معنی واژه ی ظهار

خواص دارویی و گیاهی

معنی واژه ی ظهار
معنی واژه ی ظهار

ظِهار در فقه اسلامی نوعی جدایی در رابطهٔ زناشویی است که مقررات آن در چهار آیهٔ نخست سوره مجادله آمده‌است. ظهار وقتی به وقوع می‌پیوندد که مرد همسر خود را به پشتِ (ظَهرِ) زنی که بر او محرم و حرام ابدی است، مثل مادر یا خواهر یا دخترش، تشبیه کند. یعنی مثلاً به همسرش بگوید: «تو برای من مثل پشت مادرم هستی.» در فرهنگ اعراب پیش از اسلام این کار موجب طلاق و ممنوعیت ابدی ازدواج می‌شده اما در مقررات اسلامی هرچند حرام و گناه است اما آثاری حقوقی به همراه دارد از جمله این‌که باعث می‌شود تا آمیزش جنسی بین زوجین ممنوع شود مگر اینکه شوهر از ظهار رجوع کرده و کفارهٔ ظهار را بپردازد.

اعراب در دوران پیش از اسلام ظهار را نوعی از طلاق می‌دانستند که باعث حرمت ابدی ازدواج مجدد زن و شوهرِ ظاهر و مظهور می‌شد. آیات ۱ تا ۴ سورهٔ مجادله مقررات مربوط به ظهار را تغییر دادند. این آیات مربوط به زمانی می‌شوند که اوس بن ثابت یکی از انصار (اهالی مسلمان مدینه) زنش، خوله دختر ثعلبه، را ظهار کرد و بعد زنش به محمد، پیامبر اسلام، شکایت برد. در عباراتی که محمد خواند تصریح شد که ظهار عملی ناپسند است و باعث این نمی‌شود که همسر شخص مادر او شود، اما همانند گذشته نزدیکی با همسر حرام است تا زمانی که کفاره پرداخته شود.

در آیات ۱ تا ۴ سورهٔ مجادله آماده‌است:

خداوند سخن زنی را که دربارهٔ شوهرش به تو مراجعه کرده بود و به خداوند شکایت می‌کرد شنید. خداوند گفتگوی شما را با هم می‌شنید و خداوند شنوا و بیناست. (۱) کسانی که از شما نسبت به همسرانشان ظهار می‌کنند. آنان هرگز مادرانشان نیستند، مادرانشان تنها کسانیند که آنها را به دنیا آورده‌اند. آنها سخنی زشت و باطل می‌گویند، و خداوند بخشنده و آمرزنده است. (۲) کسانی که همسران خود را ظهار می‌کنند، سپس از گفتهٔ خود بازمی‌گردند، باید پیش از آمیزش جنسی با هم، برده‌ای را آزاد کنند، این دستوریست که به آن اندرز داده می‌شوید، و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. (۳) و کسی که توانایی نداشته باشد، دو ماه پیاپی قبل از آمیزش روزه بگیرد و کسی که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند. این برای آن است که به خدا و رسولش ایمان بیاورید. اینها مرزهای الهی است؛ و کسانی که با آن مخالفت کنند، عذاب دردناکی دارند (۴)

ظهار همانند طلاق باید در حضور دو شاهد عادل انجام شود و زن در «طهر غیر مواقعه» باشد، یعنی در وضعیت قاعدگی نباشد و از زمان پاکی پس از قاعدگی با شوهرش خفت‌وخیز نکرده باشد.

معنی واژه ی ظهار

مشهور مسلمانان معتقدند که فقط مرد امکان ظهار را دارد ولی احمد بن حنبل پیشوای مذهب حنبلی معتقد است ظهار زن نیز معتبر است و او هم باید کفاره بدهد.

همچنین برخی معتقدند علاوه بر آمیزش جنسی، پیش‌نوازش و نگاه شهوت‌آمیز به همسر نیز پس از ظهار و قبل از پرداخت کفاره ممنوع است.

برخی از فقهای شیعه مانند شیخ طوسی در الخلاف و المبسوط، ابن حمزه در الوسیله و ابن براج در المهذب گفته‌اند که ظهار علاوه بر پشت با تشبیه همسر به دیگر اعضای بدن مادر (و محارم دیگر) مثلاً دست یا مو هم واقع می‌شود.

پس از ظهار زن حق شکایت به حاکم را دارد و حاکم نیز سه ماه به شوهر مهلت می‌دهد تا یا از ظهار رجوع کند یا زنش را طلاق بدهد و در صورت خودداری از این کار پس از سه ماه او را به یکی مجبور خواهد کرد.

در مورد امکان ظهار زوجهٔ موقت و کنیز ملکی اختلاف نظر است. همچنین در اینکه آیا زنی که مرد تاکنون با او آمیزش نداشته را می‌توان ظهار کرد، نیز تردید است؛ و نیز در مورد امکان اشتراط و تعلیق ظهار مثلاً «اگر این کار را انجام دهی مثل پشت مادر من هستی» یا مدت‌دار کردن آن مثلاً «تو برای یک ماه مثل پشت مادرم هستی» هم اختلاف نظر است.

کفارهٔ ظهار در آیات سه و چهار سورهٔ مجادله آمده و یکی از موارد زیر است: آزاد نمودن یک نفر برده، اگر نتوانست دو ماه روزه پشت سر هم بگیرد، و اگر این را هم نتوانست، باید به شصت نفر مستمند غذا بدهد. در این که اگر هیچ‌یک‌از کفاره‌ها را نتوانست بدهد چه اتفاقی می‌افتد اختلاف نظر است. ابن ادریس از فقهای شیعه گفته در این صورت استغفار کافی‌ست و محقق حلی هم این نظر را درست‌تر دانسته‌است.

همچنین برخی معتقدند در صورتی که مرد پس از ظهار پیش از پرداخت کفاره با همسرش بیآمیزد باید دو کفاره بدهد.


شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: ظهار

برابر ابجد: ۱۱۰۶

معنی واژه ی ظهار

چهارآس را بخوانید.چهارآیین را بخوانید.چهارآیینه را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


ظهار. [ ظِ ] (ع مص ) تظهیر. مظاهره . تَظَهر. با زن خود صیغه ٔ بیزاری زیرین گفتن : انت ِ عَلَی َّ کظَهْرِ اُمّی ؛ یعنی چنانکه مادر بر من حرام است تو نیز از این پس چنانی . و در این حال زن بدو حرام شود و تا کفاره ندهد حلال نگردد. ظهار در جاهلیت موجب تحریم ابدی زوجه بر زوج بود و اسلام آن را فقط سبب لزوم کفاره بر زوج در صورت اراده ٔ نزدیکی با زوجه قرار داد. از برای تحقق ظهار لازم است که زوج بالغ و عاقل و رشید باشد و دو عادل نیز جمله ٔ دال بر ظهار را استماع کنند. ظهار بالکسر لغة مصدر ظاهَرَ الرجل ؛ أی قال لزوجته انت علی کظهر امی ؛ أی انت علی ّحرام کظهر امی . فکنی عن البطن بالظهر الذی هو عمود البطن ، لئلایذکر ما یقارب الفرج . ثم قیل ظاهر من امرأته ، فعدّی بمن ، لتضمین معنی التجنب لاجتناب اهل الجاهلیة عن المراءة المظاهر منها، اذ الظهار طلاق عندهم کما فی الکشاف . و شرعاً تشبیه مسلم عاقل بالغ زوجته أو جزء منها شائعاً کالثلث و الربع أو ما یعبر به عن الکل بما لایحل النظر الیه من المحرمة علی التأبید و لو برضاع أو صهریة و زاد فی النهایة قید الاتفاق احترازاً عما لو قال انت علی ّ مثل فلانة و فلانة ام من زنی بها أو بنتها لم یکن مظاهراً و لا فرق بین کون ذلک العضو أو غیره مما لایحل الیه النظر. و انما خص باسم الظهار تغلیباً للظهر لأنّه کان الاصل فی استعمالهم . فالتشبیه مخرج لنحو انت امی و اختی فانه لیس ظهاراً کما فی مبسوط صدرالاسلام . فلو قال ان فعلت کذا فانت امی و فعلته فهو باطل و ان نوی التحریم . و قید المسلم احتراز عن الذمی و العاقل عن المجنون و البالغ عن الصبی ّ. فان ظهار هؤلاء غیر صحیح . و الاضافة مخرجةلما قالت المراءة لزوجها انت علی ّ کظهر امی ، فانه لیس بشی ٔ و عن ابی یوسف انه ظهار. و قال الحسن انه یمین کما فی المحیط. و قید الزوجة مخرج لاجنبیة أو لامته قال لها ان تزوجتک فانت علی کظهر امی . فانه لم یکن ظهاراً الا اذا تزوج الاجنبیة و الامة بعد اعتاقها فانه ینقلب ظهاراً کما فی قاضیخان و غیره . و قید علی التأبید مخرج لما اذا شبه بمزنیة الاب أو الابن فان حرمتها لاتکون مؤبدة. و لذا لو حکم بجواز نکاحها نفذ عندمحمد خلافاً لابی یوسف . و یدخل ما اذا شبه بظهر ام امراءة قبل هذه المراءة أو نظر الی فرجها بشهوة. فانه ظهار عند ابی یوسف خلافاً لابی حنیفة. ثم حکم الظهار حرمة الوطی و دواعیه الی وجود الکفارة. هکذا یستفاد من جامع الرموز و فتح القدیر. (کشاف اصطلاحات الفنون ).

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: ظهار

برابر ابجد: ۱۱۰۶

معنی واژه ی ظهار

کم خون را بخوانید.کم خونی را بخوانید.کمد را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


(ض ِ) [ ع . ] (مص ل .) با زن خود صیغة بیزاری ذیل را گفتن : «انت علی کظهرامی » یعنی چنان که مادر بر من حرام است تو نیز از این پس چنانی . در این حال زن بدو حرام می شود و تا کفاره ندهند حلال نگردند.

ظهار در عصر کنونی

۱۳۹۳/۹/۱۸


۳۸۳ بازدید

انتشار اینترنتی مطالب یا چاپ در نشریات دانشجویی با ذکر منبع موجب امتنان است.
نقل مطالب در دیگر نشریات با اطلاع این مجموعه و ذکر منبع بلامانع است.
برای چاپ در کتب، کسب اجازه کتبی الزامی است.
اداره مشاوره و پاسخ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

ظِهار” از ماده‌ی “ظَهر” بوده که در لغت به معنی “پشت” است.

اما “ظِهار” در اصطلاح فقه نوعی از طلاق است که مرد در این نوع طلاق به همسرش می‌گوید: «ظَهرکِ عَلیّ کَظَهر أمّی عَلیّ» یعنی، پشت تو نسبت به من، همانند پشت مادرم به من هست؛ همان‌طور که آمیزش با او حرام است، انجام این عمل با تو نیز بر من حرام است و با گفتن این عبارت زن تا ابد بر همسرش حرام می‌شود. ظهار باید با این صیغه ‌ی مذکور باشد و به غیر این صیغه، ظهار صورت نمی‌گیرد؛ مثلا با تشبیه همسر به پدر، خواهرِ یا فرد بیگانه، ظهار فعلیت پیدا نمی‌کند؛ بلکه باید به همان صیغه و تشبیه به مادر باشد.

«ظهار» که در دو آیه از قرآن مجید (آیه 3 سوره«مجادله» و آیه4 سوره«احزاب») به آن اشاره شده، از کارهاى زشت عصر جاهلیت بود، که مرد هنگامى که از همسرش ناراحت مى شد، براى این که او را در مضیقه و فشار قرار دهد مى گفت: «اَنْتِ عَلَىَّ کَظَهْرِ اُمِّى»؛ (تو نسبت به من همچون مادرم هستى) و به دنبال آن معتقد بودند: آن زن براى همیشه بر همسرش حراممى شود و حتى نمى تواند همسر دیگرى انتخاب کند! و همچنان بلاتکلیف مى ماند. اسلاماین موضوع را محکوم مى کند و دستورکفارهرا درباره آن صادر نموده است.

بنابراین هرگاه کسى نسبت به همسرش «ظهار» کند، همسرش مى تواند با مراجعه به حاکم شرع او را موظف سازد که یا رسماً از طریق طلاقاز او جدا شود و یا به زندگى زناشوئى بازگردد، اما پیش از بازگشت باید کفارهاى را که در آیات فوق بیان شده بدهد، یعنى در صورت توانائى یک برده را آزاد کند و اگر نتوانست دو ماه پى در پى روزه بگیرد، و اگر آن هم مقدور نبود، شصت مسکین را اطعام کند، یعنى این کفاره جنبه تخییرى ندارد بلکه جنبه ترتیبى دارد.

معنی واژه ی ظهار

«ظهار» از گناهان کبیره است و لحن آیات فوق، شاهد گویاى این مطلب مى باشد و این که بعضى آن را از صغائر شمرده و مورد عفو مى دانند نظر درستى نیست.

هرگاه کسى قادر به اداى کفارهدر هیچ مرحله نباشد، آیا مى تواند تنها به «توبه و استغفار» قناعت کند و به زندگى زناشوئى بازگردد؟ در میان فقهاء اختلاف نظر است، جمعى به اتکاء حدیثى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده معتقدند: در کفارات دیگر، «توبه و استغفار» به هنگام عدم قدرت کافى است، ولى در «کفاره ظهار» کفایت نمى کند و باید از طریق طلاقمیان آن دو جدائى افکند. در حالى که جمعى دیگر معتقدند:در اینجا نیز «استغفار و توبه»، جانشین کفارهمى شود، و دلیل آنها روایت دیگرى است که از امام صادق(علیه السلام) در این زمینه نقل شده است.بعضى نیز معتقدند: در صورت امکان هیجده روز روزهبگیرد کافى است.
جمع میان روایات نیز بعید نیست، به این ترتیب که در صورت عدم توانائى به هر شکل و صورت، مى تواند استغفارکرده به زندگى زناشوئى بازگردد، (زیرا این گونه جمع، با توجه به معتبر بودن سند هر دو حدیث، حدیثى که اجازه رجوع مى دهد و حدیثى که امر به جدائى مى کند، جمعى است شناخته شده و در فقهنظائر فراوانى دارد) هر چند مستحباست در چنین صورتى از همسرش جدا گردد.

بسیارى از فقهاء معتقدند: اگر چند بار «ظهار» کند (یعنى جمله مزبور را با قصد جدى تکرار نماید) باید چند کفارهبدهد هر چند در مجلس واحدى صورت گیرد، مگر این که منظور او از تکرار، تاکید باشد نه ظهار جدید.

هرگاه قبل از دادن کفاره، با همسرش آمیزش جنسى کند، باید دو کفاره بدهد، کفاره اى براى ظهار، کفارهاى براى آمیزش جنسى قبل از دادن کفاره ظهار، و این حکم در میان فقهاء مورد اتفاق است، البته آیات فوق از این مساله ساکت است ولى در روایات اهل بیت(علیهم السلام) به آن اشاره شده است.


برخورد قاطع اسلام با مساله ظهار

بیانگر این واقعیت است که اسلام هرگز اجازه نمى دهد، حقوق زن به وسیله مردان خودکامه، با استفاده از رسوم و عادات ظالمانه مورد تجاوز قرار گیرد، بلکه هر سنت غلط و خرافى را در این زمینه هر قدر در میان مردم محکم باشد، در هم مى شکند.

آزادى یک برده که نخستین کفارهظهار است، علاوه بر این که تناسب جالبى با مساله مبارزه با بردگى زن در چنگال مردان خودکامه دارد، نشان مى دهد: اسلاممى خواهد از تمام طرق ممکن، به بردگى بردگان پایان دهد، لذا نه تنها در کفاره«ظهار» که در کفاره «قتل خطا»، همچنین در کفاره«روزه ماه رمضان» (کسى که عمداً روزهخورده باشد) و همچنین کفاره«مخالفت با سوگند» یا «شکستن نذر» این امر وارد شده است که این خود وسیله موثرى است براى تحقق بخشیدن به برنامه آزادى نهائى بردگان.

«وَ الَّذِینَ یُظاهِرُونَ مِنْ نِسائِهِمْ ثُمَّ یَعُودُونَ لِما قالُوا فَتَحْرِیرُ رَقَبَةٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا ذالِکُم تُوعَظُونَ بِهِ وَ اللهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ * فَمَنْ لَمْ یَجِدْ فَصِیامُ شَهْرَیْنِ مُتَتابِعَیْنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ یَتَمَاسّا فَمَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّینَ مِسْکِیناً ذالِکَ لِتُؤْمِنُوا بِاللهِ وَ رَسُولِهِ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللهِ وَ لِلْکافِرِینَ عَذابٌ أَلِیمٌ »؛ (و کسانى که نسبت به زنان خود «ظهار» مى کنند، سپس از گفته خود باز مى گردند، باید پیش از آمیزش جنسى با یکدیگر، برده اى را آزاد کنند؛ این چیزى است که به آن اندرز داده مى شوید؛ و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است * و کسى که توانایى (آزاد کردن برده اى) نداشته باشد، دو ماه پیاپى قبل از آمیزش با یکدیگر، روزه بگیرد؛ و کسى که این را هم نتواند، شصت مسکین را اطعام کند؛ این براى آن است که به خدا و پیامبرش ایمان بیاورید؛ اینها مرزهاى الهى است؛ و براى کافران، عذاب دردناکى است!).
.

«ما جَعَلَ اللهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ وَ ما جَعَلَ أَزْواجَکُمُ اللّائِی تُظاهِرُونَ مِنْهُنَّ أُمَّهاتِکُمْ وَ ما جَعَلَ أَدْعِیاءَکُمْ أَبْناءَکُمْ ذالِکُم قَوْلُکُمْ بِأَفْواهِکُمْ وَ اللهُ یَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ یَهْدِی السَّبِیلَ»؛ (خداوند براى هیچ کس دو دل در درونش نیافریده؛ و هرگز همسرانتان را که مورد «ظهار» قرار مى دهید مادران شما قرار نداده؛ و (نیز) پسر خوانده هاى شما را پسر (واقعى) شماقرارنداده است؛ این سخن شماست که با دهان خود مى گویید (سخنى که واقعیت ندارد)؛ امّا خداوند حق را مى گوید و او به راه راست هدایت مى کند).

«ظهر» در عبارت فوق چنان كه بعضى از مفسران گفته‏ اند، به معنى« پشت» نيست، بلكه كنايه از رابطه ‏اى است كه از ناحيه زوجيت حاصل مى ‏شود، بنابراين معنى جمله چنين مى ‏شود: «همسرى با تو همچون همسرى مادرم مى ‏باشد»

© تمامی حقوق این سایت برای شرکت آرادپرداز محفوظ است ؛ هر گونه استفاده از مطالب دلگرم با رعایت شرایط بازنشر امکان پذیر است.

محیطی تخصصی برای ارتباط حقوقدانان با یکدیگر، و غیرحقوقدانان با حقوقدانان! بستری حرفه ای با ابزارها و امکانات بروز برای پیشبرد جامعه حقوقی فارسی زبان.

معنی واژه ی ظهار
معنی واژه ی ظهار
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *