معنی کلمه ی راهنمایی

خواص دارویی و گیاهی

معنی کلمه ی راهنمایی
معنی کلمه ی راهنمایی


شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: راهنمایی

نقش دستوری: اسم

معنی کلمه ی راهنمایی

آواشناسی: rAhnamAyi

الگوی تکیه: WWWS

شمارگان هجا: ۴

برابر ابجد: ۳۱۷

زیرگاه را بخوانید.زیروا را بخوانید.زیره را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


راهنمایی . [ن ُ / ن ِ / ن َ ] (حامص مرکب ) راهنمائی . عمل راهنمای .دلالت و هدایت . (ناظم الاطباء). ارائه ٔ طریق . رهنمایی . رهنمونی . راهنمونی . راهنمون شدن . ارشاد. رهبری . هدی . (منتهی الارب ) : و راهنمایی شان کرده بود به چنگ زدن به چیزی که هرگز نگسلد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 312). و راهنمایی کند او را [ القادر باﷲ را ] بسوی راه راست . (تاریخ بیهقی چاپ دکتر فیاض ص 308).- اداره ٔ راهنمایی و رانندگی ؛ نام اداره ای از توابع شهربانی کل کشور ایران که حفظ نظم و قوانین و نظامات مربوط به عبور و مرور وسایط نقلیه و دارندگان و رانندگان آن وسایط و هدایت آنان را بعهده دارد.

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

حال، آیا کسی از شما تا کنون دنبال این کلمه گشته است؟
منظورم در لغت‌نامه است؟ (خنده) بله، همانطور که فکر می‌کردم.
این کلمه چطور؟
اینجا، به شما نشان می‌دهم:
فرهنگ‌نویسی: عمل گردآوری کردن لغت‌نامه‌ها.
توجه کنید — خیلی اختصاصی کار می‌کنیم. واژه «گردآوری.»
لغت‌نامه از یک سنگ گرانیتی و یا یک پاره سنگ
تراشیده نشده است. بلکه از بسیاری تکه‌های کوچک ساخته شده است.
تکه‌های گسسته —
اینگونه هجی می‌شود تکه‌های گ-س-س-ت-ه.
و آن تکه‌ها واژه نام دارند.

حال یکی از افتخارات فرهنگ‌نویس بودن —
علاوه بر راه پیدا کردن به TED — این است که می‌توانید کلمه‌های جالبی بگویید،
مثل فرهنگ‌نویسانه.
این واژه الگوی جالبی دارد —
که هجای دوگانه نامیده می شود. و با گفتن هجای دوگانه،
به آخرین درجه گیکی بودن رسیده‌ام.
اما «فرهنگ نویسانه» با «دن دن دی دی دانه» الگوی یکسانی دارد.
درست است؟ گفتن این کلمه سرگرم کننده است،
و من آن را زیاد تکرار می‌کنم.
حال یکی از معایب فرهنگ‌نویس بودن
این است که افراد غالبا تصویر گرم و دوستانه‌ای از لغت‌نامه در ذهن‌شان ندارند.
درست است؟ هیچکس لغت‌نامه خود را در آغوش نمی‌گیرد.
اما چیزی که اغلب افراد درباره فرهنگ لغت فکر می‌کنند، بیشتر اینگونه فکر می‌کنند.
فقط برای اینکه بدانید، من سوت فرهنگ‌نویسی ندارم.
اما افراد تصور می‌کنند که کار من راه دادن کلمات خوب است
تا جای خود را در لغت‌نامه باز کنند،
و به کلمات بد اجازه ورود ندهم.

اما مسئله این است که من نمی‌خواهم پلیس راهنمایی باشم.
یکی به این دلیل که من اونیفرم ندارم.
و دیگر اینکه — تشخیص اینکه چه واژگانی خوب هستند
و چه واژگانی بد هستند اصلا کار آسانی نیست.
و زیاد هم جالب نیست. و وقتی که کارتان جالب و آسان نباشد،
دنبال بهانه می‌گردید که به نحوی آن را انجام ندهید.
پس اگر می خواستم شغلی را انتخاب کنم
که استعاره برای شغل من باشد، ترجیح می‌دادم که ماهیگیر باشم.
می خواهم تور بزرگم را درون اقیانوس آبی و عمیق زبان انگلیسی بیاندازم
و ببینم که چه موجودات خارق‌العاده‌ای را از کف آن بالا می‌آورم.
پس چرا از من می‌خواهند که عبور و مرور را کنترل کنم، وقتی که ترجیح می‌دهم ماهیگیری کنم؟
خوب، ملکه را سرزنش می‌کنم.
چرا ملکه را سرزنش می‌کنم؟
ملکه را سرزنش می‌کنم، اولا به این خاطر که خنده دار است.
و ثانیا ملکه را سرزنش می‌کنم چون
لغت‌نامه ها هیچ تغییر نکرده‌اند.

تصور ما از اینکه یک لغت‌نامه چیست از دوران سلطنت اوعوض نشده است.
تنها چیزی که ملکه ویکتوریا در لغت‌نامه‌های مدرن از آن خوشش نخواهد آمد
گنجاندن واژگان رکیک است، که این اتفاق
از سال ۱۹۶۵ در لغت‌نامه‌های آمریکایی افتاد.
خوب، این فرد را ببینید. عصر ویکتوریا.
جیمز موری، اولین ویراستار لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد.
من کلاه او را ندارم. ای کاش آن کلاه را داشتم.
خب او مسئول بسیاری از چیزهایی است که
ما در لغت نامه‌های امروزی، نوین به حساب می‌آوریم.
وقتی شخصی شبیه این — با آن کلاه —
چهره مدرنیته است، مشکل‌ساز است.
و امروز جیمز موری می‌توانست دارای شغلی در هر لغت‌نامه‌ای باشد.
و هیچ منحنی یادگیریی نیز وجود ندارد.

و البته برخی از ما می‌گویم: رایانه‌ها!
رایانه‌ها! رایانه‌ها چی؟
مسئله‌ای که در مورد رایانه‌ها وجود دارد اینست که — من عاشق رایانه هستم.
منظورم این است که دیوانه آن هستم. عاشق رایانه‌ام.
حتی حاضرم برای اینکه جستجوی کتاب گوگل را از من نگیرید اعتصاب غذا کنم.
اما رایانه‌ها کار خاصی به جز
سرعت بخشیدن به فرآیند گردآوری لغت‌نامه‌ها نمی‌کنند.
نتیجه نهایی را تغییر نمی‌دهند.
چون یک لغت‌نامه،
طرحی ویکتوریایی با نفوذ ترکیبی مدرن است.
خیلی تخیلی است، ما اینجا یک دوچرخه الکتریکی داریم.
می‌بینید، طرحی داریم ویکتوریایی با یک موتور روی آن. همین!
طرح تغییر نکرده است.
معنی کلمه ی راهنمایی

و بله، پس لغت‌نامه‌های آنلاین چی؟ صحیح؟
لغت‌نامه‌های آنلاین بایستی متفاوت باشند.
این لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد آنلاین است، یکی از بهترین لغت‌نامه‌های آنلاین.
در ضمن، این کلمه مورد علاقه من است:
Erinaceous: متعلق به خانواده خارپشت؛ ماهیت خارپشتی داشتن.
بسیار کلمه پرکاربردی است. حال به آن نگاه کنید.
لغت‌نامه‌های آنلاین در حال حاضر همان کاغذ هستند که روی صفحه نمایش آمده‌اند.
خیلی ساده است. ببینید در یک مدخل چند پیوند وجود دارد: دو!
درست؟ آن کلیدهای کوچک —
همه آنها را به جز نمودار تاریخ باز کرده‌ام.
پس اینجا زیاد اتفاق خاصی نیافتاده است.
جاهای زیادی برای کلیک کردن وجود ندارد.
در حقیقت لغت‌نامه‌های آنلاین دارای تمام
معایب نسخه‌های چاپی هستند به جز قابلیت جستجوی آنها.
و وقتی که قابلیت جستجوی آن را ارتقا دهیم،
در حقیقت به مزیتی برتر از نسخه چاپی دست یافته‌ایم، و آن دستیابی غیر مترقبه است.
دستیابی غیر مترقبه وقتی اتفاق می‌افتد که چیزی را پیدا می‌کنید که به دنبال آن نیستید
چون یافتن چیزی که به دنبال آن هستید بسیار دشوار است.

پس — (خنده) — حال، وقتی که به این مسئله فکر می‌کنید،
با مشکل Ham Butt (ته گوشت) مواجه می‌شویم.
آیا کسی می‌داند مشکل Ham Butt چیست؟
خانم‌ها برای شام یک خانواده بزرگ گوشت درست می‌کنند.
آنگاه قسمت پایین گوشت را جدا می‌کنند و به دور می‌اندازند،
و به این تیکه گوشت جدا شده نگاهی می‌اندازند و می‌گویند:
«این یک تکه گوشت بسیار عالی است. چرا آن را دور می اندازم؟»
با خود فکر می‌کند: «خوب مادرم همیشه همین کار را می‌کرد.»
سپس به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید:
«مامان، چرا وقتی گوشت می‌پزی تهش را جدا می‌کنی؟»
مادرش می‌گوید: «نمی‌دانم، مادرم همیشه این کار را می‌کرد!»
در نتیجه به مادربزرگ زنگ می‌زنند و او پاسخ می‌دهد:
«ماهیتابه‌ام خیلی کوچک بود!» (خنده)

پس مسئله این نیست که ما کلمات خوب یا کلمات بد داریم —
بلکه ماهیتابه‌ای داریم که بسیار کوچک است!
می‌دانید که ته گوشت نیز لذیذ است! هیچ دلیلی وجود ندارد که آن را دور بیاندازید.
کلمات بد — می‌بینید، وقتی مردم در فکر جایی هستند
و آن مکان را روی نقشه نمی‌یابند،
می‌گویند: «این نقشه مزخرف است!»
وقتی که کلوپ یا کافه‌ای پیدا می‌کنند که در کتاب راهنما نیست،
می گویند: «اوه، اینجا باید خیلی جالب باشه! توی کتاب راهنما نیست.»
وقتی با کلمه‌ای برخورد می‌کنند که در لغت‌نامه وجود ندارد با خود می‌گویند،
«حتما این کلمه بدی است.» چرا؟ بیشتر ممکن است آن لغت‌نامه بد باشد.
چرا به جای ماهیتابه، از گوشت ایراد می‌گیرید که بزرگ است؟
خوب می‌توانید گوشتی کوچکتر انتخاب کنید.
زبان انگلیسی به همان بزرگی است که هست.

پس اگر مشکل ته گوشت دارید،
و دارید به مشکل ته گوشت فکر می‌کنید،
نتیجه‌ای که به آن راه خواهی یافت بسیار نرمش‌ناپذیر و غیر شهودی خواهد بود:
کاغذ دشمن واژگان است.
چطور ممکن است؟ منظورم این است که من عاشق کتابم. من واقعا عاشق کتابم.
بعضی از بهترین دوستان من کتاب هستند.
اما کتاب بهترین شکل یک لغت‌نامه نیست.
ممکن است با خود بگویند: «اوه، پسر.
اونا می‌خواند لغت‌نامه‌های قشنگ چاپی منو ازم بگیرند؟»
خیر. هنوز لغت‌نامه‌های چاپی وجود دارند.
وقتی اتومبیل‌دار شدیم — وقتی که اتومبیل تبدیل به غالب‌ترین شکل حمل و نقل شد،
اسب‌ها را یک جا جمع نکردیم که آنها را بکشیم.
می‌دانید، هنوز قرار هست که لغت‌نامه‌های چاپی وجود داشته باشند،
اما دیگر لغت‌نامه غالب نخواهند بود.
از این به بعد لغت‌نامه کتابی-شکل تنها شکلی نیست که
لغت‌نامه‌ها دارند. همچنین قرار نیست
شکل الگو برای لغت‌نامه‌های آینده باشد.

پس اینگونه به مسئله نگاه کنید: اگر محدودیت مصنوعی داشته باشید،
محدودیت‌های مصنوعی منجر می‌شوند به
تمایزات دلبخواهی و جهانبینی نامتوازن.
چه اتفاقی می‌افتاد اگر زیست‌شناسان تنها به مطالعه حیواناتی می‌پرداختند
که باعث می‌شد مردم بگویند، «اوووو.» صحیح؟
اگر به حیوانات از دیدگاه زیباشناسانه نگاه می‌کردیم چه اتفاقی می‌افتاد،
آنگاه فقط آنهایی که بامزه بودند مورد مطالعه قرار می‌گرفتند؟
در نتیجه درباره جانواران محبوب اطلاعات زیادی می‌داشتیم،
و راجع به دیگر حیوانات خیلی کم.
و به نظر من این یک مشکل است.
به نظر من باید همه واژگان را بررسی کنیم،
چون وقتی به کلمات می‌اندیشید، می‌توانید اصطلاحات زیبایی بسازید
از اجزای بسیار بی‌ارزش.
فرهنگ‌نویسی بیشتر درباره علم مواد است.
مورد مطالعه ما مقاومت موادی است که
شما در ساختن ساختار اصطلاح خود استفاده می‌کنید:
کلام و نوشتار شما. و اغلب افراد به من می‌گویند،
«بسیار خوب، چگونه بفهمم که این واژه واقعی است؟»
آنها فکر می‌کنند، «اگر واژگان را ابزاری فرض کنیم
که در بیان افکارمان مورد استفاده قرار می‌گیرند،
چگونه می‌توان گفت پیچ‌گوشتی از چکش بهتر است؟
چگونه می‌توان گفت که چکش آهنگری از چکش صنعتی بهتر است؟
هر کدام از آنها مناسب کار خود هستند.»

همه از من می‌پرسند: «از کجا بدانیم که کلمه‌ای واقعیست؟»
ببینید، هر کس که کتاب‌های کودکان را خوانده باشد
می‌داند که عشق همه چیز را واقعی می‌کند.
اگر واژه‌ای را دوست دارید، بکارش ببرید. و واژه واقعی می‌شود.
وجود واژه در لغت‌نامه تنها تمایزی مصنوعی است.
باعث نمی‌شود کلمه را واقعی‌تر از هر روش دیگر جلوه دهد.
اگر کلمه ای را دوست دارید، واقعی می‌شود.
پس اگر نگران هدایت عبور و مرور نباشیم،
اگر از کاغذ جلوتر رفته‌ایم، اگر نگرانی کمتری داریم
راجع به کنترل کردن و بیشتر درباره توضیحات،
آنگاه می‌توانیم زبان انگلیسی را مثل
این متحرک زیبا فرض کنیم.
و هرگاه یکی از قسمت‌های کوچک این متحرک تغییر کند،
لمس شود — هر گاه کلمه‌ای را لمس کنید،
آن را در بافت جدیدی بکار برده‌اید، معنای جدیدی به آن داده‌اید،
آن را فعل می‌کنید — باعث حرکت متحرک می‌شوید.
آن را نشکسته‌اید؛ بلکه فقط در موقعیتی تازه است،
و این موقعیت تازه می‌تواند به همان اندازه زیبا باشد.

پس اگر دیگر پلیس راهنمایی نیستید —
مشکل پلیس راهنمایی بودن این است
تنها چند پلیس می‌توانند در یک چهارراه باشند،
وگرنه اتومبیل‌ها گیج می‌شوند.
ولی اگر هدف شما هدایت عبور و مرور نباشد،
مثلا شمردن اتومبیل‌ها باشد، آنگاه هر چه چشم بیشتری باشد بهتر است.
می‌توانید درخواست کمک کنید!
اگر درخواست کمک کنید، کار بیشتری انجام می‌شود. و واقعا ما نیازمند کمک هستیم.
کتابخانه مجلس: ۱۷ میلیون کتاب.
که نصف آنها به انگلیسی هستند.
اگر از ۱۰ کتاب تنها یکی
حاوی کلمه‌ای خارج از لغت‌نامه باشد،
معادل با بیش از دو لغت‌نامه جامع خواهد بود.

و من کلمه‌ای لغت‌نامه‌ای نشده —
مثلا کلمه «لغت‌نامه‌ای نشده» —
را تقریبا در هر کتابی که می‌خوانم می‌بینم. روزنامه‌ها چطور؟
بایگانی روزنامه‌ها به سال ۱۷۵۹ برمی‌گردد.
۵۸.۱ میلیون صفحه روزنامه. اگر از ۱۰۰ تا تنها یکی
از آن صفحات کلمه‌ای لغت‌نامه‌ای نشده داشته باشد،
یک فرهنگ آکسفورد کامل می‌شود.
یعنی پانصدهزار کلمه دیگر. پس آن بسیار زیاد است.
و من هنوز مجلات را به حساب نیاورده‌ام، وبلاگ‌ها را نیز حساب نکرده‌ام —
و من در یک هفته نشریه بوینگ‌بوینگ کلمات بیشتری می‌بینم
تا نیوزویک یا تایم.
اتفاقات زیادی درحال رخ دادن است.

و حتی تعدد معانی را هم در نظر نگرفته‌ام،
چون عادت حریصانه بعضی از واژگان است که
بیشتر از یک معنی را به خود می‌گیرند.
حال اگر کلمه «Set» را در نظر بگیرید — می‌تواند به معنی محل دستفروشی باشد،
می‌تواند چین‌چین‌های یقه لباس‌های دوره الیزابت باشد —
و معانی بسیار دیگری در لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد هست.
لغت‌نامه آکسفورد ۳۳ شماره مجزا برای واژه «set» دارد.
این کلمه بسیار کوچک، ۳۳ معنی مختلف.
برچسب یکی از آنها اینگونه است: «معانی اختصاصی متفرقه.»
می‌دانید یاد چه چیزی می‌افتم؟
یاد عصر جمعه می‌افتم که کسی می‌خواهد به سمت یک کافه برود.
یک پلیس واژه‌ها بیرون ایستاده،
و می‌گوید: «معانی اختصاصی متفرقه.»

پس ما همه این واژگان را داریم، و واقعا به کمک نیاز داریم!
و مسئله این است که می‌توانیم تقاضای کمک کنیم —
کمک خواستن آنقدرها هم دشوار نیست.
یعنی که، فرهنگ‌نویسی موشک هواکردن که نیست.
می‌بینید، من فقط یک سری کلمات و اعداد به شما دادم،
و این فراتر از توضیح بصری است.
اگر لغت‌نامه را نقشه زبان انگلیسی بدانیم،
چیزهایی که بلدیم این نقاط روشن هستند
و جاهایی که در تاریکی قرار داریم نقاط تیره هستند.
اگر این نقشه تمام کلمات انگلیسی آمریکایی بود، ما چیزی بلد نبودیم.
و حتی قالب زبان را نیز نمی‌دانیم که به چه شکل است.
اگر این لغت‌نامه بود — اگر این نقشه انگلیسی آمریکایی بود —
ببینید، ما تصوری قلنبه از فلوریدا داریم،
ولی کالیفرنیایی وجود ندارد!
جای کالیفرنیا در انگلیسی آمریکایی خالی است.
ما به قدر کافی نمی‌دانیم، و حتی نمی‌دانیم که جای کالیفرنیا خالی است.
حتی آن جای خالی را هم روی نقشه نمی‌بینیم.

پس دوباره، فرهنگ‌نویسی موشک هواکردن نیست.
ولی حتی اگر به همان سختی هم بود، دانش موشکی امروزه در حال انجام است
توسط آماتورهای علاقمند. می‌دانید؟
پیدا کردن چند کلمه هم نمی‌تواند زیاد سخت باشد!
پس، تعداد کافی از دانشمندان در رشته های دیگر
واقعا از مردم می‌خواهند تا کمک کنند، و آنها دارند خوب کار می‌کنند.
به عنوان مثال: eBird را در نظر بگیرید، جاییکه علاقمندان به پرندگان می‌توانند
اطلاعات خود را از مشاهده پرنده‌ها آنجا بارگذاری کنند.
و آنگاه پرنده‌شناسان می‌توانند با مراجعه به آن
به ردیابی جمعیت‌ها، مهاجرت‌ها و غیره کمک کنند.

این مایک اوتس است. مایک اوتس در پادشاهی متحده زندگی می‌کند.
او مدیر یک شرکت آبکاری الکتریکی است.
او بیش از ۱۴۰ ستاره دنباله‌دار پیدا کرده است.
او ستاره‌های زیادی پیدا کرده، یکی از آنها را به اسم او نامگذاری کرده‌اند.
کمی بعد از مریخ است — یک پیاده‌روی.
فکر نمی‌کنم که به این زودی عکسش را در آنجا بگیرد.
اما او ۱۴۰ ستاره دنباله‌دار را بدون تلسکوپ پیدا کرده است.
او اطلاعات را از ماهواره NASA SOHO دانلود کرده بود،
و بدین طریق آنها را پیدا کرد.
اگر می‌توانیم بدون تلسکوپ ستاره پیدا کنیم،
نبایستی که بتوانیم واژه‌ها را هم پیدا کنیم؟

اکنون همه شما می‌دانید که از اینها چه منظوری دارم.
چون من اینترنت می‌روم، که جایی است که همه می‌روند.
و اینترنت برای جمع‌آوری لغات عالی است،
چون اینترنت پر از گردآوردندگان است.
و این یکی از فناوری‌های کمترشناخته شده اینترنت است،
البته اینترنت در حقیقت تشکیل شده است از واژگان و شور و شوق.
و واژگان و شور و شوق در حقیقت می‌توانند
دستورکار فرهنگ‌نویسی باشند. این عالی نیست؟
بنابراین در حال حاضر سایت‌های خیلی خوب زیادی برای جمع‌آوری کلمات وجود دارند،
اما مشکل بعضی از آنها این است که زیاد علمی نیستند.
آنها کلمه را نشان می‌دهند، ولی زمینه آن را نشان نمی‌دهند:
از کجا آمده است؟ چه کسی آن را گفته است؟
در کدام روزنامه بوده است؟ چه کتابی؟

چون یک کلمه همانند یک اثر باستان‌شناسی است.
اگر زادگاه یا خاستگاه اثر را ندانید،
دیگر علم نیست — فقط یک شی زیبا برای دیدن است.
پس واژهٔ بدون ریشه مانند گلی بریده است.
همانطور که می‌دانید — برای مدتی دیدنی است، ولی زود پژمرده می‌شود.
بسیار سریع می‌میرد.
پس همه این مدت می‌گفتم،
«لغت‌نامه، لغت‌نامه، لغت‌نامه، لغت‌نامه.»
نه «یک لغت‌نامه» یا «لغت‌نامه‌ها.» و به این دلیل است که —
خوب، مردم لغت‌نامه را به منزلهٔ کل زبان می‌گیرند.
آن را به صورت جزئی از کل به کار می‌برند.
و یکی از مشکلات دانستن واژهٔ «هم‌دریافتی»
این است که شما دنبال بهانه‌ای برای گفتن این واژه می‌گردید.
تمام سخنرانی من بهانه‌ای بود تا به این نقطه برسم
که بتوانم جزئی را به عنوان یک کل به شما ارائه کنم.
پس واقعا متاسفم. ولی وقتی بخشی از چیزی را بکار می‌برید —
مثل لغت‌نامه که بخشی از زبان است،
یا یک پرچم که نشانه کشور آمریکاست، نماد یک کشور —
شما آن را جزئی از کل در نظر گرفته‌اید.
اما مسئله این است که ما می‌توانیم لغت‌نامه را کل زبان فرض کنیم.
اگر ظرف بزرگتری داشته باشیم می‌توانیم تمام لغات را درون آن بگذاریم.
می‌توانیم تمام معانی را بگنجانیم.
آیا این نیست که همه معانی بیشتری در زندگی خود می‌خواهند؟
و ما می‌توانیم لغت‌نامه را نه تنها به نماد یک زبان —
بلکه به کل زبان تبدیل کنیم.

می‌دونین، من بسیار امیدوارم که پسرم —
که این ماه ۷ ساله می‌شود — دوست دارم که چیزی را به یاد داشته باشد
که این زمانی شکل عمده لغت‌نامه‌ها بوده است.
لغت‌نامه‌ها زمانی این شکلی بودند.
من می‌خواهم که او اینطور لغت‌نامه را مثل نوار ۸-ترانه‌ای در نظر بگیرد.
غالبی بود که بدلیل کارآمد نبودن از بین رفت.
واقعا چیزی نبود که مردم نیاز داشتند.
و مسئله این است که، اگر ما بتوانیم تمام لغات را بگنجانیم،
دیگر آن تمایز مصنوعی خوب و بد را ندارد،
و می‌توانیم زبان را همچون دانشمندان تعریف کنیم.
می‌توانیم نقدهای زیباشناختی را به عهده نویسندگان و سخنرانان بگذاریم.
اگر بتوانیم این کار انجام دهیم، پس من هم می‌توانم تمام وقتم را ماهیگیری کنم
و دیگر مجبور نیستم پلیس ترافیک باشم.
از توجه شما بسیار سپاسگزارم.

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

حال، آیا کسی از شما تا کنون دنبال این کلمه گشته است؟
منظورم در لغت‌نامه است؟ (خنده) بله، همانطور که فکر می‌کردم.
این کلمه چطور؟
اینجا، به شما نشان می‌دهم:
فرهنگ‌نویسی: عمل گردآوری کردن لغت‌نامه‌ها.
توجه کنید — خیلی اختصاصی کار می‌کنیم. واژه «گردآوری.»
لغت‌نامه از یک سنگ گرانیتی و یا یک پاره سنگ
تراشیده نشده است. بلکه از بسیاری تکه‌های کوچک ساخته شده است.
تکه‌های گسسته —
اینگونه هجی می‌شود تکه‌های گ-س-س-ت-ه.
و آن تکه‌ها واژه نام دارند.

حال یکی از افتخارات فرهنگ‌نویس بودن —
علاوه بر راه پیدا کردن به TED — این است که می‌توانید کلمه‌های جالبی بگویید،
مثل فرهنگ‌نویسانه.
این واژه الگوی جالبی دارد —
که هجای دوگانه نامیده می شود. و با گفتن هجای دوگانه،
به آخرین درجه گیکی بودن رسیده‌ام.
اما «فرهنگ نویسانه» با «دن دن دی دی دانه» الگوی یکسانی دارد.
درست است؟ گفتن این کلمه سرگرم کننده است،
و من آن را زیاد تکرار می‌کنم.
حال یکی از معایب فرهنگ‌نویس بودن
این است که افراد غالبا تصویر گرم و دوستانه‌ای از لغت‌نامه در ذهن‌شان ندارند.
درست است؟ هیچکس لغت‌نامه خود را در آغوش نمی‌گیرد.
اما چیزی که اغلب افراد درباره فرهنگ لغت فکر می‌کنند، بیشتر اینگونه فکر می‌کنند.
فقط برای اینکه بدانید، من سوت فرهنگ‌نویسی ندارم.
اما افراد تصور می‌کنند که کار من راه دادن کلمات خوب است
تا جای خود را در لغت‌نامه باز کنند،
و به کلمات بد اجازه ورود ندهم.

اما مسئله این است که من نمی‌خواهم پلیس راهنمایی باشم.
یکی به این دلیل که من اونیفرم ندارم.
و دیگر اینکه — تشخیص اینکه چه واژگانی خوب هستند
و چه واژگانی بد هستند اصلا کار آسانی نیست.
و زیاد هم جالب نیست. و وقتی که کارتان جالب و آسان نباشد،
دنبال بهانه می‌گردید که به نحوی آن را انجام ندهید.
پس اگر می خواستم شغلی را انتخاب کنم
که استعاره برای شغل من باشد، ترجیح می‌دادم که ماهیگیر باشم.
می خواهم تور بزرگم را درون اقیانوس آبی و عمیق زبان انگلیسی بیاندازم
و ببینم که چه موجودات خارق‌العاده‌ای را از کف آن بالا می‌آورم.
پس چرا از من می‌خواهند که عبور و مرور را کنترل کنم، وقتی که ترجیح می‌دهم ماهیگیری کنم؟
خوب، ملکه را سرزنش می‌کنم.
چرا ملکه را سرزنش می‌کنم؟
ملکه را سرزنش می‌کنم، اولا به این خاطر که خنده دار است.
و ثانیا ملکه را سرزنش می‌کنم چون
لغت‌نامه ها هیچ تغییر نکرده‌اند.

تصور ما از اینکه یک لغت‌نامه چیست از دوران سلطنت اوعوض نشده است.
تنها چیزی که ملکه ویکتوریا در لغت‌نامه‌های مدرن از آن خوشش نخواهد آمد
گنجاندن واژگان رکیک است، که این اتفاق
از سال ۱۹۶۵ در لغت‌نامه‌های آمریکایی افتاد.
خوب، این فرد را ببینید. عصر ویکتوریا.
جیمز موری، اولین ویراستار لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد.
من کلاه او را ندارم. ای کاش آن کلاه را داشتم.
خب او مسئول بسیاری از چیزهایی است که
ما در لغت نامه‌های امروزی، نوین به حساب می‌آوریم.
وقتی شخصی شبیه این — با آن کلاه —
چهره مدرنیته است، مشکل‌ساز است.
و امروز جیمز موری می‌توانست دارای شغلی در هر لغت‌نامه‌ای باشد.
و هیچ منحنی یادگیریی نیز وجود ندارد.

و البته برخی از ما می‌گویم: رایانه‌ها!
رایانه‌ها! رایانه‌ها چی؟
مسئله‌ای که در مورد رایانه‌ها وجود دارد اینست که — من عاشق رایانه هستم.
منظورم این است که دیوانه آن هستم. عاشق رایانه‌ام.
حتی حاضرم برای اینکه جستجوی کتاب گوگل را از من نگیرید اعتصاب غذا کنم.
اما رایانه‌ها کار خاصی به جز
سرعت بخشیدن به فرآیند گردآوری لغت‌نامه‌ها نمی‌کنند.
نتیجه نهایی را تغییر نمی‌دهند.
چون یک لغت‌نامه،
طرحی ویکتوریایی با نفوذ ترکیبی مدرن است.
خیلی تخیلی است، ما اینجا یک دوچرخه الکتریکی داریم.
می‌بینید، طرحی داریم ویکتوریایی با یک موتور روی آن. همین!
طرح تغییر نکرده است.
معنی کلمه ی راهنمایی

و بله، پس لغت‌نامه‌های آنلاین چی؟ صحیح؟
لغت‌نامه‌های آنلاین بایستی متفاوت باشند.
این لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد آنلاین است، یکی از بهترین لغت‌نامه‌های آنلاین.
در ضمن، این کلمه مورد علاقه من است:
Erinaceous: متعلق به خانواده خارپشت؛ ماهیت خارپشتی داشتن.
بسیار کلمه پرکاربردی است. حال به آن نگاه کنید.
لغت‌نامه‌های آنلاین در حال حاضر همان کاغذ هستند که روی صفحه نمایش آمده‌اند.
خیلی ساده است. ببینید در یک مدخل چند پیوند وجود دارد: دو!
درست؟ آن کلیدهای کوچک —
همه آنها را به جز نمودار تاریخ باز کرده‌ام.
پس اینجا زیاد اتفاق خاصی نیافتاده است.
جاهای زیادی برای کلیک کردن وجود ندارد.
در حقیقت لغت‌نامه‌های آنلاین دارای تمام
معایب نسخه‌های چاپی هستند به جز قابلیت جستجوی آنها.
و وقتی که قابلیت جستجوی آن را ارتقا دهیم،
در حقیقت به مزیتی برتر از نسخه چاپی دست یافته‌ایم، و آن دستیابی غیر مترقبه است.
دستیابی غیر مترقبه وقتی اتفاق می‌افتد که چیزی را پیدا می‌کنید که به دنبال آن نیستید
چون یافتن چیزی که به دنبال آن هستید بسیار دشوار است.

پس — (خنده) — حال، وقتی که به این مسئله فکر می‌کنید،
با مشکل Ham Butt (ته گوشت) مواجه می‌شویم.
آیا کسی می‌داند مشکل Ham Butt چیست؟
خانم‌ها برای شام یک خانواده بزرگ گوشت درست می‌کنند.
آنگاه قسمت پایین گوشت را جدا می‌کنند و به دور می‌اندازند،
و به این تیکه گوشت جدا شده نگاهی می‌اندازند و می‌گویند:
«این یک تکه گوشت بسیار عالی است. چرا آن را دور می اندازم؟»
با خود فکر می‌کند: «خوب مادرم همیشه همین کار را می‌کرد.»
سپس به مادرش زنگ می‌زند و می‌گوید:
«مامان، چرا وقتی گوشت می‌پزی تهش را جدا می‌کنی؟»
مادرش می‌گوید: «نمی‌دانم، مادرم همیشه این کار را می‌کرد!»
در نتیجه به مادربزرگ زنگ می‌زنند و او پاسخ می‌دهد:
«ماهیتابه‌ام خیلی کوچک بود!» (خنده)

پس مسئله این نیست که ما کلمات خوب یا کلمات بد داریم —
بلکه ماهیتابه‌ای داریم که بسیار کوچک است!
می‌دانید که ته گوشت نیز لذیذ است! هیچ دلیلی وجود ندارد که آن را دور بیاندازید.
کلمات بد — می‌بینید، وقتی مردم در فکر جایی هستند
و آن مکان را روی نقشه نمی‌یابند،
می‌گویند: «این نقشه مزخرف است!»
وقتی که کلوپ یا کافه‌ای پیدا می‌کنند که در کتاب راهنما نیست،
می گویند: «اوه، اینجا باید خیلی جالب باشه! توی کتاب راهنما نیست.»
وقتی با کلمه‌ای برخورد می‌کنند که در لغت‌نامه وجود ندارد با خود می‌گویند،
«حتما این کلمه بدی است.» چرا؟ بیشتر ممکن است آن لغت‌نامه بد باشد.
چرا به جای ماهیتابه، از گوشت ایراد می‌گیرید که بزرگ است؟
خوب می‌توانید گوشتی کوچکتر انتخاب کنید.
زبان انگلیسی به همان بزرگی است که هست.

پس اگر مشکل ته گوشت دارید،
و دارید به مشکل ته گوشت فکر می‌کنید،
نتیجه‌ای که به آن راه خواهی یافت بسیار نرمش‌ناپذیر و غیر شهودی خواهد بود:
کاغذ دشمن واژگان است.
چطور ممکن است؟ منظورم این است که من عاشق کتابم. من واقعا عاشق کتابم.
بعضی از بهترین دوستان من کتاب هستند.
اما کتاب بهترین شکل یک لغت‌نامه نیست.
ممکن است با خود بگویند: «اوه، پسر.
اونا می‌خواند لغت‌نامه‌های قشنگ چاپی منو ازم بگیرند؟»
خیر. هنوز لغت‌نامه‌های چاپی وجود دارند.
وقتی اتومبیل‌دار شدیم — وقتی که اتومبیل تبدیل به غالب‌ترین شکل حمل و نقل شد،
اسب‌ها را یک جا جمع نکردیم که آنها را بکشیم.
می‌دانید، هنوز قرار هست که لغت‌نامه‌های چاپی وجود داشته باشند،
اما دیگر لغت‌نامه غالب نخواهند بود.
از این به بعد لغت‌نامه کتابی-شکل تنها شکلی نیست که
لغت‌نامه‌ها دارند. همچنین قرار نیست
شکل الگو برای لغت‌نامه‌های آینده باشد.

پس اینگونه به مسئله نگاه کنید: اگر محدودیت مصنوعی داشته باشید،
محدودیت‌های مصنوعی منجر می‌شوند به
تمایزات دلبخواهی و جهانبینی نامتوازن.
چه اتفاقی می‌افتاد اگر زیست‌شناسان تنها به مطالعه حیواناتی می‌پرداختند
که باعث می‌شد مردم بگویند، «اوووو.» صحیح؟
اگر به حیوانات از دیدگاه زیباشناسانه نگاه می‌کردیم چه اتفاقی می‌افتاد،
آنگاه فقط آنهایی که بامزه بودند مورد مطالعه قرار می‌گرفتند؟
در نتیجه درباره جانواران محبوب اطلاعات زیادی می‌داشتیم،
و راجع به دیگر حیوانات خیلی کم.
و به نظر من این یک مشکل است.
به نظر من باید همه واژگان را بررسی کنیم،
چون وقتی به کلمات می‌اندیشید، می‌توانید اصطلاحات زیبایی بسازید
از اجزای بسیار بی‌ارزش.
فرهنگ‌نویسی بیشتر درباره علم مواد است.
مورد مطالعه ما مقاومت موادی است که
شما در ساختن ساختار اصطلاح خود استفاده می‌کنید:
کلام و نوشتار شما. و اغلب افراد به من می‌گویند،
«بسیار خوب، چگونه بفهمم که این واژه واقعی است؟»
آنها فکر می‌کنند، «اگر واژگان را ابزاری فرض کنیم
که در بیان افکارمان مورد استفاده قرار می‌گیرند،
چگونه می‌توان گفت پیچ‌گوشتی از چکش بهتر است؟
چگونه می‌توان گفت که چکش آهنگری از چکش صنعتی بهتر است؟
هر کدام از آنها مناسب کار خود هستند.»

همه از من می‌پرسند: «از کجا بدانیم که کلمه‌ای واقعیست؟»
ببینید، هر کس که کتاب‌های کودکان را خوانده باشد
می‌داند که عشق همه چیز را واقعی می‌کند.
اگر واژه‌ای را دوست دارید، بکارش ببرید. و واژه واقعی می‌شود.
وجود واژه در لغت‌نامه تنها تمایزی مصنوعی است.
باعث نمی‌شود کلمه را واقعی‌تر از هر روش دیگر جلوه دهد.
اگر کلمه ای را دوست دارید، واقعی می‌شود.
پس اگر نگران هدایت عبور و مرور نباشیم،
اگر از کاغذ جلوتر رفته‌ایم، اگر نگرانی کمتری داریم
راجع به کنترل کردن و بیشتر درباره توضیحات،
آنگاه می‌توانیم زبان انگلیسی را مثل
این متحرک زیبا فرض کنیم.
و هرگاه یکی از قسمت‌های کوچک این متحرک تغییر کند،
لمس شود — هر گاه کلمه‌ای را لمس کنید،
آن را در بافت جدیدی بکار برده‌اید، معنای جدیدی به آن داده‌اید،
آن را فعل می‌کنید — باعث حرکت متحرک می‌شوید.
آن را نشکسته‌اید؛ بلکه فقط در موقعیتی تازه است،
و این موقعیت تازه می‌تواند به همان اندازه زیبا باشد.

پس اگر دیگر پلیس راهنمایی نیستید —
مشکل پلیس راهنمایی بودن این است
تنها چند پلیس می‌توانند در یک چهارراه باشند،
وگرنه اتومبیل‌ها گیج می‌شوند.
ولی اگر هدف شما هدایت عبور و مرور نباشد،
مثلا شمردن اتومبیل‌ها باشد، آنگاه هر چه چشم بیشتری باشد بهتر است.
می‌توانید درخواست کمک کنید!
اگر درخواست کمک کنید، کار بیشتری انجام می‌شود. و واقعا ما نیازمند کمک هستیم.
کتابخانه مجلس: ۱۷ میلیون کتاب.
که نصف آنها به انگلیسی هستند.
اگر از ۱۰ کتاب تنها یکی
حاوی کلمه‌ای خارج از لغت‌نامه باشد،
معادل با بیش از دو لغت‌نامه جامع خواهد بود.

و من کلمه‌ای لغت‌نامه‌ای نشده —
مثلا کلمه «لغت‌نامه‌ای نشده» —
را تقریبا در هر کتابی که می‌خوانم می‌بینم. روزنامه‌ها چطور؟
بایگانی روزنامه‌ها به سال ۱۷۵۹ برمی‌گردد.
۵۸.۱ میلیون صفحه روزنامه. اگر از ۱۰۰ تا تنها یکی
از آن صفحات کلمه‌ای لغت‌نامه‌ای نشده داشته باشد،
یک فرهنگ آکسفورد کامل می‌شود.
یعنی پانصدهزار کلمه دیگر. پس آن بسیار زیاد است.
و من هنوز مجلات را به حساب نیاورده‌ام، وبلاگ‌ها را نیز حساب نکرده‌ام —
و من در یک هفته نشریه بوینگ‌بوینگ کلمات بیشتری می‌بینم
تا نیوزویک یا تایم.
اتفاقات زیادی درحال رخ دادن است.

و حتی تعدد معانی را هم در نظر نگرفته‌ام،
چون عادت حریصانه بعضی از واژگان است که
بیشتر از یک معنی را به خود می‌گیرند.
حال اگر کلمه «Set» را در نظر بگیرید — می‌تواند به معنی محل دستفروشی باشد،
می‌تواند چین‌چین‌های یقه لباس‌های دوره الیزابت باشد —
و معانی بسیار دیگری در لغت‌نامه انگلیسی آکسفورد هست.
لغت‌نامه آکسفورد ۳۳ شماره مجزا برای واژه «set» دارد.
این کلمه بسیار کوچک، ۳۳ معنی مختلف.
برچسب یکی از آنها اینگونه است: «معانی اختصاصی متفرقه.»
می‌دانید یاد چه چیزی می‌افتم؟
یاد عصر جمعه می‌افتم که کسی می‌خواهد به سمت یک کافه برود.
یک پلیس واژه‌ها بیرون ایستاده،
و می‌گوید: «معانی اختصاصی متفرقه.»

پس ما همه این واژگان را داریم، و واقعا به کمک نیاز داریم!
و مسئله این است که می‌توانیم تقاضای کمک کنیم —
کمک خواستن آنقدرها هم دشوار نیست.
یعنی که، فرهنگ‌نویسی موشک هواکردن که نیست.
می‌بینید، من فقط یک سری کلمات و اعداد به شما دادم،
و این فراتر از توضیح بصری است.
اگر لغت‌نامه را نقشه زبان انگلیسی بدانیم،
چیزهایی که بلدیم این نقاط روشن هستند
و جاهایی که در تاریکی قرار داریم نقاط تیره هستند.
اگر این نقشه تمام کلمات انگلیسی آمریکایی بود، ما چیزی بلد نبودیم.
و حتی قالب زبان را نیز نمی‌دانیم که به چه شکل است.
اگر این لغت‌نامه بود — اگر این نقشه انگلیسی آمریکایی بود —
ببینید، ما تصوری قلنبه از فلوریدا داریم،
ولی کالیفرنیایی وجود ندارد!
جای کالیفرنیا در انگلیسی آمریکایی خالی است.
ما به قدر کافی نمی‌دانیم، و حتی نمی‌دانیم که جای کالیفرنیا خالی است.
حتی آن جای خالی را هم روی نقشه نمی‌بینیم.

پس دوباره، فرهنگ‌نویسی موشک هواکردن نیست.
ولی حتی اگر به همان سختی هم بود، دانش موشکی امروزه در حال انجام است
توسط آماتورهای علاقمند. می‌دانید؟
پیدا کردن چند کلمه هم نمی‌تواند زیاد سخت باشد!
پس، تعداد کافی از دانشمندان در رشته های دیگر
واقعا از مردم می‌خواهند تا کمک کنند، و آنها دارند خوب کار می‌کنند.
به عنوان مثال: eBird را در نظر بگیرید، جاییکه علاقمندان به پرندگان می‌توانند
اطلاعات خود را از مشاهده پرنده‌ها آنجا بارگذاری کنند.
و آنگاه پرنده‌شناسان می‌توانند با مراجعه به آن
به ردیابی جمعیت‌ها، مهاجرت‌ها و غیره کمک کنند.

این مایک اوتس است. مایک اوتس در پادشاهی متحده زندگی می‌کند.
او مدیر یک شرکت آبکاری الکتریکی است.
او بیش از ۱۴۰ ستاره دنباله‌دار پیدا کرده است.
او ستاره‌های زیادی پیدا کرده، یکی از آنها را به اسم او نامگذاری کرده‌اند.
کمی بعد از مریخ است — یک پیاده‌روی.
فکر نمی‌کنم که به این زودی عکسش را در آنجا بگیرد.
اما او ۱۴۰ ستاره دنباله‌دار را بدون تلسکوپ پیدا کرده است.
او اطلاعات را از ماهواره NASA SOHO دانلود کرده بود،
و بدین طریق آنها را پیدا کرد.
اگر می‌توانیم بدون تلسکوپ ستاره پیدا کنیم،
نبایستی که بتوانیم واژه‌ها را هم پیدا کنیم؟

اکنون همه شما می‌دانید که از اینها چه منظوری دارم.
چون من اینترنت می‌روم، که جایی است که همه می‌روند.
و اینترنت برای جمع‌آوری لغات عالی است،
چون اینترنت پر از گردآوردندگان است.
و این یکی از فناوری‌های کمترشناخته شده اینترنت است،
البته اینترنت در حقیقت تشکیل شده است از واژگان و شور و شوق.
و واژگان و شور و شوق در حقیقت می‌توانند
دستورکار فرهنگ‌نویسی باشند. این عالی نیست؟
بنابراین در حال حاضر سایت‌های خیلی خوب زیادی برای جمع‌آوری کلمات وجود دارند،
اما مشکل بعضی از آنها این است که زیاد علمی نیستند.
آنها کلمه را نشان می‌دهند، ولی زمینه آن را نشان نمی‌دهند:
از کجا آمده است؟ چه کسی آن را گفته است؟
در کدام روزنامه بوده است؟ چه کتابی؟

چون یک کلمه همانند یک اثر باستان‌شناسی است.
اگر زادگاه یا خاستگاه اثر را ندانید،
دیگر علم نیست — فقط یک شی زیبا برای دیدن است.
پس واژهٔ بدون ریشه مانند گلی بریده است.
همانطور که می‌دانید — برای مدتی دیدنی است، ولی زود پژمرده می‌شود.
بسیار سریع می‌میرد.
پس همه این مدت می‌گفتم،
«لغت‌نامه، لغت‌نامه، لغت‌نامه، لغت‌نامه.»
نه «یک لغت‌نامه» یا «لغت‌نامه‌ها.» و به این دلیل است که —
خوب، مردم لغت‌نامه را به منزلهٔ کل زبان می‌گیرند.
آن را به صورت جزئی از کل به کار می‌برند.
و یکی از مشکلات دانستن واژهٔ «هم‌دریافتی»
این است که شما دنبال بهانه‌ای برای گفتن این واژه می‌گردید.
تمام سخنرانی من بهانه‌ای بود تا به این نقطه برسم
که بتوانم جزئی را به عنوان یک کل به شما ارائه کنم.
پس واقعا متاسفم. ولی وقتی بخشی از چیزی را بکار می‌برید —
مثل لغت‌نامه که بخشی از زبان است،
یا یک پرچم که نشانه کشور آمریکاست، نماد یک کشور —
شما آن را جزئی از کل در نظر گرفته‌اید.
اما مسئله این است که ما می‌توانیم لغت‌نامه را کل زبان فرض کنیم.
اگر ظرف بزرگتری داشته باشیم می‌توانیم تمام لغات را درون آن بگذاریم.
می‌توانیم تمام معانی را بگنجانیم.
آیا این نیست که همه معانی بیشتری در زندگی خود می‌خواهند؟
و ما می‌توانیم لغت‌نامه را نه تنها به نماد یک زبان —
بلکه به کل زبان تبدیل کنیم.

می‌دونین، من بسیار امیدوارم که پسرم —
که این ماه ۷ ساله می‌شود — دوست دارم که چیزی را به یاد داشته باشد
که این زمانی شکل عمده لغت‌نامه‌ها بوده است.
لغت‌نامه‌ها زمانی این شکلی بودند.
من می‌خواهم که او اینطور لغت‌نامه را مثل نوار ۸-ترانه‌ای در نظر بگیرد.
غالبی بود که بدلیل کارآمد نبودن از بین رفت.
واقعا چیزی نبود که مردم نیاز داشتند.
و مسئله این است که، اگر ما بتوانیم تمام لغات را بگنجانیم،
دیگر آن تمایز مصنوعی خوب و بد را ندارد،
و می‌توانیم زبان را همچون دانشمندان تعریف کنیم.
می‌توانیم نقدهای زیباشناختی را به عهده نویسندگان و سخنرانان بگذاریم.
اگر بتوانیم این کار انجام دهیم، پس من هم می‌توانم تمام وقتم را ماهیگیری کنم
و دیگر مجبور نیستم پلیس ترافیک باشم.
از توجه شما بسیار سپاسگزارم.

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

                                          الدرس الاول : درس اول

                                       القصر زجاجي : كاخ شيشه اي

كان لسليمان جيش قوي من الانسان و الطير و الحيوان .

                      سليمان عليه سلام سپاهي نيرومند از انسان و پرنده و حيوان داشت .

في يوم من الايام : در روزي از روزها

معنی کلمه ی راهنمایی

خرج سليمان لتفقد جيشه …. فنظر بدقة و سال :

                      سليمان براي پرس و جو كردن (بازديد) ازسپاهش خارج شد (يرون رفت ) .. پس بادقت نگاه كرد و پرسيد :

اين الهدهد ؟             هدهد كجاست ؟

الطيور : سيدنا ! … الان ذهب لعمل .           پرندگان : سرورما ! الان (هم اينك ) براي كاري رفت . 

غضب سليمان لغياب الهدهد.              سليمان عليه سلام از غيبت هد هد خشمگين شد .

بعد ساعات رجع الهدهد .              بعد از چند ساعت هدهد برگشت .

اين ذهبتَ يا هدهد ؟                  كجا رفتي اي هدهد؟

يا سيدي ! لقد كشفتُ شيئا  عجيبا .                اي سرورم ! چيز عجيبي (شگفت انگيزي ) كشف كرده ام . 

ماذا كشفتَ ؟                                         چي كشف كردي ؟ 

وجدتُ امراة تحكم في مملكة سبا و لها جيش قوي و عظيم .. والناس  فيها يعبدون الشمس و يسجدون لغير الله .

         زني را يافتم كه در مملكت سبا حكومت ميكند و سپاهي نيرومند و بزرگ دارد . و مردم در آن خورشيد را مي پرستند و براي غير خدا سجده مي كنند .

عجيب! هل تصدق ؟              عجيب است . آيا راست ميگويي ؟

نعم . نعم . سيدي !               بله . بله . سرورم

فكتب سليمان كتابا لملكة سبا .                پس سليمان (ع) نامه اي به ملكه سبا نوشت .

انه من سليمان و انه بسم الله الرحمن الرحيم .

                          بدرستيكه آن از جانب سليمان است . به درستي كه آن به نام خداوند بخشنده مهربان است .

في قصر الملكة :                        در كاخ ملكه

الملكة : هذا كتاب يطلب ترك ديننا .         ملكه : اين نامه اي است كه ميخواهد دينمان را ترك كنيم .       (                  اين نامه اي است كه ترك كردن دينمان را مي خواهد )

الوزراء : نحن اقوياء ولا خوف علينا .                       وزيران : ما نيرومنديم و هيچ ترسي نداريم .

الملكة : لا . لا . انا اذهب اليه .                ملكه: نه . نه . من به سويش ميروم .

انّ الملوك اذا دخلوا قرية أفسدوها .           قطعا پادشاهان هنگامي كه وارد شهري شوند در آن جا فساد ايجاد مي كنند .

في قصر سليمان :                       در كاخ سليمان

سليمان ! يا ايها الملأ ! اطلب منكم عرش ملكةسبا قبل وصولها !

                     سليمان : اي بزرگان !  تخت حكومتي ملكه سبا را قبل از رسيدنش ازشما ميخواهم .

ثمّ امر سليمان ببناء قصر زجاجي فوق مياه البحر .

                      سپس سليمان (ع)دستور به ساختن قصري شيشه اي روي آبهاي دريا داد را داد.

الملكة في القصر الزجاجي .             ملكه در كاخ شيشه اي

يا عجبا … هذا عرشي .! هذا ماء . هذا بحر .! انا اغرق الان ..!

      عجب . اين تخت حكومتي من است . اين آب .. اين دريا .. هم اينك من غرق مي شوم .

سليمان : لا .. لا .. هذا زجاج ، لا ماء .

                       سليمان : نه .. نه .. اين شيشه است نه آب ..!

الملكة : هذه معجزة .               ملكه : اين معجزه است .

فنظرت الي السماء و قالت :

                                پس به آسمان نگاه كرد و گفت :

رب اني ظلمتُ نفسي و اسلمتُ مع سليمان لله رب العالمين . معنی کلمه ی راهنمایی

                           پروردگارا من به خودم ظلم كردم و همراه سليمان در برابر خداوند پروردگار جهانيان تسليم  شدم .

 

خوب . اين هم داستان حضرت سليمان و ملكه سبا .

اما بچه خوب و دانش آموز نمونه اوني است كه بگه :

چه درسي از اين داستان گرفته . بگه كه كلمه الملأ با كلمه ملأ كه در پايه دوم خونديد چه تفاوتي داره ؟

هم در قواعد هم در مفهوم . اينكه بگه چرا كلمه دخلوا كه ماضي است به شكل مضارع ترجمه شد . اينكه چرا در عبارت لاخوف … تو ترجمه كلمه هيچ آورده شده . و خيلي از موارد ديگر . البته شما دانش اموز خوب بايد اينا رو بگي نه اوني كه باري به هر جهت درس ميخونه .

                                         الدرس الثاني : درس دوم

                                    استراق السمع : مخفيانه گوش دادن

في خيمة قيادة العدو                      در چادر فرماندهي دشمن 

ايها الامراء ! ايها السادة ! معنويات الجنود ضعيفة …

                        اي فرماندهان ! اي آقايان ! روحيه سربازان ضعيف است .

نحن بحاجة الي هجوم سريع علي قوات العدو .

                                  ما به حمله اي سريع بر عليه نيروهاي دشمن نياز داريم . (نيازمنديم)

احدالامراء : نعم . نعم . حسن ..                  يكي از فرماندهان ! بله . بله . خوب است

احسنت . هذه فكرة جيدة .                     آفرين . اين فكر خوبي است .

ولكن .. سيدي .. نحن بحاجة الي معلومات عن مواضع العدو !

        اما . سرورم …. ما به ما به اطلاعاتي از مكان هاي دشمن نياز داريم !

كلامك صحيح .              سخنت درست است ..

فذهب جندي العدو ليلا للحصول علي المعلومات .

                                پس سرباز دشمن شب هنگام براي دستيابي به اطلاعات رفت /

و بعد ساعة وصل الي موضع قواتنا . 

                           وبعد از يك ساعت به مكان نيروهاي ما رسيد .

في خيمة قيادة قواتنا                          در چادر فرماندهي نيروهاي ما

ايها الاخوة !                                     اي برادران

نحن في هذه  المنطقه مدة طويلة و عدد المقاتلين قليل الان .. و اكثرهم  في الخنادق مجروحون شديدا . انا مسؤول … فعلينا الرجوع هذه الليلة . ونحن راجعون عنطريق البحر ان شاء الله .

                        ما مدتي طولاني است در اين منطقه ايم و اكنون تعداد رزمندگان كم است و بيشترشان در سنگرها به شدت مجروح و زخمي هستند . من مسئولم … پس لازم است امشب برگرديم . و اگر خدا بخواهد ما از راه دريا  برمي گرديم  .

فرح  جندي العدو بهذه المعلومات السرية .                    

                                 سرباز دشمن با اين اطلاعات محرمانه خوشحال شد .

من ذئب الصحراء … الي عقاب الصحراء                    از گرگ صحرا به عقاب صحرا 

نعم .. نعم .. انا اسمع                                     بله .. بله .. من مي شنوم

سيدي ! سيدي .. اخبارمهمة .. اخبار مهمة جدا

                       سرورم .. سرورم .. خبرهاي مهم … خبرهاي بسيارمهم

سمعتُ قبل لحظات هذه الكلمات ..

                    چند لحظه قبل اين سخنان را شنيدم

عدد المقاتلين كثير ! و هم مسرورون جدا ! اسم قائد العمليات مسعود ! ولهم هجوم هذه الليلة ! هم قادمون عن طريق البحر  .

                   تعداد رزمندگان زياد است ! و آنها بسيار خوشحالند . اسم فرمانده عمليات مسعود است . و امشب حمله اي دارند / آنها از راه دريا درحال آمدن هستند .

سمعتَ .. سيدي .. سمعتَ ؟

                       شنيدي … سرورم .. شنيدي ؟

نعم .. نعم . تمام .                        بله .. بله .. تمام

من عقاب الصحراء الي مقر القائد :                   از عقاب صحرا به پايگاه فرمانده

الهجوم قريب …..                                       حمله نزديك است

الانسحاب .. الانسحاب … سريعا .. سريعا ..

                     عقب نشيني … عقب نشيني …. سريع .. سريع ..

 

بچه خوبه !

الان بايد بگه:

السادة و الاخوة چه نوعي از كلمه هستند و هر چي راجع به اون نوع از كلمه ميدونه برا اين دوتا بگه .

    بايد بگه كلمات راجعون . مقاتلين . مجروحون / مسرورون / قادمون چه نووع كلمه اي هستند و نوع جمعش رو تشخيص بده .

بايد بگه چرا كلمه ضعيفه براي معنويات و هذه براي معلومات به صورت مفرد اومده . هم چنين كلمه مهمة براي اخبار

تفاوت قيادة و قائد رو متوجه بشه

اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد . مارواکلینز                                          لدرس الثالث : درس سوم

                                      الراعية الصغيرة  : چوپان كوچك (مونث) 

الطفلة تسكن في الكوخ                                 دختر بچه در كلبهزندگي مي كند .

ماذا اعمل ؟ انا جائعة .. !! اسرتي فقيرة !                         چكار كنم ؟ من گرسنه ام . خانواده ام فقيرند .

في هذه الحظة                                             در اين لحظه

سمعت صوتا ..                                             صدايي شنيد

فخرجت من الكوخ                                          پس از كلبه خارج شد

ايتها الطفلة ! هل تقدرين علي عمل ؟                  اي دختر بچه! آيا ميتواني كاري انجام دهي؟

                                                                                ( آيا قادر به انجام كاري هستي ؟ )

انا .. انا … نعم .. حتما .. انا قوية .                          من .. من ..بله .. حتما . من نيرومندم .

سرح الاغنام صعب. انتِ طفلة .                           چراندن گوسفندان سخت است . تو بچه اي ..

لا . لا .. سيدي .. انا اقدر !                                نه .. نه .. سرورم .. من ميتوانم .

في الصحراء                                                 در بيابان

فجاة                                                         ناگهان

فقدتُ نعجة !                                              ميشي را گم كردم !

اين ذهبت ؟                                               كجا رفت ؟

هل اكلها الذئب ؟                                        آيا گرگ او را خورد ؟ (خوردش ؟)

آه …      ماذا افعل ؟                                   آه … چكار كنم ؟

ذهبت بسرعة .. فوجدتها بين الاعشاب                    به سرعت رفت  .. پس اورا بين گياهان (علف ها )يافت .

ولكن في غيابها جاء الذئب و سرق نعجة .                 واما در نبودنش گرگ آمد و ميشي را دزديد .

رجعت الي القرية باكية !                                      گريان به روستا برگشت .

وقالت … ما غفلتُ ! ما كسلتُ ! ماتركتُ الاغنام !

                                            وگفت : غفلت نكردم . تنبلي نكردم . گوسفندان را رها نكردم (ترك نكردم) .

في البيت                                                درخانه

سيدي .. سيدي … الذئب .. الذئب ..                       سرورم .. سرورم .. گرگ .. گرگ

ماذا ؟                                                             چي ؟

الذئب ..  عفوا….. سيدي ..                                   گرگ .. ببخشيد … سرورم

انتِ لا تعملين بدقة .. ولا ترجعين في الوقت المحدد      

                                                   تو به دقت و دقيق كار نمي كني و در زمان معين بر نمي گردي

و ضرب الطفلة بشدة                         و كودك را به شدت زد .

وصل الخبر الي النبي (ص)                   خبر به پيامبر (ص ) رسيد .

فحزن شديدا                                     پس به شدت ناراحت شد

ايها الرجل ! اتقدر الطفلة علي مواجهة حيوان وحشي ؟ اتطلب شيئا محالا ؟

                       اي مرد! آيا يك بچه قادر به رويارويي با حيواني وحشي است ؟ آيا چسزي غير ممنكن ميخواهي ؟

خجل الرجل و…                      مرد خجالت كشيد و ..

جاءت الطفلة و آثار الدموع علي عينها .               كودك آمد درحالي كه نشانه هاي اشك ها بر روي چشمانش بود .

فنظر النبي (ص) الي الرجل…                              پس پيامبر (ص ) به مرد نگاه كرد ..

ثمّ قال : انّ خدمكم اخوانكم ..                             سپس گفت : قطعا خدمتكاران شما برادران شما هستند .

فخجل الرجل شديدا و ندم كثيرا علي عمله .             

                                           پس مرد به شدت خجالت كشيد و بر (به خاطر ) كارش بسيار پشيمان شد .

دانش آموز نمونه:

از خودش مي پرسه :

     كلمه اخوان چه نوع كلمه اي است ؟ با كلمه اَخـَوان چه فرقي داره ؟ با كلمه اخوة چي ؟

     كلمه تقدر و تطلب هر كدوم چي هستند ؟ چه صيغه اي هستند ؟

     ضمير ها كه به اكل و وجد چسبيده چه نقشي رو در جمله ايفا مي كنند ؟

    مترادف كلمه اسرة چه كلمه اي است ؟

    بر سر فعل ماضي چه كلمه اي اومده و چه تغييري ايجاد كرده ؟

   بر سر فعل مضارع چي ؟

    اگر بخواهيم بگيم : نخواندم . برنگشتي . نمي روي . بلند نميشويم  از چه كلماتي استفاده مي كنيم ؟

هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناکتر از تمایل به تنبلی نیست. اسمایلز    الدرس الرابع : درس چهارم

        اصحاب الكهف : اهل غار (البته توجه شود كه اين عبارت معمولا به همين شكل به كار ميرودبدون ترجمه) 

 في قديم الزمان كان الناس في رغد و رفاه .

                                          درزمان قديم مردم در وفور آسايش و نعمت و رفاه بودند .

في يوم من الايام                    در روزي از روزها

سمع الناس : ايها الناس ! ايها الناس                     مردم شنيدند : اي مردم . اي مردم

هذا امر من الملك القاهر ، السلطان القادر (دقيانوس عظيم )

                        اين دستوري است از جانب پادشاه قدرتمند و پيروز دقيانوس بزرگ

الشخص الذي يترك عبادة الاصنام جزاؤه القتل .. ايها الناس ..!

                              اي مردم ! فردي كه پرستش بت ها را رها كند مجازاتش كشتن است . 

ومن بعد ذلك اليوم                                  و از بعد از آن روز

ملأ الخوف و الرعب قلوب الناس .               ترس و وحشت دل هاي (قلب هاي ) مردم را پر كرد .

بدأ الملك الجبار بصلب المؤمنين والمؤمنات              

                                    پادشاه ستمگر شروع به بدار آويختن مردان و زنان با ايمان كرد .  

وكان في القصر الملك امير                      ودر كاخ پادشاه شاهزاده اي بود

هو مومن لايعبد الا الله                           او شخصي با ايمان است كه به جز خدا را نمي پرستد

الهي انا عبدك الضعيف .                          خداي من ! من بنده ضعيف و ناتوان توام .

ارحم و انصر هؤلاء المومنين و المومنات .            رحم كن و اين مردان و زنان با ايمان را ياري كن .

اجعل عاقبة امرنا خيرا .                                سرانجام كار ما را نيك قرار بده . ( مارا عاقبت به خير گردان )

وبعد مدة في قصر الملك                              و بعد از مدتي در كاخ پادشاه

جاء احد الوشاة و قال للملك                         يكي از سخن چينان آمد و به پادشاه گفت

ايها الملك العظيم !                                     اي پادشاه بزرگ !

انّ الامير و اصدقاءه                                   بدرستيكه (همانا) شاهزاده و دوستانش

خارج المدينة الان                                    هم اينك بيرون شهر هستند

هم مشغولون بعبادة الله و يسجدون له .

                                               آنها مشغول پرستش خدايند و براي او سجده مي كنند .

غضب الملك بشدة و امر وزيره :                  پادشاه شديدا خشمگين شد و به وزيرش دستور داد:

ايها الوزير !                                      اي وزير !

ابحث عن الامير !                              به دنبال شاهزاده بگرد !

اسجن هؤلاء المتمردين !                    اين سركشان (شورشيان ) را زنداني كن !

امنع عنهم الطعام و الشراب .              غذا و نوشيدني را از ايشان دريغ كن (منع كن)

اصلبهم غدا في جذوع النخل .                فردا آنها را برتنه هاي درخت خرما به دار بياويز .

ابنة الملك قلبها مع هؤلاء المومنين                 دختر پادشاه قلبش با اين مردان  باايمان بود

جاءت في الليل و بيدها مفاتيح السجن ..           در شب هنگام آمد درحالي كه كليدهاي زندان در دستش بود …

يا اميرة ! كيف دخلتِ هنا ؟                      اي شاهزاده خانم! چگونه وارد اينجا شدي ؟

بسهولة .. انّ الله معنا .                         به راحتي .. قطعا خدا همراه ما است .

ولكن .. ارجعي بسرعة و اذهبي من هنا .. انتّ في خطر !

                 ولي .. سريع برگرد و از اينجا برو … تو در خطر هستي

لا .. لا .. اخرج  مع اصدقائك .                      نه .. نه .. با دوستانت خارج شو

اخرجي .. اتركي السجن ..                       خارج شو .. زندان را ترك كن ..

ولكن .. الخطر قريب .. انتم علي وشك الاعدام !

                   ولي … خطر نزديك است … شما در شرف اعدام هستيد !

فهرب الجميع من السجن و ذهبوا الي كهف ..

                  پس همگي از زندان فرار كردند و به غاري رفتند …

فوقع ما وقع …                       پس شد آن چه شد .. ( اين همون قصه ما به سر رسيد خودمونه )

دانش اموز نمونه : 

بايد بگه :

چه تغييراتي در فعل هاي مضارع ايجاد شدند ؟

كلمه اَخرجُ و اُخرجْ چه تفاوتي دارند با هم ؟

كلمه مشغولون چه نوع كلمه اي است ؟

اگر فعل است زمان و صيغه اش چيه ؟ كلمه اَصلبْـهم اگر بشه اَصلبُـهم معنيش چي ميشه ؟

عبارت الهي انا عبدك الضعيف اگر جمع بسته بشه چي ميشه ؟

و ده ها سوال ديگر كه ميتوانيد از متن درس استخراج كرده و از خودتان بپرسيد .

                                    الدرس الخامس : درس پنجم

                                      البستان المحروق : باغ سوخته

هذا البستان کبیر . الاشجار مثمره …. الفواکه کثیره … التفاح … الرمان …. الاعناب ..

          این باغ بزرگ است . درختان میوه دارند . میوه ها بسیارند . سیب . انار . انگور

 

صاحب البستان شخص کریم یحّب الفقراء .

                 صاحب باغ شخص بخشنده و بزرگواری است که فقیران را دوست دارد .

 

فی البستان                      درباغ

 

اعزائی ! إجمعوا الفواکه . احملوا لاسرتکم .

                عزیزانم ! میوه ها را جمع کنید . برای خانواده تان ببرید .

 

عزیزاتی ! إجمعن الفواکه … احملن ..

                     عزیزانم ! میوه ها را جمع کنید . ببرید….

 

فی یوم من الایام                               در روزی از روزها

 

مرض صاحب البستان … فطلب ابناءه و قال :

                    صاحب باغ مریض شد … پس پسرانش را خواست و گفت :

 

یا اولادی ! ارحموا الضعفاء ! اعملوا لله

                       ای پسرانم ! به ضعیفان و ناتوانان رحم کنید . برای خدا کار کنید .

 

افتحوا باب البستان للبوساء . فانّ الثروه فانیه .

                درب باغ را برای بینوایان باز کنید . پس قطعا ثروت از بین رفتنی است .

 

بعد وفاه الوالد                                  بعد از مرگ پدر

 

الابن الاول : هذا البستان لنا.                    پسر اول : این باغ برای ما است .

 

الثانی : نعم .. هذا حقنا و لا حق للآخرین فیه .

              دومی : بله . این حق ما است و دیگران هیچ حقی در آن ندارند .

 

الثالث : العمل بوصیه الوالد واجب .

                      سومی : عمل کردن به سفارش و وصیت پدر واجب است .

 

اعملا بوصیه . اشکر الله علی هذه النعمه .

                    به وصیت عمل کنید . خدا را برای این نعمت شکر کنید .

 

اجعلا حقا للسائل و المحروم .                   حقی را برای فقیر و بینوا و محروم قرار دهید .

 

ولکن …. ما قبلا                                   ولی ….. نپذیرفتند . (قبول نکردند)

 

وفی بیوت البوساء                           و در خانه نیازمندان

 

نحن ما اکلنا شیئا  منذ مده یا اماه .

                              ایمادر ما مدتی است چیزی نخورده ایم .

 

اعزائی ! اصبروا… اصبروا.. غدا نذهب الی البستان

                 عزیزانم . صبر کنید.. صبرکنید … فردا به باغ می رویم .

 

فی البستان                               در باغ

 

الولدان : اخرجوا … اخرجوا .. اترکوا ارضنا … هذا البستان لنا … اخرجن … اذهبن … اترکن .

           دو پسر : بیرون روید . بیرون روید . زمینمان را ترک کنید . این باغ برای ما است .

                                          بیرون بروید . بروید . ترک کنید .

 

فعلم الله سوء نیه الولدین .

                 پس خداوند نیت بد دو پسر را دانست .

 

صباح الیوم التالی                         صبح روز بعد

 

ذهب الاولاد نحو البستان … اخذتهم الحیره

                  پسرها به سوی باغ رفتند …. حیرت و تعجب آنها را فرا گرفت .

 

کیف یمکن ؟ لا… لا ..

                          چگونه ممکن است ؟ نه…نه …

 

بچه خوبه . کیه ؟ کیه ؟

به من بگو ببینم :

۱- چرا در بخش لا حق ….  در ترجمه اومده : هیچ حقی ….

۲- ولد به معنی فرزند یا پسر .در جاهایی تبدیل به مثنی شده . اولا بگید کجاها ؟ دوما بگید چرا در یک جا با (ان) و در جای دیگر با (ین) اومده ؟

۳- جملات این درس همشون دارند امر میکنند . چه تفاوتی تو حرکت ها مشاهده میشه .

۴- چند تا فعل ماضی تو این درس است . میتونید به امر تبدیلشون کنید ؟

میدونید که مابقی سوالات رو خودتون میتونید در بیارید . ببینم چی از مغزتون تراوش میکنه؟

الدرس السادس :   لا تیأس                    درس ششم .  ناامید مباش .

یسکن هذا الصیاد قرب البحر .     این شکارچی (ماهیگیر) نزدیک دریا سکونت میکند . (لازم به توضیح است که کلمه ماهیگیر در زبان عربی میشه سمّاک . اما با توجه به مفهوم درس شما میتونید تو این درس از ترجمه ماهیگیر هم استفاده کنید . )

 

وفی الایام الاخیرة ما حصل علی شیء .        

 و در روزهای اخیر چیزی به دست نیاورد .

 

غداً سأذهب الی الصید .         فردا به شکار خواهم رفت .

 

لا… لاتذهب . البحر فی هذه الایام خطرٌ .      

                        نه …. نرو . دریا دراین روزها طوفانی است .

البحر خطر .             دریا خطرناک است .

رجاء .. لا تذهب … لاتذهب .. هناک خطر .  

                      لطفا … نرو … نرو .. آنجا خطرناک است .

 

نعم ! لا تحزن … إنّ الله معنا .             

              بله ! ناراحت نباش . قطعا خدا با ما است . (همراه ما است )

 

نحن نصبر … الرزق مِن عند الله .              

                  ما صبر میکنیم . روزی از جانب خدا است .

 

لا… لاشیءَ عندنا ، نحن جائعونَ .             نه… هیچ چیزی نداریم ؛ ما گرسنه ایم .

 

توکلّنا علی الله …. سأذهبُ .                   توکل ما برخداست .    خواهم رفت .

 

الصیاد عزم علی الذهاب .                  شکارچی تصمیم به رفتن گرفت .

 

یازوجتی، نعم … ! هذا عمل خطر .  

            ولکن …. لا تیأسی … لاتحزنی .. لاتقلقی … إنّ الله معنا .

  ای همسرم ، بله …. ! این کار خطرناکی(کاری خطرناک) است . 

 ولی … ناامید مباش .. ناراحت نباش .. نگران مباش … قطعا خدا همراه ما است .

 

یا مریم ، یا هدی ، لا تقلقا !             ای مریم ، ای هدی ، نگران نباشید !

 

اِعملا الاعمال الیومیة  و لا تشعرا بالضعف .          

           کارهای روزانه (روزمره) را انجام دهید و احساس ضعف نکنید .

 

یا ایمان و یا امیر ، لاتترکا الاعمال و لا تقلقا!

              ای ایمان و ای امیر ، کارها را رها نکنید و نگران نباشید .

 

أنا سوف أرجعُ … إن شاء الله .      

           من برخواهم گشت …. اگر خدا بخواهد (ان شاء الله)

 

فی البحر           در دریا

 

ماذا أفعل ؟ لا شیء َ فی البحر ؛ أین الاسماک ؟

                      چکار کنم ؟ هیچ چیزی در دریا نیست . ماهی ها کجا هستند ؟

 

کأنّ الشبکة قد ثقلتˆ . … نعم … نعم     

         مثل اینکه (گویا) تور سنگین شده است … بله .. بله ..

                 (حواستون باشد کلمه کأنّ با کان فرق داره . )

 

ماهذه ؟               این چیست؟

هل هذه سمکة .؟ …. أم حوتٌ  ؟     

                 ایا این یک ماهی است ؟ … یا یک نهنگ است ؟

 

نعم …. الحمدلله .    بله … سپاس مخصوص خداست . (خداروشکر)

 

أیها الرجل؛ لاتترک الحبل ! لاتشعر بالضعف .            

           ای مرد ؛ ریسمان (طناب) را رها نکن . احساس ضعف نکن .

 

عزم علی الرجوع .            تصمیم به برگشتن گرفت .

 

ظهرت سحابة سوداء فی السماء و عصفت الریاح بشدة .

                ابر سیاهی در آسمان آشکار شد(ظاهرشد) و بادها به شدت وزیدند .

 

بعد لحظة ، هجم حوت .               لحظه ای بعد ، نهنگی حمله کرد .

 

الهی ؛ مادا افعل ؟           خدایا ؛ چکار کنم ؟

یا الله … لا معبودَ سواک             ای خدا …. به جز تو هیچ معبودی نیست .

 

ارحمˆ عبدک الضعیف .          به بنده ضعیفت ( ناتوانت ) رحم کن .

 

ثمّ سقط                        سپس افتاد

 

فی القریة                    در روستا

 

یئس اهل القریة من رجوع الصیاد .      

                   اهالی روستا از برگشتن شکارچی ناامید شدند .

 

فی الیوم التالی                 در روز بعد

رأی الناس زورقا من بعید … ذهبوا الی الساحل

               مردم قایقی را از دور دیدند ….. به ساحل رفتند

 

الصیاد مجروح و سمکة عظیمة فی شبکته .

               شکارچی زخمی بود و ماهی بزرگی در تورش بود .

 

فحملواالصیاد الی القریة               پس شکارچی را به روستا بردند (حمل کردند)

 

و بعد یوم         و بعد از یک روز

جاء اهل القریة لزیارة الصیاد . فقال الصیاد :

          اهالی روستا برای دیدن شکارچی آمدند . پس شکارچی گفت :

 

کانت هذه رحلة عجیبة . فیها تجارب کثیرة .

               این سفری شگفت انگیز بود . تجربه های بسیاری در آن بود .

 

لاتشعروا بالضعف عند مواجهة المشاکل .      هنگام رویارویی با مشکلات احساس ناتوانی نکنید .

لاتقنطوا من رحمة الله .           از رحمت خدا ناامید نشوید .

 

یا اخواتی ؛ لاتغفلن عن ذکر الله !             ای خواهرانم ؛ از یاد خدا غافل نشوید !

 

فإنّ ذکر الله أنیس اوقات الوحشة . لا تیأسن َ .       

                   پس بدرستی که یاد خدا مونس اوقات تنهایی است .

 

فإنّ الیأس من الشیطان .              پس همانا ناامیدی از سوی شیطان است .

 

حالا سوالات کاربردی متن درس :

چرا در ترجمه عبارت لاشیء عندنا ، کلمه هیچ آورده شده که البته این موضوع بارها سر کلاس توضیح داده شده است .

 

کلمه توکل در عبارت توکلنا علی الله چه نوع کلمه ای است . هر چه راجع به آن میدانید بگویید .

 

کلمه عمل که بعد از هذا آمده چرا (ال) ندارد . آیا به کلمه خطر ربط داره ؟

 

چرا عصفت به شکل مونث آمده است ؟

 

کلمه سوداء مونث است یا مذکر ؟

 

کلمه (أم ) به معنی آیا است . یک کلمه دیگر هم به همین معنی در پایه اول راهنمایی داشتید . یادتون میاد چی بود ؟

 

 جواب سوالاتتون رو تو بخش نظرات بزنید البته اگر خواستید تا براتون تصحیح بشه .

                                    بفرمایید چایی . برای رفع خستگی .

الدرس السابع  : درس هفتم             آه … بنیّتی : آه … دخترکم

فی البیت                درخانه

هذا الرجل حذّاء ٌ .               این مرد کفاش است .

هو یعملُ کثیرا ً .                    اوبسیار کار میکند .

الزوجة : انتَ تعملُ کثیراً … الطبیب ُ منعَ العمل ….. المرضُ خطرٌ .

                همسر: تو زیاد کار میکنی …. پزشک کارکردن را منع کرد .. مریضی خطرناک است .

الزوج : أنا اعلمُ …. ولکن … الحیاة صعبة …. أنا مضطرّ .

          همسر: من میدانم …. ولی …. زندگی سخت است …. من مجبورم ..

مریم سمعت هذه الکلمات ….                    مریم این سخنان را شنید …..

فخجلت … پس خجالت کشید …

ماذا اعملُ ؟ چکار کنم ؟

أترکُ الدرس و المدرسة… ؟ لا … لا …

     درس و مدرسه را رها کنم ؟  ….. نه … نه …

ها …. وجدتُ … افضل طریق  ..               آهان … پیداکردم (یافتم ) … بهترین راه ….

فی الیوم التالی                   در روز بعد

بعد التناول العشاء الجمیع ذهبوا للنوم .

                 بعد از خوردن شام همگی برای خواب رفتند .

اما مریم                      (خوب اینکه فارسی است . ترجمه نداره )

فنهضت بعد قلیل و ذهبت الی غرفة العمل و عملت حتی مطلع الفجر .

               پس بعد از مدت کمی برخاست و به اتاق کار رفت و تا طلوع سپیده دم (فجر) کار کرد .

صباح الیوم التالی               صبح روز بعد

… عجیب … عجیب …. مَن صنعَ هذه الاحذیة ؟

                 عجیب است … عجیب … چه کسی این کفش ها را ساخت؟

الرجل فی حیرة               مرد در شگفتی است ( شگفت زده است)

بعد ایام و شهور                بعد از روزها و ماه ها

فی لیلة                      در شبی

مریم کانت تعبة.                       مریم خسته بود .

ولکن … ذهبت الی غرفة العمل .             ولی … به اتاق کار رفت .

و بعد ساعة….     مریم شعرت بالنعاس .

                      و بعد از یک ساعت….. مریم احساس خواب آلودگی  کرد .

و فی الصباح الباکر             و درصبح زود

الوالد نهضَ لأداء الصلاة               پدر برای به جای آوردن نماز برخاست (بلند شد) .

هناک ضوء … من فی الغرفة ؟ السارق …. ! حتما .

               روشنایی آنجا است …. چه کسی در اتاق است ؟  .دزد ….. ! حتما

فنظرَ الی الغرفة .           پس به اتاق نگاه کرد ..

أخذ َ عصاه و ذهب بسرعة . فتح الباب بهدوء …….         

            چوبدستیش را برداشت  و سریع رفت . درب را به آرامی باز کرد .

فنظر بدقة … هذه مریم ؟ … آه .. بنیّتی !

                 پس به دقت نگاه کرد … این مریم است ؟ آه .. دخترکم !

 

با سوالات چطورید ؟

شما تو این درس باجملات آشنا میشید . آخه ، حالا دیگر وقتش رسیده تا با اسم هایی که کلاس اول یاد گرفتید و فعل هایی که تو کلاس دوم یادشون گرفتید و مابقیش رو هم امسال ، جمله سازی کنید . البته که همه شما از همون کلاس اول روش ساخت جمله رو کمابیش فراگرفتید فقط اینکه حالا با شکل صحیح حرکت کلمات و  نقش اون ها آشنا می شید . الان دیگر وقتش رسیده تا کاملا درک کنید اون زمانی که بهتون می گفتم (ان . ین ) (ون . ین) با همدیگر فرق دارند و نباید هر جا دلتون خواست بیاریدشون برای چی بوده ؟ اما سوال

تو کلاس اول یاد گرفتید که اسم ها یا (ال) دارن یا (تنوین ) . پس چرا مریم نه ال داره نه تنوین ؟

کلمه تناول چه نوع کلمه ای است ؟ اصلا میدونی انواع کلمات چی هستند؟

کلمه حذّاء با حذاء چه فرقی دارند ؟

باز دوباره از این جمع و مفردها اومد . یعنی هذه برای احذیه یا هذه برای کلمات . میدونید چرا ؟ برا چی یکیشون جمع است و اون یکی مفرد ؟ در حالی که اسم اشاره مطابق با اسم بعد از خودش میاد .

اصلا به من بگید ببینم جملات چند شکل دارن و تو این درس شما با کدومش آشنا میشید ؟ میتونید معادلش رو تو فارسی بهم بگید .

الدرس الثامن : درس هشتم

                         الرخاء و الشدة : آسایش و سختی

یاملائکة                ای فرشتگان

لماذا تمدحون ایوبَ ؟               چرا ایوب را ستایش میکنید؟

یعبدُ ایوبُ اللهَ و یحمده لأنّه صاحب مال و نِعَم .

                 ایوب خدا را می پرستد و اورا ستایش میکند برای اینکه او دارنده مال و نعمتهاست .(مال و نعمت دارد)

لا..لا…. یشکر الصالحون ربهم فی جمیع الاحوال .

            نه ..نه .. افراد شایسته درهمه حال پروردگارشان را شکر میکنند .

حانت الفرصة الذهبیة لابلیسَ .

                فرصت طلایی برای شیطان فرا رسید .

مرضَ ایوب             ایوب بیمارشد

تلف ماله            مالش (پولش) از بین رفت

تلف اولاده               فرزندانش از بین رفتند

سرق اللصوص امواله               دزدان پولهایش را دزدیدند .

جاء ابلیس              شیطان آمد

یاایوب !الی  متی تصبر علی هدا البلاء ؟

                      ای ایوب ! تاکی براین بلا و مصیبت صبر میکنی ؟

فقدتَ اموالک و اولادک و سلامتک و مع هذا تشکرالله و تحمده .

           اموال و فرزندان و سلامتی ات را از دست دادی و با این حال خدا را شکر میکنی و او را ستایش میکنی ؟

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم .

                                       از شیطان رانده شده به خدا پناه میبرم .

لافائدةَ .. هو کالجبل … اذهب الی زوجته

           هیچ فایده ای ندارد . .. او مانند کوه است … به سوی همسرش میروم

الی متی تصبرین؟ موته قریب .

                    تا کی صبر میکنی ؟ مرگش نزدیک است.

 

لا..لا… تصبرالزوجة الصالحة علی قضاء الله .

       نه ..نه .. همسر شایسته بر قضا و قدر الهی صبر میکند.

 

عظم البلاء و صعب مرضه ..

               بلا و مصیبت بزرگ شد(شدت گرفت) و بیماریش سخت شد .

فترکه الجمیع .              پس همه او را ترک کردند .

 

کیف أحصل علی الطعام و الدواء ؟

                          چگونه به غذاودارو دسترسی پیدا کنم ؟

ماذا افعل ؟              چکارکنم؟

بحث ایوب ..  لا شیء َ …           ایوب جستجو کرد … هیچ چیزی نیست …

 

فقال : أنّی مسّنی الضر و انت ارحم الراحمین .

      پس گفت: همانا به من آسیب رسیده است (معنای کلمه ای : همانا مرا لمس کرده است مرا آسیب) و تو مهربانترین مهربانان هستی .

 

و اخیراً                      . سرانجام

بعد سنوات                    بعد از چندسال

جاء الفرح                     شادی آمد

 

لقد نجح ایوب فی الامتحان                ایوب در امتحان موفق شد

 

نعم . إنّ مع العسر یسرا                     بله  . قطعا همراه سختی آسانی است .

 

ذهب المرض و رجعت الصحة و السلامة الی ایوب

                بیماری رفت و تندرستی و سلامت به سوی ایوب بازگشت

 

نِعم العبد إنّه أوابّ .                

             چه خوب بنده ای است . همانا او بسیار بازگردنده است

 

وای خدای من . چه درس باحالی است . اگر بدونی چقدرسوال توش هست . ادم حال میکنه باهاش .

۱- تفاوت اون سه تا نعم ها رو اگر گفتی ؟

۲- اگر گفتی چرا ایوب نه تنوین داره نه ال ؟ مگه اسم شخص مونث حقیقی است ؟

(اخه  تو درس قبلیتون فقط به همین اشاره کرده بود . البته من که نمیگم کتاب ایراد داره . من گفتم ؟ ننننننننه . )

۳- باز دوباره این هیچی تو معنی اومد . من نمیدونم از کجا یکدفعه کله اش پیدا میشه . شما میدونید ؟

۴- اااااااا . ابلیس هم که مثل ایوب است . نه تنوین داره نه ال . عجب حکایتی داریم ما با اینا .

۵- میتونید جمله هو کالجبل رو ترکیب کنید ؟ (وا . یعنی نقششون رو بگید دیگه . همچین نگام میکنند انگار تا حالا نشنیدن )

۶- میتونی جمله یشکر الصالحون رو به اسمیه تبدیلش کنی ؟

۷- یک مورد جالبتر . یادتون میاد تو درس قبل گفتم هر اسمی که قبلش حرف فی /ل/ب/من/علی و… بیاد حرکتش کسره است یعنی این    ِ . اما چرا اینجا اینطوری نشد . لابلیسَ . باور نمیکنید ؟ خوب برید کتابتون رو ببینید .

                          خوش باشید .

الدرس التاسع            درس نهم

                    ملابس العید        لباس های عید

خرج ناصر من البیت           ناصر از خانه خارج شد .

الشارع مزدحم                خیابان شلوغ است

الناس مشغولون بشراء الملابس و الفواکه و….        

                                  مردم مشغول خریدن لباس ها و میوه ها و.. هستند .         

العید قریب               عید نزدیک است

آه … ماذا البس ؟                   آه … چی بپوشم ؟ (چه چیزی بپوشم)

اصدقائی یلبسون لباسا جدیدا .              دوستانم لباسی نو می پوشند .

ولکن … نحن ..                                ولی …. ما …

بعد وفاة أبی                     بعد از مرگ پدرم

أمّی مسؤولة عن تأمین معاش العائلة                  

                                 مادرم مسئول (عهده دار) فراهم کردن وسایل زندگی خانواده است  

هی مشغولة من الصباح حتی اللیل بالحیاکة

                        او از صبح تا شب مشغول بافندگی است .

فکیف نطلب منها لباسا جدیدا ؟             پس چگونه از او لباسی نو بخواهیم ؟

فی الزقاق            درکوچه

فجأة    … ماهذه ؟ کأنّها محفظة .               ناگهان.. این چیست؟ مثل اینکه (گویا) یک کیف است .

فتح المحفظة                    کیف را باز کرد

یاالهی …. نقود … نقود کثیرة            خدای من … پولها … پولهایی زیاد

رجع بسرعة الی البیت                  باسرعت به خانه برگشت

فی البیت                     درخانه

الامّ : مِن این هذه النقود؟ هل…. ؟ اعوذ بالله .

                    مادر : این پول ها از کجاست ؟ آیا ….. به خدا پناه می برم ..

ناصر: أماه .. أماه . وجدتُ فی الزقاق و لااعلم لمن هذه النقود؟

               ناصر : مادر..مادر.. درکوچه یافتم و نمیدانم این پولها برای کیست؟

عجیب .. ولکن .. عجیب است .. ولی ..

اُخرج و إذهب بسرعة و إبحث عن صاحب النقود

           خارج شو و به سرعت برو و به دنبال صاحب پول ها بگرد

فی الزقاق                درکوچه

 رأی ناصر ورقة علی الجدار                ناصر ورقه ای (برگه ای) را روی دیوار دید

اعلان

  محفظة مفقودة بهذه الصفات …….           فاضل

                 اطلاعیه            کیف گم شده ای با این مشخصات….                 فاضل

ذهب بسرعة الی حانوت حاج فاضل

                   باسرعت به مغازه جاج فاضل رفت

جعل المحفظة امامه              کیف را درمقابلش گذاشت

فرح بشدة                  شدیدا خوشحال شد

الهی اشکرک … الهی .. آه .. شکرا             خدای من شکرمیکنم تورا … خدایا … آه .. شکر

وبعد لحظات قال                  و بعد از چند لحظه گفت

أنا بحاجة الی عامل امین . هل تقبل ؟

                   من به کارگری امانت دار نیاز دارم . ایا قبول میکنی ؟

نعم … ولکن … انا تلمیذ            بله … ولی … من دانش آموزم

لابأس .احضر فی الحانوت بعد المدرسة          

                      اشکالی ندارد . بعد از مدرسه در مغازه حاضرشو

حسنا .. واما جائزتک… فانا ادفع لک الان اجرة شهر

               بسیار خوب .. واما جایزه ات .. من الان حقوق یک ماه را به تو میدهم (می پردازم)

فرح ناصر بشده و ذهب الی السوق

            ناصر به شدت خوشحال شد و به سوی بازار رفت

ثم رجع الی البیت مع الملابس و الاطعمة و….

                سپس با لباس ها و میوه ها و… به خانه بازگشت

و شرح لهم القصة           و داستان را برایشان شرح داد

فرحوا کلهم… فشکروا ربهم              همه آنها خوشحال شدند و پروردگارشان را شکر کردند

 

 

سوالات حاشیه ای کلیشه ای

۱- کلمه امام چه نوع کلمه ای است ؟

۲- جمع های مکسر این متن کدوما هستند ؟ مفردشون چی میشه؟

۳- جمله اسمیه اصدقائی یلبسون لباسا جدیدا اگر به فعلیه تبدیل بشه چی میشه

۴- اگر کلمه امی تبدیل بشه به امهاتی بگید تا اخر عبارت فکیف نطلب منها لباسا جدیدا چه اتفاقی

                  می افتد ؟

۵- جمع عبارت الشارع مزدحم چی میشه ؟

۶- مفعول های این درس رو پیدا کنید . راستی علامت (اعراب) مفعول چی بود ؟

                                                            راستی نشه فراموش       سین و سلام و مسئول

                                                                             مفعول همیشه منصوب

 

لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا کتابی جامع شامل شرح و معنی واژگان زبان فارسی است. این لغت‌نامه، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر علی‌اکبر دهخدا است، که بیش از ۴۰ سال از عمر او صرف آن شد. لغت‌نامهٔ دهخدا معنی، تفسیر، و شرح تاریخیِ شمار قابل توجهی از وام‌واژه‌های عربی که وارد فارسی شده‌اند را نیز داراست.[۱]

لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آن‌ها و نیز کاربردشان در شعرها است. با وجود این، این لغت‌نامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و فنی فارسی است که بیشتر در دهه‌های پس از تألیف لغت‌نامه به حوزهٔ زبان فارسی وارد شدند. نسخهٔ چاپی فعلی لغت‌نامه ۶۷۲۶۵ صفحهٔ سه‌ستونیِ قطع رحلی با حروف ریز دارد.

حدود نیمی از کتاب را لغات با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است. این اثر حاوی کلیه لغات فرهنگ‌های خطی و چاپی فارسی است و در نقل آن‌ها بسیاری از غلط‌های گذشتگان تصحیح شده‌است و بسیاری از لغات ترکی، مغولی، هندی، عربی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی و دیگر زبان‌های متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمده‌است. برای صحیح خوانده شدن لغات در جلوی هر کلمه حروف حرکت‌دار به کار رفته‌است. علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغت‌نامه آمده‌است.

همه‌گونه لغات فارسی و محلی، نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و شاخص، حتی لغات عربی را می‌توان در لغت‌نامه دهخدا یافت. در جلوی هر کلمه، معنای لغوی آن، موارد کاربرد، طرز تلفظ صحیح، اشعاری در رابطه با آن و بسیاری اطلاعات دیگر دربارهٔ لغت قرار دارد. لغت‌نامه دهخدا هم دائرةالمعارف است و هم کتاب مرجع علوم گوناگون و هم لغت‌نامه. واژه لغت‌نامه را نخستین بار اسدی طوسی در لغت فُرس به کار برده‌است و علامه دهخدا برای پاسداشت او این نام را بر روی فرهنگ خود نهاده‌است.[۲] وجود این کتاب در هر خانه یا کتابخانه یا جای دیگری نعمتی بزرگ محسوب می‌شود.

لغت‌نامه‌ای که دهخدا ۴۰ سال، یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرد، از پایه سه چهار میلیون فیشی بنیان یافته‌است که دهخدا شب و روز به جمع‌آوری آن‌ها مشغول بوده‌است. به گفته خود او و نزدیکانش، وی هیچ روزی از کار فیش‌برداری برای لغت‌نامه غافل نشد مگر دو روز به خاطر فوت مادرش و دو روز به خاطر بیماری سختی که داشت. فکر ایجاد لغت‌نامه‌ای جامع که هم معنای تمام لغات فارسی را داشته باشد و هم اطلاعات لازم دربارهٔ همه چیز را به خواننده بدهد، از همان زمان که دهخدا در یکی از قرای چهارمحال و بختیاری منزوی بود به ذهنش خطور کرده بود. آن طور که آگاهان نوشته‌اند، وی چند میلیون فیش از روی متون معتبر استادان نظم و نثر فارسی و عربی، لغت‌نامه‌های چاپی و خطی، کتب تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی، هندسه، هیئت، حکمت، کلام، فقه و… فراهم آورده بود. البته نقل می‌کنند که او بیشتر یادداشت‌ها را از ذهن خود می‌نوشته‌است. خود وی در یکی از یادداشت‌های پراکنده‌اش برای لغت‌نامه می‌نویسد: «همه لغات فارسی‌زبانان تاکنون احیا و در جایی جمع‌آوری نشده و چه بسا لغات زیادی است که در کتب دیگر، خصوصاً در اشعار آمده‌است که ما آن‌ها را در اینجا نقل کرده‌ایم؛ ولی از سوی دیگر هزاران لغت فارسی و غیرفارسی در تداول به کار می‌رود که تاکنون کسی آن‌ها را گرد نیاورده یا اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده‌است. ما بسیاری از این لغات را به تدریج از حافظه، نقل و سپس آن‌ها را الفبایی کرده‌ایم؛ ولی باید دانست که برای به خاطر آوردن چندین هزار کلمه و الفبایی کردن آن عمر هفت کرکس می‌باید… و این کار به هیچ فصل و قطعی، بیرون از بیماری صعب چند روزه و دو روز رحلت مادرم -رحمه الله علیها- تعطیل نشد و به جز اتلاف دقایقی چند برای ضروریات حیات در روز، می‌توانم گفت که بسیار شب‌ها نیز، در خواب و میان نوم و یقظه در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر برمی‌خاستم و پلیته می‌کردم و چیز می‌نوشتم.»[۳]معنی کلمه ی راهنمایی

چاپ لغت‌نامه نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانک ملی آغاز و یک جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسید و مدتی متوقف شد، دهخدا در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی میلیون‌ها فیشی را که در تهیه لغت‌نامه فراهم کرده بود، توسط مجلس شورای ملی به ملت ایران هدیه کرد. [نیازمند منبع] سپس مجلس شورای ملی در اول بهمن ماه سال ۱۳۲۴ [نیازمند منبع] طی یک تصمیم قانونی چاپ فرهنگ دهخدا را برعهده گرفت. با تصویب قانون اجازه پرداخت دویست و پنجاه هزار ریال از محل صرفه جویی بودجه سال ۱۳۲۴، مجلس جهت هزینه اعتبار طبع فرهنگ دهخدا، حمایت‌های مالی لازم را جهت چاپ این فرهنگ لغت به عمل آورد.[۴]

و مؤسسه دهخدا ابتدا در خانهٔ او مستقر بود و بعداً با درگذشت دهخدا در سال ۱۳۳۴ به مجلس منتقل شد. از آن پس، هماهنگی و مدیریت لغت‌نامه به وصیت خود دهخدا بر عهده محمد معین گذارده شد. پس از درگذشت معین، کار را سید جعفر شهیدی و محمد دبیرسیاقی و دیگران دنبال کردند.

با مصوبهٔ سال ۱۳۳۶ مجلس[نیازمند منبع]، مؤسسهٔ دهخدا به دانشگاه تهران منتقل شد و دانشکدهٔ ادبیات این دانشگاه مسئول چاپ لغت‌نامه شد. تا سال ۱۳۵۹، چاپخانهٔ دانشگاه تهران لغت‌نامه را به‌طور کامل چاپ کرد. نام «سازمان لغتنامه دهخدا» بعدها به «مؤسسه لغتنامه دهخدا» تغییر کرد.[۵]

اکنون مؤسسه لغت‌نامه دهخدا در شمیران جنب باغ فردوس مستقر است. این مؤسسه لغت‌نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه (حدود بیست و هفت هزار صفحه) چاپ کرده‌است. سایت‌های اینترنتی لغت‌نامه ارتباطی با مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا ندارند.[۶]

در سال ۱۳۸۵، با تلاش دست‌اندرکاران مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، دولت وقت قصد داشت مادهٔ واحده‌ای به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند که از قرار گرفتن لغت‌نامه در مالکیت عمومی جلوگیری می‌کرد. مطابق قانون حقوق مؤلفان و مصنفان مصوب ۱۳۴۸، آثار پس از گذشت ۳۰ سال از درگذشت پدیدآورنده‌شان تحت شرایطی به مالکیت عمومی در می‌آیند.[نیازمند منبع] مجلس این ماده را تصویب نکرد.[۷][۸]

علاوه بر علی‌اکبر دهخدا و همکاران اولیه او، گروهی از پژوهندگان زبان و ادب فارسی در طی بیش از شصت سال در هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا عضویت داشته‌اند و به تهیه مواد و تنظیم آن‌ها و نیز تدوین و تألیف مواد گرد آمده برای لغت‌نامه مشغول بودند. فهرست این مؤلفان به ترتیب حروف الفبا به قرار زیر است:[۹]

چاپ‌های اولیهٔ این لغتنامه در دههٔ ۱۳۳۰ زیر نظر انتشارات دانشگاه تهران در ۲۲۲ جزوه توسط مجلس شورای ملی و دانشگاه تهران در ۵۳ جلد منتشر شد. طی سالیان بعد، این لغتنامه به شیوه‌ای نوین توسط انتشارات دانشگاه تهران، ابتدا در ۱۵ جلد و سپس در ۱۶ جلد رقعی، به چاپ رسید. در سال ۱۳۷۷ از سوی چاپخانهٔ دانشگاه تهران به تعداد ۲۲۰۰۰ دوره چاپ شد و به‌مرور طی هر سال تعدادی از دوره‌ها به بازار عرضه شد.[۳]

لغت‌نامه مفصل‌ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و علاوه بر آن اعلام نیز با شرح و تفصیل در این کتاب آمده. دهخدا برای تألیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته‌اند. این لغت‌نامه، مهم‌ترین و اساسی‌ترین اثر دهخدا است و بیشتر شهرت دهخدا به خاطر همین اثر اوست.[۱۰]

اما این لغت‌نامه همچون لغت‌نامه‌های دیگر زبان‌های دنیا نیازمند به روز رسانی‌های ساختاری و مستمر است؛ چرا که هر دو سال‌یک بار فرهنگ نامه‌های مهم دنیا بازنویسی می‌شوند. نحوهٔ انجام این امر در مورد لغت‌نامهٔ دهخدا از سوی کارشناسان و پژوهشگران زبان فارسی مورد بحث و نقد بسیار بوده. از جمله بارها از زبان مسئولان فرهنگستان زبان و ادب فارسی گله‌مندی‌هایی ابراز شده که مؤسسهٔ دهخدا را مورد خطاب خود قرار داده. به عنوان نمونه:

«معتبرترین و مهم‌ترین فرهنگی که تاکنون نوشته شده لغت‌نامهٔ دهخداست. از زمانی که دهخدا و بعد از او علاقه‌مندان و شاگردان و دوستدارانش این کار عظیم را به پایان رساندند تاکنون چه تغییراتی در این فرهنگ داده شده؟ در واقع هیچ. همان لغت‌نامهٔ دهخدا را اکنون هم تجدید چاپ می‌کنند، بدون کمترین تغییری. به‌جز یک ویرایش سطحی، به‌لحاظ محتوایی تغییرات چندانی با آن چیزی که به قلم دهخدا انجام شده به‌وجود نیامده… در حال حاضر لغت‌نامهٔ دهخدا لغت‌نامهٔ کاملی برای زبان فارسی محسوب نمی‌شود و این امر علل مختلفی دارد. مهم‌ترین مسئله این است که اکنون شیوه‌های نوین فرهنگی‌نویسی مطرح شده‌اند و اصلاً شیوهٔ فرهنگ‌نویسی عوض شده. امروزه فرهنگ‌نویسی شاخه‌ای از زبان‌شناسی است و فرهنگ‌های معتبر برمبنای دانش زبان‌شناسی، خصوصاً معنی‌شناسی، تألیف می‌شوند. یکی از اشکالات عمده‌ای که در کار لغت‌نامهٔ دهخداست این است که شیوهٔ واحدی در انتخاب مدخل‌ها، تعریف‌نگاری‌ها و شواهد وجود ندارد… ضعف شیوه‌نامه دارد، و اینکه بعد از دهخدا بسیاری از متون فارسی چاپ شده‌اند، خصوصاً رمان‌ها، خاطرات، داستان‌های کوتاه، و اصلاً زبان امروز ایران در مقایسه با زمانی که دهخدا فرهنگش را نوشت تغییر کرده‌است. بسیاری از واژه‌ها بعد از دهخدا در روزنامه‌ها، مجله‌ها، رمان‌ها و داستان‌ها رواج‌یافته که این واحدهای واژگانی در لغت‌نامهٔ دهخدا وجود ندارد. خوب پس نیاز هست که‌یک فرهنگ جدیدی تألیف بشود و به‌خاطر اشکالات ساختاری‌ای که در لغت‌نامهٔ دهخدا وجود دارد این لغت‌نامه نمی‌تواند مبنای «فرهنگ جامع زبان فارسی» قرار بگیرد؛ پس فرهنگستان به‌ناچار باید اساس استواری را برای فرهنگ جامع زبان فارسی بریزد و این اساس استوار در آینده روزآمد هم بشود.»[۱۱]

«مؤسسه لغتنامه دهخدا با شیوه‌های امروز فرهنگ‌نگاری به کل بیگانه است… لغتنامه دهخدا فاقد تیم زبان‌شناس است.»[۱۲]

لازم است ذکر شود که نسخهٔ آنلاین این لغت‌نامه نیز چند سال پیش اصطلاحاً فیلتر شد و دسترسی مستقیم تعداد بیشمار کاربرانش به این سایت را با مشکل مواجه کرد و بعد از مدتی وبسایت آن به کل بسته شد و در موتورهای جستجوگر لغت‌یاب‌های دیگر ادغام شد.[۱۳][۱۴]


مکالمات اولیه


 


ممنونم، سپاسگزارم


شكرا لك، شكرا.

معنی کلمه ی راهنمایی


خیلی ممنون


شكرا جزيلا.


خوش آمدید


اهلا و سهلا


لطفا


رجاء، من فضلك


بله


نعم


خیر، نه


لا، کلا


ببخشید، معذرت می‌خواهم


عفوا، عذرا


شرمنده


انا اسف


نمی‌فهم


لا افهم


من عربی صحبت نمی‌کنم


أنا لا أتكلم العربية.


من به خوبی عربی صحبت نمی‌کنم


أنا لا أتكلم العربية جیدا.


آیا فارسی صحبت می‌کنید؟


هل تتكلم اللغة الفارسية؟


لطفا شمرده تر صحبت کنید.


يتكلم ببطء، رجاء.


اسم شما چیست؟


ما اسمك؟


حال شما چطور است؟


كيف حالك؟


ایستگاه مترو کجاست؟


أين مترو الانفاق؟


رستوران خوب کجاست؟


هل هناک معطم جیدا؟


تلفن عمومی کجاست؟


هل هناك هاتف عمومي هنا؟


آیا می توانم به اینترنت وصل شوم؟

معنی کلمه ی راهنمایی


هل يمكنني الحصول على الإنترنت؟


می توانی به من کمک کنی؟


هل تستطيع مساعدتي؟



 


تعارفات


 


سلام


سلام


صبح به خیر


صباح الخير


عصر به خیر


مساء الخير


خوش آمدید، خیر مقدم


مرحبا


سلام دوست من!


أهلا صديقي /صديقتي!


دلم برات تنگ شده بود.


إشتقت إليك كثيرا


چه خبر؟


مالجديد؟


خبری نیست، سلامتی


لا شيء جديد


شب بخیر، شب خوش


تصبح/ تصبحين على خير


بعدا می بینمت


أراك في مابعد


خدا نگهدار


مع السلامة


 


راهنمایی


 


من گمشده‌ام.


أضعت طريقي!


می‌توانم کمکتان کنم؟


هل بإمكاني مساعدتك؟


می‌توانی کمکم کنی؟


هل بإمكانك مساعدتي؟


دستشویی کجاست؟


أين أجد (المرحاض/ الصيدلية)؟


مستقیم برو! بعد دست چپ/راست برو!


أمشٍ على طول ثم عرّج يمينا/ شمالا!


من دنبال ماجد می گردم.


أبحث عن ماجد


لطفا یک لحظه صبر کنید.


لحظة من فضلك


گوشی را نگه دارید لطفا.


إبقى/ أبقي علي الخط رجاءا!


قیمت این چند است؟


كم هو ثمنه؟


ببخشید…(در ادامه سوال می آید.)


من فضلك


ببخشید…(برای رد شدن از کنار کسی)


المعذرة


دنبالم بیا


تعال معي!


 


 


سوالات شخصی


 


آیا عربی/فارسی بلد هستید؟


هل تتكلم اللغة الفارسیه /العربية؟


به میزان کم!


قليلا!


اسم شما چیست؟


ما إسمك؟


اسم من احمد است.


إسمي احمد.


از آشنایی شما خوشوقتم.


متشرف / متشرفة بمعرفتك


نظر لطف شماست!


أنت لطيف! أنتِ لطيفة!


اهل کجا هستید؟


من أين أنت؟


من اهل ایران هستم.


أنا من ایران


من ایرانی هستم.


أنا ایرانی


کجا زندگی می کنید؟


أين تسكن؟  أين تسكنين؟


من در ایران زندگی می کنم.


أعيش في ایران


شغل شما چیست؟


ما مهنتك؟


من مترجم/بازرگان هستم.


أعمل كمترجم/ كرجل أعمال


من عربی دوست دارم.


أحب اللغة العربية


من یک ماه است که عربی می خوانم.


أدرس اللغة العربية منذ شهر


شما چند ساله هستید؟


كم هو عمرك؟


من باید بروم.


يجب أن اذهب الآن


سریع بر می گردم!


سأرجع حالا


 


آرزوها


 


موفق باشید!


بالتوفيق!


تولدت مبارک!


عيد ميلاد سعيد


سال نو مبارک!


سنة سعيدة


کریسمس مبارک!


أعياد ميلاد سعيد!


عید فطر مبارک!


عيد مبارك!


رمضان مبارک!


رمضان مبارك


تبریک!


مبروك!


نوش‌جان!


شهية طيبة


سلام من را به ماجد برسان.


سلِّم على ماجد من أجلي


عافیت باشد.


رحمك الله


خوب بخوابی!


ليلة سعيدة و أحلام لذيذة!


 


توضیح خواستن


 


معذرت می‌خواهم (نفهمیدم مطلب)


عفوا!


متاسفم!


أسف!


اشکالی ندارد.


لامشكلة


می‌شود تکرار کنید؟


أعد من فضلك


می‌شود شمرده بگویید؟


تكلم ببطء من فضلك


لطفا بنویسید!


أكتبها من فضلك! / أكتبيها من فضلك!


من نمی‌فهم!


لا أفهم


من نمی‌دانم!


لآ أعرف!


نظری ندارم.


لاأدري


این به عربی چه می‌شود؟


ما أسمه بالعربية؟


این چیست؟


ما هذا؟


عربی من خوب نیست.


لغتي العربية ليست كما يجب


من باید تمرین عربی کنم.


حتاج ان اتدرب على العربية


نگران نباش!


لاتقلق/ لا تقلقي!


 


 


 


خوب/بد/متوسط


جيد / سيء / عادي


بزرگ/کوچک


كبير / صغير


امروز/اکنون


اليوم / الآن


فردا/دیروز


غدا / البارحة


بله/نه


نعم / لا


بفرمایید! (دادن چیزی به کسی)


خد!


آیا دوستش داری؟


هل أعجبك؟


من خیلی دوستش دارم!


أعجبني حقا


من گرسنه/تشنه هستم.


أنا جائع/ أنا عطشان


هنگام صبح/عصر/شب


صباحا/ مساءا/ ليلا


این/آن، اینجا/آنجا


هذا /ذلك. هنا/هناك


واقعا!


حقا!


نگاه کن!


أنظر!  أنظري!


چه؟ کجا؟


ماذا؟ أين؟


ساعت چند است؟


كم الساعة؟


ساعت ۱۰ است. ساعت هفت و نیم عصر است.

إنها العاشرة. إنها السابعة و النصف مساءا


این را بده من!


أعطني هذه!


دوستت دارم!


أحبك


من مریض هستم.


أنا مريض.


به دکتر نیاز دارم.


أحتاج طبيبا!


 


 


مطالعه بیشتر درباره زبان عربی


 

برای کسب اطلاعات بیشتر به این بخش ها مراجعه کنید:

عضو اتحادیه صنعت زبان اروپا

دارنده استاندارد ISO 17100

نماینده رسمی SDL Trados

عضو اتحادیه GALA

سایت ترجمه تخصصی شبکه مترجمین ایران فعالیت خود را از سال 1385 با رویکرد ترجمه انگلیسی، فارسی و سایر زبان‌ها آغاز کرده‌است. سفارش ترجمه در این سایت ترجمه به صورت کاملا آنلاین انجام می‌شود. ترجمه تخصصی مهارتی است که یک مترجم با سالها تجربه کار ترجمه به صورت حرفه‌ای به دست می‌آورد. ما در این مجموعه با بهترین مترجمان خبره و متخصص همکاری می‌کنیم و به همین دلیل امکان ترجمه با سرعت‌های فوری و نیمه فوری و ایجاد کیفیت‌های ترجمه طلایی و نقره‌ای و برنز برای اولین بار در این سایت فراهم شده است. تحویل زودهنگام ترجمه، استفاده از جدیدترین ابزارهای ترجمه تخصصی، کنترل کیفی تمامی ترجمه‌ها، سطح‌بندی مترجمان و ارائه سطوح کیفی و قیمتی ترجمه مطابق با نیاز کاربران ترجمه از خصوصیات سایت ترجمه تخصصی شبکه مترجمین ایران است. همچنین برای بسیاری از پروژه‌ها واژگان تخصصی برای ترجمه استخراج می‌شود و حافظه ترجمه به رایگان برای مشتریان تشکیل می‌شود. در این مجموعه برای ترجمه طلایی بازخوانی ترجمه‌ها به رایگان انجام می‌شود.

1398 © transnet.ir تمامی حقوق نزد موسسه فرهنگی و هنری (ترجمه) شبکه مترجمین ایرانیان محفوظ است.

راهــور 110 یک وب سایت اطلاع رسانی و آموزشی است و هیچگونه ارتباطی با پلیس محترم ناجا و سایر نهادها ندارد. هدف ما ارائه اطلاعات و آموزش های دقیق و بروز است و به همین دلیل کلیه اطلاعات سایت بصورت دوره ای مورد بازبینی و بررسی قرار می گیرد. همچنین نمونه سوالات آیین نامه ای که ارائه می شود صرفا جنبه کمک آموزشی دارد و موکدا پیشنهاد می شود برای حفظ امنیت خود و سایر شهروندان حتما کتاب آیین نامه رانندگی را بصورت دوره ای مطالعه کنید.

معنی کلمه ی راهنمایی
معنی کلمه ی راهنمایی
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *