هیچ وقت به زبان انگلیسی

خواص دارویی و گیاهی

هیچ وقت به زبان انگلیسی
هیچ وقت به زبان انگلیسی

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

هیچ وقت به زبان انگلیسی

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

توضیحات بیشتر در وب سایت علم فردا https://goo.gl/TDLd66

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ධාවන ලැයිස්තු ප්‍රවේශනය කරමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

هیچ وقت به زبان انگلیسی

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

توضیحات بیشتر در وب سایت علم فردا https://goo.gl/TDLd66

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ප්‍රවේශනය වෙමින්…

ක්‍රියා කරමින්…

ධාවන ලැයිස්තු ප්‍රවේශනය කරමින්…

مترادف:  
at no time
not ever
متضاد:  
always
forever

1.
I’ve never heard anything so ridiculous.

1. من هرگز چیزی اینقدر مسخره نشنیده بودم.

2.
It’s never too late to start eating a healthy diet.

2. هرگز برای خوردن غذای رژیمی خیلی دیر نیست.

هیچ وقت به زبان انگلیسی

3.
Let us never forget those who gave their lives for their country.

3. بیایید هرگز فراموش نکنیم آنهایی را که جانشان را برای این کشور دادند.

4.
Wars never solve anything.

4. جنگ ها هیچ وقت هیچ چیز را حل نمی کنند.

5.
We’ve never been to Australia.

5. من هرگز در استرالیا نبوده ام. [هرگز به استرالیا نرفته ام.]

مترادف:  
hour
instant
moment

1.
time difference


1. تفاوت زمانی

2.
What time do you finish work?


2. چه زمانی کار را تمام می کنی؟

هیچ وقت به زبان انگلیسی

3.
Would you like to suggest a time for the meeting?

3. آیا دوست داری زمانی را برای جلسه پیشنهاد کنی؟

مترادف:  
hour

1.
“What’s the time?” “It’s ten o’clock.”

1. “چه زمانی است [ساعت چند است]؟” “ساعت ده است.”

2.
What time is it?


2. ساعت چند است؟

مترادف:  
moment
point

1.
It’s time to go.


1. وقت رفتن است.

2.
party time


2. موقع مهمانی

3.
vacation time


3. موقع تعطیلات

4.
When would be a good time for me to call you?

4. چه زمانی موقع خوبی است که با شما تماس بگیرم؟

مترادف:  
age
era
period
term

1.
During medieval times


1. طی دوران قرون وسطی

2.
modern times


2. عصر معاصر

3.
We sat and talked about old times.

3. ما نشستیم و درباره دوران قدیم صحبت کردیم.

مترادف:  
period
term

1.
don’t do the crime if you can’t do the time.

1. اگر نمی توانی مدت حبس را (در زندان) بگذرانی، مرتکب جرم نشو.

2.
Ten days’ time


2. مدت 10 روز

مترادف:  
occasion
opportunity

1.
Come and visit us next time you’re in Seattle.

1. دفعه بعد که “سیاتل” آمدی به دیدن ما بیا.

2.
I’ve seen this movie four times.

2. من این فیلم را چهار بار دیده‎ام.


1.
I’ll see you in two weeks’ time.

هیچ وقت به زبان انگلیسی

1. من دو هفته بعد تو را خواهم دید.


1.
Los Angeles is six times bigger than Memphis.

1. “لوس آنجلس” شش برابر بزرگتر از “ممفیس” است.

صرف فعل

گذشته: timed,
 
گذشته کامل: timed,
 

مترادف:  
adjust
regulate
synchronize

1.
The bomb was timed to explode at six o’clock.

1. بمب (به گونه‎ای) تنظیم شده بود که در ساعت 6 منفجر شود.

گذشته: timed,
 
گذشته کامل: timed,
 

مترادف:  
measure

1.
It’s a good idea to time yourself while you do the exercises.

1. ایده ی خوبی است که موقعی که ورزش می کنید زمان را اندازه بگیرید.

من می دانم شما به چه فکر می کنید.
فکر می کنید من راهم را گم کرده ام
و الان کسی روی سن می آید و
من را محترمانه به سر جایم هدابت خواهد کرد.
(تشویق حضار)
همیشه در دوبی همین برخورد را می بینم.
“اینجا تعطیلات اومدی، عزیزم؟”
(خنده)
“اومدی بچه‌ها رو ببینی؟
چقدر می خوای بمونی؟”

خب، راستش دلم می خواهد یک مدت بیشتری بمانم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
(تشویق حضار)
و در این مدت، تغییرات زیادی مشاهده کرده ام.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و جهانی شدنِ زبان انگلیسی صحبت کنم.
می خواهم درباره‌ی یکی از دوستانم تعریف کنم
که در ابوظبی به بزرگسالان انگلیسی آموزش می داد.
و یک روز خوب
او تصمیم گرفت آنها را به فضای سبز ببرد
و به آنها کمی لغات از طبیعت یاد بدهد.
ولی عاقبت او بود که داشت لغات عربی
برای گیاهان بومی را یاد می گرفت.
همینطور کاربرد آنها:
کاربردهای دارویی، آرایشی،
خوراکی و نوشیدنی.
آن دانشجوها این اطلاعات را از کجا به دست آورده اند؟
مسلماً از پدربزرگها و مادربزرگهایشان
و حتی از جدهایشان.
لازم نیست به شما یادآوری کنم که چقدر مهم است
توانایی ارتباط میان نسلها.
توانایی ارتباط میان نسلها.

ولی متاسفانه، امروزه،
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
هر 14 روز یک زبان می میرد.
در همین حال، امروزه
انگلیسی زبان بین المللی بلامنازع است.
آیا ارتباطی میان این دو وجود دارد؟
خب، من نمی دانم.
آنچه که می دانم این است که تغییرات بسیار زیادی دیده ام.
من اول که به خلیج فارس آمدم، به کویت رفتم.
در روزگاری که کار در آنجا آنچنان ساده نبود.
در واقع، نه اینقدر قدیم.
این خیلی قدیمی تر است.
ولی به هر حال،
من توسط کنسول بریتانیا استخدام شدم
به همراه حدوداً 25 معلم دیگر
و ما اولین غیرمسلمانهایی بودیم که
در مدارس دولتی کویت تدریس می کردیم.
ما برای آموزش انگلیسی آورده شده بودیم
چون دولت می خواست کشور را مدرنیزه کند
و توانایی مردمش را با آموزش افزایش دهد.
و البته انگلستان از ثروت زیبای نفت
مقداری سود برد.

خب.
این آن تغییر بزرگی است که من دیده ام:
اینکه چگونه آموزش انگلیسی آرام آرام
از یک عمل با مزایای دوطرفه
به یک تجارت عظیم بین المللی
به صورتی که امروز هست، تبدیل شده است.
دیگر فقط یک زبان خارجی در برنامه‌ی تحصیلی مدرسه نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
بلکه تبدیل به موجی شده است
برای همه ی کشورهای انگلیسی زبان دنیا.
و چرا که نه؟
به هر حال، بهترین آموزشها
طبق آخرین رده بندی های جهانی
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
پس طبیعتاً همه می خواهند به زبان انگلیسی آموزش ببینند.
ولی اگر زبان مادری شما انگلیسی نیست،
شما باید یک آزمون را بگذرانید.

با این حساب آیا درست است
که یک دانشجو فقط بر اساس
توانایی زبانیش رد شود؟
فرض کنید یک دانشمند کامپیوتر داریم
که نابغه است.
آیا او به همان زبانی نیاز دارد که یک وکیل نیاز دارد؟
خب من اینطور فکر نمی کنم.
ما معلمهای انگلیسی همواره آنها را رد می کنیم.
ما یک علامت “ایست” می گذاریم،
و آنها را در مسیرشان متوقف می کنیم.
آنها دیگر نمی توانند رویای خود را دنبال کنند،
تا زمانی که انگلیسی را فرا بگیرند.
بگذارید مساله را اینجوری مطرح کنم،
اگر من یک آلمانی زبان تک زبانه را ببینم
که درمان سرطان را دارد
آیا جلوی ورود او به دانشگاه بریتانیایی خود را می گیرم؟
فکر نمی کنم.
ولی مسلماً این کاری است که ما الان می کنیم.
ما مدرسان انگلیسی دربان هستیم.
و شما باید اول ما را راضی کنید
که انگلیسیتان به اندازه‌ی کافی خوب است.
این می تواند خطرناک باشد
که این همه قدرت را
به یک قشر محدود جامعه داده شود.
شاید این مانع بیش از حد ابعاد جهانی داشته باشد.

هیچ وقت به زبان انگلیسی

خب.
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
خب، کتابها به انگلیسی هستند،
مجلات به انگلیسی چاپ می شوند،
ولی این یک پیشگویی از پیش درست است.
که بر نیاز به انگلیسی تاکید می کند.
و بر همین منوال پیش خواهد رفت.
من از شما می پرسم، چه بر سر ترجمه آمده؟
اگر به دوران طلایی اسلامی نگاه کنید،
آن زمان ترجمه های بیشماری انجام شد.
کتابها از لاتین و یونانی
به عربی و فارسی ترجمه شدند،
و پس از آن به زبانهای
اروپایی ژرمن
و رومن ترجمه شدند.
و اینگونه بر دوران تاریک اروپا نور تابید.
اشتباه برداشت نکنید؛
ای معلمهای انگلیسی
من مخالف آموزش انگلیسی نیستم.
من این را که ما یک زبان بین المللی داریم دوست دارم.
امروزه بیش از گذشته به آن نیاز داریم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
آیا واقعا ما می خواهیم فقط 600 زبان برایمان بماند
و انگلیسی یا چینی زبانهای اصلی باشند؟
ما چیزی بیشتر از این لازم داریم. این خط را کجا باید بکشیم؟
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
که کاملاً مستبدانه است.


(تشویق حضار)

و می خواهم به شما یادآوری کنم که
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
مجبور نبودند انگلیسی بلد باشند،
مجبور نبودند آزمون انگلیسی بگذرانند.
برای مثال، اینشتین.
راستی، او، در مدرسه کودن حساب می شد
چون او در واقع، خوانش پریش بود.
ولی از خوش بختی جهان،
او مجبور نبود آزمون انگلیسی بگذراند.
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
آزمون آمریکایی برای زبان انگلیسی.
امروزه به حد انفجار رسیده است.
آزمونهای انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
حالا ممکن است که ما فکر کنیم که
هزینه‌ی آزمونها بد نیست، مناسب است.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
پس ما بلافاصله آنها را رد می کنیم.


(تشویق حضار)

این مرا یاد یک تیتر می اندازد که به تازگی دیده ام:
“آموزش: جدا ساز بزرگ.”
الان آن را درک می کنم،
الان می فهمم چرا مردم روی زبان انگلیسی تمرکز می کنند.
آنها می خواهند بهترین فرصتها را برای فرزندانشان فراهم کنند.
و برای انجام آن، به آموزش غربی نیاز دارند.
چون مسلماً، بهترین مشاغل
به فارغ التحصیلهای دانشگاههای غربی داده می شود،
که قبلاً به آن اشاره کردم.
این یک چرخه است.

خب.
بگذارید یک داستان درباره ی دو دانشمند برایتان تعریف کنم،
دو دانشمند انگلیسی.
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند
در باره‌ی ژنتیک
و “پاهای جلو” و “پاهای عقب” حیوانات.
ولی آنها به نتایجی که می خواستند نمی رسیدند.
آنها واقعاً مانده بودند که چه کار کنند،
تا اینکه یک دانشمند آلمانی آمد
که متوجه شد آنها برای “پای جلو” و “پای عقب”
از دو کلمه‌ی جدا استفاده می کنند،
درحالی که ژنتیک فرقی بین پاها نمی گذارد
همینطور زبان آلمانی.
بینگو،
مشکل حل شد.
اگر فکری به ذهنت نمی رسد،
گیر می کنی.
ولی اگر زبان دیگری می تواند به آن فکر کند،
آنوقت، با همکاری،
می توانیم بسیار بیشتر یاد بگیریم و به دست بیاوریم.

دختر من،
از کویت به انگلستان آمد.
او علوم و ریاضی را به عربی خوانده بود.
در یک مدرسه‌ی متوسط عربی.
اون باید آنها را در مدرسه ی گرامر خود به انگلیسی ترجمه می کرد.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
که به ما نشان می دهد
که وقتی دانشجویی از خارج پیش ما می آید،
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
و آنها آن را به زبان مادری خود بلد هستند.
وقتی یک زبان می میرد،
ما نمی دانیم چه چیزی را به همراه آن زبان از دست داده ایم.

نمی دانم این زا تازگی از CNN دیده اید یا نه
آنها به این چوپان جوان کنیایی
جایزه‌ی “قهرمانان” را دادند
او نمی توانست شبها در روستای خود درس بخواند
مثل همه‌ی بچه های روستا،
چون چراغ نفتی،
دود دارد و به چشمهای او آسیب رسانده بود.
به هر حال، آنجا هیچوقت نفت کافی نبود،
چون با یک دلار در روز مگر چه می شود خرید؟
پس او یک چراغ خورشیدی
کم هزینه اختراع کرد.
و الان بچه های روستایش
همان نمره هایی را می آورند
که بچه هایی که در خانه برق دارند می آورند.
(تشویق حضار)
وقتی او جایزه اش را گرفت،
او این کلمات زیبا را گفت:
“کودکان می توانند آفریقا را از آنچه امروز هست،
یک قاره ی تاریک،
به سوی یک قاره‌ی روشن هدایت کنند.
یک ایده ی ساده،
که می تواند چنین عواقب گسترده‌ای داشته باشد.

مردمی که نور ندارند،
چه به صورت فیزیکی، و چه استعاری،
نمی توانند آزمونهای ما را بگذرانند،
و ما هرگز نخواهیم دانست آنها چه می دانند.
نگذارید که ما خودمان و آنها را
در تاریکی نگه داریم.
بیایید گوناگونی را ارج نهیم.
مواظب زبانتان باشید.
از آن برای گسترش ایده های بزرگ استفاده کنید.


(تشویق حضار)


از شما بسیار متشکرم.


(تشویق حضار)

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

من می دانم شما به چه فکر می کنید.
فکر می کنید من راهم را گم کرده ام
و الان کسی روی سن می آید و
من را محترمانه به سر جایم هدابت خواهد کرد.
(تشویق حضار)
همیشه در دوبی همین برخورد را می بینم.
“اینجا تعطیلات اومدی، عزیزم؟”
(خنده)
“اومدی بچه‌ها رو ببینی؟
چقدر می خوای بمونی؟”

خب، راستش دلم می خواهد یک مدت بیشتری بمانم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
من بیشتر سی سال است که در خلیج فارس زندگی و تدریس می کنم.
(تشویق حضار)
و در این مدت، تغییرات زیادی مشاهده کرده ام.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
اکنون آمار کاملا تکان دهنده است.
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و من امروز می خواهم در باره‌ی از بین رفتن زبان‌ها
و جهانی شدنِ زبان انگلیسی صحبت کنم.
می خواهم درباره‌ی یکی از دوستانم تعریف کنم
که در ابوظبی به بزرگسالان انگلیسی آموزش می داد.
و یک روز خوب
او تصمیم گرفت آنها را به فضای سبز ببرد
و به آنها کمی لغات از طبیعت یاد بدهد.
ولی عاقبت او بود که داشت لغات عربی
برای گیاهان بومی را یاد می گرفت.
همینطور کاربرد آنها:
کاربردهای دارویی، آرایشی،
خوراکی و نوشیدنی.
آن دانشجوها این اطلاعات را از کجا به دست آورده اند؟
مسلماً از پدربزرگها و مادربزرگهایشان
و حتی از جدهایشان.
لازم نیست به شما یادآوری کنم که چقدر مهم است
توانایی ارتباط میان نسلها.
توانایی ارتباط میان نسلها.

ولی متاسفانه، امروزه،
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
زبانها با یک سرعت بی سابقه‌ای در حال نابودی‌اند.
هر 14 روز یک زبان می میرد.
در همین حال، امروزه
انگلیسی زبان بین المللی بلامنازع است.
آیا ارتباطی میان این دو وجود دارد؟
خب، من نمی دانم.
آنچه که می دانم این است که تغییرات بسیار زیادی دیده ام.
من اول که به خلیج فارس آمدم، به کویت رفتم.
در روزگاری که کار در آنجا آنچنان ساده نبود.
در واقع، نه اینقدر قدیم.
این خیلی قدیمی تر است.
ولی به هر حال،
من توسط کنسول بریتانیا استخدام شدم
به همراه حدوداً 25 معلم دیگر
و ما اولین غیرمسلمانهایی بودیم که
در مدارس دولتی کویت تدریس می کردیم.
ما برای آموزش انگلیسی آورده شده بودیم
چون دولت می خواست کشور را مدرنیزه کند
و توانایی مردمش را با آموزش افزایش دهد.
و البته انگلستان از ثروت زیبای نفت
مقداری سود برد.

خب.
این آن تغییر بزرگی است که من دیده ام:
اینکه چگونه آموزش انگلیسی آرام آرام
از یک عمل با مزایای دوطرفه
به یک تجارت عظیم بین المللی
به صورتی که امروز هست، تبدیل شده است.
دیگر فقط یک زبان خارجی در برنامه‌ی تحصیلی مدرسه نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
و دیگر در انحصار سرزمین اصلی، انگلستان نیست.
بلکه تبدیل به موجی شده است
برای همه ی کشورهای انگلیسی زبان دنیا.
و چرا که نه؟
به هر حال، بهترین آموزشها
طبق آخرین رده بندی های جهانی
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
در دانشگاه های انگلستان و آمریکا ارائه می شوند.
پس طبیعتاً همه می خواهند به زبان انگلیسی آموزش ببینند.
ولی اگر زبان مادری شما انگلیسی نیست،
شما باید یک آزمون را بگذرانید.

با این حساب آیا درست است
که یک دانشجو فقط بر اساس
توانایی زبانیش رد شود؟
فرض کنید یک دانشمند کامپیوتر داریم
که نابغه است.
آیا او به همان زبانی نیاز دارد که یک وکیل نیاز دارد؟
خب من اینطور فکر نمی کنم.
ما معلمهای انگلیسی همواره آنها را رد می کنیم.
ما یک علامت “ایست” می گذاریم،
و آنها را در مسیرشان متوقف می کنیم.
آنها دیگر نمی توانند رویای خود را دنبال کنند،
تا زمانی که انگلیسی را فرا بگیرند.
بگذارید مساله را اینجوری مطرح کنم،
اگر من یک آلمانی زبان تک زبانه را ببینم
که درمان سرطان را دارد
آیا جلوی ورود او به دانشگاه بریتانیایی خود را می گیرم؟
فکر نمی کنم.
ولی مسلماً این کاری است که ما الان می کنیم.
ما مدرسان انگلیسی دربان هستیم.
و شما باید اول ما را راضی کنید
که انگلیسیتان به اندازه‌ی کافی خوب است.
این می تواند خطرناک باشد
که این همه قدرت را
به یک قشر محدود جامعه داده شود.
شاید این مانع بیش از حد ابعاد جهانی داشته باشد.

هیچ وقت به زبان انگلیسی

خب.
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
می شنوم که می گویید: “اما، تحقیق چی؟ اون که همه اش به انگلیسی است.”
خب، کتابها به انگلیسی هستند،
مجلات به انگلیسی چاپ می شوند،
ولی این یک پیشگویی از پیش درست است.
که بر نیاز به انگلیسی تاکید می کند.
و بر همین منوال پیش خواهد رفت.
من از شما می پرسم، چه بر سر ترجمه آمده؟
اگر به دوران طلایی اسلامی نگاه کنید،
آن زمان ترجمه های بیشماری انجام شد.
کتابها از لاتین و یونانی
به عربی و فارسی ترجمه شدند،
و پس از آن به زبانهای
اروپایی ژرمن
و رومن ترجمه شدند.
و اینگونه بر دوران تاریک اروپا نور تابید.
اشتباه برداشت نکنید؛
ای معلمهای انگلیسی
من مخالف آموزش انگلیسی نیستم.
من این را که ما یک زبان بین المللی داریم دوست دارم.
امروزه بیش از گذشته به آن نیاز داریم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
ولی من مخالف استفاده از آن به عنوان یک مانع هستم.
آیا واقعا ما می خواهیم فقط 600 زبان برایمان بماند
و انگلیسی یا چینی زبانهای اصلی باشند؟
ما چیزی بیشتر از این لازم داریم. این خط را کجا باید بکشیم؟
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
سیستم فعلی هوش را با دانستن زبان انگلیسی همسنگ می داند.
که کاملاً مستبدانه است.


(تشویق حضار)

و می خواهم به شما یادآوری کنم که
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
آن غولهایی که روشنفکران امروزی روی شانه‌ی آنها ایستاده اند
مجبور نبودند انگلیسی بلد باشند،
مجبور نبودند آزمون انگلیسی بگذرانند.
برای مثال، اینشتین.
راستی، او، در مدرسه کودن حساب می شد
چون او در واقع، خوانش پریش بود.
ولی از خوش بختی جهان،
او مجبور نبود آزمون انگلیسی بگذراند.
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
چون این کار از سال 1964 با تافل شروع شد،
آزمون آمریکایی برای زبان انگلیسی.
امروزه به حد انفجار رسیده است.
آزمونهای انگلیسی بسیار زیادی وجود دارد.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
و میلیونها دانشجو هر سال در این آزمونها شرکت می کنند.
حالا ممکن است که ما فکر کنیم که
هزینه‌ی آزمونها بد نیست، مناسب است.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
ولی این شهریه‌ها مانع میلیونها داوطلب فقیر میشود.
پس ما بلافاصله آنها را رد می کنیم.


(تشویق حضار)

این مرا یاد یک تیتر می اندازد که به تازگی دیده ام:
“آموزش: جدا ساز بزرگ.”
الان آن را درک می کنم،
الان می فهمم چرا مردم روی زبان انگلیسی تمرکز می کنند.
آنها می خواهند بهترین فرصتها را برای فرزندانشان فراهم کنند.
و برای انجام آن، به آموزش غربی نیاز دارند.
چون مسلماً، بهترین مشاغل
به فارغ التحصیلهای دانشگاههای غربی داده می شود،
که قبلاً به آن اشاره کردم.
این یک چرخه است.

خب.
بگذارید یک داستان درباره ی دو دانشمند برایتان تعریف کنم،
دو دانشمند انگلیسی.
آنها داشتند آزمایشی انجام می دادند
در باره‌ی ژنتیک
و “پاهای جلو” و “پاهای عقب” حیوانات.
ولی آنها به نتایجی که می خواستند نمی رسیدند.
آنها واقعاً مانده بودند که چه کار کنند،
تا اینکه یک دانشمند آلمانی آمد
که متوجه شد آنها برای “پای جلو” و “پای عقب”
از دو کلمه‌ی جدا استفاده می کنند،
درحالی که ژنتیک فرقی بین پاها نمی گذارد
همینطور زبان آلمانی.
بینگو،
مشکل حل شد.
اگر فکری به ذهنت نمی رسد،
گیر می کنی.
ولی اگر زبان دیگری می تواند به آن فکر کند،
آنوقت، با همکاری،
می توانیم بسیار بیشتر یاد بگیریم و به دست بیاوریم.

دختر من،
از کویت به انگلستان آمد.
او علوم و ریاضی را به عربی خوانده بود.
در یک مدرسه‌ی متوسط عربی.
اون باید آنها را در مدرسه ی گرامر خود به انگلیسی ترجمه می کرد.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
و او در آن موضوع ها درکلاس خود بهترین بود.
که به ما نشان می دهد
که وقتی دانشجویی از خارج پیش ما می آید،
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
شاید ما به آنها برای آنچه می دانند، اعتبار کافی نمی دهیم.
و آنها آن را به زبان مادری خود بلد هستند.
وقتی یک زبان می میرد،
ما نمی دانیم چه چیزی را به همراه آن زبان از دست داده ایم.

نمی دانم این زا تازگی از CNN دیده اید یا نه
آنها به این چوپان جوان کنیایی
جایزه‌ی “قهرمانان” را دادند
او نمی توانست شبها در روستای خود درس بخواند
مثل همه‌ی بچه های روستا،
چون چراغ نفتی،
دود دارد و به چشمهای او آسیب رسانده بود.
به هر حال، آنجا هیچوقت نفت کافی نبود،
چون با یک دلار در روز مگر چه می شود خرید؟
پس او یک چراغ خورشیدی
کم هزینه اختراع کرد.
و الان بچه های روستایش
همان نمره هایی را می آورند
که بچه هایی که در خانه برق دارند می آورند.
(تشویق حضار)
وقتی او جایزه اش را گرفت،
او این کلمات زیبا را گفت:
“کودکان می توانند آفریقا را از آنچه امروز هست،
یک قاره ی تاریک،
به سوی یک قاره‌ی روشن هدایت کنند.
یک ایده ی ساده،
که می تواند چنین عواقب گسترده‌ای داشته باشد.

مردمی که نور ندارند،
چه به صورت فیزیکی، و چه استعاری،
نمی توانند آزمونهای ما را بگذرانند،
و ما هرگز نخواهیم دانست آنها چه می دانند.
نگذارید که ما خودمان و آنها را
در تاریکی نگه داریم.
بیایید گوناگونی را ارج نهیم.
مواظب زبانتان باشید.
از آن برای گسترش ایده های بزرگ استفاده کنید.


(تشویق حضار)


از شما بسیار متشکرم.


(تشویق حضار)

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

همانطور که می‌دانیم، هم در ترجمه فارسی به انگلیسی و هم در ترجمه انگلیسی به فارسی، مترجم می‌بایست برای کلیه کلمات، عبارات، و اصطلاحات معادل­ هایی شایسته در زبان مقصد پیدا کند که علاوه بر انتقال صحیح مطلب مخاطب­ پسند نیز باشد. به نظر می­رسد این کار همانطور که در بالا گفته شد برای مترجم انگلیسی به فارسی آسان­‌تر باشد، زیرا وی در اثر سال­ها زندگی در سرزمین مادری به صورت خودآگاه و ناخودآگاه با زبان و ادب فارسی آشنایی دارد و راحت ­تر می­ تواند منظور نویسنده را به زبان مقصد برگرداند.

اما ترجمه فارسی به انگلیسی دشواری ­های مخصوص به خود را دارد. مترجم فارسی به انگلیسی می ­بایست تلاش کند جملاتش تا حد امکان با ساختارهای زبان انگلیسی همخوانی داشته باشد، واژگانی که گزینش می ­کند معنای دقیق واژگان فارسی را منتقل کند، ترکیب­ هایی بسازد که زیبا و معمول باشند، برای تعبیرهای عامیانه (slangs) و ضرب‌المثل­ها (proverbs) برگردان­های صحیح بیابد، و در نهایت گزینش کلمات را با توجه به معانی ضمنی آن­ ها انجام دهد. تمام این ها، مخصوصا برای شخصی که در کشورهای انگلیسی­ زبان زندگی نکرده است چالش­ های بزرگی را در پی دارد. بنابراین می توان گفت ترجمه فارسی به انگلیسی کاری بسیار دشوار و نیازمند سالها تجربه و ممارست در انجام ترجمه است.

به عقیده بسیاری از اساتید فن، مترجم فارسی به انگلیسی، برای عبور از این موانع، در حین ترجمه باید خود را از قید و بند ساختار زبان فارسی برهاند و تلاش کند مفاهیم را با ساختار انگلیسی منتقل کند؛ به عبارتی دیگر، می­بایست از دید یک انگلیسی زبان به متن نگاه کند.

برای انجام سفارش کافیست به صفحه ثبت سفارش ترجمه فارسی به انگلیسی مراجعه کنید. ترجمه فارسی به انگلیسی در شبکه مترجمین ایران با دو کیفیت نقره‌ای و طلایی انجام پذیر است.
سفارش ترجمه فارسی به انگلیسی

ضریب تاثیر یا Impact Factor نشان می دهد که مقالات یک ژورنال چه میزان توسط خواننده ها مطالعه می شود و چقدر در سایر مقالات به آنها ارجاع داده می شود. البته این نشان دهنده این مسئله نیست که چند بار به یک مقالۀ مشخص (مثلاً، مقاله شما) ارجاع داده شده است و معیاری است کلی از تمام مقالات آن ژورنال. زیرا همانطور که گفته شد، به مقالات تحلیلی ممکن است بارها ارجاع داده شود در حالی که برخی مقالات هیچگاه ذکر نمی شوند. در شبکه مترجمین ایران ترجمه فارسی به انگلیسی به سبک مقالات با ضریب تاثیر بالا انجام می شود.

هیچ وقت به زبان انگلیسی

مجموعه از معتبرترین نشریات در زمینه های تخصصی گوناگون

مجموعه از مهمترین کنفرانس ها و ژورنال های زمینه برق، کامپیوتر سخت افزار، نرم افزار

برگزار کننده کنفرانس در زمینه محاسبات

از جمله مشهورترین ژورنال های پزشکی جهان

در ترجمه فارسی به انگلیسی، تسلط اندک یا متوسط به زبان انگلیسی (زبان معیار مقالات بین المللی)، حتی با وجود آشنایی کامل با دایره کلمات تخصصی رشته، برای نوشتن مقاله ای بدون ایراد زبانی کافی نیست. توجه نکردن به این مسئله مهم می تواند باعث رد شدن مقاله تان شود، حتی اگر مطلبی کاملاً تازه ارائه کرده باشید. مقالات باید توسط کسانی ترجمه شوند که علاوه بر مسلط بودن به زبان انگلیسی به ادبیات مقاله نویسی نیز مسلط باشند.

در این جدول برخی از مقالات ترجمه شده از فارسی به انگلیسی به همراه نام کنفرانس یا ژورنال مشاهده می شود.

یکی از مهم ترین خدمات ارائه شده در شبکه مترجمین ایران ترجمه متون مختلف در زمینه های متنوع تخصصی از انگلیسی به فارسی است. اهمیت زبان انگلیسی امروزه بر کسی پوشیده نیست، چرا که انگلیسی دومین زبان پر تکلم و مهمترین زبان ثانوی جهان است. آمارها نشان می­ دهند که بیش از 330 میلیون نفر در دنیا به انگلیسی به عنوان زبان مادری صحبت می­ کنند و تعداد افرادی که زبان انگلیسی را به عنوان زبان دوم خود انتخاب کرده­ اند، به بیش از یک میلیارد نفر رسیده است. به علاوه، از اوایل قرن بیستم به بعد، انگلیسی در بین تمام کشورهای جهان به عنوان زبان بین­ المللی پذیرفته شده است و کلیه ارتباطات بین دو شخص حقیقی یا حقوقی از ملیت­ های گوناگون، از طریق زبان مشترک انگلیسی انجام می­ پذیرد. نیمی از مجموعه معارف جهان به زبان انگلیسی ارائه شده و بخش اعظم مطالب موجود در اینترنت به زبان انگلیسی نوشته شده­ اند. انگلیسی همچنین به عنوان زبان تجارت و آموزش بین­ المللی و زبان دیپلماسی شناخته شده­ است.


با توجه به اهمیت فوق­ العاده ترجمه انگلیسی به فارسی،­ ما راه حل انحصاری برای پوشش نیاز های ترجمه ای شما به شکل آنلاین ارائه می دهیم. کلیه مدارک و متون رسمی با ترجمه به انگلیسی می‌ تواند در دنیای خارج از ایران ارزش­مند و قابل پذیرش باشد. مقالات علمی پژوهشی یک محقق یا دانشجو برای ارائه و حضور در همایش‌ ها و نشست‌ های بین‌المللی لازم است به زبان انگلیسی ترجمه شود. بیشتر متون علمی و دانشگاهی جهان، اعم از کتاب، مقاله یا مطالب سایت­ های گوناگون به زبان انگلیسی ارائه شده­ اند و با ترجمه آن متن­ ها به فارسی می­توان از مطالب عرضه شده در آن­ ها به نحو موثر تری استفاده کرد. هر فرد که قصد ایجاد یک کسب و کار بین المللی و تجارت با کشورهای دیگر را دارد، لازم است محصولات و خدمات را خود به انگلیسی معرفی کند.

سایت ترجمه تخصصی شبکه مترجمین ایران آمادگی دارد، هر گونه مدارک، متون و سایت ها را از انگلیسی به فارسی ترجمه نماید. ما با مسلط­ترین مترجمین انگلیسی به صورت آن­لاین و مستمر در ارتباط هستیم و سفارشات شما را در سریع­ ترین زمان ترجمه کرده و تحویل می­ دهیم. توجه کنید که برای ایجاد یک ارتباط موثر، کیفیت ترجمه نقش اساسی دارد. مثلا یک ترجمه دقیق انگلیسی به فارسی می­ تواند مفاهیم مندرج در یک مقاله یا کتاب را به خواننده فارسی زبان انتقال دهد و گرنه برای درک عمق مطلب، باز هم لازم است به منبع اصلی مراجعه شود. شبکه مترجمین ایران با رعایت بالاترین نسبت کیفیت به قیمت، ترجمه ای روان و دقیق را از یک متن انگلیسی ارائه می­ نماید. سفارشات مشتریان ما می تواند یکی از موارد ذیل باشد:

علاوه بر موارد ذکر شده در بالا، شبکه مترجمین ایران می­تواند سفارشات ترجمه انگلیسی خاص شما به سرعت و با کیفیت عالی و قیمت متناسب با بودجه مورد نظر انجام دهد.

برچسب ها: ترجمه فارسی به انگلیسی متن ترجمه فارسی به انگلیسی در قالب ژورنال ترجمه فارسی به انگلیسی تخصصی و حرفه‌ای ترجمه فارسی به انگلیسی جهت ارائه به خارج از کشور ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه انگلیسی به فارسی متن ترجمه فارسي به انگليسي

عضو اتحادیه صنعت زبان اروپا

دارنده استاندارد ISO 17100

نماینده رسمی SDL Trados

عضو اتحادیه GALA

سایت ترجمه تخصصی شبکه مترجمین ایران فعالیت خود را از سال 1385 با رویکرد ترجمه انگلیسی، فارسی و سایر زبان‌ها آغاز کرده‌است. سفارش ترجمه در این سایت ترجمه به صورت کاملا آنلاین انجام می‌شود. ترجمه تخصصی مهارتی است که یک مترجم با سالها تجربه کار ترجمه به صورت حرفه‌ای به دست می‌آورد. ما در این مجموعه با بهترین مترجمان خبره و متخصص همکاری می‌کنیم و به همین دلیل امکان ترجمه با سرعت‌های فوری و نیمه فوری و ایجاد کیفیت‌های ترجمه طلایی و نقره‌ای و برنز برای اولین بار در این سایت فراهم شده است. تحویل زودهنگام ترجمه، استفاده از جدیدترین ابزارهای ترجمه تخصصی، کنترل کیفی تمامی ترجمه‌ها، سطح‌بندی مترجمان و ارائه سطوح کیفی و قیمتی ترجمه مطابق با نیاز کاربران ترجمه از خصوصیات سایت ترجمه تخصصی شبکه مترجمین ایران است. همچنین برای بسیاری از پروژه‌ها واژگان تخصصی برای ترجمه استخراج می‌شود و حافظه ترجمه به رایگان برای مشتریان تشکیل می‌شود. در این مجموعه برای ترجمه طلایی بازخوانی ترجمه‌ها به رایگان انجام می‌شود.

1398 © transnet.ir تمامی حقوق نزد موسسه فرهنگی و هنری (ترجمه) شبکه مترجمین ایرانیان محفوظ است.

هیچ وقت به زبان انگلیسی
هیچ وقت به زبان انگلیسی
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *