معنی واژه طبیعت چیست

خواص دارویی و گیاهی

معنی واژه طبیعت چیست
معنی واژه طبیعت چیست


شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: طبیعت

نقش دستوری: اسم

معنی واژه طبیعت چیست

آواشناسی: tabi’at

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۴۹۱

کمان را بخوانید.کمان ابرو را بخوانید.کمان چوله را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


طبیعت .[ طَ ع َ ] (ع اِ) طبیعة. سرشت که مردم بر آن آفریده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). نهاد. آب و گِل . خوی .گوهر. (بحر الجواهر). سلیقه . فطرت . خلقت . طبع. ذات .طینت . جبلت . ضمیرة. غریزة. سجیة. جدیرة. خلیقة. اخذ. خلق . قریحه . عریکة. شیمة. شریة. تقن . توز. توس . سوس . بکلة. خشیبة. طِراز: لیس هذا من طرازک ؛ نیست این از طبیعت تو. (منتهی الارب ). قلیب . کیان : چو کنعان را طبیعت بی هنر بودپیمبرزادگی قدرش نیفزود.

سعدی .

سعدی .

سعدی .

ابن یمین .

سعید اشرف (از آنندراج ).

سعدی .

ابوحنیفه ٔ اسکافی .

ناصرخسرو.

ناصرخسرو.

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: طبیعت

نقش دستوری: اسم

معنی واژه طبیعت چیست

آواشناسی: tabi’at

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۴۹۱

ظفر را بخوانید.ظفر را بخوانید.ظفرانگیز را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


۱. آفرینش، اصل، حالت، خاصه، خلق، خلقت، خمیره، خوی، ذات، سرشت، طبع، عادت، غریزه، فطرت، مزاج، منش، نهاد ۲. جهان، عالم، دنیا ۳. روزگار، دهر

آپژه ، جُنَم ، آخشیگ

ابرهام -طبیعت یک کلمه عربی بوده که وارد زبان پارسی شده است.معادل فارسی آن {ابرهام} میباشد.آنچه که انسان، در پدید آوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند.

طبیعت گرا. در دوران افول تفکر مرکانتیلیستی، مکتب فکری فیزیوکرات ها (طبیعت گرایان) در فرانسه با انتشار مقاله ای از دکتر کنه در سال ۱۷۵۶ بنیان نهاده شد. فیزیوکرات

ماهیت منطقی – ماهیت عقلانی nature of rational

این دو واژه عربی است و پارسی جایگزین آن دو این است:اِسوام (سنسکریت: سْوامَن)معنی واژه طبیعت چیست

(= منش، خوی) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:مانوش (سنسکریت: مانوشَ)سَمسان (سنسکریت: سَمستْهانَ)تَتوا (سنسکریت)

(= آن بخش از جهان که ساخته ی دست مردم نیست؛ مانند رود، کوه…) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:لانوژا (سنسکریت: مانوشَ)پِراکْتی (سنسکریت: پراکرْتی)واسْتو (سنسکریت)

طبیعت، به معنای گستردهٔ کلمه، معادل جهان یا عالم طبیعی، فیزیکی و مادی است. طبیعت در حالت کلی، به پدیدهٔ جهان فیزیکی و همچنین زندگی اشاره دارد؛ و همچنین قلمرو آن از ذرات زیراتمی تا خود گیتی گسترده‌است.

اگرچه واژهٔ طبیعت امروزه در معناهای مختلفی به کار می‌رود،[۱] اغلب به مفهوم زمین‌شناسی و حیات وحش اشاره دارد. طبیعت به حوزهٔ کلی انواع متنوع گیاهان و حیوانات زنده و گاهی اوقات نیز به فرایندهای مرتبط با اشیای بی‌جان بازمی‌گردد. دگرگونی‌های طبیعی، مانند تغییر در آب‌وهوا و زمین‌شناسی و همچنین ماده و انرژی که تمام این چیزها و پدیده‌ها را تشکیل داده‌است. این اغلب به معنای محیط زیست یا طبیعت وحش، حیوانات وحشی، صخره‌ها، جنگل‌ها، سواحل، و به‌طور کلی چیزهایی که به‌طور قابل ملاحظه‌ای با مداخلات انسانی تغییر چندانی نکرده‌اند، یا با وجود این مداخلات به کار خود ادامه داده‌اند است. این موضوع نسبتاً قدیمی اشیای طبیعی که هنوز امروزه یافت می‌شود، به تفاوتی بین اشیای طبیعی و مصنوعی با موجودات مصنوعی که ادراک از آن به مفهوم چیزهایی که توسط خودآگاهی یا ذهن انسان وارد وجود شده‌اند، اشاره دارد. براساس این زمینهٔ ویژه، واژهٔ «طبیعی» باید از «غیرطبیعی»، «فرا طبیعی» یا «دست‌ساخته» متمایز گردد.[۲] آنچه که انسان، در پدیدآوردن آن، دخالت نداشته باشد را طبیعت گویند. طبیعت، محصول دیالکتیک ذهنی انسان و جهان ابژه‌ها است. انسان، پیش از زندگی در شهرها، در طبیعت می‌زیسته‌است. دگرگونی از ویژگی‌های طبیعت است. ایرانی‌ها به طبیعت بکر علاقه زیادی دارند، در همین راستا یک روز را به نام روز طبیعت (سیزده به‌در) نام‌گذاری کرده‌اند و در آن روز به طبیعت گردی می‌پردازند.

پژوهش و بررسی مفهوم «طبیعت» بخش بسیار بزرگی از دانش بشر را تشکیل می‌دهد؛ هرچند که بشر خود پاره‌ای از طبیعت است، «فعالیت‌های بشری» اغلب به عنوان یک گروه جداگانه از دیگر پدیده‌های طبیعی مورد بررسی و گفتگو قرار می‌گیرند.

زمین تنها سیارهٔ دارای حیاتی است که تاکنون می‌شناسیم، و ویژگی‌های طبیعی آن، موضوع بسیاری از عرصه‌های تحقیقات است. در منظومهٔ شمسی سومین سیارهٔ نزدیک به خورشید، بزرگ‌ترین سیارهٔ زمین سان و در کل پنجمین سیارهٔ بزرگ این منظومه‌است. برجسته‌ترین ویژگی‌های آب‌وهوایی زمین، دو منطقهٔ قطبی آنند، دو منطقهٔ معتدل نسبتاً باریک، و یک منطقهٔ گرمسیری استوایی تا نیمه‌گرمسیری.[۳]

میزان بارندگی با توجه به موقعیت، به‌طور چشم‌گیری متنوع است و این تفاوت می‌تواند از چند متر باران تا تنها کمتر از یک میلی‌متر بارندگی در سال باشد. ۷۱ درصد سطح زمین با اقیانوس‌های آب شور پوشیده شده‌است. سطح باقی‌مانده، شامل قاره‌ها و جزایر است و بیشترین مناطق مسکونی، در نیم‌کره شمالی قرار دارد.
معنی واژه طبیعت چیست

زمین به وسیلهٔ فرایندهای زمین‌شناسی و زیستی، تکامل یافته‌است که رد پایشان بر روی شرایط فعلی به جای مانده‌است. پوستهی زمین به چند صفحهٔ بشقابی در حال حرکت تقسیم می‌شود. داخل آن، با لایهٔ نازکی از گوشته پلاستیکی و یک هستهٔ آهنی که میدان مغناطیسی زمین را تولید می‌کند، فعال می‌ماند.

شرایط جوی با وجود اشکال مختلف زندگی، از شرایط اصلی فاصله گرفته‌است، و یک تعادل زیست‌محیطی به وجود آورده که شرایط سطح زمین را تثبیت می‌کند.[۴] با وجود تغییرات اقلیمی گسترده در آب‌وهوا، با توجه به عرض جغرافیایی و سایر عوامل جغرافیایی، میانگین آب‌وهوای جهانی در بازهٔ زمانی بین دو عصر یخبندان، تقریباً پایدار است[۳] و تنها یک یا دو درجه اختلاف دما، به‌طور تاریخی، تأثیر شگرفی بر تعادل زیست‌محیطی و جغرافیای فعلی زمین داشته‌است.[۵][۶]

زمین‌شناسی، عبارتست از علم و مطالعهٔ مواد جامد و مایعی که زمین را شکل می‌دهند. رشتهٔ زمین‌شناسی مطالعهٔ ترکیب، ساختار، خواص فیزیکی، دینامیک و تاریخچهٔ مواد زمین و فرایندی که آن‌ها را شکل داده، جابجا کرده و تغیر داده‌است، می‌باشد. این رشته یک نظام دانشگاهی بزرگ است و همچنین برای استخراج مواد معدنی و نفتی، آگاهی از خطرات طبیعی و کاهش آن‌ها، برخی رشته‌های مهندسی ژئوتکنیک، و درک محیط زیست و آب‌وهوای گذشته مهم است.

زمین‌شناسی یک منطقه با گذر زمان و زمانی که واحدهای سنگی ساییده و خرد می‌شوند و فرایندهای تغییر فرم دهنده، شکل و موقعیت آن‌ها را دگرگون می‌سازند، تکامل می‌یابد.

واحدهای سنگی در ابتدا با رسوب‌گذاری بر روی سطح ایجاد می‌شوند. رسوب‌گذاری زمانی اتفاق می‌افتد که رسوب‌ها بر روی سطح زمین جاری شوند و بر اثر فشار به سنگ رسوبی تبدیل شوند یا زمانی که مواد آتشفشانی مانند خاکستر آتشفشانی یا گدازه جریان پیدا کنند، و سطح را بپوشانند. توده‌های نفوذی آذرین مانند ژرف‌سنگ، لاکولیث، دایک و آذرین‌لایه سنگ‌ها را از بالا به پایین فشار می‌دهند.

پس از رسوب‌گذاری اولیه، واحدهای سنگی می‌توانند تغییر شکل دهند یا دگرگون شوند. حرکت‌های افقی دور شونده، نزدیک شونده و کنار هم در گسل‌ها اتفاق می‌افتد. این سیستم‌های ساختاری به‌طور گسترده‌ای به مرزهای همگرا، مرزهای واگرا و مرزهای دگرگون بین صفحات بشقابی بستگی دارند.

زمین به‌طور تقریبی حدود ۴٫۵۴ میلیارد سال قبل، به همراه خورشید و سایر سیارات منظومهٔ شمسی تشکیل شد.[۸] ماه نیز حدوداً ۲۰ میلیون سال بعد به وجود آمد. لایه خارجی در ابتدا ذوب شده، بعدها خنک شد و سبب به وجود آمدن پوسته جامد گردید. گازهای خارج شده بر اثر فعالیت‌های آتشفشانی اتمسفر بسیار کهن را به وجود آورد. تجمع بخار آب، که اکثر یا تمام آن به وسیله یخ انتقال یافته به زمین توسط ستاره‌های دنباله‌دار تأمین شده بود، اقیانوس‌ها را به وجود آورد.[۹] برخی معتقدند که فعالیت شیمیایی بسیار پر انرژی سبب خود تکثیری مولکول‌ها در ۴ میلیارد سال قبل شد.[۹]

قاره‌ها شکل گرفتند، سپس شکستند و با از نوع شکل‌گیری سطح زمین با گذر صدها میلیون سال، ابرقاره را شکل دادند. حدوداً ۷۵۰ میلیون سال قبل، قدیمی‌ترین ابرقاره شناخته شده، رودینیا، شروع به تجزیه کرد. بعداً قاره‌ها از نوع ترکیب شدند و پانوتیا را شکل دادند که حدود ۵۴۰میلیون سال قبل تجزیه شد، سپس نهایتاً، پانجه‌آ ایجاد و حدود ۱۸۰ میلیون سال قبل تجزیه شد.[۱۰]

مدرک قابل توجهی وجود دارد که نشان می‌دهد یک فعالیت یخچالی شدید در عصر نئوپروتروزئیک بیشتر سیاره را زیر لایه‌ای از یخ پنهان کرد. نام این فرضیه «زمین گلوله برفی» است و به این دلیل جذاب است که قبل تر از انفجار کمبرین اتفاق افتاده‌است که مطابق آن ۵۳۰–۵۴۰ میلیون سال قبل شکل زندگی چندسلولی شروع به گسترش یافتن کرد.[۱۱]

از زمان انفجار کمبرین، پنج انقراض انبوه قابل شناسایی موجود است. آخرین انقراض انبوه حدوداً ۶۶ میلیون سال قبل اتفاق افتاد، زمانی که برخورد سنگ آسمانی، به احتمال زیاد سبب انقراض دایناسور‌های غیر پرنده و سایر خزندگان غول پیکر شد.[۱۲] اما حیوانات کوچک مانند پستانداران جان سالم به در بردند. در طول ۶۶ میلیون سال گذشته، زندگی پستانداری متنوع گشته‌است.[۱۳]

چند میلیون سال قبل، گونه‌ای از کپی آفریقایی قادر گشت که سرپا بایستد. ظهور متعاقب زندگی بشر، و توسعهٔ کشاورزی و تمدن به بشر اجازه داد تا زمین را سریع‌تر از تمام اشکال قبلی زندگی، تحت تأثیر قرار دهد، و طبیعت و مقدار سایر ارگانیسم‌ها را همانند آب‌وهوای جهانی دگرگون سازد. با مقایسه، رویداد اکسایش بزرگ، که به وسیلهٔ گسترش جلبک‌ها در دورهٔ سیدریان تولید شد، به حدوداً ۳۰۰ میلیون سال زمان نیاز داشت تا به اوج خود برسد.

عصر حاضر در دسته‌ای از رویداد انقراض انبوه قرار گرفته‌است، رویداد انقراض هولوسن، سریع‌ترین رویداد ممکن. برخی‌ها، مانند ادوارد ویلسون از دانشگاه هاروارد پیش‌بینی می‌کنند که تخریب زیست‌کره توسط انسان می‌تواند در ۱۰۰ سال آینده، سبب انقراض نیمی از گونه‌ها شود. وسعت این انقراض، به وسیله زیست‌شناسان در حال تحقیق، بحث و اندازه‌گیریست.

اتمسفر زمین عاملی کلیدی در حفظ اکوسیستم جهانی به حساب می‌آید. لایه نازکی از گازها که زمین را پوشانده، به وسیله جاذبه زمین پایدار گشته‌است. هوای خشک شامل ۷۸ درصد نیتروژن، ۲۱ درصد اکسیژن، ۱ درصد آرگون و سایر گازهای خنثی، کربن دی‌اکسید و غیره است. اما هوا نیز شامل مقدار متنوعی بخار آب است. فشار اتمسفر با افزایش ارتفاع کاهش می‌یابد و حدود ۸ کیلومتر بالاتر از سطح زمین، ارتفاع در مقیاس فشار دارد: ارتفاعی که فشار اتمسفر با عاملی از عدد نپر (ثابت ریاضی برابر ۲٫۷۱) کاهش یافته‌است. لایه ازون اتمسفر زمین، نقش مهمی در کاهش میزان اشعه فرابنفشی (یو وی) که به سطح زمین می‌رسد، بازی می‌کند. از آن جا که پرتوی فرابنفش به آسانی به دی‌ان‌ای آسیب می‌رساند، این لایه در حقیقت از حیات سطح زمین محافظت می‌کند. همچنین اتمسفر در طول شب گرمای خورشید را حفظ می‌کند تا اختلاف دمای شبانه‌روزی کاهش یابد.

آب‌وهوای زمینی منحصراً در تروپوسفر اتفاق می‌افتد، و به عنوان یک سیستم همرفتی برای توزیع مجدد گرما عمل می‌کند. جریان‌های اقیانوسی یکی دیگر از عوامل مهم در تعیین آب‌وهوا ٬به ویژه گردش دماشوری زیرآبی هستند که انرژی گرمایی را از اقیانوس‌های استوایی به مناطق قطبی می‌رسانند. این جریان‌ها به اعتدال اختلاف دما بین زمستان و تابستان در مناطق معتدل کمک می‌کنند. همچنین، اگر توزیع مجدد انرژی گرمایی به وسیله جریان‌های اقیانوسی و اتمسفر، وجود نداشت، استوا بسیار گرم‌تر و سرزمین‌های قطبی بسیار سردتر می‌شدند.

هوا می‌تواند هم تأثیرهای مخرب و هم تأثیرهای مفید داشته باشد. ابرقدرت‌های هوا، مانند پیچند، توفند و چرخند می‌توانند هرچیزی را که در مسیرشان قرار دارد نابود کنند. زندگی گیاهی سطح زمین به صورت تکاملی به تنوع فصلی هوا وابسته است، و یک تغییر ناگهانی که چند سال دوام داشته باشد، می‌تواند تأثیر غم‌انگیزی بر گیاهان و حیواناتی که از آن‌ها تغذیه می‌کنند، بگذارد.

آب‌وهوای جهانی اندازه‌گیری روند بلندمدت تغییر در هواست. عوامل متعددی شناخته شده‌اند که بر تغییرات آب‌وهوایی تأثیر می‌گذارند و از جمله آن‌ها می‌توان به جریان‌های اقیانوسی، سپیدایی سطح، گازهای گلخانه‌ای، تغییرات در درخشش منظومه‌ای و تغییرات چرخش زمین اشاره کرد. براساس اسناد تاریخی، زمین تغییرات آب‌وهوایی شدیدی را مانند عصرهای یخبندان در گذشته تحمل کرده‌است.

آب‌وهوای یک منطقه به عوامل مختلفی از جمله عرض جغرافیایی وابسته است. خطی از عرض جغرافیایی با خواص آب‌وهوایی مشابه، یک منطقه آب‌وهوایی تشکیل می‌دهد. تعداد زیادی از این مناطق وجود دارند که از اقلیم گرمسیری در استوا تا اقلیم قطبی در دو قطب شمال و جنوب متغیراند. هوا نیز تحت تأثیر فصول قرار دارد، که حاصل انحراف محوری زمین نسبت به صفحه مداری آن است. بنابرین، در هر زمانی از زمستان یا تابستان، یک بخش از زمین به‌طور مستقیمتر، در معرض تابش نور خورشید قرار دارد. این رویداد با گردش زمین تکرار می‌شود. در هر زمانی، بدون در نظر گرفتن فصل، نیم‌کره شمالی ونیم‌کره جنوبی فصل‌های مخالفی را تجربه می‌کنند.

هوا یک سیستم آشوبی است که با تغییرات کوچک در محیط زیست به سادگی تغییر می‌کند، لذا هواشناسی دقیق اکنون فقط به چند روز محدود است. به‌طور کلی، دو چیز اکنون در جهان در حال وقوع است: (۱) میانگین دما در حال افزایش است، و (۲) آب‌وهوای منطقه‌ای در حال تحمل تغییرات قابل توجهی است.

آب یک ماده شیمیایی تشکیل شده از هیدروژن و اکسیژن است و برای تمام انواع شناخته‌شده زندگی حیاتی است. در استفاده نوعی، منظور از آب شکل یا حالت مایع آن است، اما این ماده دارای حالت جامد، یخ و گازی، بخار آب است. آب ۷۱ درصد سطح زمین را پوشانده‌است. بر روی زمین، بیشتر در اقیانوس یافت می‌شود و ۱٫۶ درصد آب، زیر زمین و در سفره‌های آب و ۰٫۰۰۱ درصد به عونان بخار، ابرها (تشکیل شده از آب مایع و جامد که به معلق در هوا هستند) و بارندگی در هوا قرار دارد. ۹۷ درصد آب سطح زمین را اقیانوس‌ها، ۲٫۴ درصد را یخچال‌های طبیعی و کلاهک‌های یخی قطبی، و ۰٫۶ درصد را سایر آب‌های سطح زمین مانند رودخانه‌ها ٬دریاچه‌هاو آبگیرها در خود جای داده‌اند. به علاوه، اندکی از آب زمین در بدن موجودات زنده و محصولات مصنوعی قرار دارد.

اقیانوس بدنه اصلی آب دریا و جز اصلی آب‌کره است. حدوداً ۷۱ درصد سطح زمین به وسیله اقیانوس‌ها پوشیده شده‌است، یک بدنه دایمی آبی که به چند اقیانوس اصلی و کوچکتر تقسیم می‌شود. بیش از نیمی از این منطقه عمیقتر از ۳۰۰۰ متر (۹۸۰۰ پا) است. شوری میانگین اقیانوسی در حدود ۳۵ پی‌پی‌تی (بخش در هزار) است و تقریباً شوری تمام آب‌های دریایی در بازهٔ ۳۰ تا ۳۸ پی‌پی‌تی قرار دارد. اگرچه به‌طور کلی، این آب‌ها به اقیانوس‌ها تقسیم می‌شوند، ولی آن‌ها یک بدنه نمکی جهانی و پیوسته ایجاد می‌کنند که اغلب با نام اقیانوس جهانی شناخته می‌شود. این مفهوم اقیانوس جهانی به عنوان بدنه دایمی آبی، با مبادله آزاد بین بخش‌هایش ٬اهمیتی اساسی برای اقیانوس‌نگاری دارد.

تقسیم‌بندی اصلی اقیانوسی به وسیله قاره‌ها و مجمع‌الجزایر مختلف و سایر معیارها صورت می‌گیرد، این تقسیم‌بندی بدین گونه است: اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند، اقیانوس منجمد جنوبی و اقیانوس منجمد شمالی است. مناطق کوچکتر اقیانوس، نام‌های دریا و خلیج و سایر نام‌ها را دارند. همچنین دریاچه‌های آب شور وجود دارند که بدنه‌های کوچکتر آب شور زمین هستند و آب آن‌ها با اقیانوس‌ها مبادله نمی‌شود. دو مثال قابل توجه از دریاچه‌های آب شور عبارتند از دریاچه آرال و دریاچه نمک یوتا.

دریاچه یک زمین‌چهره است، بدنه‌ای از مایع بر روی سطح زمین که در انتهای فرورفتگی قرار دارد، و به اگر محرک باشد، به آرامی پیش می‌رود. در زمین٬زمانی به یک بدنه آبی، دریاچه می‌گویند که درون کشوری قرار داشته، نه در اقیانوس، از آبگیر بزرگتر و عمیقتر باشد و به وسیله یک رود تغذیه شود. به جز زمین، تنها جهانی که دریاچه دارد، تیتان، بزرگترین قمر مشتریست، که دارای دریاچه‌های اتان است، که احتمالاً با متان ترکیب شده‌است. نمی‌دانیم که آیا دریاچه تایتان به وسیله رودخانه تغذیه می‌شود یا نه، اگرچه در سطح تایتان مسیرهای رودخانه‌ای ایجاد شده‌است. دریاچه‌های طبیعی زمین به‌طور عمومی در مناطق کوهستانی، مناطق بریده یا مناطق دارای یخچال‌های طبیعی در حال حرکت یافت می‌شوند. سایر دریاچه‌ها در حوضه بسته یا همراه مسیر رودخانه‌های بالغ پیدا می‌شوند. در برخی از نقاط جهان، دریاچه‌های فراوانی به علت الگوهای زه کشی بی نظم، که از آخرین عصر یخبندان باقی مانده، به وجود آمده‌اند. تمام دریاچه‌ها در طول دوره‌های زمانی جغرافیایی، موقتی هستند، زیرا به آرامی به وسیله رسوبات پر خواهند شد یا حوزه رودخانه تغذیه‌کننده عوض می‌شود.

یک آبگیر بدنه آب راکد است. آبگیر می‌تواند طبیعی یا مصنوعی باشد و اغلب از دریاچه کوچکتر است. تعدادی زیادی از بدنه‌های مصنوعی از جمله باغ‌های آبی طراحی شده برای تزیینات زیبایی، استخرهای پرورش ماهی طراحی شده برای تولید مثل تجاری ماهی و آبگیرهای خورشیدی طراحی شده برای ذخیره انرژی گرمایی، در دسته آبگیرها قرار می‌گیرند. آبگیرها و دریاچه‌ها از طریق سرعت جریان متمایز می‌گردند. درحالی که جریان‌ها به آسانی دیده می‌شوند، آبگیرها و دریاچه‌ها دارای جریان‌های کوچک حرارتی و جریان‌های بادی معتدل هستند. این ویژگی‌ها آبگیر را از سایر عوارض زمینی جدا می‌کنند.

رودخانه یک روان آب معمولاً شیرین است، که به سوی یک اقیانوس٬دریاچه، دریا یا یک رودخانه دیگر در حال حرکت است. در برخی شرایط، یک رودخانه به سادگی به داخل زمین جریان می‌یابد یا قبل از رسیدن به یک بدنه آبی دیگر خشک می‌شود. رودخانه‌های کوچک نام‌های دیگری دارند، از جمله: روانه، نهر، جوی، جویبار. هیچ قانون کلی وجود ندارد که بیان کند باید چگونه از یک رودخانه نام برد. بسیاری از نام‌های رودخانه‌ها به علت موقعیت جغرافیایی مخصوص هستند، برای مثال رودخانه برن در اسکاتلند و شمال شرق انگلستان. گاهی وقت‌ها رودخانه به موارد بزرگتر از نهر گفته می‌شود، اما شرایط همیشه بدین گونه نیست. رودخانه بخشی از چرخه آب است. آب داخل رودخانه اغلب از تجمع بارندگی، رواناب سطحی، آب‌های زیرزمینی، چشمه‌ها و آب ذخیره شده در یخچال‌های طبیعی تشکیل می‌شود.

یک روانه یک بدنه جریان آبی است، و به بستر و حاشیه روانه محدود می‌شود. در ایالات متحده آمریکا یک روانه کم ارتفاعتر از ۱۸ متر (۶۰ پا)، مسیل تلقی می‌شود. روانه‌ها به عنوان خطوط لوله در چرخه آب، ابزار تجدید آب‌های زیرزمینی، و دالانی برای مهاجرت ماهیان و حیات وحش اهمیت فراوانی دارند. نام زیست‌گاه بیولوژیک در مجاورت یک روانه، منطقه حاشیه رودخانه است. با توجه به شرایط مداوم انقراض هولوسن، روانه‌ها نقش دالانی مهمی در پیوند زیست‌گاه‌های تکه‌تکه‌شده و در نتیجه تنوع زیستی بازی می‌کنند. مطالعه روانه‌ها و آب‌راه‌ها شامل شاخه‌های متعدد میان رشته‌ای علم طبیعی و مهندسی از جمله آب‌شناسی، ژئومورفولوژی/ژئومورفولوژی نهری، محیط زیست آبزیان، زیست‌شناسی ماهیان، محیط زیست مجاورت روانه‌ای و غیره می‌باشد.

اکوسیستم از تنوع بخش‌های غیرزنده و بخش‌های زنده تشکیل می‌شود که به روشی مرتبط عمل می‌کنند.[۱۵] ساختار و ترکیب آن به وسیلهٔ عوامل محیطی متنوع مرتبط با هم مشخص می‌گردد. تنوع این عوامل سبب وارد شدن تغییرات پویا به اکوسیستم می‌شود. برخی از بخش‌های مهم‌تر عبارتند از: خاک، اتمسفر، تشعشعات خورشیدی، آب و موجودات زنده.

این ایده که ارگانیسم با تمام عناصر دیگر در محیط در تعامل است، به مفهوم اکوسیستم نزدیک تر است. یوجین اودم، پایه‌گذار بوم‌شناسی، عنوان کرد: «هر واحدی که شامل تمام ارگانیسم‌ها در یک مکان معلوم و در حال تعامل با محیط فیزیکی باشد، تا در یک نظام، جریانی از انرژی ما را به ساختارهای شفاف تغذیه‌ای، تنوع زیستی و چرخه‌های مادی (برای مثال:مبادله ماده بین بخش‌های زنده و غیر زنده) هدایت کند، اکوسیستم است.»[۱۶] در یک اکوسیستم، با توجه به زنجیره غذایی گونه‌ها به یکدیگر متصل و وابسته‌اند و ماده و انرژی بین آن‌ها همانند محیط، مبادله می‌شود.[۱۷] مفهوم اکوسیستم بشری ریشه در ساختارشکنی دوپارگی انسان و طبیعت و فرض یکپارچگی تمام گونه‌ها با یکدیگر، همانند ترکیبات غیرزندهٔ غیرزیستی آن‌ها دارد.

واحد کوچکتر میکرواکوسیستم نام دارد. برای مثال یک میکروسیستم می‌تواند یک سنگ و تمام حیات زیر آن باشد. یک ماکرواکوسیستم نیز می‌تواند شامل زیرگروه منطقه‌ای، به همراه حوضه آبریز آن باشد.[۱۸]

طبیعت وحش به‌طور کلی به منطقه‌هایی گفته می‌شود که انسان آن‌ها را به‌طور قابل ملاحظه‌ای تغییر نداده‌است. شالوده حیات وحش جزییات بیشتری دارد که طبیعت وحش را بدین گونه توصیف می‌کند: «دست‌نخورده‌ترین و مختل‌نشده‌ترین مناطق طبیعی وحشی باقی‌مانده در سیارهٔ ما، آن مناطق باقی‌مانده واقعاً وحشی که تحت کنترل بشر نیستند و جاده‌ها، خطوط لوله‌کشی یا سایر ساختارهای صنعتی بدان‌ها راه نیافته‌اند.» مناطق طبیعت وحش در کشتارگاه‌ها، ایالات، روستاها، شکارگاه‌های حفاظت‌شده، مزارع، جنگل‌های ملی، پارک‌های ملی و حتی منطقه شهری، در کنار رودخانه‌ها، آبگذرها و سایر مناطق توسعه‌نیافته، یافت می‌شوند. مناطق حیات وحش و پارک‌های حفاظت شده نقش مهمی در بقای گونه‌های معین، مطالعات زیست‌محیطی، حفاظت و تفریح دارند. برخی نویسندگان طبیعت معتقدند مناطق طبیعت وحش برای روحیه و خلاقیت انسان حیاتی اند[۱۹] و برخی از بوم شناسان مناطق حیات وحش را به عنوان بخش کامل و خودکفای اکوسیستم طبیعی سیاره (زیست‌کره) می‌دانند. آن‌ها همچنین از صفات ژنتیکی تاریخی نگهداری می‌کنند و برای گیاگان و زیاگان، زیستگاهی فراهم می‌کنند که به سختی می‌توان بار دیگر در باغ‌وحش‌ها، درختستان‌ها و آزمایشگاه‌ها ساخت.

اگرچه هیچ توافق جهانی دربارهٔ تعریف زندگی وجود ندارد، دانشمندان پذیرفته‌اند که حیات به وسیله ارگانیسم، دگرگشت، رشد، سازگاری، پاسخ به محرک‌ها و تولید مثل مشخص می‌شود. همچنین حیات می‌تواند حالت مشخص‌کننده ارگانسم‌هاباشد.

خواص رایج ارگانیسم‌های زمینی (گیاهان، جانوران، قارچ‌ها، آغازیان، باستانیان و باکتری‌ها) عبارست از داشتن سلول، اساس کربن و آب با ساختاری پیچیده، سوخت‌وساز، ظرفیت رشد، پاسخ به قارچ‌ها، و تولید مثل. داشتن این خواص در حالت کلی به معنای داشت حیات است. اما، تمام این خصوصیات برای داشتن حیات ضروری نیستند. حیات مصنوعی ساخت بشر نیز می‌تواند زندگی به‌شمار آید.

زیست کره پوسته خارجی زمین-شامل خشکی، سخره‌های سطحی، آب، هوا و اتمسفر- است که حیات درون آن روی می‌دهد، و فرایندهای زیستی در آن متحول و جابجا می‌شوند. از وسیعترین دیدگاه ژئوفیزیولوژیکی، زیست‌کره سیستم جهانی زیست‌محیطیست که تمام موجودات زنده و ارتباطاتشان را که شامل تعاملات آن‌ها با عناصر سنگ‌کره (سنگ‌ها)، آب‌کره (آب) و هواکره (هوا) می‌باشد، یکپارچه می‌سازد.

بیش از ۹۰ درصد زیست توده بر روی زمین حیات گیاهیست، که حیات حیوانی به شدت به وجود آن بستگی دارد. تاکنون بیش از ۲ میلیون گونه از گیاهان و حیوانات شناخته شده‌است و تقریب تعداد واقعی گونه‌های موجود از چندین میلیون تا ۵۰ میلیون متغیر است. تعداد گونه‌های منحصر به فرد، با توجه به گونه‌هایی که به تازگی آشکار می‌شوند یا منقرض می‌گردند، به‌طور مداوم دستخوش تغییر است. در حال حاضر تعداد کلی گونه‌ها در حال کاهش سریع است.

حیات فقط بر روی زمین شناخته شده‌است (بر اساس اخترزیست‌شناسی). ریشه حیات بر روی زمین به خوبی درک نشده‌است، اما می‌دانیم که حداقل به ۳٫۵ میلیار سال قبل، در طول هادئن یا نخست‌زیستی بازمی‌گردد، که تفاوت محیطی قابل ملاحظه‌ای با امروز داشته‌است. این اشکال زندگی، صفات پایه‌ای خود تکرار و موروثی را دارا بودند. زمانی که حیات به وجود آمد، فرایند تکامل با انتخاب طبیعی سبب توسعه اشکال متنوع زندگی شد.

گونه‌هایی که قادر به مطابقت با محیط در حال تغییر و مسابقه با سایر اشکال حیات نبودند، منقرض شدند. اما، فسیل‌های باقی مانده، گواهی بر بسیاری از این‌گونه‌های قدیمی‌اند. مدارک فسیلی و دی‌ان‌ای فعلی نشان می‌دهند که تمام گونه‌های موجود می‌توانند به شکل‌های اولیه حیات ارجاع داده شوند.
معنی واژه طبیعت چیست

ظهور فتوسنتز در اشکال بسیار ساده حیات گیاهی در سرتاسر جهان، به انرژی خورشید اجازه داد تا شرایطی فراهم آورد که به حیات پیچیده‌تر اجازه نمود دهد. اکسیژن حاصله در اتمسفر جمع شد و لایه ازون را تشکیل داد. پیوستن سلول‌های کوچکتر به‌طور فزاینده‌ای تخصصی شد و ارگانیسم‌های چند سلولی را ایجاد کرد. با جذب اشعه فرابنفش مخرب به وسیله لایه ازون، زندگی بر روی سطح زمین گسترش یافت.

اولین شکل حیات که بر روی کره زمین گسترش یافت، میکروب‌ها بودند، و تا یک میلیارد سال قبل، پیش از ظهور ارگانیسم‌های چند سلولی، آن‌ها تنها موجودات زنده بودند. میکروارگانیسم‌ها، ارگانیسم‌های تک سلولی هستند که به‌طور کلی میکروسکپیک اند، و از آنچه که چشم بشر قادر به دیدنش است، کوچکند. آن‌ها شامل باکتری‌ها، قراچ‌ها، باستانیان و آغازیان می‌باشند.

این اشکال حیات در تمام مناطق زمین که در آن‌ها آب وجود دارد از جمله داخل سخره‌های سیاره، یافت می‌شوند. تولید مثل آن‌ها سریع و فراوان است. ترکیب میزان جهش فراوان و یک توانایی انتقال افقی ژن آن‌ها را به موجوداتی کاملاً وفق‌پذیر تبدیل کرده‌است که قادرند در محیط‌های تازه از جمله فضای بیرونی به حیات خود ادامه دهند. آن‌ها بخش مهمی از اکوسیستم جهانی را شکل می‌دهند. اما، برخی میکروارگانیسم‌ها بیمارگر هستند و می‌توانند سلامت سایر ارگانیسم‌ها را تهدید کنند.

در اصل، ارسطو همه موجودات زنده را به دو دسته گیاهان، که به‌طور کلی حرکشان برای انسان قابل مشاهده نیست، و حیوانات تقسیم کرد. در سیستم کارل لینه این شامل فرمانرو سبزیجات (گیاهان) و حیوانات می‌شود. از آن پس، آشکار شده‌است که گیاهان، همان‌طور که توصیف می‌شوند شامل چندین گروه نامرتبط، و قارچ‌ها و چند گروه از جلبک‌ها می‌باشد. اما، این‌ها هنوز در اغلب متون، به عنوان گیاهان به حساب می‌آیند. زندگی باکتریایی گاهی اوقات شامل گیاگان نیز می‌شود و برخی طبقه‌بندی‌ها، واژه گیاگان باکتریایی را جدا از گیاگان گیاهی می‌دانند.

در میان روش‌های مختلف طبقه‌بندی گیاهان، که بر اساس هدف مطالعه انجام می‌شوند، گیاگان فسیلی نیز وجود دارد که عبارتست از بقایای حیات گیاهی عصر گذشته. مردم بسیاری از مناطق و کشورها، به گیاگان مشخص خود مفتخرند ٬که به دلیل اختلافات آب‌وهوایی و موقعیت زمینی، می‌تواند به‌طور عمده‌ای در سراسر جهان متنوع باشد.

گیگان‌های محلی به‌طور معمول به دسته‌های چون گیاگان بومی، کشاورزی و باغچه‌ای تقسیم می‌شود، که آخرین مورد نام برده عمدتاً کشت می‌شود. برخی انواع گیاگان محلی از قرن‌ها قبل به وسیله افرادی که از منطقه یا قاره‌ای به جایی دیگر مهاجرت کرده، معرفی شده‌اند٬و به بخش مهمی از یک محل تبدیل شده‌اند. این مثالیست که نشان می‌دهد تعاملات بشر چگونه می‌تواند مرزهای طبیعت شناخته شده را درنوردد.

دسته دیگری از گیاهان به‌طور تاریخی با نام علف هرز شناخته شده‌اند. اگرچه این واژه در گیاه‌شناسی به عنوان راهی رسمی برای دسته‌بندی گیاهان به درد نخور مورد استقبال قرار نمی‌گیرد، استفاده غیررسمی از واژه «علف هرز»، برای توصیف گیاهانی که حذفشان ارزشمند است، روشنگر تمایل عمومی مردم و جوامع به تغییر دادن و دخالت در مسیر طبیعت است. به‌طور مشابه٬حیوانات نیز با توجه به ارتباطشان با زندگی بشر، در دسته‌های مانند اهلی، دام‌ها، حیوانات وحشی، آفات کشاورزی و غیره قرار می‌گیرند.

دسته جانوران، دارای چند ویژگی است که آن‌ها را از سایر اشیا زنده جدا می‌کند. حیوانات یوکاریوتی و معمولاً چندیاخته‌ای هستند (مخاط‌زیان را ببینید)، که آن‌ها را از آغازیان، باکتری‌ها و بیشتر باستانیان جدا می‌کند. آن‌ها دگرپرورده اند و به‌طور کلی غذا را در محفظه‌ای داخلی هضم می‌کنند، که این ویژگی آن‌ها را از گیاهان و جلبک‌ها جدا می‌کند. آن‌ها همچنین با داشتن دیواره یاخته از گیاهان، جلبک‌ها و قارچ‌ها متمایز می‌گردند.

با چند استثنا، به ویژه اسفنج دریایی، حیوانات دارای بدن‌هایی هستند که به بافت‌های جداگانه تقسیم می‌شوند. این‌ها شامل ماهیچه‌ها، که قادرند برای کنترل حرکت٬منقبض شوند، و دستگاه عصبی که سیگنال‌ها را ارسال و پردازش می‌کنند، هستند. آن‌ها همچنین دستگاه گوارش داخلی دارند. سلول‌های یوکاریوتی در تمام حیوانات به وسیله غشای خارج سلولی ساخته شده از کلاژن و گلیکوپروتئین مشخص می‌شوند. این خود سبب شکل‌گیری ساختارهایی چون صدف، استخوان و سیخک می‌شود، چهارچوبی که بر اثر آن سلول‌ها قادر به حرکت و در طول توسعه و بلوغ شناسایی می‌شوند و این چهارچوب آناتومی پیچیده لازم را برای تحرک فراهم می‌سازد.

گرایش بشر به دگرگونی در طبیعت، سبب ایجاد دیدگاهی در فلسفه، به نام طبیعت‌گرایی شد. از فیلسوفانی که دیدگاه خود را بر اساس تغییرپذیری طبیعت قرار داده‌اند، می‌توان از دنیس دیدرو و مارکی دوساد نام برد.

در حالی که، در حال حاضر نسبت اندکی از زیست‌توده کلی زمین در اختیار انسان قرار دارد، تأثیر او بر طبیعت به‌طور نامتناسبی بالاست. به دلیل وسعت تأثیر بشر، مرز بین آنچه که انسان آن را به عنوان طبیعت می‌شناسد و محیط‌های مصنوعی، جز در اندک مواقعی مشخص نیست. حتی در این موارد اندک نیز، میزان محیط طبیعی که خالی از تأثیر بشر باشد، به‌طور مداوم با سرعت بالایی در حال کاهش است.

توسعه تکنولوژی میان نژاد بشر، امکان بهره‌برداری عظیمتر از منابع طبیعی را فراهم آورده و به کم کردن خطرات طبیعی کمک کرده‌است. به جای این فرایند، اما، سرنوشت تمدن بشری در دست تغییرات محیط قرار دارد. ارتباط تنگاتنگی بین استفاده از تکنولوژی توسعه‌یافته و تغییرات محیط وجود دارد که بشر به آرامی متوجه آن‌ها می‌شود. تهدیدهای حاصل از فعالیت برای محیط طبیعی زمین عبارتند از آلودگی، جنگل‌زدایی و فجایعی چون نشت نفت. بشر به انقراض بسیاری از گیاهان و حیوانات کمک کرده‌است.

انسان‌ها از طبیعت برای فعالیت‌های تفریحی و اقتصادی خود بهره می‌برند. استفاده از منابع طبیعی برای استفاده‌های صنعتی، اجزای اصلی نظام اقتصادی جهان را حفظ می‌کند. برخی فعالیت‌ها، مانند شکار و ماهی‌گیری هم برای تغذیه و هم برای سرگرمی انجام می‌شوند. کشاورزی از هزاره نهم (پیش از میلاد) آغاز شده‌است. از تولید غذا گرفته تا انرژی طبیعت، ثروت اقتصادی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

اگرچه انسان‌های گذشته به منظور تغذیه، مواد گیاهی کشت نشده را جمع‌آوری می‌کردند و از خواص دارویی گیاهان برای درمان بیماری‌ها استفاده می‌کردند، در بسیاری از استفاده‌های مدرن، گیاهان از طریق کشاورزی به دست می‌آیند. پاکسازی قطعات بزرگ زمین برای رشد محصولات سبب کاهش چشم‌گیر مساحت جنگل‌ها و تالاب‌ها در دسترس گشته، و سبب از دست رفتن خانه بسیاری از گونه‌های گیاهی و حیوانی و افزایش فرسایش، شده‌است.

به‌طور تاریخی، زیبایی طبیعت، موضوعی متداول در هنر و کتاب‌ها بوده‌است و همواره بخش عظیمی از کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌فروشی‌ها را به خود اختصاص می‌دهد. طبیعت در هنر، عکاسی و شعر مجسم و ستوده شده‌است و ادب و هنر قدرتی را که افراد بسیاری را وابسته به طبیعت و زیبایی می‌کند، نشان می‌دهد. دلیل اینکه چرا این وابستگی وجود دارد و این وابستگی شامل چه چیزهایی است، در شاخه‌ای از فلسفه با نام زیبایی‌شناسی مطالعه می‌شود. فراتر از ویژگی‌های معین ساده‌ای که بسیاری از فلاسفه برای توضیح آنچه که زیباست موافقت دارند، عقاید تقریباً پایان ناپذیرند. طبیعت و حیات وحش در دوران مختلف تاریخ جهان موضوع مهمی بوده‌اند. سنت اولیه نقاشی منظره در چین و در طول دوره حکومت سلسله تانگ (۶۱۸–۹۰۷) آغاز شد. سنت نشان دادن طبیعت به آن شکلی که هست، به یکی از اهداف نقاشی چینی تبدیل شد و تأثیر چشم‌گیری بر هنر آسیا گذاشت.

اگرچه عجایب طبیعی در مزامیر و کتاب ایوب ستوده شده‌اند، در قرن ۱۸ ام تصاویر طبیعت وحش در هنر و به خصوص در کارهای جنبش رمانتیک رواج بیشتری یافتند. هنرمندان بریتانیایی، جان کانستبل و ویلیام ترنر توجه خود را معطوف به اسیر زیبایی طبیعت در نقاشی‌های خود کردند. پیش از آن، نقاشی‌ها در درجه اول دربارهٔ صحنه‌های دینی و انسان‌ها بودند. شاعر معروف، ویلیام وردزورث در حالی شگفتی طبیعت را توصیف کرد، که پیش از آن طبیعت به عنوان مکانی ترسناک قلمداد می‌شد. ارزش طبیعت به‌طور فزاینده‌ای به بخشی از فرهنگ غربی تبدیل شد. این جنبش هنری با جنبش تعالی‌گرایی همزمان بود. یک ایده رایج طبقه‌بندی هنر زیبا، تقلید از طبیعت است. در قلب ایده‌های پیرامون زیبایی طبیعت این موضوع قرار دارد که کامل، در ضمن اشکال هندسی کامل و الگوهای طبیعی قرار دارد. همان‌طور که دیوید روزنبرگ گفته‌است «زیبایی ریشه در علم و هدف هنر دارد، و این بالاترین چیزیست که انسانیت خواهان دیدنش است.»

برخی رشته‌های علمی، طبیعت را به عنوان ماده‌ای در حال حرکت می‌دانند، که از قوانین خاصی پیروی می‌کند و علم به دنبال درک آنهاست. به همین دلیل، اساسی‌ترین علم قابل درک برای عموم، فیزیک است–واژه‌ای که معنای مطالعه طبیعت را دارد.

به‌طور معمول، ماده همان چیزیست که اجسام فیزیکی را ساخته‌است. او جهان قابل مشاهده را می‌سازد. امروزه تصور بر اینست که اجزای قابل مشاهده ۴٫۹ درصد جرم کلی جهان را تشکیل می‌دهند. باقی ماندهٔ جرم شامل ۲۶٫۸ درصد ماده تاریک سرد و ۶۸٫۳ درصد انرژی تاریک است. طبیعت دقیق این اجزا هنوز نامعین است، و فیزیک دانان با جدیت به دنبال یافتن آنند.

به نظر می‌رسد رفتار ماده و انرژی در سراسر جهان قابل مشاهده، از قوانین فیزیکی قابل تعریفی پیروی می‌کند. این قوانین به کار گرفته شده‌اند تا مدل‌های کیهان‌شناسی فیزیکی را تولید کنند که ساختار و روند تکامل جهانی را که ما می‌بینیم، با موفقیت توصیف کنند. عبارات ریاضی این قوانین فیزیکی شامل مجموعه‌ای از بیست ثابت فیزیکی هستند که به نظر می‌رسد در سراسر جهان قابل مشاهده، ثابتند. مقدار این ثابت‌ها با دقت زیادی اندازه‌گیری شده‌است٬اما دلیل این مقادیر نامعلوم است.

فضای خارجی که به عبارتی ساده‌تر فضا نام دارد، به مناطق نسبتاً خالی گیتی خارج از جوهای اجرام آسمانی گفته می‌شود. فضای خارجی با فضای هوایی (موقعیت زمینی) متمایز است. از آن جا که غلظت هوای اتمسفر، به‌طور مداوم با افزایش ارتفاع کاهش می‌یابد، نمی‌توان مرز دقیقی بین جو زمین و فضا قایل شد. فضای خارجی داخل منظومه شمسی، فضای بیرونی نام دارد که تا فضای بین ستاره‌ای با اسم هلیوسفر ادامه دارد.

فضای خارجی به میزان اندکی با انواع مختلف مولکول‌های آلی پر گشته که تا به امروز به وسیلهٔ طیف‌نگاری مایکرو ویوی و تابش زمینه کیهانی کشف شده که از واقعه مه‌بانگ و پیدایش جهان باقی مانده‌است. همچنین پرتوهای کیهانی در فضا بخش شده‌اند، که شامل یونیزه شدن هسته‌های اتمی و ذرات زیراتمی متنوع می‌شوند. به علاوه در فضا گاز، پلاسما، گرد و غبار و شهاب‌وارهای کوچک وجود دارند. همچنین امروزه در فضای خارجی نشانه‌های حیات مانند مواد باقی مانده از پرتاب‌های بشری و غیر بشری قرار دارند که تهدید بزرگی برای فضاپیماها به‌شمار می‌آیند. برخی از این زباله‌های فضایی به اتمسفر بازمی‌گردند.

اگرچه در حال حاضر سیارهٔ زمین تنها سیاره منظومه شمسیست که حیات در آن شناخته شده‌است، شواهد فعلی پیش‌بینی می‌کنند که در گذشته دور مریخ در سطح خود دارای بدنه‌های آبی بود. ممکن است برای مدتی کوتاه، در سطح مریخ حیات پدید آمده باشد. گرچه، در حال حاضر بیشتر آب باقی مانده در سطح مریخ منجمد شده‌است. اگر در مریخ حیات وجود داشته باشد، باید در زیر خاک و جایی که هنوز آن‌جا آب قرار دارد، آن را جستجو کرد.

شرایط بر روی سایر سیاره‌های زمین‌سان مانند تیر و ناهید نشان می‌دهد که آن‌ها برای داشتن حیات بسیار خشن‌اند. اما اروپا، چهارمین قمر بزرگ مشتری ممکن است زیر سطحش اقیانوسی از آب داشته و به‌طور بالقوه‌ای میزبان حیات باشد.

امروزه ستاره‌شناسان شروع به شناسایی آنالوگ‌های زمینی سیاره‌های فراخورشیدی (سیاره‌هایی که در دامنه زندگی فضا و پیرامون یک ستاره قرار دارند و از این رو ممکن است میزبان زندگی باشند) کرده‌اند.

Nature-Speak: Signs, Omens and Messages in Nature by Ted Andrews – Dragonhawk Publishing – U.S.A- ۲۰۰۳

ماده تاریک و تاثیر آن بر انقراض دایناسورها – لیزا راندل

لطفا بنویسید چگونه باید خوانده شود. حروف صدادارش را بنویسید

صاحب امتیاز: محمد رضا هویدا

مدیر مسوول: محمد هدایت

سر دبیر: حفیظ الله زکی

جمعه ۱۴ سرطان ۱۳۹۸

دانلود صفحات امروز روزنامه: 1 2 3 4 5 6 7 8

معنی واژه طبیعت چیست

انسان ها به موازات که نیاز مندی شان به زندگی شهری ومدنی بیشتر می شود، به همان میزان ضرورت والزام رعایت قانون بیش از پیش احساس می شود. جامعه مدنی، سیاسی واجتماعی که انسان ها از عقلانیت وخرد خود بنیاد لازم برخور دارمی باشد، اصل هایی مانند عقلانیت، عدالت، اخلاق وسیاست، حقوق ودموکراسی ومهم تر ازهمه تاسیس نظام سیاسی برای اداره جامعه انسانی وعادلانه ازمسلمات زندگی شهری واجتماع سیاسی می باشد. این اصل های جاویدان که، برآمده ازعقلانیت وخرد ورزی، عدالت اجتماعی وبرخوردار از قانون طبیعی واخلاق سیاسی، تساهل وهمپذیری جزء لاینفک زندگی اجتماعی وبه دور ازهرگونه تبعیض ونگاه برتری خواهی نسبت به هم نوعان خویش درادوار تاریخی جامعه بشری بوده اند وامروزه هم جریان دارد. و قبول این اصل اساسی وحیاتی که، همه شهروندان ازحقوق طبیعی، حقوق، شهروندی، حقوق بشری وانسانی خویش به صورت عادلانه، یکسان، مساوی وبرابر ازتمام امکانات ورفاه اجتماعی برای زندگی بهترعادلانه تر وعقلانی تر،خوردار می باشد، در پیش گاه قانون ورعایت آن یکسان می باشد. آن اصل ها، مولفه ها وشاخصه های که زیست جمعی برآن ها استوار هستند، ذهن واندیشه فیلسوفان سیاسی را همواره به خود مشغول کرده اند، خاستگاه تبیینی وعقلانی آن متوقف در فلسفه سیاسی می باشد. به عبارت دیگر؛ قوام جوامع انسانی وابسته ومعطوف به تحلیل، تبیین وتفسیرعقلانی آن، در فلسفه سیاسی می باشد. درطول تاریخ، جوامع بشری همیشه برای زیستن بهتر به دنبال راه های سعادت مندی وخوشبختی بوده اند، زیرا انسانی زیستن جزء سرشت وطبیعت آدمی باشد. درهرجامعه ای هرچند بدوی هم که باشد، یک سری اصل های برای تنظیم زندگی همان جوامع بدوی وابتدائی، برای اجرای حداقل نظم ضرورت اش احساس می شد، تا اینکه کم کم جوامع بشری توسعه پیداکرد ونیازمندی به این صل های زندگی بیشتر شدند. از این رهگذر بودن، که مفاهیم جدید بامعانی جدید وارد مرحله زندگی نوین جوامع بشری شدند، بنابراین تحلیل، تفسیر واجرای این نوع مفاهیم جدید، منجر به ظهور وبروز حکومت ها شد ند. در ابتدای امر جامعه بشری هم ازنظم خاص برخوردار نبود، به تبع آن حکومت ها هم خیلی قاعده منظمی نداشتند، بیشتر جهان اسطوره وخیر وشر طبیعی که درجامعه حاکم بود تفسیر این جهان وبلایای طبیعی به جهان ماوراء طبیعی ارجاع داده می شد، تا تحلیل، تبیین، تفسیر وعلت یابی شوند. به عبارت دیگر انسان ها قادر به تبیین این گونه حوادث در زندگی شان نبود ودوران صغارت بشر بودند. آگوست کنت، متفکر وفیلسوف مشهورفرانسوی که به عنوان پدر جامعه شناسی جدید شناخته می شود، معتقد است، که بشر در تاریخ فکری خویش سه مرحله را پشت سر گذاشته است:
1.مرحله ربانی ((theological estate : که به تعبیر او مرحله کودکی بشر است وخصیصه عمده این مرحله آن است که انسان ها در تفسیر وتبیین حوادش این عالم، وقوع آنها را به عوامل ماوراء طبیعی نسبت می دهند. سلامت وبیماری و… همه معلول دخالت ارواح شریره یاطیبه وبه طور کلی موجودات ما فوق طبیعی در امور این عالم است.
2.مرحله مابعدالطبیعی (metaphysical estate ):   یعنی مرحله نوجوانی فکری بشر که در می یابد باید حوادث این عالم را باتوجه به علل موجود در همین عالم تفسیر کند. به تعبیر دیگر انسان اصلی کلی علیت طبیعی را در می یابد، اما هنوز توان تبیین دقیق وتفصیلی حوادث را بر حسب روابط اشیاء وموجودات مادی ندارد. این مرحله تفکری فلسفی است.
3.مرحله اثباتی (positive estate ): یا مرحله علمی که دوران بلوغ فکری بشر است. انسان دراین مرحله با مشاهده واستدلال، روابط بین اشیاء وپدیده های عالم را کشف کرده وباطرح قوانین علمی آنها را تفسیر وتبیین می کند. اصل وجان مایه نظریه آگوست کنت آن است که با پیشرفت علم در مرحله سوم، بشر دیگر نیازی به تفسیر های مرحله دوم، یعنی یعنی فلسفه نخواهد داشت. یعنی علم بارشد خود به تدریج فلسفه را از میدان به در می کند.(1) اما نقدها ونارسای که این نظریه آگوست کنت دارد وتبعات که به دنبال داشت وچگونه منجر به شکست شد، میگذرم و برای اهل اندیشه وتفکر واضح است وازاین مجال خارج می باشد. اما آنچه که برای ما ودرکل، درجوامع بشری حائز اهمیت فروان است، طرح این نظریه می باشد وجای بسی تاملات عقلانی دارد، این است که سیر تطورات و مراحل تاریخی رشد وتکوین اندیشه ای جوامع بشری برای جستجوی بهترزیستن را تبیین می کند. پرسش های جدی وسوالات اساسی وبنیادین  که برخواسته ازذهن وتفکر انسان ها برای زیست مسالمت آمز درکنار هم دریک مدینه به وجود آمد؛ که قانون طبیعی چیست؟ اطاعت از قانون والزامات آن به چه معنی است؟ عقلانیت وعدالت دریک جامعه چیست؟ فلسفه تشکیل حکومت ونظام سیاسی چیست؟ کدام نهاد قانونی می تواند ازضمانت اجرای آن برخور دارباشد؟ رعایت وحفظ حقوق شهروندان به معنی اعم آن به چه معناست؟ همه این ها سوالات و پرسش های هستند، که امکان زیست  افراد را در جامعه انسانی از منظر فلسفه سیاسی فراهم می نمایند.
ایضاح مفاهیم:
معنای قانون، معنای طبیعت، معنای قانون طبیعی، تفسیر قانون طبیعی ازمنظر فلسفه سیاسی؛
یکم: معنی قانون درفلسفه سیاسی؛
اگرچه تاریخ نظریه های مربوط به قانون طبیعی در فلسفه غرب، گستره ای زمانی به طول تقریبا 2500 سال را به خود اختصاص داده است. بنا براین، ریشه تاریخی قانون طبیعی در مغرب زمین، دارای سابقه ای بسیار طولانی در میان مباحث فلسفه علوم اجتماعی ازجمله: فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق، فلسفه سیاسی وبه عنوان یکی ازفلسفه های مضاف است. با این تمهید، مقدمه وتفسیر می توان معنی دقیق قانون را به لحاظ، لغوی واصطلاحی، تبیین آن در بسترفلسفه سیاسی وکارکرد های متفاوت قانون درعرصه حکومت، در ادوار مختلف تاریخ تفکری بشری می توان دریافت. هرچند واژگان قانون وطبیعت به تنهایی دارای معانی متعددی است؛ اما ترکیب لفظ مشترک قانون با مفهوم مبهم طبیعت، این ابهام را در فهم معنای واژه قانون طبیعی دو چندان کرده است.
قانون واژه ای است عربی شده اززبان یونانی یاسر یانی که در اصل وضع لغوی اش، به معنای خط کش می باشد. این کلمه در اصطلاح حکمت نظری به معنای گزاره ای است کلی که حکم مصادیق موضوع خود را بیان می کند. اما قانون در اصطلاح حکمت عملی، موازینی است که به صورت فرمان بیان می شود. هدف قانون در حکمت عملی، که همان فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق وفلسفه سیاسی می باشد، این است که به استحکام پایه های عدالت وانصاف و اخلاق درجامعه انسانی بپر دازد. پس وجود قانون درجامعه به عنوان بنیاد های فلسفی، پایه های استوار حکومت عادلانه یک اصل انکار ناپذیر در حیات سیاسی واجتماعی درجوامع بشری جریان دارد.
دوم: معنی وتفسیر طبیعت درفلسفه سیاسی؛
هر یک از فیلسوفان معنای متفاوت از واژه طبیعت در منظومه فکری وفلسفی شان، باتوجه به شرایط زمانی ومکانی که قرار داشتن، ارایه کردن. اما کلمه طبیعت در ادبیات فلسفی یونان باستان، معانی متفاوتی داشته است. در قرن ششم پیش ازمیلاد مسیح، نخستین اندیشوران یونانی که خرد ورزی را جایگزین افسانه پردازی اسلاف خود کردند، درصدد پاسخ گویی به بنیادی ترین مساله هستی شناسی زان خود برآمدند. افلاطون درکتاب جمهوری واژه طبیعی را درمعنای عادی وسالم به کار برده است. به نظر افلاطون، آن چه عادلانه وخوب باشد، موجود طبیعی است. ارسطو درکتاب فیزیک، چهار معنا برای واژه طبیعت وبرشمرده وهمینطور سایر فیلسوفان هرکدام معنا وتفسیر ازطبیعت ارایه کرده است. با توجه به تنوع وتکثر عبارت های فیلسوفان غرب در معنای طبیعت، نگاه تاریخی به کاربردهای واژه طبیعت در متون مربوط به قانون طبیعی درمیان آثار ایشان از آغاز تاکنون چهار معنا وتفسیر از طبیعت را به خواننده الهام می کند این چهار معنا عبارت اند از:
1.اراده خدا؛
از گذشته های دور تاریخی، دانشمندان پیرو ادیان الهی، اراده خدا را کانون توجه تاملات فلسفی، اخلاقی وحقوقی خویش قرار می دادند. ویلیا اکام دانشمند علم الهیات درباره طبیعت چنین می گوید:
طبیعت اراده خداست. خدا می تواند چیز بد را خوب کند وبالعکس. اگر رفتار بشر مطابق فرمان خدا باشد، خوب است واگر مخالف آن باشد، بد است. حکم خدا ممکن است عوض شود، امامحتوای این حکم همیشه صحیح است. خدا می تواند طبیعت یعنی خواست خویش را تغییر دهد و در نتیجه آن چه طبیعتا صحیح است، تغییر کند. با این وجود، قوانین ساخته دست بشر، باید همیشه تابع قوانینی باشد که به لحاظ طبیعی صحیح اند؛ زیرا اراده خدا منشاء همه هنجار های صحیح است ومحتوای اراده او همیشه درست است. لوازم ونتایج حرف ویلیام اکام از این تفسیرباقی است.(2)
2.عقل بشر؛
عقل بشری  موجود درباره قانون طبیعی، یکی از کاربردهای واژه طبیعت را در معنای عقل بشری می داند. عقل، یعنی نیروی که خدا در نهاد بشر به ودیعت نهاده و کلیات را درک می کند وبراساس معیارهای ذاتی واقعی خدادادی، احکام کلی صادر می کند. متکلم وحقوقدان هلندی، هوگو گروسیوس، در این زمینه می گوید: قانون طبیعت، آن قدر ثابت است که حتی خدا نیز نمی تواند آن را تغییر دهد… . دقیقا هم چنان که خدا نمی تواند حاصل ضرب 2 و2 عددی غیر از چهار کند، هم چنین نمی تواند امری که ذاتا شر است خوب گرداند.
3.طبیعت غریزی انسان؛
از معانی چهارگانه طبیعت، طبیعت غریزی انسان، یکی دیگر ازمعانی طبیعت که در ترکیب قانون طبیعی به کار رفته است، براساس برخی از آراء، عبارت است از نیروی غریزی که در انسان وجود دارد. در این نگاه، یکی از امورصحیح، عبارت است از محتوای فرمان های حاکمان مقتدر. در این تفسیر، قدرت سازنده حق است.
4.نظام موجود درجهان؛
افلاطون در کتاب تیمائوس، اعتقاد دارد، که جهان طبیعت یک موجود زنده است ودر سایه تدبیر یک آگاهی برتر دارای بخش های هماهنگ ومنظم است. علت غای و هدف نهایی این جهان، در نظر رواقیان عبارت بود از: زیستن سازگار با این جهان انداموار که نوع بشر نیز بخشی از آن به شمار می آمد. تحلیل وتبیین دقیق نظام موجود در جهان، در بنیادی ترین تفسیرفلسفی اش ازیک روح ونظم کلی نظام عقلانی، حاکم بر طبیعت درجامعه انسانی، که بخش ازجهان هستی است برخور دار می باشد.
سوم: معنا وتفسیر قانون طبیعی درفلسفه سیاسی؛
گذشته از پرسش های جدی ومهمی که درباره ماهیت وچیستی قانون طبیعی، ازدید فیلسوفان مطرح شده اند، صرف نظر وبه تفسیر اجمالی آن بسنده می کنم. واژه قانون طبیعی در فلسفه حقوق در مقابل واژه قانون وضعی قرار می گیرد. قانون طبیعی یعنی قانونی که محصول طبیعت است، نه این که محصول قرارداد وخواست واضع قانون باشد. قانون طبیعی دراندیشه متفکران یونان باستان، قانونی جهان شمول، ابدی وبی بدیل بوده وبنیادی ترین منبع برای اخذ بهترین معیار های زندگی بشری معرفی می شود. برای قانون طبیعی چهار معنا وتفسیررا می توان تحلیل کرد.
معنای اول؛
قانون طبیعی یعنی قانونی که خداوند آن را براساس خواست واراده ازلی اش در جهان وضع و انشا کرده است.
معنای دوم؛
کسانی که طبیعت بشر را به معنای عقل بشر می دانند، قانون طبیعی را به معنای احکام کلی عقل می دانند که ناظر به رفتار انسان ها است. به بیان دیگر، قانون طبیعی در این نگاه احکام عقل عملی است.
معنای سوم؛
قانون طبیعی در این نگاه حکم به برتری و تسلط شخص قوی بر شخص ضعیف می کند. در طول تاریخ تفکر بشر، کم نبوده اند دانشمندانی که فهم آنان از قانون طبیعی همین معنا بوده است.
معنای چهارم؛
قانون طبیعی در تفسیر دیگر به وجود نظم وهماهنگی در جهان حکم می کند. هرجا نظمی طبیعی وجود دارد، در آنجا قانون طبیعی اجرا می شود. اگر یک نگاه کلی، درهر یک از تفسیرهای، قانون، طبیعت وقانون طبیعی با ذهن دقیق وفلسفی نگاه بی اندازیم، ربط ونسبت های منطقی در بین شان به صورت واضح وآشکارا پیدا است. یعنی سلسله ای، از اصل های زندگی حیات سیاسی و اجتماعی جوامع بشری را به صورت عقلانی، منطقی وعادلانه در بستر فلسفه سیاسی ترسیم می کند.
چهارم: تفسیر عقلانی قانون طبیعی ازمنظر فلسفه سیاسی؛
تحلیل عقلانی آموزه قانون طبیعی، در دقیق ترین تفسیر، به معنای بنیادی ترین فرمان های عقل در باره رفتار های بشر است. این تفسیر و آموزه، زیر بنای موضوعات بسیار مهمی درحوزه فلسفه علوم اجتماعی، از جمله فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق وفلسفه سیاست است. سیر تاریخی و منطقی بحث تفسیرعقلانیتی، قانون طبیعی درجوامع بشری منشاء وخاستگاه فلسفی دارد. یعنی اصل های جاویدان که درحیات جامعه بشری سریان وجریان دارد، نمی بدون پشتوانه ای، تحلیل وتفسیرهای فلسفی به معنای عام کلمه باشد. وارسی و واکاوی هریک از اصل های مانند: عدالت، انصاف، برابری، اخلاق وعقلانیت جزء سرشت انسانی درجامعه شده اند، بستر وفضای طرح، چنین اصل های جاویدان برای سعادت مندی انسان ها در فلسفه سیاسی می باشد. قانون، طیبعت وقانون طبیعی در دقیق ترین تفسیر عقلانی خویش، بازگشت به اصل عدالت داشتن، گذشته ازاین که هرکدام شان منشاء ربانی والهیاتی داشت. ازطرف دیگرگزاره های اصیل، عدالت، انصاف وبرابری، اخلاق وعقلانیت، قانون وطبیعت مفاهیم ذهنی، تجربی و سوبژیگتیونیستند، برخلاف برداشت ها وپندارهای مکتب پوزیتویست هاکه، همه این گزاره ها را بی معنی وبی ثمر، می دیدن وقائل به اوبژیکتیو وصورخارجی وعینی این گزاره ها نبودند. گرچند درتاریخی تفکرفلسفی مغرب زمین مکتب های زیای ظهور وافول کردن، اما دوجریان غالب فلسفی، درمغرب زمین همیشه مسیر فلسفی خود را همچنان ادامه دادند، یکی جریان عقل گرای فلسفی و دیگری جریان تجربه گرای فلسفی، جریانهای دیگر هم بودن ولی هم پای این دو جریان نشده اند. درنتیجه ضرورت تاسیس نظام سیاسی سالم که این اصل های جاویدان برای یک زندگی سعادت مند، برای جوامع بشری وتحقق آن اصل های جاویدان درقالب حکومت که برآمده ازعقلانیت سیاسی شهروندان می باشد، امکان پذیر خواهد.             
1. محمد حسین گنجی، کلیات فلسفه، تهران چاپ هشتم 1392، صفحه 28
2.محمد حسین طالبی، قانون طبیعی، پژوهشگاه اندیشه سیاسی اسلام، چاپ اول 1390، صفحه 31

 

کلیه حقوق این سایت متعلق به روزنامه افغانستان بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع مجاز است.

معنی واژه طبیعت چیست
معنی واژه طبیعت چیست
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *