معنی کلمه ی تبعات

خواص دارویی و گیاهی

معنی کلمه ی تبعات
معنی کلمه ی تبعات


شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: تبعات

نقش دستوری: اسم

معنی کلمه ی تبعات

آواشناسی: taba’At

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۸۷۳

آفتاب گردان را بخوانید.آفتاب گردان را بخوانید.آفتاب گردک را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


تبعات . [ ت َ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ تبعة. عاقبتهای بد: و هرگاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند… دنیا را طلاق دهد تا از تبعات آن برهد. (کلیله و دمنه ). رجوع به تبعه شود.

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: تبعات

نقش دستوری: اسم

معنی کلمه ی تبعات

آواشناسی: taba’At

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۸۷۳

مسیحی را بخوانید.مسیحیت را بخوانید.مسیر را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


پیامدها، عواقب، نتایج

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

فرهنگ فارسی (دکترمحمّد معین)تسویه : برابر کردن ، مساوی ساختن ، یکسان کردن
تسویه کردن : برابر کردن ، مساوی ساختن
تصفیه : (۱) پاک کردن، پاکیزه ساختن، پالودن، صاف کردن، بی آلایش کردن، خالص کردن (۲) به پایان رسانیدن امری (۳) رفع اختلاف کردن / تصفیه حساب : پاک کردن حساب خود با شخص دیگر یا مؤسّسه ای، تفریغ حساب.

__________________________
فرهنگ عمید (حسن عمید)
تسویه : مساوی کردن ، برابر کردن ، یکسان کردن ، راست کردن
تصفیه : (توضیح آن شبیه به فرهنگ معین است)
تصفیه حساب : حساب قرض و طلب خود را با دیگری روشن ساختن و پاک کردن
__________________________
غلط ننویسیم (دکتر ابوالحسن نجفی)تصفیه ی حساب : در دوران اخیر بعضی گمان کرده اند که « تصفیه‌ی حساب» غلط است و به جای آن باید «تسویه ی حساب» بگویند. بعضی از فضلا (از جمله سعید نفیسی ، در مکتب استاد، ص۶۴) نیز بر این تصوّرغلط صحّه گذاشته‌اند.
تصفیه در عربی به معنای «پاک کردن و پالوده کردن» است و « تصفیه‌ی حساب» در موردی به کار می رود که حساب پرداخته و پاک شده باشد و دیگر کسی طلبکار نباشد. همین ترکیب مَجازاً به هر نوع اقدام عملی برای انتقام جویی و کینه کشی اطلاق می شود ؛ ولی «تسویه » یعنی «مساوی کردن ، یکسان کردن» ، هم سطح کردن (مثلاً زمین ناهموار را) و «تسویه ی حساب» به معنای « ایجاد تعادل و موازنه در حساب» است.
.این ترکیب در معنای مجازی به کار نمی رود و با « تصفیه ی حساب» مرادف (هم معنی) نیست.

نمونه ی معیار: خدمتم که تمام شد، برگه ی تصفیه حساب را گرفتم و با خوش حالی به حسابداری رفتم.معنی کلمه ی تبعات

نمونه ی معیار: مدتی بود دفترها را ثبت روزانه نکرده بودیم. نمی دانستیم چقدر بدهکاریم و چقدر بستانکار. امروز حساب ها را ثبت کردیم و خوشبختانه تسویه شد. (یعنی میزان بدهکاری و بستانکاری مساوی شد. تسویه حساب، بیشتر در حسابداری کاربرد دارد.)
……………………………….

در محاوره نیز می‌گوییم حسابم را با طرف صاف کردم! (نمی‌گوییم مساوی کردم!)(تصفیه حساب)در حسابداری می‌گوییم: حساب بستانکار و بدهکار را مساوی کردم. (تسویه حساب)پس تسویه حساب ، عمومیت ندارد و فقط در سیستم حسابداری کاربرد دارد.

 

دیدگاه شما:  ابراهیم بهادری         بهمن۱۳۹۴    استان آذربایجان شرقی، شهر تبریز

با سلام. دکتر ابراهیم بهادری هستم .

مقاله‌ی پدرم در این زمینه به شرح زیر است:

سئوال : به نظر شما در مسائل مالی عبارت «تسویه حساب» صحیح است یا عبارت «تصفیه حساب» ؟

پاسخ آقای بهادری :

تمامی معانی به‌کار‌گرفته‌ی زیر برای واژه «تصفیه»در کتاب‌های مرجع فرهنگ لغات یافت می‌شود. از طرفی در همان کتاب‌های مرجع واژه‌ی «صاف» را حریری، واضح، روشن، خالص، بی‌گرد، بی‌آلایش، هموار، بی‌غل و غش ، بی شیله‌پیله، بی‌پرده، صریح، آشکارا ، بی‌تقلب و متضاد با واژه‌های ناپاک، چرک، ناخالص، نادرست، کثیف و ناصاف، معنی کرده‌اند؛ و واژه‌ی «پاک» را طاهر، طیّب، نظیف، نزیه، و متضاد با واژه‌های پلید، ناپاک، شوخ و نجس معنی کرده‌اند.

در فرایند تصفیه سه پارامتر اصلی زیر ایفای نقش می‌کنند:

۱ – مواد اولیه‌ای که باید در فرایند تصفیه، عملیاتی روی آن‌ها انجام گیرد؛ مثل آب معمولی، نفت خام، نیشکر، حساب

۲ – دستگاه و ابزارمورد نیاز فرایند تصفیه؛ مثل تصفیه خانه‌ی آب، پالایشگاه نفت، کارخانه‌ی قند، حساب‌رسی

۳ – محصولات خروجی فرایند تصفیه؛ مثل آب تصفیه‌شده ، مشتقّات نفتی، قند و شکر، مانده‌حسابِ موردِ تآیید طرفین ذینفع

اغلب اتّفاق می‌افتد که مانده‌حساب در دفاتر طرفین متفاوت است. لذا باید انطباق حساب صورت گیرد. باید حساب را روشن کرد. به عبارتِ دیگر باید حسابِ قرض و طلب یکی از دیگری روشن شود؛ لذا این حساب، نیاز به حسابرسی دارد. در بررسی حساب، مغایرت‌ها و احیاناً اشتباه در ثبت برخی از اقلام، شناسایی می‌شوند  و ناخالصی‌های حساب با ثبت‌های اصلاحی، از حساب زدوده و جدا می‌گردند. پس از ثبت‌های اصلاحی، حساب مربوطه صاف و زلال، پاک و پاکیزه، بی آلایش و خالص خواهد شد. نتیجه‌ی حسابرسی، استخراجِ مانده‌حساب صحیح و بی‌غل و غش خواهد بود، که مورد تأیید دو طرف است. این «تصفیه حساب» نامیده می‌شود. به‌عبارت‌دیگر نتیجه‌ی «تصفیه حساب»، به‌دست‌آوردن مانده‌حساب مورد‌تأیید طرفین ذینفع است. فرایند «تصفیه حساب» در همین‌جا خاتمه می‌یابد. حسابی که مانده‌ی آن مورد تأیید طرفین باشد، نیاز به تصفیه ندارد و تصفیه‌شده تلقی می‌شود .

از طرفی در همان کتاب‌های مرجع واژه‌ی «تسویه» را مساوی کردن، یکسان کردن، برابرساختن و «تسویه حساب» را ایجاد تعادل و موازنه در حساب معنی کرده‌اند . مهم است که بدانیم عبارت «تسویه حساب» جنبه‌ی عام ندارد و کاربرد آن صرفاً در مسائل مالی و حسابداری است.

حال این سؤال مطرح می‌شود که در یک حساب، چه چیزهایی باید با هم برابر شوند، تا در آن حساب مشخص تعادل و موازنه ایجاد شود؟

پاسخ :

الف – اقلام مندرج در ستون بستانکار یک حساب مشخص، مؤید دریافت کالا، خدمات یا وجه نقد از ذینفع آن حساب است.

ب – اقلام مندرج در ستون بدهکار یک حساب مشخص، مؤید ارائه‌ی کالا، خدمات و پرداخت وجه نقد به ذینفع آن حساب است.

ج – مادامی‌که یک حساب مشخص، مانده‌ای به‌جز صفر دارد، تعادلی در آن حساب برقرار نیست.

د – دریافتِ مانده‌حساب از طرف مقابل، یا پرداخت مانده‌حساب به طرف مقابل، باعث ایجاد تعادل در حساب می‌شود؛ یعنی جمع گردش ستون بدهکار آن حساب با جمع گردش ستون بستانکار آن حساب مساوی می‌شود. حساب بالانس می‌شود. حساب تسویه می‌شود. به‌کارگیری واژه‌ی «تصفیه حساب» در اینجا درست نیست و «تسویه حساب» صحیح است؛ به‌عبارتِ‌دیگر:

ه – جمع کالاها و خدمات دریافت شده از طرف مقابل با جمع پرداخت‌های بابت آن‌ها به طرف مقابل مساوی می‌شود .

و – جمع کالاها و خدمات ارائه شده به طرف مقابل با جمع وصولی‌های بابت آن‌ها از طرف مقابل مساوی می‌شود.

نتیجه‌گیری:

در فرایند «تصفیه حساب» مانده‌حساب مورد تأیید طرفین به‌دست می‌آید، حتّی اگر آن مانده‌‌ی نهایی وموردِ تأیید، دریافت یا پرداخت نشود؛  ولی هرگاه مانده‌حساب مورد تأیید طرفین، دریافت یا پرداخت شد، «تسویه حساب» صورت گرفته است.

در پایان توجه شما را به ماده ۲۲۸ قانون تجارت جلب می‌کنم. علی‌رغم اینکه تصفیه شرکت در حال انحلال خاتمه می‌یابد، ممکن است بعضی از بستانکاران یا سهامداران، تسویه نکرده باشند.

ماده ۲۲۸ – پس از اِعلام ختم تصفیه‌ مدیران تصفیه باید وجوهی را که باقی مانده است در حساب مخصوصی نزد یکی از بانک‌های ایران تودیع و صورت اسامی بستانکاران و صاحبان سهامی را که حقوق خود را استیفاء نکرده‌اند نیز به آن بانک تسلیم و مراتب را طی آگهی مذکوردر همان مادّه به اطّلاع اشخاص ذینفع برسانند تا برای گرفتن طلب خود به بانک مراجعه کنند. پس از انقضاء ده سال از تاریخ انتشار آگهی ختم تصفیه هر مبلغ از وجوه که در بانک باقیمانده باشد درحکم مال بلاصاحب بوده و از طرف بانک با اطلاع دادستان شهرستان محل به خزانه دولت منتقل خواهدشد.

منبع:نشر دریافت

 

باسمه تعالی
«تصفیه حساب» یا «تسویه حساب» : کدامیک؟

برخی گمان می کنند که این دو واژه به یک معنی است، ولی باید دانست که این دو واژه یک وجه اشتراک با هم دارند و یک وجه افتراق:

وجه اشتراک :
اشتراک معنایی این دو در این است که در هر دو، بدهکار بدهی خود را می‌پردازد و طلبکار طلب خود را دریافت کرده و از نظر حسابداری، حساب بدهکار و بستانکار صفر می‌شود یا مساوی و یا صاف می‌شود.معنی کلمه ی تبعات

اما وجه افتراق بین آنها :

در تصفیه حساب پس از صاف کردن حساب بدهکار و بستانکار، ارتباط مالی دو طرف قرارداد همچنان برقرار است و دوباره در زمانی دیگر و به صورت دوره‌ای با یکدیگر تصفیه حساب می‌کنند.

به عنوان مثال :

۱- مستاجر در پایان هر ماه اجاره آپارتمان یا ملک مورد اجاره خود را به موجر یا مالک داده و در هر ماه با وی تصفیه حساب می‌کند، اما همچنان در آن ملک ساکن بوده و قرارداد اجاره به قوت خود باقی است و رابطه مالی فیمابین تا پایان قرارداد اجاره برقرار است

۲- در پایان هر ماه افراد با پرداخت قبوض آب، برق، گاز و تلفن با این شرکتها تصفیه حساب می‌کنند، اما همچنان جزو مشترکین این شرکتها محسوب شده و روابط مالی بین آنها برقرار است .

۳- مالک هنگام فروش یک ملک یا ماشین، باید با پرداخت عوارض معوقه، فرم « مفاصا حساب» این ملک یا ماشین را از شهرداری گرفته و به دفتر اسناد رسمی تحویل دهد تا معامله به طور رسمی ثبت شود. اما تا زمانی که این ملک یا ماشین پابرجاست، فارغ از اینکه در ملکیت چه کسی باشد، هر ساله مشمول پرداخت عوارض شهرداری است و رابطه مالی بین شهرداری و آن شماره پلاک ثبتی یا خودرو برقرار است.

۴- یکی از وظایف بانک مرکزی، «تصفیه حساب» بین بانکهای تجاری است. به این معنا که هر بانکی در طول روز دهها فقره چک دیگر بانکها را از مشتریان خود دریافت کرده و در گیشه‌ای تحت عنوان« حساب کلر » یک رسید موقت به آورنده چک که در آن شعبه حساب دارد، می‌دهند و پس از کنترل حساب صادر کننده چک در شعبه مربوط، وجه این چک یک روز بعد به حساب این مشتری واریز می‌شود. مکانیزم این جریان توسط بانک مرکزی در اتاق پایاپای انجام می‌شود. یعنی در پایان هر روز اتاق پایاپای لیست کل چک‌های تایید شده هر بانک از بانک‌های دیگر را دریافت کرده و مابه‌التفاوت سرجمع کل چک‌های بین دو بانک را از حساب بانک بدهکار نزد بانک مرکزی برداشت نموده و به حساب بانک طلبکار واریز می‌کند. حتی اگر حساب بانک بدهکار کسری داشته باشد، بانک مرکزی برای یک شب از موجودی خود این کسری را جبران کرده تا بدهی بانک‌ها به یکدیگر صاف شود، زیرا فردا صبح مشتریان منتظر دریافت وجوه چک‌های خود هستند که روز قبل به حساب کلر داده بودند.
البته بانک مرکزی سود همان وام یک شب را نیز از بانک بدهکار دریافت می‌کند.
به کل این مکانیزم که در پایان هر روز توسط بانک مرکزی انجام می شود «تصفیه حساب بین بانکهای تجاری» گفته می‌شود، که بدهی بین آنها صاف می‌شود، اما رابطه مالی بین بانکها همچنان برقرار است و فردا دوباره اقدام به دریافت چک بانک‌های دیگر از مشتریان خود می‌کنند.

بنابراین در تصفیه حساب به شکل موقت بدهی و طلب صاف می‌شود، اما رابطه مالی همچنان برقرار است و به صورت دوره‌ای نیازمند تصفیه حساب مجدد هستند.

اما تسویه حساب :

در تسویه حساب پس از صفر کردن حساب بدهی و بستانکاری، رابطه مالی فیمابین برای همیشه قطع می‌شود و قرارداد بین آنها به اتمام می‌رسد :

به عنوان مثال:

۱- مستاجر در پایان قرارداد اجاره، پس از پرداخت تمام بدهی‌های خود به موجر، از قبیل تتمه اجاره ماهانه، هزینه مصرفی برق، آب، گاز و تلفن مصرفی تا روز آخر قرارداد، پرداخت خسارت احتمالی وارده به ملک و … و از سوی دیگر دریافت مبلغی که نزد موجر به عنوان پول پیش یا رهن سپرده بود، با موجر «تسویه حساب کرده» و قرارداد اجاره به اتمام رسیده و رابطه مالی بین آنها قطع می‌شود .

۲- سرباز پس از اتمام دوره خدمت خویش، باید تمام تجهیزات غیر مصرفی، سلاح و … را به پادگان یا یگان مربوط تحویل داده و با آنجا تسویه حساب کند تا بتواند کارت پایان خدمت خود را دریافت کند و پس از دریافت کارت پایان خدمت، رابطه بین سرباز و پادگان یا یگان نظامی مربوط قطع می‌شود. به طوری که اگر باد کلاه وی را هم به داخل پادگان بیاندازد، سرباز از آن چشم پوشی کرده و به طرف پادگان هم نمی‌رود. ضمن اینکه دژبانی هم به سربازی که تسویه حساب کرده است، اجازه ورود نمی‌دهد.

۳- فارغ التحصیلان هر دانشگاه زمانی موفق به دریافت اصل مدرک تحصیلی یا دانشنامه خود می‌شوند که تمام بدهی مالی یا تعهد خدمت خود به آن دانشگاه را پرداخت یا انجام داده و با آن دانشگاه تسویه حساب کرده باشند و پس از آن رابطه سازمانی فارغ التحصیل با دانشگاه قطع می‌شود.

بنابراین تسویه حساب به معنی صاف کردن، مساوی کردن یا صفر کردن حساب بدهکار و بستانکار هست، منتهی همراه با قطع رابطه مالی فیمابین.

به همین جهت است که وقتی دوره اشتغال هر شاغلی با اداره یا شرکت خود به پایان می‌رسد، به او فرم «تسویه حساب» داده می‌شود نه « تصفیه حساب» تا از تمام قسمت‌های اداره امضاء و تاییدیه بگیرد که بدهکار نبوده و پس از آن قطع همکاری با آن شرکت یا اداره خواهد داشت و حقوق بازنشستگی نیز توسط سازمان دیگری پرداخت می‌شود.

نکته مهم حقوقی :

تفاوت بین دو واژه «تصفیه حساب» و «تسویه حساب»، یک تاثیر و تبعات حقوقی هم دارد که لازم است در تنظیم و امضای اسناد به آن دقت شود و آن اینکه اگر کسی فرم تسویه حسابی را تکمیل و امضاء کرد، بعداً از نظر حقوقی نمی‌تواند ادعای هیچگونه حق دیگری داشته باشد. متاسفانه برخی از کارفرمایان برای عدم پرداخت مزایای قانونی کارگران و کارمندان، از او امضا می‌گیرند که با این شرکت تسویه حساب کرده و هیچگونه حقی دیگری ندارد و حال آنکه طبق قانون ذیحق بوده است و از جهل کارگر سوء استفاده می‌شود.
نکته آخر :
متاسفانه تفاوت بین این دو واژه در مقالات، پایان‌نامه‌ها و کتاب‌ها رعایت نمی‌شود. انتظار دارد تا اساتید محترم در هدایت پایان‌نامه‌ها و مقالات و … دانشجویان را متذکر شوند.

محمد تقی محبی
دانشگاه امام صادق (ع)
اردیبهشت ۹۸

[پاسخ]



# 15 تیر مهلت ارسال اظهارنامه مالیات ارزش افزوده فصل بهار به سازمان امورمالياتي

# 31 تیر مهلت ارسال اظهارنامه الکترونیکی مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی عملکرد97 به سازمان امورمالياتي

# 31 تیر مهلت ارسال اظهارنامه الکترونیکی مالیات بردرآمد اجاره املاک عملکرد97 به سازمان امورمالياتي

# 31 تیر مهلت ارسال ليست حقوق خردادبه سازمان امورمالياتي

#  31 تیرمهلت ارسال ليست حقوق خردادبه سازمان تامين اجتماعي

# بموجب ماده 137 قانون تجارت : هيات مديره بايد لااقل هر شش ماه يك بار خلاصه صورت دارايي و قروض شركت را تنظيم كرده و به بازرس بدهد.

 

با استفاده از این امکان ، هر زمان پستي در سايت منتشر ميشود از طریق ایمیل به اطلاع می رسد. لطفابروی تصویرکلیک کنید.



معنی کلمه ی تبعات
معنی کلمه ی تبعات
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *