’t worry. I have a way of getting things done. Money talks!MIND ONE’S P’S AND Q’S

مواظب رفتار و زبان خود بودن. مودب بودن

You must mind your p’s and q’s at the reception tonight.Sake a leg

عجله کردن، جنبیدن

It’s getting late. Come on, shake a leg!GO (Be) BANANAS

از شدت خوشحالی یا عصبانیت دیوانه شدن

The children will go bananas when you tell them that trip is cancelled.GO INTO A NOSEDIVE

سریع افت کردن. مثل برق پایین آمدن. شدیدا تنزل کردن

Oil prices are going into a nosedive.TAKE A RAIN CHECK

به وقت دیگری موکول کردن

I’m pretty busy on Friday, could I take a rain check on your invitation?GET AWAY CLEAN

از مجازات فرار کردن

After robbing the bank, the robbers spent off in a waiting car and got away clean.CATCH SOMEONE RED-HANDED

سر بزنگاه کسی را دستگیر کردن. مچ کسی را گرفتن

The hoodlums were tempering with the public phone when the police arrived and caught them red-handed.CROSS MY HEART!

به جون خودم قسم می خورم!

I didn’t break the glass. Cross my heart!GET THE SHORT END OF THE STICK

کلاه سر کسی رفتن. به حق خود نرسیدن

Martin’s very unhappy because he got the short end of the stick again.BEAT ABOUT THE BUSH.

صغری کبری چیدن و طفره رفتن. حاشیه رفتن

Stop beating about the bush! Answer my question frankly!HIT THE NAIL ON THE HEAD

تو خال زدن. به هدف زدن. درست حدس زدن

I guess we need a lot of money to carry out the plan. You’re absolutely right. You’ve hit the nail right on the head!LET SLEEPING DOGS LIE

پا روی دم سگ نگذاشتن. دنبال دردسر نگشتن. پا روی دم کسی نگذاشتن

Don’t raise the issue again. It’s almost forgotten. Let sleeping dogs lie.DOG IN THE MANGER

آدم بخیل. ادم تنگ نظر

Kathryn never gives away anything she herself has no use for. She is such a dog in the manger.WHEEL AND DEAL

ساخت و پاخت کردن. زد و بند کردن. گاوبندی کردن

You can’t do any business in this town if you don’t wheel and deal.MONKEY BUSINESS

دوز و کلک. حقه بازی. مسخره بازی

Stop the monkey business. This is serious.GO DOWN THE DRAIN

به هدر رفتن. بر باد رفتن. نقش برآب شدن

All the money I invested in that damned business went down the drain.GET UP ON THE WRONG SIDE OF THE BED

از دنده چپ بلند شدن. عبوس بودن

Why are you so grouchy today? Did you get up on the wrong side of the bed?JUMP THE GUN

زودتر از وقت شروع کردن. قبل از موعد مقرر کاری را انجام دادن. عجله کردن

They were scheduled to be married in June, but they jumped the gun.MAKE A SPLASH

کولاک کردن. معرکه کردن. غوغا کردن

She made quite a splash in literary with her first book.GET ANTS IN ONE’S PANTS

بی قرار شدن. دلشوره گرفتن

I always get ants in my pants before a lecture.GIVE SOMETHING ONE’S BEST SHOT

نهایت سعی خود را کردن

Do you think you can fix the washing machine? I’m not sure, but I’ll give it my best shot.COOL ONE’S HEELS

زیاد معطل شدن. زیاد منتظر شدن

We arrived on time,but the lawyer let us cool our heels outside of his office for hours.LEAD A DOG’S LIFE

با فلاکت زندگی کردن. زندگی رقت بار داشتن. زندگی سگی داشتن

I gotta get rich real soon. I’m quite tired of leading a dog’s life.GET ONE’S TICHET PUNCHED

شناسنامه کسی باطل شدن. مردن. کشته شدن

The poor man got his ticket punched while he was crossing the street!DIFFERENT STROKES FOR DIFFERENT FOLKS

سلیقه ها مختلفه. هر کسی به چیزی علاقه داره

My husband likes watching T.V., but I like reading books. Well, different strokes for different folks.MISS THE BOAT

دیر جنبیدن. فرصت را از دست دادن

There were still some tickets available last week. You could have bought one, but you missed the boat.GET THE AX

اخراج شدن. از کار بر کنار شدن

I got the ax two months ago. I have been able to find a new job yet. GO TO BAT FOR SOMEONE

از کسی طرفداری کردن. از کسی جانبداری کردن

I expect you to go to bat for me whenever you hear anyone gossip about me.

کاری را به تاخیر انداختنtake a rain check

احساس خوبی نداشتنunder the weather

از موقعیت سختی جان سالم به در بردنweather the storm 3001) get in some ones hair3002) اذیت کردن کسی.آزار کسی3003) Get in somebody’s hair3004) موی دماغ کسی شدن3005) GET IN SOMEONE’S HAIR3006) کسی را اذیت کردن-ذله کردن. به ستوه آوردن. کلافه کردن3007) get in your hair3008) اذیتت می کنند3009) GET INTO HOT WATER3010) تو هچل افتادن. توی دردسر افتادن3011) get into trouble3012) به زحمت افتادن-دچار دردسر شدن

3013) Get it out of you chest3014) سفره دلت و باز کن3015) get it straight3016) خوب گوش بده 3017) Get lost3018) گُم شو3019) get mixed up3020) گیج شدن3021) Get off my back3022) دست از سرم بر دار3023) get off my bag3024) بابا ولمون کن..دست از سرم بردار3025) Get off someone’s back3026) دست از سر کسی برداشتن3027) GET OFF SOMEONE’S CASE3028) دست از سر کسی برداشتن. کسی را ول کردن3029) get off to a flying start3030) شروع موفقیت آمیزی داشتن3031) get on one`s high horse3032) از خود متشکر3033) get ones hand in sth3034) مهارت خود را در کاری بازیافتن3035) Get one’s ticket punched3036) شناسنامه ی کسی باطل شدن، مردن، کشته شدن3037) get out of3038) بیرون امدن از3039) Get out of my sight3040) از جلوی چشمم دور شو3041) get personal.3042) به خود گرفتن3043) Get serious whit me3044) با من جدی باش3045) GET SOMEONE’S GOAT3046) روی سگ کسی را بالا آوردن. کفر کسی را بالا آوردن3047) Get something off one’s chest3048) دل خود را خالی کردن3049) get something out of one’s system3050) خود را از فکر چیزی خلاص کردن ، موضوعی را به کلی فراموش کردن 2951) From the bottom of my heart2952) از ته قلبم.2953) from time to time2954) بعضی مواقع2955) From top to bottom2956) از سر تا پا2957) From word to deed is a great step2958) ز حرف تا به عمل صد هزار فرسنگ ست.2959) frugal2960) صرفه جو2961) **** you2962) لعنتی

2963) fugitive2964) فراری، در صدد فرار2965) full fledged2966) تمام عیار2967) full of it2968) چرت و پرت گفتن ، مزخرف گفتن2969) full of life2970) سر زنده و شاداب2971) funny2972) خنده دار2973) funny animals2974) حیوانات خنده دار2975) Funny how everything changes for me2976) همه چیز خیلی با مزه برام عوض میشه2977) Gauging station2978) ایستگاه اندازه گیری2979) generally2980) معمولا-عموما2981) Geographic Information System2982) سیستم اطلاعات جغرافیائی2983) get a hand2984) دستگیری، کمک به مردم2985) GET A KICK OUT OF SOMETHING2986) از چیزی کیف کردن. از چیزی حظ کردن2987) Get ants in one’s pants2988) دل شوره داشتن -بی قرار بودن2989) get away2990) دور کردن2991) GET AWAY CLEAN2992) از مجازات فرار کردن2993) Get bottom of some thing2994) ته و توی قضیه رو در آوردن2995) GET COLD FEET2996) جا زدن. تو زدن. دچار دودلی شدن2997) Get cracking2998) دست به کارشو2999) get hold of the wrong end of the stick3000) سرنا را از سر گشاد ش زدن

2902) forgive and forget2903) روی هم دیگر را ببوسید2904) fork over2905) اخ کردن ، سُلفیدن ، رد کردن2906) Form Factor2907) فاکتور شکل2908) fortify2909) استحکام بخشیدن2910) found2911) گذشته ی 2912) to find پیدا کردن

2913) fountain pen2914) خود نویس2915) fraternize2916) دوست بودن، برادری کردن2917) Fraudulent2918) فریب آمیز – ریاکارانه – متقلبانه2919) Free loader2920) آدم مفت خور2921) free of2922) مبرا از2923) Free/unfettered elections were held.2924) انتخابات آزاد برگزار شد2925) Freez! Freez2926) کسی از جاش جم نخوره2927) frequently2928) غالبا2929) Fresh milk beats powdered milk any time2930) شیر تازه همیشه شیر خشک را کنار میزند (شیر خشک به پای آن نمیرسد)2931) friend and foe2932) دوست و دشمن2933) friendly2934) صمیمی2935) Friends may meet , but mountains never greet2936) کوه به کوه نمی رسه ولی آدم به آدم می رسه.2937) Friendship cannot stand always on one side2938) چه خوش بی مهربونی هر دو سر بی.2939) Frightened2940) ترسیده2941) from2942) از2943) from a folish judge,a quick sentence2944) قاضی نادان زود حکم می دهد2945) From cover to cover2946) از اول تا آخر(کتاب )2947) From each of her fingers a talent rains2948) از هر انگشتش هنر میباره2949) From hearing comes wisdom2950) از شنیدن انسان عاقل میشه

2851) for a while2852) برای مدتی2853) For all the blood the he’s spilled2854) به‌خاطر تمام خونی که ریخته2855) For apart2856) دور از هم2857) for company2858) برای همراهی شما( در تعارفات )2859) For god sake2860) به خاطر خدا2861) For God’s sake, choose the good and bold2862) خیر نهان برای رضای خدا کنند

2863) for good2864) برای همیشه2865) For liberty2866) برای آزادی2867) For love2868) افتخاری، بدون چشمداشت2869) for no reason2870) همینجوری2871) for raniy day2872) برای روز مبادا2873) FOR THE BIRDS2874) مفت گران بودن. به درد نخور. بی فایده2875) for the last two weeks.2876) از دو هفته ی پیش تا حالا2877) for the sake of humanity2878) به‌خاطر انسانیت2879) for the time being2880) در این لحظه-فعلا2881) همین حالا2882) For too long that’s wrong2883) و این همیشه برام یه مشکل بود2884) for two weeks.2885) دو هفته هست2886) for whom2887) که برای آن2888) Forbear2889) اجتناب کردن، دوری کردن2890) forbid2891) قدغن کردن2892) Forbidden fruit is sweet2893) انسان حریصه2894) Force2895) اجبار کردن – زور2896) foreign2897) خارجی-خارجه2898) Forever trust in who we are2899) همیشه به خودمان باور خواهیم داشت که چه کسی هستیم2900) forgive2901) بخشیدن-عفو کردن

2802) First kiss and I knew you changed the game2803) با اولین بوست بازی رو تغییر دادی2804) fish2805) ماهی(ها)2806) fishing2807) ماهیگیری2808) Fishy2809) عجیب-مشکوک2810) Fit2811) مناسب – اندازه

2751) Fear of death is worse than death itself2752) ترس از مرگ بدتر از خود مرگ است2753) FEATHER IN ONE’S CAP2754) مایه ی سر افرازی. مایه ی افتخار2755) feed2756) غذا دادن2757) Feedback2758) پس خور2759) Feel like a million bucks2760) مثل اینکه خدا دنیا رو بهش داده2761) feel like a million dollars2762) کوک کوک ، شنگول

2763) FEEL UNDER THE WEATHER2764) دمغ بودن. دل و دماغ نداشتن. حال کسی گرفته بودن2765) fell2766) گذشته ی 2767) to fall افتادن2768) Few words are best2769) کم گوی و گزیده گوی کز اندک تو چهان شود پُر2770) Fickle2771) دمدمی – متغیر2772) Fight like cat and dog2773) مثل سگ و گربه می مانند2774) Fight one ,fight anothre,fight all2775) مثل خروس جنگی2776) Fill2777) پر کردن2778) Filter2779) *****2780) finally2781) سرانجام2782) finally you have the ide2783) بالاخره اصل مطلب دستگیرت شد2784) Finding a job is difficult here.2785) پیدا کردن کار دراینجا مشکل است2786) Fine words butter no parsnips2787) با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود2788) finish2789) تمام کردن2790) fire2791) اخراج کردن2792) Fire away2793) حرف بزن-بپرس2794) Fireworks2795) جنجال-در بعضی از جمله ها2796) First come, first served2797) بر اساس نوبت–آسیا به نوبت2798) first come,first served2799) آسیاب به نوبت2800) First deserve, then desire2801) اول استحقاقش رو داشته باش بعد خواهانش شو .

2701) FACE THE MUSIC2702) خربزه خوردن و پای لرز نشستن2703) Face to face2704) رو در رو2705) Facetious2706) شوخی – بذله گویی2707) Facilitate2708) تسهیل کردن – آسان کردن2709) Fade out your own ego2710) غرورت رو از بین ببر2711) Fair is middling2712) نه خوب نه بد

2713) fair-weather friend2714) رفیق نیمه راه2715) fall2716) افتادن2717) Fall down on the job2718) مثل خر تو گل ماندن2719) fallen2720) افتاده2721) fallout2722) گرد و غبار اتمی، بارش ذرات رادیواکتیو2723) Fancy free2724) الکی خوش2725) Fancy meeting you2726) چه عجب از این طرفا2727) Fanny2728) باسن2729) Far across the distance2730) در آن دور دست2731) far from2732) دور از2733) Far from it2734) اصلا2735) far off2736) دور از2737) Far- seeing2738) آدم دور اندیش2739) Fartnose2740) گوز دماغ2741) Fast2742) روزه گرفتن2743) fast typist.2744) تایپیست سریع2745) father-confessor2746) پدر روحانی2747) fatherly2748) پدرانه2749) Fear is the brother of death2750) ترس برادر مرگ است

2651) Everything goes back to its origin2652) کل شیٍ یرجع الی اصله.2653) Everything has a tithe and tithe of body is fast2654) هر چیزی زکاتی دارد و زکات بدن روزه است2655) Everything wasn’t okay2656) همه چیز ردیف نبود!2657) evict2658) حکم به تخلی? جائی کردن2659) evolution2660) تکامل تدریجی2661) exalt2662) تمجید کردن، تجلیل کردن، بلند کردن

2663) Except2664) به جز2665) Exchange is no robbery2666) چیزی که عوض داره ، گله نداره.2667) Excited2668) هیجان زده2669) Exciting2670) هیجان آور2671) exciting book2672) کتاب مهیج2673) excursion2674) گردش2675) excuse me2676) ببخشید2677) excuse my french2678) گلاب به روت…روم به دیوار2679) Excuse the mess2680) ببخشید که اینجا بهم ریخته هست2681) Exercise helps your body (to) us the extra calories that are coming from food.2682) ورزش به بدن شما کمک می کند که کالری های اضافی را که از غذا می آیند، استفاده کنید2683) Expect less than other2684) کمتر از دیگران انتظار داشته باش2685) expedite2686) تسریع کردن در _ سرعت بخشیدن به2687) Experience is the best teacher2688) تجربه بهترین معلم است2689) experssion2690) اظهار-بیان2691) exploit2692) بیگاری کشیدن _ بهره کشی کردن2693) extinguish2694) خاموش و حقیر2695) Extreme values2696) مقادیر حد2697) Fabulous2698) عالی2699) face2700) روبرو بودن-مقابل بودن

2601) Every fox must pay his own skin at the flayer`s2602) گذر پوست به دباغ خانه هم می خوره2603) Every hill has its valley2604) هر سر بالایی یک سرازیری هم داره.2605) every Jom dick and Harry knows2606) هر کس و ناکسی می دونه2607) Every little help2608) هر چیز که خوار آید روزی به کار آید.2609) Every mad man thinks all other men mad2610) کافر همه را به کیش خود پندارد

2611) Every nation is responsible for each act of its individuals.2612) هر ملتی مسئول هر عملی است که از تک تک افرادش سر می زند.2613) Every night in my dreams2614) هر شب در رویا هایم2615) every one2616) همه2617) every one congradulated the bride2618) همه به عروس تبریک گفتند2619) every other day2620) یک روز در میان2621) every other days2622) یک روز در میان2623) every other week2624) یک هفته در میان2625) Every peddler praises his needles2626) کس نگوید که دوغ من ترش است.2627) every place2628) همه جا2629) every thing2630) همه چیز2631) Every thing clicked back to me at once2632) یک دفعه همه چیز یادم اومد2633) every thing comes to him who waits2634) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی2635) Every time I think of you2636) هر وقت که بهت فکر می کنم2637) every where2638) همه جا2639) Everybody should have some kind of education whether they are rich or poor2640) همه باید نوعی از تحصیلات را داشته باشند چه ثروتمند باشند چه فقیر2641) Everyone has his weak side2642) هر کسی یه نقطه ضعفی داره.2643) Everyone is in the same boat2644) بر هر که بنگری به همین درد مبتلاست2645) Everyone thinks I’m a chicken2646) همه فکر می کنند من آدم ترسویی هستم 2647) Everyone was rolling of laugh2648) همه ی ما از خنده روده بر شدیم.2649) Everything comes to him who waits2650) گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.

2551) enjoy2552) لذت بردن2553) Enjoy your meal2554) نوش جان / گوارای وجود.2555) Enough experience2556) تجربه کافی2557) Enough is as good as a feast2558) نه به ان شوری شور نه به ان بی نمکی2559) Enough is enough2560) بس کن دیگه2561) Enough money2562) پول کافی

2564) Envelope2565) پاکت نامه2566) epicurean2567) عیاش – خوش گذران2568) episode2569) قسمت2570) epitome2571) سمبل _ مثال بارز _ نمونه کامل2572) Erratic2573) غیر قابل پیشبینی-غیر معقول2574) error is human.2575) انسان جایز الخطاس2576) erstwhile2577) سابقا-قبلا2578) et.al2579) همکاران2580) even though it is available for the public.2581) اگر چه آن را برای عموم در دسترس است2582) every body2583) همه-2584) Every cloud has a silver lining2585) در ناامیدی بسی امید است-پایان شب سیه سپید است2586) Every cook praises his own broth2587) هیچ بقالی نمی گوید ، ماستش ترش است2588) هیچ کس نمی گه دوغ من ترشه2589) every day2590) هر روز2591) every day for us something new2592) هر روز برایمان چیزهای جدیداتفاق خواهد افتاد2593) Every day is Ashura and every land is Kerbala gol2594) کل الیوم عاشورا و کل ارض کربلا2595) Every dog has his day2596) هر کس را عاقبت روزی خوشی است2597) Every dog has its day2598) هر کسی چند روزه نوبت اوست.2599) Every dog is a lion at home2600) هر کس به در خانه‌ی خویش دلیر است

2451) Drop dead! Will you2452) برو بمیر. میری؟2453) Drop in sometimes2454) گاهی سری به ما بزن.2455) drop one’s teeth2456) از تعجب شاخ در آوردن2457) dropped the charges2458) از اتهام صرفنظر کردن – دیگر فرد را متهم به انجام کاری نکردن2459) drove2460) گذشته ی 2461) to drive رانندگی کردن2462) dumb bunny2463) مشنگ و منگل

2464) during our trip2465) در طی سفرمان2466) during the day2467) در طول روز2468) during the year2469) در طول سال2470) dying2471) مُردن2472) e.g2473) برای مثال2474) each head being the dust of that alley is happy2475) هر سر که غبار سر آن کوست خوش است2476) Each heart being the captive of his affliction, is happy2477) هر دل که اسیر محنت اوست خوش است2478) each other2479) با یکدیگر2480) Each time I open the door to my room2481) هر وقت که در اطاقم رو باز می کنم2482) Each time you enter the room2483) هر دفه که می‌یای توی اتاق2484) eager beaver2485) کشته مرده کار2486) early2487) زود2488) Early bird catches the worm2489) سحر خیز باش تا کامراو باشی2490) Early To Bed And Early To Rise,Make The Man Healthy, Wealthy And Wise2491) سحرخیز باش تا کامروا باشی2492) earn2493) بدست اوردن2494) earnest2495) مصمم و جدی2496) easy com,easy go2497) باد اورده را باد می برد2498) Easy come , easy go2499) هر چه آسون یافتی ، آسون از دست می دی2500) باد آورده را باد می بره 2401) Don’t try to run away2402) سعی نکن فرار کنی2403) don’t you ever go again2404) دیگه هرگز نری ها2405) Doomed to die2406) محکوم به مرگ2407) Doorbell rings, go and get the door2408) در می زنند.برو ببین کیه.2409) down to earth2410) از خواب و خیال بیرون امدن2411) Down town2412) مرکز یا قسمت اداری شهر

2413) DRAG ONE’S FEET2414) لفت دادن. فس فس کردن. این پا و آن پا کردن2415) Drainage2416) زهکشی2417) Drainage basin yield2418) آورد حوزه2419) Drainage density2420) تراکم زهکشی2421) draw2422) کشیدن-رسم کردن2423) dress2424) لباس پوشیدن2425) dress up like a cristmas tree2426) تیپ زدن2427) dressed to kill2428) بهترین لباس خود را پوشیدن2429) Drifting further everyday2430) هر روز و هرروز دورتر میشه2431) drink more water in the morning, less at night2432) در صبح آب بیشتر و در شب آب کمتر بنوشید.2433) Drink of life2434) نوش جان2435) Drinking the forbidden wine with sincerity2436) می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب2437) Drive somebody up the wall2438) کسی رو عصبانی کردن2439) drive someone up a wall2440) کلافه کردن ، عاجز کردن ، ذله کردن2441) Driven from pillar to post2442) از چاله در امد توی چاه افتاد2443) driving licenes2444) گواهی نامه2445) Driving test2446) امتحان رانندگی2447) drop2448) انداختن-افتادن2449) Drop dead2450) برو بمیر 2351) don’t be again2352) دیگه نباشی ها2353) Don’t be narrow and orange2354) نازک نارنجی نباش2355) Don’t be tired2356) خسته نباشی2357) Don’t be too long about it2358) طولش نده!2359) don’t be too sure2360) زیاد هم مطمئن نباش2361) Don’t brown nose2362) تملق نکن

2363) Don’t do it on my expense2364) به حساب من نزن (با خرج من این کاررو نکن)2365) don’t do that yet.2366) فعلا اون کار رو نکن2367) Don’t drop worms2368) کرم نریز2369) Don’t flatter me2370) تعریف الکی از من نکن-چاپلوسی من رو نکن2371) Don’t get my monkey up2372) روی سگ منو بالا نیار2373) Don’t look at me left left2374) بهم چپ چپ نگاه نکن 2375) Don’t make yourself spoiled2376) خودتو لوس نکن2377) Don’t mention it2378) قابلی ندارد2379) Don’t open the door , please2380) لطفاً درب را باز نکن2381) Don’t play that whit me2382) برا من فیلم بازی نکن2383) Don’t pull my leg2384) سربه سرم نذار2385) Don’t put a hat on my head2386) سرم کلاه نگذار2387) Don’t put watermelon under my arms2388) هندونه زیر بغلم نگذار2389) Don’t rub it in2390) اینقدر) به رخ ما نکش2391) Don’t shoot off your mouth for me.2392) برای من یکی دیگه لاف نزن2393) Don’t show off2394) پُز نده2395) Don’t sit on the floor2396) روی زمین ننشین2397) Don’t smoke in there .2398) اونجا سیگار نکش2399) don’t tell them anything yet.2400) فعلا به انها چیزی نگو 2301) Don’t wait dinner for me2302) شام منتظر من نباشید.2303) don’t wait until people are dead to give them flower2304) برای دادن گل به دیگران منتظر مراسم تدفین آنهانباشید.2305) Don’t wait up for me tonight2306) امشب منتظر من نمانید.2307) Don’t worry2308) نگران نباش2309) Don’t you dare talk to me like that2310) مواظب باش که با من داری اینجوری حرف میزنی2311) Don’t you see I’m working2312) نمی بینید دارم کار می کنم

2313) Don`t borrow from a baby-boomer, if you borrow, don`t spend it2314) از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن2315) Don`t look a gift horse in the mouth2316) دندان های اسب پیش کش را نمی شمرند2317) Don`t look the other way2318) خودتو به کوچه علی چپ نزن2319) Don`t make a fuss of it2320) شلوغش نکن2321) Don`t put the cart before the horse2322) کالسکه را جلوی اسب نبند2323) Don`t ride the high horse2324) از خر شیطان بیا پایین2325) Donkey head2326) کله خر2327) Donkey into donkey2328) خرتوخره2329) Donkey work2330) خر حمالی2331) Dont bargain the price is fix2332) چونه نزن قیمت مقطوعه2333) dont be too long about it2334) طولش نده-معطلش نکن2335) dont bother me2336) مزاحم نشو2337) dont bother me with foolish question2338) با سوالات احمقانه مزاحم من نشو2339) Dont count on your chikens before they are hatched2340) اول چاه رو بکن بعدا منارو بدزد..2341) dont deceive yoursef2342) خودتو خر نکن2343) dont pick on me2344) سر به سر من نذار2345) dont play tricks on my heart2346) با قلب من بازی نکن2347) dont put the blame on me2348) تقصیر را به گردن من نیانداز2349) dont worry about the final exam2350) نگران امتحان نهایی نباش 2251) Don’t count your chickens2252) جوجه رو اخر پاییز می شمارند2253) don’t couse trouble2254) کرم نریز2255) Don’t feel restrained2256) موذب نباشید2257) don’t get fresh with me2258) پررویی نکن !2259) Don’t get me into panic2260) ترسم نده.2261) don’t get on my bad side2262) عصبانیم نکن-آن روی مرا بالا نیاور

2263) Don’t hesitate to call us if you have any question2264) اگر سوالی داشتید تردید به خود راه ندهید. از ما سوال کنید.2265) don’t judge until you know the circumstance2266) ندانسته قضاوت نکن2267) Don’t keep hassling me2268) دست از سرم بردار2269) Don’t leave nothing behind2270) هیچ‌چیز رو اون‌جا باقی نذارید?2271) Don’t leave off till tomorrow what you can do today2272) کار امروز به فردا مینداز2273) Don’t let the news get out2274) اجازه نده خبر به جایی درز پیدا کنه2275) Don’t let the opportunity slip2276) نگذار این فرصت از چنگت در بره!2277) Don’t make a big deal out of it2278) زیاد قضیه رو بزرگ جلوه نده2279) Don’t make excuses2280) عذر و بهانه نیار2281) Don’t mess with him2282) با اون کاری نداشته باش2283) Don’t misuse it.2284) درست ازش استفاده کن2285) don’t provoke me to talk2286) دهنم را وا نکن 2287) Don’t put the blame on me2288) کاسه کوزه رو سر من نشکن2289) Don’t speak ill of the dead2290) پشت سر مرده حرف نزن2291) Don’t split hairs2292) مته به خشخاش نگذار2293) don’t spoil the child2294) بچه رو لوسش نکن2295) Don’t throw your money down the drain2296) بیخود پولاتو هدر نده2297) Don’t touch it if you think it’s got an electrical fault2298) اگر فکر میکنی مشکل الکتریکی داره بهش دست نزن2299) Don’t try to be good, you’ll burn your finger2300) ثواب نکن ، کباب میشی.

2201) Do you want it refill?2202) میل دارید دوباره برایتان پُرش کنم؟2203) do you want me to do it again2204) می خواهید ان را دوباره انجام بدهم؟2205) Do you want us to contact one of you2206) آیا دوست دارید با کسی از طرف شما تماس بگیریم؟2207) do you?2208) مگه نه2209) Do your best2210) تمام تلاشت رو بکن2211) Does he wear an overcoat?2212) آیا او پالتو می پوشد ؟

2213) Does Love need a Reason2214) عشق دلیل میخواد؟2215) Does that mean Christmas changes too2216) یعنی این به این معنیه که “کریسمس” هم تغییر کرده؟2217) Dog as a verb2218) همیشه در حال دست و پنجه نرم کردن با مشکلات بودن2219) Dog day2220) روز خیلی بد2221) DOG-EAT-DOG2222) سگ صاحابش رو نمیشناسه-هر کی هرکی2223) Dog eats dog2224) مثل مور و ملخ2225) dog in the manger2226) آدم بخیل ، آدم تنگ نظر2227) Dog’s mustache2228) سگ سبیل

2229) don t bite off more than you can chew2230) گنده تر از دهنت لقمه بر ندار2231) Don”t panic2232) نترس2233) Don’t apply a remedy without need2234) سری که درد نمی کنه دستمال نمی بندند.2235) Don’t be a chicken2236) ترسو نباش2237) Don’t be so particular2238) خیلی سخت پسند نباش2239) Don’t be such a baby2240) تو که بچه نیستی2241) Don’t bit ur nails2242) ناخنت رو نخور2243) Don’t bite my head off.2244) کلمو نکن2245) don’t carrid away2246) جو گیر نشو2247) Don’t come away empty-handed2248) دست خالی برنگرد2249) don’t count on me2250) رو من حساب نکن 2151) do not have huge meals after 5pm2152) بعد از ساعت 5:00 از خوردن غذای چرب خوداری کنید.2153) Do not share syringes and needles2154) از سوزن و سرنگ مشترک استفاده نکنید.2155) Do not take more than the prescribes dose2156) بیش از مقدار دستور داده شده استفاده نکنید.2157) do not take pills with cool water2158) قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.2159) do right2160) درست انجام دادن2161) Do right and fear no man2162) ان را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است

2163) Do the best2164) سنگ تمام گذاشتن، تمام تلاش خود را کردن2165) Do the best you can2166) سعی خودت رو بکن2167) Do you believe me2168) حرفم را باور می کنید؟2169) Do you come from a large family .2170) آیا شما از خانواده بزرگی هستید؟2171) Do you have 3rd party insurance?2172) بیمه شخص ثالث دارید؟2173) Do you have a genetic disease in youe family history?2174) در سوابق خانوادگی شما آیا بیماری ارثی ای وجود دارد.2175) Do you have high blood pressure2176) آیا بیماری فشار خون دارید؟2177) Do you mind if I ask you something2178) اشکالی نداره اگر ازت چیزی بپرسم؟2179) do you mind if I have my suitcase here2180) اشکالی نداره چمدانم را اینجا بگذارم؟2181) Do you mind if I join you2182) اشکالی نداره به شما ملحق شوم؟2183) do you mind if I open the window2184) اشکالی نداره پنجره رو باز کنم؟2185) Do you mind if I put some music on2186) اجازه می دید موسیقی بذارم؟2187) Do you mind if I smoke2188) اشکالی نداره سیگار بکشم؟2189) Do you mind if I take this book2190) اشکالی نداره این کتاب رو بردارم2191) Do you need anything2192) چیزی احتیاج دارید؟2193) Do you read me Bob2194) می فهمی چی میگم؟2195) Do you see anything of him2196) آیا گهگاهی (هر از گاهی) او را می بینی؟2197) Do you smoke2198) آیا دخانیات مصرف میکنید؟2199) do you think2200) اگه گفتی 2101) Different horses for different courses2102) هر کسی را بهر کاری ساخته اند2103) Diffusion Equation2104) معادله پخشودگی2105) dig your own grave2106) گور خود را کندن2107) Digital Elevation Models2108) مدل رقومی ارتفاع2109) Diligence is the mother of good luck2110) پشتکار مادر خوش شانسی است2111) Direct runoff2112) روان اب مستقیم

2113) Direct Runoff Hydrograph2114) هیدروگراف روان اب مستقیم2115) Dirt on your head2116) خاک برسرت2117) Discover2118) کشف کردن2119) discuss2120) بحث کردن2121) Disdain2122) اهانت – تحقیر2123) Disease2124) بیماری-مرض!2125) dislike2126) متنفر بودن2127) Disparity2128) اختلاف -عدم توافق2129) Distance2130) فاصله2131) Distributed modeling2132) مدلسازی توزیعی2133) Divide and rule2134) تفرقه بیانداز و حکومت کن2135) Division Ratio2136) نسبت تقسیم2137) Do as you would be done2138) برکس مپسند آن چه ترا نیست پسند.2139) do come back and see us again2140) دوباره به دیدن ما بیایید2141) Do I have to make another appointment2142) آیا باید وقت مجدد بگیرم؟2143) Do it on private2144) به طور محرمانه ان رو انجام بده2145) Do me a favor and get off my back2146) لطفی به من کن و دست از سرم بر دار2147) Do not borrow from a parvenu2148) از نو کیسه هرگز وام مخواه.2149) do not drink coffee twice a day2150) روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید2051) deployed2052) مستقر شدند 2053) Depression storage2054) ذخیره چالابی2055) Deprived of all his thoughts2056) از تفکراتش بی بهره می ماند2057) depth2058) عمق2059) derelict2060) متروکه، رها شده2061) deserter2062) سرباز فراری

2063) Design flood2064) سیل طرح2065) Design storm2066) رگبار طرح2067) desk lamp2068) چراغ مطالعه2069) despite2070) علیرغم2071) destroy2072) نابود کردن2073) deteriorated into a fight2074) جنگ و دعوا منجر شد2075) deteriorated into something2076) منجر شدن، 2077) detest2078) تنفر داشتن2079) Diamond in the rough2080) لوطی، جوانمرد2081) Dichotomy2082) متضاد- دوگانگی2083) Did he actually hit you2084) ایا اون واقعا تو را زد2085) did they?2086) مگه نه؟2087) Did you have to go?2088) ایا تو مجبور بودی بروی؟2089) Did you register yet2090) ثبت نام کردی؟ 2091) did you say,2092) گفتی2093) Didn’t you feel me lock my arms around you2094) دستام رو که دورت حلقه زدم احساس نکردی؟2095) didn’t I?2096) نکردم؟2097) Die for someone who will have a fever for you2098) برای کسی بمیر که برات بمیره2099) different as chalk and cheese2100) زمین تا آسمان فرق داشتن 2001) day in day out2002) روزهای متمادی2003) day-to-day life2004) زندگی روزانه2005) Daylight robbery2006) دزدی روز روشن2007) Days have passed2008) روزها گذشته است2009) dead or alive2010) زنده یا مرده2011) deadly2012) مرگبار

2013) deal with questions.2014) پاسخ گویی به هر سوال2015) Death greets me warm2016) مرگ من رو به آغوش گرمش می خونه2017) death is a black camel that kneels before every door2018) مرگ شتری است که در خانه همه می خوابد2019) Death is the black camel that kneels before every door2020) مرگ شتری هست که در خونه ی همه زانومی زنه.2021) Death keeps no calendar2022) مرگ خبر نمی کند2023) debacle2024) افتضاح – شکست محض2025) decide2026) تصمیم گرفتن2027) Deconvolution2028) از حالت پیچشی درآوردن2029) deep2030) عمیق2031) deep of winter2032) شب یلدا2033) deer2034) اهو(ها)2035) defer2036) به تعویق انداختن2037) delay2038) به تاخیر انداختن2039) Delays are not denials2040) دیر و زود داره ، سوخت و سوز نداره.2041) DEM Resolution2042) تفکیک مدل رقومی ارتفاع2043) Demmure girl2044) دختر ناز نازی2045) Democrat2046) دموکرات2047) deny2048) انکار کردن2049) depend on2050) وابسته بودن به

1952) crowded1953) شلوغ1954) cry wolf1955) چوپان دروغگو1956) Cry your heart out1957) خودت و خالی کن1958) Cryptic1959) مرموز1960) Curiosity killed the cat1961) فضول رو بردند جهنم ، گفت هیزمش تره.

1962) Current meter1963) سرعت سنج- مولینه1964) Customs1965) گمرک1966) cut1967) گذشته ی 1968) to cut بریدن1969) CUT CORNERS1970) صرفه جویی کردن-سمبل کردن. از سر و ته کاری زدن. از کار دزدیدن1971) cut down1972) بریدن-کوتاه کردن-کم کردن1973) Cut my legs and call me shorty1974) تو گفتی و منم باور کردم1975) Cut no ice1976) حرفش برش ندارد1977) Cut off a dog’s tail and he will be still a dog1978) جون به جونش بکنی1979) Cut tail1980) دم بریده1981) CUT THE CRAP1982) دست از این حرفهای الکی بردار-چرت و پرت نگو. چرند نگو. مزخرف نگو1983) Cut your coat according to your cloth1984) پایت رو به اندازه گیلمت دراز کن1985) Cuz you weren’t there when I was scared1986) چون وقتی من اونجا ترسیده بودم تو اونجا نبودی1987) cynic1988) بدبین-عیبجو1989) Daddy is objecting to everything1990) پدرم به همه چیز ایراد می گیره1991) Dare1992) جرات داشتن1993) Dark Ages1994) عصر جاهلیت1995) Dark horse1996) آدم مرموز و آب زیرکاه1997) Data1998) داده ،آمار1999) day after day2000) روز به روز 1902) Could you let me off1903) ممکن است من را پیاده کنید؟1904) Could you let me off?1905) ممکن است من رو پیاده کنید؟1906) Could you please put my valuables into a locked safe1907) آیا میتوانید اشیاء قیمتی من را در محل امنی قرار دهید؟1908) Could you speak English last year?1909) آیا شما پارسال می توانستید انگلیسی صحبت کنید؟1910) Could you voice your views on that?1911) ممکن است نظر خود را در این باره بیان کنید؟

1912) couldn’t be much more from the heart1913) از قلبهایمان که نمی تواند نزدیکتر باشد1914) couldn’t believe it1915) اصلا باورم نمیشه1916) count my chickens until they have hatched1917) جوجه رو اخر پاییز می شمارند1918) count the days1919) روز شماری کردن1920) countryman1921) روستایی1922) Courtesy demands that1923) ادب اقتضا می کنه که1924) cover one’s tracks1925) رد گم کردن1926) Covering the truth for ever is out of question1927) مخفی کردن حقیقت کاری ناشدنی ( غیر ممکن) است1928) Cowards die Many times Before Their Death1929) آدم ترسو هزار بار مى میره1930) crayon1931) مداد شمعی1932) creator1933) خالق-افریدگار1934) credence1935) باور _ اعتقاد _ اعتماد1936) critical1937) بسیار مهم، ضروری1938) Critical velocity1939) سرعت بحرانی1940) Crocodile tears1941) اشک تمساح ریختن1942) Cross my heart1943) به جونه خودم قسم1944) Cross one’s finger1945) ارزوی موفقیت برای کسی کردن1946) Cross section1947) برش ارضی- مقطع ارضی1948) cross swords1949) سرشاخ شدن ، درگیر شدن1950) Cross your finger1951) برای موفقیت چیزی یا کسی امیدوار بودن 1800) Come off your perch1801) پیاده شو با هم بریم1802) Come rain or come shine1803) چه بارانی باشه، چه آفتابی1804) Come short1805) کوتاه بیا1806) Come spring1807) بهار آینده1808) Come what may1809) هر چه بادا باد-بی خیالش1810) come what will1811) هرچه بادا باد

1812) Come with me1813) با من بیا1814) Come, show yourself in the tavern1815) بگذر به کوی میکده تا زمره حضور1816) comfortable1817) راحت1818) Coming events cast their shadow before1819) سالی که نکوست از بهارش پیداست.1820) commend one s soul to god1821) جان به جان افرین تسلیم کردن1822) comment1823) اضهار نظر1824) comment about1825) اضهار نظر کردن در مورد1826) company limited1827) شرکت سهامی1828) compasses1829) پرگار1830) Competition1831) رقابت1832) complaisance1833) حرف شنوی، توافق، خوشخوئی، ادب1834) compliment1835) خوب تعریف کردن، تمجید کردن1836) Compound hydrograph1837) هیدروگراف مرکب1838) concoct1839) سرهم کردن _ از خود بافتن _ از خود در آوردن1840) condition1841) وضع – شرط – حالت1842) confessor1843) کشیشی که نزد او به گناه اعتراف میکنند.1844) Confusing1845) گیج کننده1846) Congratulations on your promotion1847) ترفیعت را تبریک می گم 1848) connoisseur1849) خبره – اهل فن1850) consider1851) بررسی کردن

1752) cleared of all charges1753) تبرئه شدن1754) Clerk1755) کارمند1756) Climate is the average of a regions weather over a period of time.1757) آب و هوا یعنی میانگین هوای یک منطقه در طی یک دوره زمان.1758) clone1759) شبیه سازی 1760) close contest1761) رقابت تنگاتنگ

1762) Close your eyes to something1763) چشم پوشی کردن1764) clothes do not make the man1765) تن آدمی شریف است به جان آدمیت …..نه همان لباس زیباست نشان آدمیت1766) coach1767) مربی-کالسکه1768) COCK-AND-BULL STORY1769) خالی بندی،شر و ور گفتن1770) Coefficient of variation1771) ضریب تغیرات1772) Coerce1773) مجبور کردن – ناگزیر کردن1774) color pencil1775) مداد رنگی1776) Colorful1777) رنگی1778) Comactness coefficient1779) ضریب فشردگی1780) COME ALIVE1781) زنده شدن. به وجد آمدن1782) Come and get warm1783) بیا گرم شو1784) come and take it.1785) بیا برش دار1786) come clean1787) صادق بودن1788) come down to earth1789) از رویا بیرون آمدن ، واقع بین بودن1790) come in1791) بیا تو-تولید می شود-بیا 1792) Come in here.1793) بیا اینجا1794) come into the class.1795) بیا توی کلاس1796) COME OFF IT1797) دست وردار-بابا ول کن1798) Come off your high horse1799) پیاده شو با هم بریم 1702) Cheating play never thrives1703) بار کج به منزل نمی رسد!1704) check with someone1705) با کسی چیزی را در میان گذاشتن1706) cheeky1707) پر رو1708) cheer1709) تشویق کردن-آفرین- هلهله کردن1710) cheer up1711) شجاع باش- ماتم نگیر

1712) Cheese it1713) بزن به چاک(عامیانه)1714) Chemist1715) متخصص شیمی1716) chicken chicken1717) چقدر ترسو1718) chicken feed1719) پول خرد…ناچیز1720) chicken scrach.1721) خرچنگ قورباغه1722) chicken’s track1723) خرچنگ قورباغه1724) chicken_hearted1725) بز دل1726) Children and fools tell the truth1727) حرف راست را از بچه بشنو1728) choice fruit1729) میوه های آبدار درجه یک1730) Choke1731) خفه شو1732) Choppy cat1733) تقلید کردن1734) christ sake1735) خدا به دادمون برسه1736) Christmas is here1737) کریسمس” اینجاست1738) circumstance1739) موقعیت- کیفیت-رویداد1740) Clap him1741) براش دست بزنید1742) clapped1743) کف زد1744) Clasp one’s hands1745) دستهای خود را به هم قلاب زدن1746) Claw me, and i’ll claw you1747) نان به هم قرض دادن1748) clean shave1749) شیش تیغ1750) Cleanliness is next to godliness1751) نظافت قسمتی از ایمان است 1652) Catchment geomorphology1653) ژئومورفولوژی حوزه آبخیز1654) Catchment hydrology1655) هیدرولوژی حوزه آبخیز1656) Cats have nine lives1657) مثل گربه هفته جون داره1658) Cattle do no die frome the crow’s cursing1659) به حرف گربه سیاه بارون نمیاد1660) caught my eye1661) چشمم رو گرفته

1662) Caution is parent of safety1663) احتیاط شرط عقل است1664) caution money1665) وجه الضمانه1666) cautionary signs1667) علائم هشداردهنده1668) Cease fire1669) آتش بس1670) Center tendency1671) تمایل به مرکز1672) certainly not1673) به هیچ وجه1674) chalk1675) گچ1676) Chalk and chees1677) اسمان و ریسمان به هم بافتن1678) chance1679) تصادف- فرصت- آزمایش1680) Chance of life time1681) فرصت طلایی زندگی1682) chances are1683) احتمال دارد1684) change horse in midstream1685) وسط دعوا نرخ تعیین کردن1686) change into1687) change into1688) Channel precipitation1689) کیال بارش (بارش مستقیم روی رود )1690) Channel Routing1691) روند سیل در رودخانه1692) Channel storage1693) ذخیره آبراهه1694) Charity begins at home1695) چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است1696) Charity covers a multitude of sins1697) صدقه رفع بلاست1698) chased1699) دنبال کرد1700) Cheat1701) تقلب آردن 1602) candid1603) منصفانه – صاف و ساده1604) candid camera1605) دوربین مخفی1606) cane1607) نی-خوش نویس1608) Cannot stand this hell I feel1609) دیگه این زندگی جهنمی رو نمیتونم تحمل کنم1610) can’t he?1611) نمیتونه؟

1612) can’t help1613) چاره نداشتن1614) can’t you go?1615) نمی توانی بروی؟1616) Capacity1617) ظرفیت1618) car hire1619) سرویس کرایه اتومبیل1620) careful1621) دقیق1622) careful student1623) دانش اموز دقیق1624) carefully1625) با دقت1626) carry arms1627) دوش فنگ1628) Carry coals to newcastle1629) زیره به کرمان بردن1630) carry water in a sieve1631) اب در هاون کوبیدن1632) Case1633) مورد1634) Cash down1635) فقط نقد1636) cast not dirt into the well that giwes you water1637) بر چاهی که به تو اب می دهد گنداب مریز1638) Cat got your tongue1639) گربه زبانت رو خورده1640) catch1641) گرفتن- گیرکردن1642) catch cold1643) در اصطلاح به معنی سرما خوردنه1644) Catch-phrase1645) تکیه کلام1646) CATCH SOMEONE RED-HANDED1647) سر بزنگاه کسی را دستگیر کردن. مچ کسی را گرفتن1648) catch word1649) تکیه کلام1650) Catchment1651) حوزه آبخیز 1552) Call out1553) داد زدن1554) Call up1555) زنگ زدن به1556) call_box1557) باجه تلفن1558) Calls at midnight that last for hours1559) تلفن نیمه شب داشته باشید که ساعتها هم طول بکشه1560) calves1561) گوساله ها

1562) Camel never see it’s own hump1563) هیچکس عیب خود را نمی بیند1564) can1565) توانستن1566) Can I crash at your place on Saturday night1567) میتونم شنبه شب تو خونه تو (برای خوابیدن) بمونم؟1568) Can I fast at this time1569) آیا میتوانم روزه بگیرم.1570) Can I not like you for awhile?1571) میتونم یه لحظه هم دوست نداشته باشم؟1572) can i put it in this way1573) میتونم اینجوری بگم؟1574) Can the operation wait1575) آیا عمل میتواند به تاخیر بیافتد؟1576) Can you bend your knees1577) آیا میتوانید زانوهایتان را خم کنید؟1578) can you fix me a1579) می توانی برایم درست کنی یک….1580) Can you give me a lift1581) میتونی من رو برسونی؟1582) Can you go?1583) می توانی بروی؟1584) Can you handle the job1585) ایا از عهده ی کار بر می ایید؟1586) Can you hear the drums1587) صدای طبل‌ها را می‌شنوی1588) Can you help me out ?1589) ممکنه به من کمک کنی؟1590) can you make a cake1591) می توانی یک کیک درست کنی1592) can you make them busy somehow1593) می توانی انها رو سرگرم کنی؟1594) Can you please contact my family1595) ممکن است خانواده من را مطلع سازید1596) Can you waiting on me1597) ممکنه کار مارو راه بیندازید؟1598) can’t hold a candle to someone1599) به گرد کسی نرسیدن،انگشت کوچکه ی کسی هم نشدن،حریف کسی نبودن1600) Can’t remember what you did1601) دیگه کارایی که کردی رو به یاد نمیارم

1501) But we’ve thought of everything1502) ولی ما فکر همه چی رو کردیم1503) But you still have all of me1504) با این همه، هنوز با تمام وجود مال تو هستم1505) But you won’t let me1506) ولی تو راحتم نمیذاری1507) Button one’s lips1508) زیپ دهان خود را کشیدن1509) buy a pig in a poke1510) ندیده خریدن ، چشم بسته خریدن1511) buy off1512) رشوه دادن1513) Buzz off1514) بزن به چاک1515) by1516) توسط-تا-با-نزدیک-کنار- در اخر جمله به معنی از 1517) طریق(با)می دهد1518) by all means1519) خواهش می کنم1520) by any chance1521) این اصطلاح برای پرسیدن درست بودن چیزی به کار می رود1522) by chance1523) تصادفاً1524) By George1525) پناه بر خدا1526) By heart1527) از حفظ1528) by himself.1529) تنها خودش1530) by means of1531) به وسیله ی1532) by no means certain1533) احتمالا-ظاهرا1534) By The Book1535) طبق مقررات یا قانون-بر اساس قانون1536) by the fire1537) نزدیک اتش1538) By the way1539) راستی-ضمنآ 1540) by way of apology1541) برای نشان دادن تاسف برای معذرت خواهی1542) bye1543) خدا حافظ1544) caked with blood1545) مملو از خون خشک شده1546) calculator1547) ماشین حساب1548) CALL A SPADE A SPADE1549) بدون رو در بایستی گفتن. رک و پوست کنده گفتن. بی پرده حرف زدن1550) call on1551) ملاقات کردن 1451) busy1452) مشغول1453) But don,t live to eat1454) ولی زندگی نکن برای خوردن1455) but enjoy it less1456) اما کمترلذت میبریم1457) But for the monks it would not shine1458) اما برای راهبان نمی درخشید1459) but have less1460) اما کمتر داریم1461) but he can count up to ten.1462) اما می تواند از یک تا ده رو بشمارد1463) but he is quite grown-up for his age1464) ولی به اندازه ی سن و سالش خوب رشد کرده1465) but I can prove1466) اما میتونم بهت ثابت کنم1467) But I hate it1468) ولی از این متنفرم1469) But I hate that I love you so1470) و از اینکه اینقدر عاشقتم متنفرم1471) But I just can’t let you go1472) ولی نمیتونم بی خیالت بشم1473) But I know1474) اما من می دانم1475) but I really like you1476) اماواقعا”‌دوست دارم1477) but I stayed with it1478) اما طاقت آوردم.1479) but I want to be with you1480) اما من میخوام با تو باشم1481) but in the end we will prevail1482) ولی سرآخر برنده خواهیم شد1483) but is one who needs the least1484) بلکه کسی است که نیاز کمتری دارد1485) But it’s not as if I mind1486) ولی واقعا منظورم واقعا این نیست1487) but no but1488) اما و آخه نداره1489) but not anymore1490) بار دیگه نه1491) but that has nothing to do whit me1492) اما من دخالتی نداشتم1493) But that wasn’t the case1494) ولی موضوع فقط این نبود1495) But these are only boys1496) ولی اینا یه مشت بچه هستن1497) but they can do is let themselves be loved1498) اما می توان محبوب دیگران شد1499) But though you’re still with me1500) ولی اگر چه هنوز با منی 1352) border guards1353) گارد مرزی1354) Bored1355) کِسل1356) Boring1357) کسل کننده1358) borrow1359) قرض گرفتی1360) bosom1361) سینه1362) Bother1363) دردسر1364) bother me and make me very angry.1365) منو اذیت می کنند و منو خیلی عصبانی می کنند1366) bother the flies1367) حوصلهء کاری را ندارد1368) bound1369) محدود کردن- حد- عازم1370) Bounded by law and by heart1371) با دل و جون آماده رفتن میشم1372) Bozo1373) کم عقل1374) branch1375) شاخه-شعبه1376) Bread and point1377) کوزه گر از کوزه شکسته اب می خورد1378) bread line1379) خط فقر1380) break on’s fast1381) افطار کردن1382) break one’s word1383) زیر قول خود زدن1384) break the ice1385) سر صحبت را باز کردن ، رو در بایسی را کنار گذاشتن1386) breaking news1387) خبرهای ناگهانی رو میگن1388) Breathe one’s last1389) نفسهای اخر رو کشیدن1390) breeze in1391) شاد و شنگول وارد شدن1392) breeze new life into1393) تحول ایجاد کردن1394) breeze out1395) شاد و شنگول بیرون رفتن1396) bridge1397) پُل1398) briefcase1399) کیف سامسونت1400) Bright1401) روشن-درخشان1301) BITE OFF MORE THAN ONE CAN CHEW1302) لقمه ی بزرگتر از دهان خود برداشتن1303) bite one’s tongue off1304) زبان خود را گاز گرفتن1305) bite the bull1306) تحمل کردن شرایط سخت1307) Bite the bullet1308) طاقت آوردن. تحمل کردن. دندان روی جگر گذاشتن-سوختن و ساختن1309) BITE THE DUST1310) نقش بر زمین شدن. به هلاکت رسیدن. شکست خوردن1311) Black art1312) جادو جنبل1313) Black head1314) کله پوک1315) Black will take no longer1316) بالاتر از سیاهی رنگی نیست1317) blankety-blank1318) فلان فلان شده1319) bless you1320) عافیت باشه1321) blew1322) گذشته ی 1323) to blow دمیدن1324) Blind1325) کور1326) Blind cat1327) گربه کوره1328) blithe1329) خوشحال-بدون دغدغه1330) Block1331) چهار راه 1332) blow1333) وزیدن1334) blow it1335) خراب کاری کردن1336) blow one’s top1337) از کوره در رفتن ، به شدت عصبانی شدن1338) Blowing in the Wind1339) در باد می‌وزد1340) Blue car1341) اتوبوس آبی1342) boil1343) جوشاندن1344) Bonehead1345) خنگ1346) boom town1347) شهر پر رونق، شهر رشد یافته1348) Booty1349) کپل1350) border dispute1351) مناقشه ی مرزی 1252) Better late than never1253) دیر آی و باز آی1254) better safe than sorry1255) کار از محکم کاری عیب نمی کند1256) دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است 1257) bettrer alive coward than a dead hero1258) بهتره یه ترسو باشی تا یه قهرمان مرده1259) Between tow stools one falls to the ground1260) با یه دست نمیشه دو تا هندوانه برداشت1261) Between you and me1262) بین خودمان باشد1263) beware of pick pockets1264) مواظب جیب برها باشید1265) Beyond the call of duty1266) بیشتر از حد نیاز1267) Bias1268) اریب1269) bid1270) دستور دادن1271) Bifurcation1272) انشعاب ( ابراهه ها1273) Bifurcation ratio1274) نسبت انشعاب1275) big1276) بزرگ1277) Big bear1278) خرس گنده1279) big deal1280) مهم نیست1281) big mouth1282) دهن لق-وراج1283) Big noise1284) کله گنده1285) big-wig1286) آدم مهم1287) birds of a feather flock to gether1288) کبوتر با کبوتر باز با باز1289) Birds of a feather flock together1290) کبوتر با کبوتر باز با باز1291) Birds of a feather flok to gether1292) کبوتر با کبوتر, باز با باز,کند هم جنس با هم جنس پرواز .1293) birds of feather flock together1294) کبوتر با کبوتر باز با باز کند هم جنس با هم جنس پرواز1295) birth of his son1296) تولد پسرش1297) bit by bit1298) رفته رفته1299) bitchin1300) خیلی خوب 1202) because your voice is sweet1203) صدات گرم وخواستنیه1204) before1205) قبل1206) Before a long , you’ll speak fluently English1207) طولی نمی کشه که راحت و روون انگلیسی صحبت می کنی.1208) before they change their minds1209) پیش از آن‌که نظر‌شان تغییر کند1210) Before you can say knife1211) تا به خودم بجنبم

1212) beg1213) خواستن، خواهش کردن1214) Beg the question1215) طفره رفتن، ماست مالی کردن1216) Begin your web T and god will send you the thread1217) از تو حرکت از خدا برکت1218) Behave less foolishly1219) دست از حماقت بردار1220) Behave yourself1221) مواظب رفتارت باش1222) behind his back1223) پشت سرش1224) Behind the veil, many schemes remain1225) حالی درون پرده بسی فتنه می رود1226) being kept1227) نگهداری شدن1228) Believe in yourself1229) خودتو باور کن1230) belongs1231) تعلق داشتن1232) bend over backwards1233) از جان مایه گذاشتن1234) BENN OVER BACKWARDS1235) از جان مایه گذاشتن1236) besides all this1237) علاوه بر اینها1238) Bet you wish you’d arrived earlier1239) شرط میبندم که تو آرزو میکنی که زودتر آمده بودی.1240) Better a lock than doubt1241) در رو قفل کن همسایه ات را دزد نکن1242) Better a wise enemy than a foolish friend1243) دشمن دانا به از نادان دوست.1244) Better an egg today than a hen tomorrow1245) امروز یک تخم مرغ بهتر از فردا یک تخم مرغ1246) Better be safe than sorry1247) چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی؟1248) Better buzz off1249) جیم بشیم1250) Better face a danger once than be always in danger1251) مرگ یه بار شیون هم یه بار 1152) be interested in1153) علاقه مند بودن1154) be intrested in1155) علاقمند بودن به1156) Be it so1157) امین-الهی1158) be kind to1159) مهربانی کردن با1160) Be lowman on totem pole1161) مثل خر لنگ بودن

1162) be made up of1163) متشکل بودن-تشکیل شدن از1164) be obliged to1165) مودبانه از کسی تشکر کردن1166) be off balance1167) تعادل نداشتن1168) be so bold1169) جسورانه عمل کردن1170) be surprised1171) متعجب شدن-شگفت زده شدن1172) be the life of the party1173) نقل مجلس بودن1174) be to hand1175) در دسترس بودن1176) be touch and go1177) اوضاع نامشخص1178) Be true and fear not1179) آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است1180) BE UP TO ONE’S EARS TO SOMETHING1181) تا خرخره در چیزی غرق بودن1182) bear1183) بردن، آوردن1184) BEAT ABOUT THE BUSH.1185) صغری کبری چیدن و طفره رفتن. حاشیه رفتن1186) Beat the drum1187) بوق و کرنا به راه انداختن1188) beats me1189) اصلا نمی دونم ، سر در نمی آرم ، نمی دونم1190) Beauty opens locked doors1191) اندکى جمال به از بسیارى مال1192) Becareful someone don’t kiss the floor1193) مواظب باش کسی زمین نیوفته1194) because of your every movements1195) بخاطر همه حرکاتت1196) because of your smile1197) بخاطر لبخندت1198) because you are beautiful1199) چون خوشگلی1200) because you are caring1201) چون همیشه بهم اهمیت میدی 1102) BC1103) پیش از میلاد1104) be1105) باشد-بودن1106) be a breeze1107) فوت اب بودن1108) be a good felow and do it1109) جون من اینکار رو بکن

1110) be a long shot1111) تیری در تاریکی1112) be a longer1113) تک رو بودن1114) be a man of his word1115) سر قول خود ایستادن1116) be a yes -man1117) بله قربان گو1118) be able to1119) توانستن-قادر بودن1120) be advised by me1121) پند مرا بپذیر1122) be afraid1123) ترسیدن از1124) Be alert1125) حواست جمع باشه1126) be all thumbs1127) دست و پا چلفتی1128) be an early bird1129) سحر خیز بودن1130) be an old hand at something1131) کهنه کار بودن در کاری1132) be born1133) متولد شدن1134) be careful1135) با دقت باش1136) Be careful he is eavesdropping.1137) مراقب باش-داره استراق سمع می کنه1138) be cool toward someone1139) سرد بودن با دیگران1140) be down to earth1141) خاکی بودن1142) Be fair with my increasing love1143) بی معرفت مباش که در من یزید عشق1144) Be frank with me1145) با من رو راست باش1146) be going to1147) قصد داشتن-خیال کاری رو داشتن1148) Be in harmony1149) هماهنگ باش1150) Be in the same boat1151) در شرایط مشابهی بودن 1052) Baby you1053) عزیزم1054) baccalaureate1055) مدرک لیسانس.1056) back breaking job1057) شغل سخت و کمر شکن1058) back me up1059) مراقبم باش , هوامو داشته باش1060) back out1061) جر زدن، خلف وعده کردن

1062) back pack1063) کوله پشتی1064) back rent1065) اجاره پس افتاده1066) back to square one1067) روز از نو روزی از نو1068) back to the subject1069) اصل مطلب را بگو1070) backward in coming forward1071) رودروایسی داشتن1072) Backwater1073) برگشت آب1074) bad egg1075) آدم نفرت انگیز، مشمئز کننده1076) Bad excuse is worse than none1077) عذر بدتر از گناه.1078) bad hair day1079) روز بد1080) bake1081) پختنی-پختن1082) ball point pen1083) خودکار1084) bank’s safe1085) گاو صندوق بانک1086) bare one s heart1087) دل خود را خالی کردن-سفره دل خود را باز کردن1088) BARK UP THE WRONG TREE1089) تیرت خطا رفت-بیراهه رفتن. اشتباه رفتن1090) BARK WORSE THAN ONE’S BITE1091) به اندازه ای که نشون میده بد نیست1092) Barking dogs don’t bite1093) آز آن نترس های و هو دارد از آن بترس که سر به زیر دارد1094) barking dogs seldom bite1095) سگی که پارس میکنه گاز نمیگیره1096) base a fate1097) بر اساس قضا، بر حسب اتفاق1098) Base flow1099) آب پایه1100) Basic data1101) داده های پایه 252) at the expense of253) با کم گذاشتن در، با ضرر رساندن به، 254) At the front255) جلوی256) at the moment257) در این لحظه258) at will259) هر موقع که بخواهی/به میل خودت260) at your desk261) پشت میزت

262) at your earliest convenience263) در اولین فرصت264) Attention to detail is essential in this job265) در این شغل توجه به جزئیات ضروری است266) Attractive267) جذاب-قشنگ268) augment269) افزودن، زیاد کردن270) Aunt sally271) آلت دست، بازیچه272) Auricular273) شنوایی274) Automatic Delineation of Watershed275) استخراج اتوماتیک حوزه آبخیز276) Average277) متوسط278) Average minds discuss events279) مغزهای متوسط به حادثه ها فکر می کنند280) Average velocity281) سرعت متوسط282) Avert283) دفع کردن – مانع وقوع چیزی شدن284) avoid285) اجتناب کردن286) Avoid climbing unnecessary stairs287) از بالا رفتن غیر ضروری از پله ها اجتناب کنید.288) Avoid overexertion289) از ورزش زیاد (فعالیت زیاد) اجتناب کنید290) Award291) تقدیم کردن292) away from293) دور از294) away with295) گیر افتادن296) b.c297) قبل از میلاد298) ba a good299) در کاری مهارت داشتن300) Baby I got this feeling301) عزیزم من این احساس دارم 202) As you think fit203) هر طور صلاح میدونید204) asbestos205) ماد? نسوز، پنب? نسوز206) Ashamed of207) خجالت زده از208) aside209) کنار210) Ask and you shall receive211) پرسان پرسان می روند هندوستان

212) ask for trouble213) زمانی بکار میره که یه نفر خودش به استقبال درد سر میره214) Ask much to have a little215) به مرگ بگیر تا به تب راضی بشه216) asked the crowd to cheer217) از حضار خواست که مشروب صرف کنند218) Aspect219) جنبه220) assure221) اطمینان دادن222) Asymmetrical distribution223) توزیع نامتقارن224) at225) در-کنار-نزدیک-دم226) at a loss227) با سردرگمی، با تردید228) at a snail s pace229) به سرعت مورچه-خیلی یواش230) at all cost231) به هر قیمتی232) at call233) عند المطالبه234) at home235) در خانه236) at last237) سرانجام-بالاخره238) At odd times239) وقت و بی وقت240) at present241) در حال حاضر242) at school243) در مدرسه244) at the case maybe245) تا مورد چه باشد246) At the end of247) در انتها-در پایان248) AT THE END OF ONE’S ROPE249) جان کسی به لب رسیدن. کارد به استخوان کسی رسیدن250) At the end of the day251) سر آخر 151) As smooth as a baby’s bottom152) مثل برگ گُل153) As smooth as a velvet154) مثل مخمل155) As sober as a judge156) مثل لقمان حکیم157) As soft as wax158) مثل موم159) as soon as160) به محض اینکه

161) As sour as a crab162) مثل برج زهر مار163) As steady as a rock164) مثل کوه استوار165) As stubborn as a mule166) مثل اسب وحشی167) As stupid as a donkey168) مثل خر169) As sure as dead170) قطعا، بدون شک171) as sweet as honey172) به شیرینی عسل173) as tall as174) هم قد175) As the creator of people176) به عنوان خالق انسانها177) As the question, so the answer178) از هر دستی بدی از همون دست پس میگیری179) As thick as pea soup180) مثل سرشیر غلیظ181) As thin as a rack182) مثل نی قلیان183) As thin as the gossamer wings184) مثل پوست پیاز185) as to186) برای اینکه187) as usual188) طبق معمول189) As white as a sheet190) مثل پنبه ی سفید191) As white as snow192) مثل برف سفید193) as yet194) تا کنون195) As you make your bed, so you must lie in it196) خودکرده را تدبیر نیست.197) آش کشک خالته، بخوری پاته، نخوری پاته!198) As you salute, you’ll be saluted199) احترام گذار ، احترام می بینه.200) As you sow, so shall you reap201) هر چه کنی کشت، همان بدروی 101) As likely102) به احتمال قوی103) as long as104) مادامیکه105) As loose as a rope of sand106) مثل ماست شُل107) As mad as a hatter108) مثل دیوانه ها109) As mad as a hornet110) مثل پلنگ تیر خورده

111) as mad as a wet hen112) وقتی که یک نفر خیلی عصبانی باشه113) As meek as a lamb114) مثل بره115) As much as I love you116) خیلی دوست دارم117) As much as I need you118) خیلی بهت نیاز دارم119) As old as120) مثل عمر نوح121) As old as adam122) به اندازه ی عمر هفت کرکس زندگی کرده123) As pale as a ghost124) مثل مُرده رنگ پریده125) As pale as ashes126) مثل گچ رنگ پریده127) As patient as job128) مثل ایوب صبور129) As people say130) به قول معروف131) As plain as the nose on one’s face132) مثل روز روشن133) As plentiful as blackberries134) مثل ریگ بیابان-مثل رستم135) As poor as a church mouse136) اه ندارد با ناله سودا کند137) As pretty as a picture138) مثل ماه شب چهارده139) As proud as peacock140) انگار از اسمان افتاده-انگار از دماغ فیل افتاده141) As quick as a wink142) مثل تیر شهاب143) As quiet as a mouse144) مثل موش145) As right as rain146) مثل شاخ شمشاد147) As scare as hen’s teeth148) مثل زعفران نایاب149) As slippery as an eel150) همانقدر که روی زمین است ده باربر زیر زمین است51) As fat as a pig52) مثل خرس چاق53) As fierce as a tiger54) مثل ببر55) As flat as a pancake56) مثل کاغذ صاف57) As fresh as a rose58) مثل یک دسته گُل59) As full as a tick60) مثل خیک پُر شده

61) As funny as a crutch62) مثل یخ بی مزه63) As good as gold64) مثل یک تیکه جواهر65) As grasping as a miser66) ناخن خشک است67) As greedy as a wolf68) مثل گرگ69) As happy as a lark70) مثل پرنده پر در اورد71) As hard as nails72) مثل سنگ سفت73) As harmless as a dove74) مثل مورچه بی ازار75) As heavy as a lead76) مثل سرب سنگین77) As high as a kite78) مثل کوه سر به فلک کشیده79) As high as sky80) مثل کوه سر به فلک کشیده81) As hot as fire82) مثل فلفل تند83) As hot as hell84) مثل جهنم گرم و سوزان85) As hungry as a bear86) مثل گرگ گرسنه87) as if88) گویی-انگار89) As if I have a rapid pulse90) گویا نبضم سریع میزند.91) As innocent as a dove92) مثل فرشته معصوم93) As innocent as a lamb94) مثل فرشته معصوم95) As large as life96) دزد حاضر بز حاضر97) As like as two peas98) مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند99) AS LIKE AS TWO PEAS IN A POD100) مثل سیبی که از وسط نصف کرده باشند. کاملا شبیه هم بودن 1) As bright as a day2) مثل روز3) As brittle as glass4) مثل شیشه5) As busy as a bee/a beaver6) مثل خر کار کردن7) as busy as grand central station8) مثل کاروانسرا9) as clean as a whistle10) کاملا تمیز

11) As clear as a day12) مثل روز13) As clear as a sunny day14) مثل روز روشن15) As clear as crystal16) مثل اشک چشم17) As clear as day18) مثل روز روشن19) As clear as the nose on one’s face20) مثل روز روشن21) As cold as ice22) مثل یخ23) as cool as a cucumber24) انگار نه انگار-خونسرد25) as crazy as a loom26) مثل خُل و چل ها27) as cruel as nero28) مثل شمر ذلجوشن29) As cunning as a fox30) مثل روباه پیر31) As dark as night32) چشم چشم را نمی بینه33) As dead as a dodo34) مثل سنگ بی جان35) As dead as a doornail36) مثل چوب خشک هفت کفن پوسانده37) as dry as a bone38) مثل چوب خشک39) As dumb as a statue40) مثل مجسمه41) As easy as abc42) مثل اب خوردن43) As egg as egg44) مثل روز روشنه45) As fair as a rose46) مثل ماه شب چهارده47) As far as48) تا آنجائی که49) as far as i m concerned50) تا اونجایی که من میدونم یا به نظر من 1) Are you in pain2) آیا درد دارید؟3) Are you nauseated4) آیا حال تهوع دارید5) Are you nuts6) خُل شدی7) Are you pulling my leg8) دستم می ندازی؟9) Area10) منطقه – ناحیه-مساحت11) Area Ratio12) نسبت مساحت13) Arithmetic mean14) میانگین حسابی15) Arms akimbo16) دست به کمر17) around18) به دور -اطراف19) as20) همانند21) As a last resort22) مثل اخرین تیر در تیردان23) As a matter of fact24) راستشو بخوای25) As a pain in the neck26) مثل استخوانی که در گلو گیر کرده27) as a rule28) قانوناُ29) As bad as another30) سنگ زرد برادر شغال است31) As bare as a bone32) مثل کدو33) As bare as the palm of one’s hand34) مثل کف دست خالی35) As big as life and twice as ugly36) مثل اینکه مویش را اتش زده اند37) as bitter as gull38) سنگ می خورد پیشواز گرگ می رود39) As black as coal40) مثل زغال41) As black as hell42) مثل شب تار43) As black as one is painted44) بشنو و باور نکن45) As blind as a bat46) مثل موش کور47) As bold as brass48) روش مثل سنگ پا قزوینه49) As brave as a lion50) با اسمان شاخ به شاخ شدن

201) anybody202) هیچ کسی203) anymore/any longer.204) دیگه نه-بیشتر نه205) Anything else, madam?206) چیز دیگری لازم دارید خانم ؟207) Apathy208) بی علاقه گی – نداشتن انگیزه209) appeal210) درخواست/ التماس211) Appearances are deceptive212) گول ظاهر رو نباید خورد213) Apple of someone`s eye214) نور چشمی215) apple polisher216) پاچه خوار217) Apply this ointment to the effected area218) این پماد را روی محل بمالید.219) appreciate220) تحسین کردن221) Appropriate222) مربوط-مناسب223) Are there ant side effects224) آیا عوارض هم وجود دارد؟225) are there any remarks226) کسی حرفی دارد227) are used to228) عادت داشتن به229) Are you absolutely sure you don’t mind230) مطمئنی که اهمیتی نمی دهی؟231) Are you aware of consequences to you232) از عواقب کارت خبر داری233) Are you aware of what you make me feel, baby234) اصلا حواست حس که باعث شدی چه احساسی داشته باشم، عزیزم؟235) Are you bored236) آیا خسته شدی؟237) are you bullshiting me238) داری منو دست میندازی239) Are you cruising for brusing.240) تنت میخواره؟241) Are you drowsy242) آیا احساس خواب آلودگی میکنید؟243) Are you enjoying yourself?244) آیا به شما خوش میگذرد؟245) Are you getting into trouble at school lately246) تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی (تو دردسر افتادی)؟247) Are you getting into trouble at school lately?248) تازگی ها تو مدرسه مشکل پیدا کردی؟249) Are you happy or married.250) مجردی یا متاهل.؟Chicken out……این اصطلاح برای فردی استفاده میشه که جا میزنه تو کارا to make two ends meat……….به معنی بخور و نمیر(بیشتر برای جواب دادن در مورد شغل استفاده میشود) First learn the rules then break some….اول قانون رو یاد بگیر بعد اونو زیر پا بزار Great people come late……..ادمای با کلاس دیر میان He has money to burn……اصطلاح برای ادم خرپول He is loaded with money…./ / / / / / / / / / He is made of money……………………/ / He is rolling in it…………………………/ / He is well off……………………………./ / He was born with a silver spoon in his mouth………./ / the weather has changed…..شرایط عوض شده She was born on the wrong side of the bed……..حرام زاده I wasn`t born yesterday…….موهامو تو اسیاب سفید نکردم talk of devils………..(حلال زاده) وقتی در مورد کسی صحبت میکنیم و همان موقع وارد میشود اصطلاحا میگوییم طرف حلال زاده است rool the red carpet for somebody……….جلوی کسی گاو کشتن…احترام خیلی زیاد to flatter….پاچه خواری to kissup somebody…..پاچه خواری apple polisher…..پاچه خوار give someone lip service…….شیر کردن کسی با حرف chicken chicken…..چقدر ترسو chicken feed….پول خرد…ناچیز chicken scrach….خرچنگ قورباغه how much bread have u got……….مایه تیله چقد داری؟ bread line……خط فقر copy cat…….کسی که زود هر چیز را تقلید میکند

back breaking job……شغل سخت و کمر شکن has the penny dropped……..دوزاریت افتاد؟ get off my bag……….بابا ولمون کن..دست از سرم بردار dress up like a cristmas tree…..تیپ زدن you shine like a new penny……اصطلاح برای تعریف از افراد خوشتیپ thick skull…..کله پوک how can i put it into your thick skull……چطوری توی کله پوکت فرو کنم you look lost…..گیج میزنی error is human……..انسان جایز الخطاس when there is a will, the is a way……..خواستن توانستن است christ sake……..خدا به دادمون برسه i put it down to experience…….پشت دستم رو داغ گذاشتم I learned my lesson………../ / I got the message…………/ /برای ابراز عقیده چند تا جمله و راه بلدید؟……..هر وقت از شما سوالی میشه اکثرا میگید…..I think ولی جمله های دیگه ای هم وجود دارن که براتون مینویسم…

In my book Im of the opinion that In my point of view I express the idea that I feel strongly that In my estimation It`s important……..مهمه که….. It is of capital importance……در راس مسائل مهم….. It is of crucial importance……/ / I pot significant………………/ / One is important is that……..یه چیزی که خیلی مهمه اینه که…… to the best of my knowledge………تا اونجایی که میدونم

Goody Goody……..کسی که پاچه خواری یا خود شیرینی میکنه بهش میگن Im just picking on you……فقط سر به سرت میزارم….سر کارت گذاشتم i will fix you……..پدرتو در میارم i will put you in your place………حالتو میگیرم i will teach you a good lesson……./ / I will send you on a trip……یه کاری کنم حال کنی give it to him………بزار تو کاسش kick someone`s ass…….تو برجک کسی زدن X Y Z………..eXamine Your Zipper…….زیپت بازه you`ve got belly………شکم اوردی your shirt is what i really adore…………لباست منو کشته……..لباس فقط برای مثال هست stop talking rubbish………..شر و ور نگو stop talking nonsense………مزخرف نگو excuse my french……….گلاب به روت…روم به دیوار don`t you just love it……….حال میکنیا Im having fun with you…….دارم باهات حال(صفا) میکنم free loader…….اصطلاح برای ادمهای چتر باز که خونه فک و فامیل یا دوستاشون چتر بازی میکنن

white wash…….ماست مالی I will rip you in half……..دو شقه ات میکنم I will eat you without salt…….اصطلاحی که دختر و پسرهای جوون به همدیگه میگن (جیگرتو بخورم) there`s the bell….زنگ خورد the class is missed…/ / tell me what to do……….تکلیف منو روشن کن I was ruined…….پدرم در اومد I had one of those days……../ / It`s a big bell……این یه اخطاره He has a hand in high places………طرف خرش خیلی میره Im getting nicked…….دارم کلافه میشم You look like an apple on stick……..این اصطلاح را برای افرادی استفاده میکنیم که موهایشان نا مرتب و بسیار بلند است Cause my finger………وقتی چیزی رو به سمت کسی پرتاب میکنیم برای عذر خواهی این اصطلاح رو میگیم Apple of someone`s eye…….نور چشمی Be in harmony………هماهنگ باش To be in tune with…….هماهنگی No offence……..دور از جون……..و بعضی مواقع به معنی جسارت نباشه We are moving at snail`s pace……خیلی کند پیش میریم Im loaded……..توپ توپم(وقتی غذا زیاد خوردیم) I stuffed my face……..تا خرخره خوردم Home boy ..Home girl……..هر دو به معنی بچه محل It rings a bell to me…….برام اشناس He is a man full of shit……..ادم ….است He is a bunch of shit……….. / / he is an understanding boy………پسر فهمیده ای است he is impossible……..اون غیر قابل تحمله You cant eat your cake and have it………..هم خدا رو میخواد هم خرما he is a head and shoulder above me……….یه سر و گردن بلند تره dont let the cat out of the bag………..راز رو فاش نکن as cold as cucamber……..ادم بی روح و بی احساس (سیرابی) Any body for tennis………..کسی حاضره؟….کسی داوطلب هست؟ let me set the fire………بذار دعواتون بندازم

a superficial observer: شخص ظاهربین

a sustaining:روزی رسان

a swift wit: ذکاوت هوش

a swingeing lie: دروغ بزرگ لاف زدن

a sworn evidence:. شهادت دادن گواهنی با سوگند بالاتر از سیاهی رنگی نیستIn for a penny, in for a poundOrBlack will take no other hue.

بخت به او رو آوردLuck smiled on him

برج زهر مار استHe’s like a bear with a sore head

جا خوردمI was taken aback

به هم نان قرض میدهندThey scratch each other’s back

برو پی کارت go fly a kite

تو نمی توانی با حرف این مسئله را حل کنی

you cant argue away this matter

ا و بیش از حد خوش خوراک است

her tastes are too expensive

او مدام در مورد مشکلاتش صحبت میکرد

she babbled on about his problem

او همیشه از دوستانش حمایت می کند he always backs up his friends

او آنرا با عصبانیت روی میز کوبیدshe banged it back on the table

انتظار آنچه را که اتفاق افتاد نداشتمi didnt bargain for what happened

 او ماشینش را درب و داغان کرده است

she has bashed up her car

 

او آماده رفتن به سرکار است he is about to go to work

سرش را از تنش جدا کنیدchop his head off

a single heart: دل ساده

a skilled workman: استاد کار

Touchscreen Watch ساعت صفحه لمسی    a slave of passion: اسیر و غلام شهوت

a slip of the tongue: اشتیاه لپی

is to بایستی.yet با این وجود.than تا اینکه-از-نسبت به.i can,t help it چاره ای ندارمi can,t but go چاره ای جز رفتن ندارم.it can be said that می توان گفت که.i over than you من از شما بزرگترم.the menu pleas غذا را بیا ر.good appetite نوش جان.با درجات مختلف some degree.try on پرو کردن.take in کوتاه کردن شلوار.the ultimate result نتیجهء نهایی.as to راجع به.simply فقط.take a leave=take a vacation مرخصی گرفتن.and so on=and so forth=etc و غیره.traffic ticket جریمه

as to=about برای اینکه.صرفنظر از این مسئله regardless of=.in order to = بر حسب.بطوریکه so that=.despite=in spite of علیرغم.so am i من هم همینطور.as soon as به محض اینکه.تخم مرغ نیمرو one sided fried egg.any way=any how بهر حال.as yet تا کنون.what a pitty! حیف شد.by the way راستی

in order that بترتیبی که.as yet تا کنون.owe to =due to ناشی از.far off =far a way دور.it,s the weather آن از آب و هواستweather آیا.it,s itself خود خودش…i mean it معنی دادن-جدی می گم آ.i,ll show you نشونت می دم-خیال کردی.welcome back رسیدن بخیر.in which که در آنfor whom که برای آن.e.g برای مثالi.e یعنیet.al همکاران.have a seat بفرما بشینtake a seat بفرما بشین

i,m by the window من کنار پنجره هستم.knock at the door در را زدن.once زمانیکه-یکبار.that is=to say=namely یعنی.put on پوشیدنhave on به تن داشتن.call on=visit ملاقات کردنcall up تلفن کردن.hearing aid سمعک.retired باز نشسته.are عبارتنداز.the more———————the more هر چه بیشتر…………. همانقدر بیشترthe more———————the less هر چه بیشتر …………..همانقدر کمتر.that is all همه اش همینnot at all قابل شما رو ندارد.so long خدا حافظی صمیمی

Pull someone’s leg سرکار گذاشتن کسی

A little bird told me بهم الهام شد – به دلم افتاد

It is all up with him اب از سرش گذشته

Stick Out One’s Neck ریسک کردن

a squeezed orange: ادم سخت کوشش ادم مقاوم

a stout heart: قوت قلب: جرات جسارت a speech having no pith:سخن بی مغز

a spoilt child: یک بچه لوس

a sound mind in a sound body: عقل سالم در بدن سالم است

a specially: حج

a.son: پسر خواننده

a souls day: روز فراخوانی ارواح

a sly person: ادم زر کاه: ناقولا

a solus of problem: راه حله یک مسئله

i,m confident=i,m positive=i,m sure = من مطمئنم

as to=in order to برای اینکه

so that بطوریکه.i,m in the dark اطلاعی از آن ندارم

i,m not in the picture من در جریانش نیستم

tin=can قوطی کنسرو شدهcan of peach کمپوت هلوtined meat گوشت کنسرو شده

can you can? می تونی قوطی رو کنسرو کنی؟.how ever اما.or else! والا.in that=beacouse=as=for=since چون.9 month in gone 9 ماهش است(ما ما یی).at all به هیچ وجهnot at all قابل شما را نداردit is not at all اصلا خوب نیست.be over =finish تمام شدن

 God willing انشا الله.as to=about برای اینکه.صرفنظر از این مسئله regardless of=.in order to = بر حسب.بطوریکه so that=.despite=in spite of علیرغم.so am i من هم همینطور.as soon as به محض اینکه.تخم مرغ نیمرو one sided fried egg.any way=any how بهر حال.as yet تا کنون.what a pitty! حیف شد.by the way راستی

 25.i have had enough,thanks a lot برای هفت پشتم بس.

.

26.don,t count on me رو من حساب نکن .

 

27.there is only tow possibilityes از دو حال خارج نیست.

 

28.he has a great deal pull الاغش می رود .

 

29.don,t spoil the child بچه رو لوسش نکن .

 

30.spoil my appetite اشتهام را کور کرد.

 

31.i was keeping my fingers crossed خدا خدا می کردم .

 

32.what on earth shall i do now? حالا چه خاکی به سرم بریزم

 

33.a sound mind in a sound body عقل سالم در بدن سالم است .

 

34.you can not get blood out of astone کف دستم را بو نکردم.

 

35.a garden full of weeds عالم بی عمل نبور بی عسل .

 

36.plenty,in time of adversity not one many twenty تا پول داری رفیقتم قربون بند کیفتم.

 

37.cool down=take it easy .جوش نزن

 

38.they that dance must pay the fiddler هر کسی خربزه می خورد پای لرزش هم می نشیند.

 

39.many a little makes a mickle اندک اندک جمع شود وانگهی دریا شود.

39.little and often fills the purse همان مفهوم بالایی.

 

40.take it or leave it ! می خوای بخوای, نمی خوای نخوای

 

41.she will never realiz this wish آرزو بر دلش می ماند.

 

42.suddenly he showed up ناگهان سرو کله اش پیدا شد .

 

43.he is no fool آنقدرها هم احمق نیست .

 

44.it is much more than he deserves از سرش هم زیاد .

 

45.the night is still young هنوز اول شب .

 

46.he has no sense of shame. خجالت سرش نمی شود

 

47.what the hell do you want?به چه کوفتی می خوای؟

14.i felt it in my bones به دلم برات شده بود .

 

15.put yourself to gether حواست را جمع کن .

 

16.i don,t feel well حال ندارم.

 

17.i,m in a good mood سر حالم.

 

18.we are even ما حساب نداریم .

 

19.you are asking for it تنت می خارد.

 

20.pleas exuse my back ببخشید پشتم به شماست

 

21.be a good felow and do it جون من اینکار رو بکن.

 

22.lightly come ,light go باد آورده را باد می برد.

 

23.one swallow doesn,t make a summer با یک گل بهار نمی شود

1.once upon a timeیکی بود یکی نبود

 

2.when there is a will,there is wayخواستن توانستن است .

 

3.take no painزحمت نکش.

 

4.it slipped my tungeاز دهنم در رفت.

 

5.i decided to do without itاز خیرش گذشتم.

 

6.do not cost your pearls before swineپول علف خرس است.

 

7.longer is the best sauceآدم گرسنه سنگ هم می خورد

 

دلخوشی ازش ندارم 8.iam sore at her

 

 

10.you don,t lose by itاز آن بد نمی بینی.

 

11.heven help him this timeخدا به دادش برسد.

 

12.it is a herculean task کار حضرت فیل است .

 

13.you must be out of your mind تو باید دیوونه شده باشی

1-
Busy as a bee: به کسی گفته می شود که خیلی سرش شلوغ است و کار زیاد دارد
یا مثل زنبور این طرف و آن طرف می رود تا کارها را انجام دهد.2- The bee’s knees: کاری که خوب و با کیفیت عالی انجام شده باشد.3- To have a bee in your bonnet: وقتی کسی خیلی نگران است و دائما درباره نگرانی اش حرف می زند

.1- To monkey around: احمقانه رفتار کردن

2- Monkey business: رفتار بد یا بدون صداقت3- To make a monkey out of someone: کسی را احمق جلوه دادن

1- There’s something fishy about this: “این موضوع بو داره”، این موضوع مشکوک به نظر می رسد2-
A big fish in a small pond: به فردی اطلاق می شود که قابلیت های زیاد او
بلااستفاده مانده و این وضعیت باعث کلافگی و یاس او شده است3- A fish out of water: به فردی اطلاق می شود که توانایی انجام کاری را که به او داده شده ندارد و سردرگم است

1- To eat like a horse: پرخوری بی اندازه، به اندازه زیاد غذا خوردن2- Straight from a horse’s mouth: شنیدن موضوعی از یک منبع موثق3- To flog a dead horse: “به اسب مرده لگد نمی زنند”، آدم بدبخت را نباید بیشتر آزار داد

1- Pigs might fly: وقوع اتفاقی غیرممکن مثل پرواز یک حیوان چهارپا (خوک)2- This place is a pigsty: (مکان) کثیف و ریخت و پاش، “اتاقش مثل طویله یا خوکدونی است”3- To make a pig’s ear of something: کاری را خیلی بد انجام دادن

4952) I take back what I said4953) من حرفم راپس میگیرم.4954) I take my hat off to you.4955) بابا ایوالله4956) I take size 38 in my shoes4957) شماره پایم 38 است4958) I thanked him,4959) من از اون تشکر کردم4960) I think I had a very happy childhood4961) من فکر می کنم دوران کودکی بسیار خوبی داشتم

4962) I think that you can do it easily.4963) من فکر می کنم که شما می توانید آن را به راحتی انجام دهید.4964) I thought4965) فکر کردم4966) I thought the play was, dare I say it, boring4967) فکر میکنم که به جرات میتوان گفت که نمایش خسته کننده بود4968) I to die and you to live4969) من می میرم و شما زنده می مانید4970) I told him to his face4971) جلوی چشمش بهش گفتم.4972) I told mary to do her homework carfully.4973) من به مری گفتم که تکالیفش را با دقت انجام دهد4974) I travel to Romantis4975) به تخیلات سفر می کنم4976) I try to tell you about I’m me4977) سعی می کنم که بهت بگم ولی من4978) I try to tell you how I feel4979) سعی می کنم که بهت بگم احساسم چیه4980) I used to own a bicycle.4981) من سابقا یک دوچرخه داشتم4982) I usually go to school by bus but today I am going to go by taxi.4983) من معمولاً با اتوبوس به مدرسه می روم اما امروز قصد دارم یکشنبه فوتبال بازی کنیم4984) I voted aye4985) رای مثبت دادم4986) I want make you happy4987) میخوام خوشحالت کنم4988) I want the donkey and the dates4989) هم خر و میخواد هم خرما رو4990) I want to break into a run4991) دوست داشتم پا به فرار بذارم4992) I want to know4993) میخوام بدونم4994) i want to make up my mind about it4995) من می خواهم بیشتر فکر بکنم.4996) I want to present my point4997) من می خواهم نقطه نظرم رو متذکر شوم4998) I want to press charges4999) من می خواهم شکایت کنم5000) I want to see them.5001) می خواهم انها رو ببینم

4901) I remember long ago4902) خیلی وقت پیش را به‌یاد می آورم4903) I said ,If you have the time4904) گفتم اگر وقت داشته باشید4905) I said it for laugh4906) برای خنده گفتم.4907) I saw a Saw that saw a Saw4908) من دیدم یک ارّه که داشت ارّه دیگه رو میبرید4909) (دست بالا دست بسیاره)4910) I saw his car outside your house4911) خودم ماشینشو بیرون خونه ات دیدم

4912) I saw it in the night4913) آن را در شب دیدم4914) I see her there4915) اون رو اونجا دیدم4916) I see him every day4917) من او را هر روز می بینم4918) I see no sense in going on4919) هیچ دلیلی برای ادامه نمی بینم4920) I see you4921) می بینمت4922) I sent him packing4923) دست به سرش کردم4924) I should have gone there.4925) من بایستی می رفتم انجا (که نرفتم)4926) I shouldn’t have gone there.4927) من نبایستی می رفتم(ولی رفتم)4928) I stand bu what I say4929) من روی حرف خودم هستم.4930) I stayed uo late4931) تا دیر وقت بیدار بودم4932) I still don’t want him to go4933) نمیخواهم که او برود4934) I still haven’t finished4935) هنوز تمام نکرده ام4936) I still LOVE YOU4937) من هنوز هم عاشقتم4938) I stop speaking to the man.4939) من از صحبت کردن با مرد دست می کشم4940) I stopped following the treatmen scince the supply ran out4941) از وقتی که دارویم تمام شده ادامه درمان را متوقف کرده ام.4942) I stopped to speak to the man.4943) من ایستادم تا با مرد صحبت کنم4944) I stuffed my face4945) تا خرخره خوردم4946) I suffer from insomnia at nights4947) شبها از بی خوابی رنج می برم.4948) I swear4949) قسم می خورم4950) I swear to God I didn’t do that4951) بخدا قسم کارمن نیست

4801) I know my own mind4802) می دونم چی می خوام-خودم رو می شناسم4803) I know that winter is coming.4804) من می دانم که زمستان دارد می آید.4805) I know that you come.4806) من می دونم که تو می ایی4807) I know what I must do4808) میدونم چیکار باید انجام بدم4809) I know what you are going through4810) شما رو درک می کنم4811) I know what you are up to4812) می دونم چیکار می خواهی بکنی

4813) I know where you go4814) من می دونم کجا می ری4815) I know where your shoes pinch4816) می دونم کجات می سوزه!4817) I know you feel the same4818) می دانم تو هم همان احساس را داری4819) I let you have it this time4820) فقط این دفعه رو بهت اجازه می دهم4821) I licked my lips4822) دهنم آب افتاد4823) I like John to learn English.4824) من دوست دارم که جان انگلیسی را یاد بگیرید4825) I look forward to hear from you4826) من امیدوارم در آینده بیشتر از شما بشنوم4827) I looked out everywhere4828) همه جا رو زیر و رو کردم4829) I lost a filling4830) پر شدگی دندانم افتاده است4831) i made a mistake4832) اشتباه کردم4833) I make it up to you4834) جبران میکنم برات4835) I mean business4836) دارم خیلی جدی میگم4837) i mean it4838) معنی دادن-جدی می گم آ4839) I mean you4840) تو را می گویم4841) I misheard you4842) من بد فهمیدم4843) I miss you4844) دلم برت تنگ شده4845) I must answer the questions.4846) من باید به سؤالات پاسخ بدهم4847) I must be allowed to pray at specific times4848) باید به من اجازه داده شود که در مواقع مشخص نماز بخوانم.4849) I must beg to differ on this point4850) من کاملا با این نکته مخالفم 4751) I have problem with my eyesight4752) از لحاظ بینائی مشکل دارم4753) I have some work to catch up on4754) باید به کارم برسم4755) I have sweet tooth4756) به شیرینی علاقه دارم، شیرینی خیلی دوست دارم4757) I haven’t ever really found a place that I call home4758) هیچ وقت نتونستم جایی رو پیدا کنم که بتونم اسمش رو خونه بذارم4759) I haven’t got all day4760) تمام روز که وقت نداریم (وقتمان کم است4761) I haven’t made up my mind4762) تصمیم نگرفتم

4763) I haven’t notified them.4764) من به انها اطلاع نداده ام4765) I hear my country call me4766) میشنوم که کشورم من را صدا می زنه4767) I heard surprising news yesterday.4768) من دیروز اخبار متعجب کننده ای شنیدم4769) I hide my ills from false physicians4770) دردم نهفته به ز طبیبان مدعی4771) I hit the ceiling4772) از عصبانیت منفجر شدم4773) I hope everything works out well4774) امیدوارم همه چیز روبراه باشد4775) I hope in God4776) امیدم خداست4777) I hope that you remember me4778) امیدوارم مرا به یاد داشته باشی4779) I hope that you succeed in your exam.4780) من امیدوارم که شما در امتحانتان موفق شوید.4781) I hope your eyes go blind4782) چشمت کور4783) I hope your mind goes up4784) فهمت بره بالا4785) I invited Mary to the party.4786) من مری را به مهمانی دعوت کردم4787) I just don’t feel quite myself4788) احساس خوبی از خودم ندارم4789) I just sat down and cried4790) فقط نشستم و گریه کردم4791) I know4792) من می دونم4793) I know him by name4794) به اسم او را می شناسم.4795) I know him by sight4796) به قیافه او را می شناسم.4797) I know him like the palm of my hand4798) مثل کفت دستم می شناسمش4799) I know I’ve found you4800) میدونم که پیدات کردم

  4701) I have a reputation to protect4702) من اینجا ابرو دارم4703) I have a runny nose4704) بینی ام آبریزی دارد.4705) I have a stuffy nosy4706) بینی ام گرفته است.4707) I have a tightness in my chest4708) در قفسه سینه ام احساس فشار میکنم4709) I have a valid excuse4710) عذرش موجه است4711) I have an irregular pulse4712) ضربان قلبم نا منظم است.

4713) I have been badly let down4714) سنگ رو یخ شدم.4715) I have been busy with exams4716) گرفتار امتحانات بودم.4717) I have been here4718) من این‌جا بوده ام4719) I have been in Tehran since 13684720) من از 1368 در تهران بوده ام.4721) I have been trying to get him all day4722) از صبح تا حالا دنبالش می گردم4723) I have eaten my dinner4724) من شام خودم را خورده ام4725) i have had enough,thanks a lot4726) برای هفت پشتم بسه4727) I have indigestion4728) دچار سوء هاضمه شده ام.4729) I have lost the will to live4730) میل به زندگی کردن رو از دست دادم4731) I have lost weight4732) وزنم کم شده است4733) I have made a cake4734) من یک کیک درست کرده ام.4735) I have motion sickness4736) بیماری سفر دارم (هنگام مسافرت حال تهوع به من دست میدهد).4737) I have my job on the line4738) شغلم در خطر است4739) I have never been to4740) من هرگز نرفته ام به4741) I have no appetite4742) اشتها ندارم.4743) I have no doubt in my mind4744) هیچ شکی ندارم4745) I have no idea what’s happened to that dream4746) نمی فهمم که چی سر اون همه رویا اومد!4747) I have no money about me4748) پول همراهم نیست.4749) I have noticed that I am short of breath when I exercise4750) متوجه شده ام که هنگام ورزش نفسم تنگ میشود

 4651) i got my hair cut4652) موی سرم رو کوتاه کرده ام4653) I got stack in traffic4654) تو ترافیک گیر کرده بودم4655) I got to go4656) باید برم4657) I got your point4658) منظورت رو فهمیدم4659) I grabbed it out of his belly4660) از دلش در آوردم4661) i had a cat nap4662) چرتی کوتاه زدم.

4663) I had been doing the cooking4664) من داشتم اشپزی می کردم4665) I had been teaching4666) من داشتم درس می دادم4667) I had fortune on my side4668) بخت یارم بود4669) I had gone4670) من رفته بودم4671) I had known him for two years.4672) دو سال بود اون رو می شناختم4673) I had no other alternative4674) چاره دیگه ای نداشتم4675) I had some crazy dream last night4676) دیشب خواب های آشفته / پریشان دیدم.4677) I had taken no examination4678) امتحانی نداده بودم4679) I had these symptoms before4680) این علائم را پیش از این هم داشته ام4681) I had to answer the questions last night.4682) من باید دیشب به سؤالات پاسخ می دادم4683) I had to be sure4684) من اطمینان داشتم4685) I happened to be out when you called4686) اتفاقاً وقتی زنگ زدی من خونه نبودم.4687) I hate you4688) ازت متنفرم4689) I have a bone to pick with you4690) من می خواهم از تو گله کنم4691) I have a boring job.4692) من یک شغل خسته کننده دارم4693) I have a chipped tooth4694) دندانم کرم خورده است.4695) I have a crampy pain4696) درد قولنج دارم.4697) I have a justified excuse for my absence4698) برای غیبتم عذر موجه دارم4699) I have a rash in my skin4700) بثورات پوستی دارم4601) i.e4602) یعنی4603) I eat4604) من می خورم4605) I eat little4606) من کم غذا می خورم4607) I eat the apple.4608) من سیب را می خورم4609) I enjoy climbing montains.4610) من از کوهنوردی لذت می برم4611) I expect you to take this seriously4612) انتظار دارم این مسئله رو جدی بگیری

4613) I feel an excessive fatigue4614) احساس خستگی بیش از حد داردم.4615) I feel an extreme agitation4616) احساس بی قراری شدیدی دارم.4617) I feel honored to have you as a friend4618) از اینکه با شما دوستم احساس افتخار می کنم4619) I Feel Like A Steak4620) من دوست دارم استیک بخورم 4621) I feel like I’ve been re-born4622) احساس می کنم دوباره به دنیا امده ام4623) i feel pins and needle in my foot4624) پا هام خواب رفته4625) i feel sorry for you4626) دلم برات می سوزه4627) I feel with you in your sorrow4628) مرا در غم خود شریک بدان.4629) I feel you4630) احساست می کنم4631) I felt it in my bone4632) به دلم برات شده بود4633) I felt it in my bones4634) به دلم برات شده بود 4635) I felt like a fool4636) سنگ رو یخ شدم4637) I felt sleepy4638) احساس خواب الودگی کردم4639) I gave him a piece of my mind4640) شستمش گذاشتمش کنار4641) I gave him a strong punch to his head4642) یک مشت ابدار به سرش کوفتم4643) i give you blessings4644) نعمت از من4645) I got cold feet4646) دستپاچه شدم4647) I got into my stride4648) روی غلتک افتادم(عادت کردم)4649) I got it from a very reliable source!4650) من از یه جای مطمئن فهمیدم 4552) I don’t know how to say4553) نمی دونم چجوری بگم4554) I don’t know how will turn out4555) نمی دونم چه میشه4556) I don’t know what is what4557) نمی دونم چی به چیه.4558) I don’t know what’s wrong4559) نمیدونم چی شده4560) I don’t know why you keep chasing her around4561) نمیدونم چرا هی داری اون رو این اطراف تعقیب میکنی

4562) I don’t mean it4563) منظوری نداشتم.4564) I don’t no the Jack4565) من گم شده ام4566) I don’t think he is ill at all4567) خودش رو زده به مریضی4568) I don’t want to be here, I’m much too tired4569) دیگه نمی خوام اینجا بمونم، خیلی خیلی خسته شدم4570) I don’t want to ruin your face4571) نمی خوام آبروی تو رو ببرم4572) I don’t want to teach my grandmother to suck eggs4573) به لقمان حکمت آموزی چه باشد!4574) I don`t trust you with my car4575) من به تو اعتماد نمیکنم ماشینم را به تو بسپارم4576) I don’t have a dog chance4577) شانس سگ و ندارم4578) خر شانس نیستم4579) I don’t have anything to do in return4580) نمی تونم محبت شما رو جبران کنم4581) I don’t have anything to give in return4582) نمی دونم محبت شما را چگونه جبران کنم4583) I don’t know.4584) نمی دونم4585) I don’t know what to do4586) نمی‌دونم چه گلی به سرم بگیرم4587) I don’t know when she left home4588) من نمی دانم او چه وقت منزل را ترک کرد4589) I don’t know who types the letters4590) من نمی دانم چه کسی نامه ها را تایپ می کند4591) I don’t mean to sound ungreatful4592) منظورم این نیست که از شما تشکر نکنم4593) I don’t mind at all4594) اصلا اشکالی نداره-اختیار دارید4595) I don’t want to be a burdon to you4596) نمی خواهم باعث زحمت شما بشوم4597) I dreamed4598) خواب دیدم4599) I dreamed I had an interview with god4600) خواب دیدم .در خواب با خدا گفتگویی داشتم

4502) I come straight to the point4503) مستقیم می رم سر اصل مطلب4504) I could do with a change of scenery4505) میخواهم چشم انداز (نمای چیزی را) را عوض کنم4506) I could do with a hot drink4507) یک نوشیدنی داغ میچسبه4508) I could hardly even bear to see them go4509) به سختی می تونستم رفتنشون رو تحمل کنم4510) I could kick myself for doing it4511) گردنم بشکنه که این کار رو کردم

4512) I could listen all night4513) کل شب را میتوانم (به حرفهایت) گوش کنم4514) I could not swallow the pills4515) نمیتوانسم قرص را قورت بدهم.4516) I could speak English last year.4517) من پارسال می توانستم انگلیسی صحبت کنم4518) I couldn’t make sense of what you said4519) نتوانستم از چیزی که گفتید سر در بیاورم4520) I couldn’t speak English last year.4521) من پارسال نمی توانستم انگلیسی صحبت کنم4522) I crashed out on the sofa this afternoon4523) امروز بعد از ظهر روی کاناپه افتادم و خوابیدم4524) I cross my fingers for you4525) برات آرزوی موفقیت می کنم4526) I decided to do without it4527) از خیرش گذشتم4528) I deeply regret4529) من واقعا پشیمانم4530) I deeply regret what I said to you yesterday4531) من واقعا از حرفی که دیروز به تو زدم پشیمانم4532) I didn’t have adequate time to prepare4533) برای اماده شدن وقت کافی نداشتم4534) I didn’t quite catch that4535) دقیقا متوجه نشدم چی گفتید4536) I didn’t want to offend you4537) منظور بدی نداشتم4538) I didn’t go to party last night4539) من دیشت به مهمانی نرفتم4540) I died from laughter4541) از خنده مردم4542) I don’t care4543) برام مهم نیست به من چه!4544) I don’t feel well4545) حال ندارم4546) I don’t have any money right now4547) الان اصلا پول ندارم4548) I don’t have the foggiest idea what his address is4549) اصلا نمدونم که آدرسش کجاست4550) I don’t intend to be late!4551) من قصد ندارم دیر بیایم

 4452) I came on foot4453) پیاده اومدم.4454) I came to myself4455) به خودم اومدم4456) I can do it myself4457) من خودم می توانم این کار رو بکنم4458) i can not bear him4459) حوصله او را ندارم4460) I can see it in your eyes4461) می‌توانم این‌ را از چشمانت بخوانم4462) I can speak English.4463) من می توانم انگلیسی صحبت کنم4464) I can t get him out of my mind4465) نمی تونم از فکرش بیام بیرون4466) I can t tell the reason4467) دلیلشو نمیدونم4468) I can’t beat it into his head4469) هر کاری می کنم تو کله اش فرو نمی ره.4470) I can’t go anywhere!4471) من نمی تونم هیچ جا بیام

4472) I can’t help it4473) من نمی تونم کاریش کنم-من نمی تونم کمکت کنم4474) I can’t make it out4475) من که سر در نمی یارم.4476) I can’t stand4477) تحملش را ندارم4478) I can’t stand how much I need you4479) نمیتونم اینو تحمل کنم که چقدر بهت نیاز دارم4480) I can’t stand you4481) نمیتونم در برابرت مقاومت کنم4482) I can’t take joking4483) من اهل شوخی نیستم.4484) I can’t understand it.4485) نمی تونم بفهمم4486) I cannot repay you for what you have done for me4487) کاری که شما در حق من کردید قابل جبران نیست.4488) i cant make it for lunch today4489) به ناهار امروز نمی رسم4490) I can’t accept your invitation4491) نمیتوانم دعوتتان را قبول کنم4492) I can’t find the way to tell you4493) راهی رو برای گفتن پیدا نکردم4494) I catch my breath4495) نفسم سر جاش بیاد4496) I clean forgot4497) پاک از یادم رفت4498) I clean my room every Friday.4499) من هر جمعه اتاقم را تمیز می کنم4500) I come from japan4501) من اهل ژاپن هستم

 2) i am sore_hearted4403) دلم خون است4404) I am suffering from a chest pain4405) از درد ناحی? قفس? سینه رنج میبرم.4406) I am sure4407) من مطمئنم4408) I am sure deep down4409) من یک جورایی مطمئنم4410) i am sure you can make it4411) مطمئنم می توانی موفق شوی4412) I am surprised because the results are surprising.4413) من متعجب هستم چون نتایج متعجب کننده اند.

4414) I am terribly sorry4415) خیلی متاسفم4416) I am through with the thread and thimbles4417) از هفت خان رستم گذشتم4418) I am tired of walking.4419) من از پیاده روی خسته شدم.4420) I am twenty4421) بیست سالم است4422) I am waiting for a train4423) منتظر رسیدن قطارم4424) I am your humble4425) کوچیک شما هستم4426) I apologize that once again I’m not in love4427) ببخشید اگه باز عاشق نیستم4428) I appreciate what you are doing for me4429) از کارهایی که برا من انجام می دهی ممنونم4430) I asked god to give me happiness4431) گفتم مرا خوشبخت کن4432) I asked god to make my spirit grow4433) از او خواستم روحم را رشد دهد4434) I asked them to help me.4435) من از آنها خواستم که به من کمک کنند4436) I asked you a very somber question4437) من از تو یک سوال خیلی جدی پرسیدم4438) I bagge u a padern4439) معذرت میخوام ازتون4440) I beg you to pray4441) التماس دعا دارم4442) i beg your pardon4443) ببخشید4444) I believe that the heart does go on4445) مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه4446) i benefited by his advice4447) از پند او استفاده کردم4448) I bet she won’t come4449) من مطمئنم که او نمی آید. 4450) I bet you she won’t come4451) باهات شرط میبندم که او نمیآد.  4352) I always will be true4353) من همیشه پابرجا خواهم ماند4354) I am a bit drained4355) یه ذره شل و ولم4356) I am a diabetic4357) من بیماری قند دارم4358) I am all eyes4359) چهار چشمی مراقب هستم4360) I am allergic to adhesive plaster4361) به نوار چسب (چسب زخم) حساست دارم.

4362) I am allergic to penicillin4363) نسبت به پنی سیلین حساسیت دارم4364) I am baffled as to how my daddy brought us up4365) گیج شدم که پدرم چه طوری مارو تربیت می کرد4366) I am bored because my job is boring.4367) من خسته هستم چون کار من خسته کننده است4368) I am caught in bad jam4369) عجب گرفتاری شدیم ها4370) I am dizzy4371) سرم گیج میرود.4372) I am feeling depressed4373) احساس افسردگی میکنم4374) I am fixing to go4375) دارم اماده می شم که بروم4376) I am flattered4377) این لطف شماست-شرمنده می فرمایید4378) I am full4379) من سیرم 4380) I am glad to see you up and about.4381) خوشحالم از اینکه شما را سرپا و سرحال می‌بینم4382) I am going to put in stitches4383) الان بخیه میزنم.4384) I am going to stay here to night.4385) من قصد دارم امشب اینجا بمانم4386) I am in low water4387) دستم تنگ است4388) I am inundated with work4389) هزار جور کار سرم ریخته4390) I am just picking on you4391) سر کارت گذاشتم4392) I am not in a good mood today4393) امروز زیاد حال و حوصله ندارم4394) I am over the hill4395) دیگه خیلی پیر شده ام4396) I am scattered-minded4397) تمرکز ندارم4398) i am single_handed4399) دست تنهام4400) I am sore at her4401) دل خوشی ازش ندارم

4302) how on earth4303) اخر چطور4304) How smart you look today4305) چقدر خوشتیپ شدی؟4306) how tall4307) چه قد و اندازه ای4308) How tall is this building4309) بلندی این ساختمان چقدر است؟4310) How to use this inhaler4311) چگونه از این دستگاه بخور استفاده کنم؟4312) How you take advantage of the fact4313) که داری از این قضیه سوئ استفاده می کنی

4314) How’s it going4315) حال و احوالت چطوره؟ کار و بارت چطوره؟ 4316) How’s your husband4317) شوهرت چطوره؟4318) However4319) به هر حال4320) Human blood is all of a colour4321) بنی ادم اعضای یکدیگرند که در افرینش ز یک گوهرند4322) Hungry dogs will eat dirty pudding4323) گربه گر گشنه شود ، گشنیز خورد.4324) آدم گشنه سنگ هم می خوره.4325) Hurry up4326) عجله کن4327) hurt4328) گذشته ی 4329) to hurt زخمی کردن4330) Hurt feeling4331) احساسات کسی را جریحه دار کردن4332) hush up!4333) ساکت باش4334) I accidentally locked myself out of the house4335) اشتباهی در را بستم و بیرون خانه جا ماندم4336) i ache all over4337) تمام بدنم درد می کند4338) I ache for her4339) دلم برایش پر میزند4340) I acted on your advice4341) نصیحت شما رو به کار بستم4342) i agree with you4343) موافق تو هستم4344) I ain’t ever gonna let you get away4345) من حتی نمیخوام بذارم تو بری4346) I always go there.4347) من همیشه انجا می روم4348) I always start the day by going through the email4349) همیشه روزم رو با چک کردن ایمیل هام آغاز می کنم.4350) I always stay over time.4351) من همیشه اضافه کاری می کنم

 4252) How long I should follow this treatment4253) چه مدت باید این درمان را ادامه دهم؟4254) how many4255) چه تعداد4256) How many are there in your family?4257) در خانواده شما چند نفر وجود دارند؟4258) How many buses are there in the street?4259) چند عدد اتوبوس در خیابان وجود دارد؟4260) How many cars are there in the street?4261) چند تا اتومبیل در خیابان وجود دارد؟4262) How many friends do you have?4263) شما چند تا دوست دارید؟

4264) How men can see the wisdom in a war4265) چطور مردم جنگیدن رو عاقلانه میبینن؟!4266) how much4267) چه مقدار4268) how much are you asking4269) قیمتش چند است؟4270) How much can I take4271) آدم مگه چقدر تحمل داره ؟4272) how much did they offer4273) چقدر پیشنهاد کردند4274) How much do you weigh?4275) وزن شما چقدر است؟4276) how much is it4277) قیمتش چند است؟4278) how much is it?4279) قیمت آن چند است؟4280) How much mild does he want ?4281) او چقدر شیر می خواهد ؟4282) How much money did you say you have on you?4283) گفتی چقدر پول همراهت داری؟4284) How much money do you have?4285) شما چقدر پول داری ؟4286) How odd4287) چقدر عجیب-چقدر شگفت انگیز4288) how often4289) چند دفعه4290) How often do I need to change the dressing4291) هر چند وقت باید پانسمان را عوض کنم؟4292) how old4293) چند ساله4294) how old are you4295) چند سالته4296) How old are you ?4297) چند سالته؟4298) How old do you think I am?4299) اگه گفتی من چند سالمه؟4300) How old is he4301) او چند سال دارد؟

 202) how can you expect to4203) مگه چه انتظاری (از من) دارید4204) How can you say you love me?4205) چطور میتونی بگی عاشقمی؟4206) how come4207) چه عجب!4208) How come the front door is open?4209) چطور ممکنه که در ورودی باز باشه؟4210) How come you remembered us4211) چطور شد یادی از ما کردی؟4212) How come you’ve ended up here4213) چطور شد که کارتون به اینجا کشیده شد

4214) How did he get hurt?4215) چطور صدمه دید؟4216) How did she do that?4217) او چطور این کار را کرد؟4218) How did you come by that money4219) این همه پول ازکجا آوردی؟4220) How did you come to this conclusion4221) چطور شد به این نتیجه رسیدی؟4222) How did you figure?4223) چه طوری حساب کردی؟4224) How Do I Get There4225) چه جوری بروم آنجا؟4226) How do I take this medication4227) چگونه باید این دارو را بخورم؟4228) How do you get on in your new job4229) با کار جدیدت چطوری؟4230) How do you make your bread and butter4231) از چه طریق امرار معاش می کنید؟4232) how far4233) چه مسافتی4234) How far is it from here?4235) از اینجا چقدر دور هست؟4236) how fast4237) چه سرعتی4238) How is everything going with you nowadays?4239) این روزها اوضاع احوال چطور است4240) How is life treating you.4241) وضع زندگیت چطوره؟4242) how long4243) چه مدت4244) How long did you Do That4245) چه مدت آن کار را انجام دادی؟ 4246) How long does it take to become HIV positive4247) چه مدت طول خواهد کشید که خون از نظر ایدز مثبت شود.4248) how long have you been living in here?4249) چه مدته شما اینجا زندگی میکنید؟4250) How long have you felt this way4251) چند وقت است که این حالت را دارید؟  4152) HOLD YOUR HORSES4153) دست نگه دار. تند نرو. عجله نکن4154) Holy cow4155) خدای من-اه4156) Home boy4157) بچه محل4158) honesty4159) صداقت-درستی4160) Honesty is the best business.4161) راستی و درستی بهترین کار است.4162) Honourable death is better an inglorious life4163) مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است4164) Hop in4165) بپر بالا4166) Hope keeps man alive4167) انسان به امید زنده است.4168) HORSE AROUND4169) بیهوده دور خود چرخیدن از. زیر کار در رفتن. ورجه وورجه کردن. بازیگوشی کردن4170) Horse of a different color4171) Horse of a different color

4172) horse trade4173) چانه زدن4174) host4175) میزبان4176) HOT UNDER THE COLLAR4177) جوش آوردن. دو آتیشه عصبانی بودن. داغ کردن4178) hotbed of sth4179) پاتق4180) how4181) چگونه-چطور4182) How about this one ?4183) این یکی چطور است؟4184) how about this one?4185) این یکی چطور؟4186) How about you4187) شما چطور؟ 4188) How are we fixed for Monday4189) برای قرارمون) دوشنبه چطوره؟4190) How are you fixed for cash4191) چقدر پول نقد میخوای؟4192) How are you travelling home4193) با چه وسیله ای به منزل بر میگرید.4194) How bad do you want it4195) چقدر دلت میخواد که اون داشته باشی؟4196) How can I help you?4197) چه کمکی میتونم بهتون بکنم؟4198) how can i put it into your thick skull4199) چطوری توی کله پوکت فرو کنم4200) How can we pray acceptably4201) چگونه میتوانیم به شکل قابل قبولی دعا کنیم؟  4103) His health is a ball4104) حالش توپه4105) His metal is bad4106) فلزش خراب است.4107) his mind is made up4108) اون تصمیمش رو گرفته4109) His mouth has no fastening4110) دهنش چفت و بست نداره.4111) His mouth still smells like milk4112) هنوز دهنش بوی شیر میده4113) His mouth watered4114) دهنش آب افتاد-آب از لب و لوچه اش سرازیر شد.4115) His penny finally dropped4116) بالآخره دو ریالیش افتاد4117) His resolution is not to resign4118) او تصمیم ندارد که استعفا بدهد 4119) his teacher4120) معلمش

4121) His work absorbs him4122) تمام توجه ووقتش صرف کارش است4123) hit4124) گذشته ی 4125) to hit زدن4126) hit and miss4127) ناخوش آیند4128) HIT BELOW THE BELT4129) نامردی کردن. نارو زدن4130) HIT THE HEY4131) توی رختخواب پریدن. خوابیدن4132) HIT THE NAIL ON THE HEAD4133) تو خال زدن. به هدف زدن. درست حدس زدن4134) HIT THE ROAD4135) راه افتادن. عازم سفر شدن4136) hit the spot4137) چسبیدن ، جون دادن4138) Hobby4139) سرگرمی4140) Hold me responsible for that4141) من مسئولیتش را قبول می‌کنم4142) Hold on4143) یک لحظه صبر کن 4144) HOLD ONE’S TONGUE4145) جلو زبان خود را گرفتن. مواظب زبان خود بودن.4146) Hold the floor4147) مجال صحبت به کسی ندادن4148) hold up4149) متوقف کردن4150) Hold your horse4151) زیاد دور برندار

 4051) Here I am.4052) اینهاشم4053) Here is the ball and here is the field4054) این گوی و این میدان.4055) Here Is Your Paradise4056) این‌جاست بهشت تو4057) Here it is4058) اینهاش4059) Here you are.4060) بفرما-دیدی4061) Here’s what I have to say4062) و حالا) این چیزیه که میخوام بگم4063) hers4064) مال او(مونث)4065) Heven help him this time4066) خدا به دادش برسد4067) high4068) مرتفع-بلند4069) high lighter4070) ماژیک فسفری

4071) High places have their precipices4072) هر فرازى را نشیبى است4073) HILLY-BILLY4074) شلخته4075) his4076) مال او(مذکر)4077) his bark is worse than his bite4078) مثل ببر تو خالی4079) his behaviour leaves much to be desired4080) خیلی مانده تا رفتارش عوض شود4081) His bowels don’t move4082) شکمش کار نمی کنه4083) his bread is buttered on both sides4084) نانش تو روغن است4085) His brothers would gladly have sold4086) ترسم برادران غیورش قبا کنند4087) His cake is dough4088) دستش نمک نداره4089) His departure / death was abrupt and completely unexpected.4090) مرگ اون ناگهانی و غیر منتظره بود4091) His donkey passed the bridge4092) خرش از پل گذشت4093) his elder brother4094) برادر بزرگش4095) His English has come on well4096) انگلیسیش خوب شده(پیشرفت کرده)4097) His fingers are all thumbs4098) خیلی دست و پا چلفتی است4099) His hand is crooked4100) دستش کجه.4101) His head is playing with his tail4102) سرش با دمش (..) بازی می کنه .

4002) Hear me out first4003) اول گوش کن ببین چی می گم4004) hearing aid4005) سمعک4006) Heart and soul4007) با دل و جان- با تمام قوا4008) Heart is through his stomach4009) مایه عیش آدمی، شکم است4010) Heart speaks to heart4011) دل به دل راه داره.4012) Heartwarming tales of lovers in this world4013) گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار4014) Heaven forbid4015) خدا نکند4016) Heaven help him this time4017) خدا به دادش برسد4018) height4019) ارتفاع4020) held4021) گذشته ی 4022) to hold نگهداشتن

4023) Help your self4024) تعارف برای خوردن4025) Help yourselves4026) از خودتان پذیرایی کنید4027) hen – packed husband4028) مرد زن ذلیل ، شوهر تو سری خور4029) hen-pecked husband4030) مرد زن ذلیل4031) Henpecked4032) زن ذلیل4033) her bark is worse than her bite4034) زبونش مثل نیش مار4035) Her colour has jumped away4036) رنگش پریده4037) her family will come before her career4038) خانواده اش براش مهم تر از کارش است4039) Her stomach is happy4040) دلش خوشه4041) Her tear fall fast4042) اشکش در مشکشه.4043) Her watch4044) ساعت او4045) here4046) اینجا4047) here by agree4048) بدین وسیله موافقت می شود4049) Here comes the bus.4050) اینهاش-اتوبوس داره می اید

3952) He’s a doctor.3953) او یک دکتر است3954) He’s a farmer .3955) و یک کشاورز است3956) He’s a Geramn3957) او یک آلمانی است3958) he’s a good for nothing3959) آبی از او گرم نمی شود3960) He’s a mechanic.3961) او یک مکانیک (تعمیرکار)است3962) He’s a mum’s boy3963) بچه ننه ست.3964) He’s a pain in the neck3965) واقعا مایه دردسره3966) He’s a tough kid and he acts up a lot3967) او بچ? سرسختی است و کلی بی ادبی میکند.3968) he’s all the world to me3969) همه چیز من اوست3970) He’s always making excuses3971) همیشه عذر و بهانه میاره

3972) He’s battled constantly3973) بی وقفه در حال ستیز بوده3974) He’s birdbrained3975) احمق3976) He’s doing fine3977) خوبه3978) He’s from Canada.3979) او اهل کانادا است3980) He’s on his way up3981) او خودش را بالا می کشد3982) He’s pea brained3983) مغز گنجشکی3984) He’s the oldest teacher in our school3985) اون مسن ترین معلم مدرسه ی ماست3986) He’s wearing a white shirt.3987) او همان است که بلوز سفید پوشیده است3988) He`s all thumb3989) ادم شلخته3990) Head or tail?3991) شیر یا خط؟3992) Headache3993) سردرد3994) headed3995) پیشتاز3996) Heads or tails3997) شیر یا خط3998) Hear about3999) شنیدن درباره ی4000) Hear and don’t believe4001) بشنو و باور نکن

3902) he was raised to the rank of colonel3903) او را به مقام سرهنگی رساندن3904) he was standing in the hall3905) او در سرسرا ایستاده بود3906) He was stuck between the earth and the sky3907) مونده بود بین زمین و آسمون3908) he was supposed3909) اون قرار بود که…3910) He watches T.v everyday.3911) او هر روز تلویزیون تماشا می کند3912) He went for wool , but came home shorn3913) خواست ابروشو برداره زد چشمش رو هم کور کرد3914) He went to school yesterday3915) او دیروز به مدرسه رفت.3916) He went to USA to continue his studies.3917) او به ایالات متحده رفت که مطالعاتش را ادامه دهد3918) He who blows into fire will have sparkles in his eyes3919) چاه مکن بهر کسی اول خودت دوم کسی3920) He who comes uncalled sits unserved3921) مهمون ناخوانده ، خرجش پای خودشه.3922) He who sows the wind shall reap3923) هر که خربزه می خوره پا لرزش می شینه

3924) He who sups with the devil should have a long spoon3925) اگر با شیطان هم غذا شدی ، باید قاشق بزرگ و بلندی اختیار کنی3926) he woke up on the wrong side of the bed today3927) اون امروز سرحال نیست3928) He won’t have a leg to stand on3929) اون دلیلی برای اثبات گفته های خود نخواهد داشت3930) he wont be long making up his mind3931) زود تصمیمش رو می گیره3932) He works3933) او کار می کند3934) He works hard3935) او سخت کار می کند3936) he wouldn’t have been injured3937) مجروح نمی شد3938) He wouldn’t hear it3939) گوشش به این حرفا بدهکار نیست3940) He wouldn’t hurt a fly3941) آزارش به یک مورچه هم نمی رسه.3942) He’ll be under the knife next week3943) هفته ی آینده میره زیر تیغ3944) He’ll get more settled3945) او جایگاهش را محکم تر خواهد کرد3946) He’ll need a raise3947) او به ارتقاء درجه نیاز خواهد داشت3948) He’s a bag egg3949) ادم بد طینت و بی صداقت3950) he’s a changeable person3951) آدم خاکشیر مزاجی است

3852) He thinks himself very clever3853) فکر می کنه خیلی زرنگه.3854) He thinks of nothing but bed3855) به فکر هیچی نیس الا زیر شکم !!3856) He took a week leave3857) اون یک هفته مرخصی گرفت3858) He took for my brother3859) او را جای برادرم گرفت.3860) He took her tear out3861) اشکشو در آوردی3862) He took it on the chin3863) اصلا) به روی خود نیاورد3864) He treads on air3865) روی پا بند نیست3866) He tries to please them all3867) سعی می کند که آنها را خوشنود نگه دارد3868) He turned out to be a crook3869) آدم حقه بازی از آب در اومد.

3870) He types the letters in the morning.3871) او در صبح نامه ها را تایپ می کند3872) He vs she in Office3873) آقا بر عکس خانم در اداره3874) He was a great connoisseur of paintings3875) او در نقاشی یک خبره بود3876) He was accused of murder3877) به او تهمت قتل زدند3878) he was all smiles3879) قند توی دلش آب شد3880) he was appointed chief3881) به ریاست منصوب شد3882) He was as cool as cucumber3883) آب تو دلش تکان نخورد3884) he was bound apprentice to me3885) نزد من شاگرد شد3886) He was caught in a shower3887) بارون گیر شد.3888) He was dead good-looking3889) او خیلی زیبا بود3890) He was driving at full speed3891) با سرعت تمام می راند3892) He was found guilty of the charge3893) اون گنهکار شناخته شد3894) He was framed3895) براش پاپوش درست کردند3896) He was in shiraz last week.3897) او هفته گذشته در شیراز بود3898) He was over yesterday3899) دیروز خونه ی ما بود.3900) He was quite a man in his days3901) زمانی برای خودش ادمی بود  3802) He opens up a can of worms3803) مثل کلاف سر در گُم3804) He outgrows all his clothes3805) لباساش براش کوچیک شدند.3806) he paid the penalty3807) تقاص پس داد3808) He plays football everyday.3809) او هر روز فوتبال بازی می کند3810) He put a finishing stone3811) سنگ تمام گذاشت3812) He put his best foot forward3813) از دل و جان مایه گذاشت3814) He put it right on him3815) نه گذاشت و نه برداشت خیلی رک بهش گفت

3816) he put me to shame3817) آبروی مرا برد3818) He ran into debt3819) قرض بالا آورد3820) He really opened up3821) روش باز شد.3822) He regrets very much3823) مثل سگ پشیمان شده3824) he s long on advice3825) دست به نذر دادنش خوب است3826) he s long on brains3827) مخش خوب کار می کند3828) he s not long for this world3829) عمرش به دنیا نیست-پاش لب گوره3830) He says it fell down from the sky3831) می‌گوید که از آسمان به پایین افتاده3832) he seems to be keen on my brother.3833) انگار از برادرم خوشش اومده3834) he shot himself3835) او خودش را با تیر زد3836) He should study tonight3837) و باید امشب مطالعه کند3838) He sits on the fence3839) مثل عثمان بی طرف3840) He smokes like a chimney3841) خیلی سیگار می کشه-کاه دود می کنه.3842) He spends money like water3843) مثل ریگ رودخونه پول خرج می کنه.3844) He splurge money around3845) او پولش را به آتش می‌کشه (خیلی بی حساب و کتاب خرج می‌کنه)3846) He teaches the devil3847) به شیطون درس می ده.3848) He that seeks finds3849) جوینده یابنده است3850) He that will steal an egg will steal a cow3851) تخم مرغ دزد شتر دزد می شود.

3752) He is very quick witted3753) او خیلی بامزه و حاضرجواب است3754) He is very sloppy3755) شلخته ست.3756) He is very watchful of his flock3757) او خیلی مواظب گله اش است3758) He is wet behind the ears3759) دهنش بوی شیر میده3760) He is working at the moment.3761) اون دارد در این لحظه کار می کند3762) He is wrapped in his work3763) سرش به کار خودشه.

He is a gentleman all roundاون از هر جهت یم ادم با شخصیت است

He is a handy manمثل آچار فرانسه

He is a hard workerاو کارگر سخت کوشی است

he is a jack of all tradesذی فنون

He is a little wrong in the upper storyبالا خانه اش مشکل داره.

He is a man of influenceاون مرد صاحب نفوذی هست

He is a money bagsرو گنج نشسته.

He is a naughty boyاو پسر شیطانی است

He is a nobodyکاره ای نیست.

He is a rubber neckاو خیلی فضوله

He is a tough guyاون ادم پرطاقت و قرصی است

he is a well-dressed and a polite youth.اون یک جوان اراسته و مودب است

he is a yes-man.او آدم بله قربان گویی است.

He is about your ageتقریباً هم سن شماست.

he is above himselfاو مغرور است

He is above telling a lieاهل دروغ نیست.

He is acting a partداره نقش بازی می کنه

He is acting a part. I don’t think he is ill at allداره نقش بازی می کنه.خودش رو زده به مریضی.

He is ahead of his classشاگرد اول کلاسه.

He Is Ahead Of His Timeاز زمان خودش جلوتره

he is all thumbادم دست و پا چلفتیه

He is all wet to the skinمثل موش اب کشیده

He is always crying povertyهمیشه زار می زنه.

He is always on the goآرام و قرار نداره.

He is always on the moveمدام در حرکته.

He has an evil eyeچشمش شور است

He has an iron willاون اراده ی اهنین دارد

He has ants in his pantsآروم و قرار نداره

He has been kicked by a mosquitoپشه لگدش زده .

he has changed a good dealخیلی تغییر کرده

He has gone off his headدیوونس. عقلش رو به کلی از دست داده.

He has got a terrible temperاون اخلاق بدی دارد

he has got sticky fingerطرف دستش کجه

He has light fingersدستش کج است

he has no rightغلط کرده

he has no sense of shameخجالت سرش نمی شود

He has not a penny to bless himselfاه ندارد که با ناله سودا کند

He has not a penny to bless himself withگور ندارد که کفن داشته باشه.

he has not fixedتعمیر نکرده است

He Has Nothing Between His Earsاصلاً عقل تو کلش نیست

He has nothing of his ownدر هفت آسمان یک ستاره هم ندارد

he has something in his handاو چیزی در دست دارد

He has styleصاحب سبک است

He has to go.اون مجبور است برود

he hits his aimبه مقصودش رسید

he is a big shotاو ادم مهم و با نفوذی است

He is a drivers badlyاو به طور بدی رانندگی می کند

he is a fair_weather friendرفیق نیمه راهه

He is a football enthusiastدیوونه ی فوتباله.

he is a free loaderآدم چتر بازیه

He does long tongueزبون درازی می کنه

He doesn’t care a pinککش هم نمی گزد

He doesn’t have the heart toدلش رو نداره.

He doesn’t look his ageاصلاً نشون نمی ده.

He doesn’t have toاون مجبور نیست

He fell down on spotافتاد و در جا مرد.

He gave me the cold shoulderاون به من کم محلی کرد

He goesاو می رود

He goes to school everydayاو هر روز به مدرسه می رود.

He got a good beatingیک کتک خوبی خورد

he got a raiseاضافه حقوق گرفت

He got a soft jobکار راحت و آسونی پیدا کرده.

HE got an unfair dealآقا:یک معاملهء نا مناسب انجام داده است

He got the best mark in the examاو بهترین نمره را در امتحان گرفت

He graciously acceded to our requestاو با نهایت مهربانی با خواهش ما موافقت کرد

He had been telling a pack of liesیک مشت دروغ تحویل ما داده.

He had pickedاو چیده بود

He had to teach.او مجبور بود درس بدهد

he has 6 mouth to eatسر عائله دارد

He has a big mouthادم دهن لق-دهن لق است

he has a finger in every pieنخود هر آش است

he has a great deal pullخریش می رود

He has a hand in high placesطرف خرش خیلی میره

he has a high sense of dutyاو وظیفه شناس است

He has a loose tongueدهنش چفت و بست نداره.

 بسیار خوش آمدید!از شما دعوت می‌شود که از بخشهای آموزشی و مطالب مفید و نکته‌های ارزشمند بیان شده در سایت انگلیسی مثل آب خوردن دیدن و استفاده فرمایید.

عبارتهای کاربردی درانگلیسی برای حسن ختام و پایان ایمیل یا نامه.اگر خدای ناکرده  قرار شد یک ایمیل انگلیسی به فردی بزنید،خب حالا دست و پات نلرزه از این عبارتها می‌توانید برای بستن ایمیل تون؛یا حسن ختام ایمیل تون استفاده کنیدEMAIL EXPRESSIONS FOR CLOSING AN EMAIL.I look forward to your reply….منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار پاسخ شما هستم….I look forward to seeing you….منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار دیدارتان هستم….I look forward to hearing from you….منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار شنیدن از شما هستم….I look forward to hearing from you soon….منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار شنیدن از شما به زودی هستم….I look forward to meeting you… (next Tuesday)منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار ملاقات با شما هستم…،(مثلا” سه شنبه بعدی).I look forward to seeing you… (next Tuesday)منتظر/امیدوار به/ چشم انتظار دیدار با شما هستم…،(مثلا” سه شنبه بعدی).Thank you for your help / time / assistance / supportسپاس برای کمک/وقت/ همراهی/ پشتیبانی.I really appreciate the help / time / assistance / support you’ve given me.واقعا” سپاسگزار از کمک/ زمان/ همراهی /پشتیبانی که به من دادی.Thank you once more for your help in this matter.یکبار دیگه برای کمک ت در این مورد سپاسگزارم.If I can be of assistance, please do not hesitate to contact me.اگر من میتوانم جزء همراهی باشم، لطفا” در تماس با من تامل نکن.If you require any further information, feel free to contact me.اگر به اطلاعات بیشتری نیاز داری، اختیار داری با من در تماس باشی.If you require any further information, let me know.اگر به اطلاعات بیشتری نیاز داری، منو با خبر کن.Please feel free to contact me if you need any further information.لطفا” در تماس با من آزاد باشید اگر نیاز به اطلاعات بیشتری بود..Please let me know if you have any questions.اگر هر سوالی داشتی من را با خبر کن.I hope the above is useful to you.امیدوارم (مطالب) گفته شده در بالا برای شما مفید باشند..Should you need any further information, please do not hesitate to contact me.اگر باید اطلاعات بیشتری بدانید، لطفا” در تماس با من تامل نکنید..Please contact me if there are any problems.لطفا” اگر هر مشکلی بود با من در تماس باشید..Let me know if you need anything elseاگر هر چیز دیگری لازم دارید من را با خبر کنید..Drop me a line if I can do anything else for you.اگر من کار دیگری میتوانم انجام دهم، برایم بنویسید و بفرستید.

راهنما و روشهای تهیه مجموعه‌ها:

چطور مجموعه  برای من ارسال می شود؟

چطور می توانم هزینه را پرداخت کنم؟

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

روشهای تهیه برای دوستان خارج از ایران

تماس الکترونیکی و ایمیل به ما

تماس تلفنی با ما

پاسخ به پرسش های متداول

تنها از سایت های داراینماد اعتماد الکترونیکیبا اطمینان خرید کنید.

فرق بين Still – Yet . هر دو به معنی هنوز اند با این تفاوت که still در جملات مثبت می آید و قبل از فعل اصلی و بعد از فعل کمکی ولی yet در جملات منفی و آخر جمله می آید . مثال: He is still having breakfast. He hasn’t had breakfast yet . مثالهاي بيشتر با شما 🙂 . پست هاي قبلي رو در صفحه اصلي از دست ندهيد: چون خيليهاش رو فيسبوك به دليل لايك نشدن كافي بهتون نشون نميده آدرس پيج:انگلیسی مثل آب خوردن

طرز نوشتن آدرس به انگلیسی . . اشتراك كنيد روي والتون؛ بعدا نيايد بگيد پست مربوط به آدرس كجاست

نوشتن آدرس در انگلیسی برعکس فارسی است و از نام شروع می‌شود و به کشور ختم می شود. . یعنی شما ابتدا باید نام و نام خانوادگی را بنویسید. بعد شماره پلاک یا شماره طبقه را بنویسید. سپس نام کوچه و پس از آن کدپستی و نام شهر، نام استان ونام کشور را بنویسید. و بعد نام قاره و نام سياره و بعد كهكشان و منظومه…. :)) . در نوشتن آدرس باید توجه داشت، ترجمه‌ي اسامی خاص و عبارات خاص ، به هيچ وجه درست نيست و كاملا اشتباه است. و بايد کلمات را به فينگليش بنویسید. مثلا اگر اسم کوچه ای شهید عليپور است باید به صورت Shahid Alipour نوشته شود و کلمه شهید را نباید ترجمه کرد و به صورت Martyr نوشت. در جاهاي ديگه هم اين قانون صادق است؛ هرگز نبايد اسامي خاص رو ترجمه كرد. . در ادامه کلماتی که معمولا” در نوشتن آدرس کاربرد دارند بيان شده است.

واحد: Unit

طبقه: Floor

شماره (پلاک): No

منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی

کوچه: Alley

بلوار: Blv – مخفف Boulevard

خیابان: St – مخفف Street

میدان: Sq – مخفف Square

بزرگراه: Free Way / Highway / HWY

چهار راه: Cross

بعد از: After

قبل از: Before

جاده: Rd مخفف Road

خیابان بزرگ: Ave

روبروی: in front of

جنب(نزدیک): Near

طبقه اول: First Floor

طبقه همکف: Ground Floor

ابتدای: First of

انتهای: End of

بن بست: Dead End

ساختمان: Building

البته کلماتی مثل اعداد ترتیبی و یا جهات اصلی و غیره را نیز نباید فراموش کرد. كه در پستي جداگانه در اين مورد صحبت كرديم: لينك مربوط به پست اعداد تركيبي:https://www.facebook.com/abcxyz.ir/posts/700632083280156 . نمونه دو آدرس کامل پستی در زیر آورده شده سعی شده بیشتر لغات در این آدرس استفاده شود، تا شما عزیزان دل با رعایت قواعد نوشتن آدرس بتونید نشانی دقیق پستی خود را ياد بگيريد. . اگر چيزي جا مونده؛ شما اضافه كنيد و يادآور بشيد. مرسي از همراهي تون. . . در ضمن یه نمونه آدرس هم مثال بزنید 🙂

مثالز:

ايران- تهران – تهرانپارس – خ آبان – خ 89 پ 22 طبقه 1 واحد 4 Unit 4, Floor 1, No 22, 89th St, Aban Av, Tehranpars, Tehran, Iran

تهران – خيابان انقلاب – تقاطع فلسطين – شماره 1090. No. 1090, Palestin Cross, Enghelab Ave, Tehran, Iran . . . . . . °°°°°°°°°°°°° كتاب عبارت و اصطلاح ميخواي؟ بيش از6000 عبارت و جمله و اصطلاح همراه با ترجمه پارسي اطلاعات كامل و دانلود نمونه در آدرس زير و تهيهhttp://www.abcxyz.ir/index.p…/2013-02-10-20-45-58/phrasesboo °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ميخواي تكليفت با گرامر روشن بشه؟ كتاب الكترونيكي آموزش گرامر مثل آب خوردن يكبار براي هميشه؛ از سطح مبتدي تا سطح پيشرفته بياني بسيار ساده/ همراه با مثال و ترجمه اطلاعات بيشتر و دانلود نمونه:http://www.abcxyz.ir/index.php/2013-02-10-20-45-58/epg °°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°°° ميخواي يه مجموعه شنيداري همراه با متن داشته باشي؟ مجموعه ی آموزشی مکالمه مثل آب خوردن اطلاعات بيشتر و دانلود نمونهhttp://www.abcxyz.ir/index.php/2013-02-10-20-45-58/epconver


منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی
منتظر دیدارتان هستم به انگلیسی
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *