معنی کلمه زهره

خواص دارویی و گیاهی

معنی کلمه زهره
معنی کلمه زهره


شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: زهره

نقش دستوری: اسم

معنی کلمه زهره

آواشناسی: zahre

الگوی تکیه: WS

شمارگان هجا: ۲

برابر ابجد: ۲۱۷

بالانس را بخوانید.بالانشین را بخوانید.بال دستان را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


زهره . [ زَ رَ / رِ ] (اِ) پوستی باشد پرآب که بر جگر آدمی و حیوانات دیگر چسبیده است . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). و به عربی مراره گویند.(انجمن آرا) (آنندراج ). و با لفظ بافتن و شکافتن مستعمل است . (از آنندراج ). پوستی باشد کیسه مانند که درآن آب زرد تلخ پر باشد و آن به جگر هر حیوان چسبیده می باشد. (غیاث ). صفرا و مراره . پوستی کیسه مانند که به جگر چسبیده و محتوی صفرا می باشد. (ناظم الاطباء). پوستی است کیسه مانند چسبیده به کبد و محتوی زردآب (صفرا). کیسه ٔ زرداب . و در اصطلاح پزشکی ، مایعی لزج و کش دار و قلیایی و تلخ و مهوع و زردرنگ که از سلولهای کبد ترشح میشود و بوسیله ٔ مجرای کبدی از جگر خارج می گردد و بواسطه ٔ مجرای سیستیک بدرون کیسه ٔ صفرا رفته انبار می شود و ضمناً در آنجا مقداری از آب خود را از دست می دهد و غلیظ میگرددو در موقع هضم غذا به تناوب از کیسه ٔ صفرا خارج میشود و از راه مجرای «کولدوک » در محل «آمپول واتر» به اثنی عشر می ریزد. ترکیب صفرا در حدود 25 در هزار مواد جامد و بقیه آب است . مهمترین مواد معدنی زهره «کلرورها» و فسفاتهای سدیم و پتاسیم و کلسیم و منیزیم وفسفات آهن می باشد. (فرهنگ فارسی معین ). زهره کیسه ای است از عصب یک تو و از لیفهای درازنائی و پهنائی و وتر بافته شده است و از جگر آویخته و از جانب مقعر جگر منفذی اندر وی گشاده و صفرا بدین منفذ اندر وی شودو منفذی دیگر از زهره به روده ٔ اثناعشری اندر گشاده است و لختی صفراء و فزونی بدین منفذ به روده ها فرودآید از بهر کاری را که اندر باب چهارم از گفتار سیوم یاد کرده آمده است و اندر بیشتر مردمان ، اندر زهره این دو منفذ بیش نیست و اندر بعضی منفذی کوچک از زهره اندر قعر معده گشاده است و لختی صفراء افزونی بدین منفذ به معده اندر آید و بسیار باشد که این منفذ که اندر قعر معده گشاده است بزرگتر از آن باشد که اندرروده ٔ اثناعشری گشاده است و صفرا به معده بیشتر از آن درآید که در روده . و این معده پیوسته از صفرا به رنج باشد و مزه ٔ تلخی بدان بازدهد و هضم آن نیک نباشد… و هرگاه که زهره ، صفرا جذب نکند یا اگر از آنچه جذب کند فزونی از وی دفع نشود آفت ها پدید آید، چه اگر جذب نکند جگر آماس گیرد و اگر عفن شود تب ها تولد کند و اگر در همه ٔ تن به آهستگی پراکنده شود یرقان تولید کند و اگر بیشتر از اندازه به اعضاء بول دفع کند ریش و سوزش مثانه تولید کند… و اگر بیشتر از اندازه به روده آید سحج و اسهال صفرا تولید کند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : وزین همه که بگفتم نصیب روز بزرگ غدود و زهره و سرگین و خون بوکان کن .

کسائی .

منوچهری .

ناصرخسرو.

خاقانی .

نظامی .

نظامی .

خاقانی .

خاقانی .

مولوی .

خاقانی .

فرخی .

مسعودسعد.

فرخی .

سوزنی .

خاقانی .

خاقانی .

نظامی .

سعدی .

مولوی .

منوچهری .

نظامی .

نظامی .

خاقانی (دیوان چ سجادی ص 377).

خاقانی .

نظامی .

معنی کلمه زهره

فردوسی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

نظامی (هفت پیکر چ وحید ص 25).

فردوسی .

خاقانی .

نظامی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فرخی .

فرخی .

فرخی .

منوچهری .

اسدی .

ناصرخسرو.

مسعودسعد.

مسعودسعد.

سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

سوزنی (یادداشت ایضاً).

سوزنی (یادداشت ایضاً).

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

نظامی .

نظامی .

نظامی .

نظامی .

کمال اسماعیل .

مولوی .

مولوی .

مولوی .

سعدی (بوستان ).

سعدی .

سلمان ساوجی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فرخی .

(ویس و رامین ).

اسدی (گرشاسبنامه ).

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

نظامی .

نظامی .

عطار.

سعدی .

سعدی .

سعدی .

نظامی .

سپیدی، خوبی، به روایتی شکوفه، در اصلاح کیمیاگران کنایه از مس است، دومین سیاره منظومه شمسی که نام دیگر آن ناهید یا ونوس است.

زُهره یا ناهید یا ونوس (به انگلیسی: Venus) به ترتیب نزدیکی به خورشید، دومین سیاره زمین‌سان منظومهٔ شمسی است که مدار آن در میان مدارهای زمین و عطارد قرار گرفته‌است. سیارهٔ زهره از نظر مداری، نزدیک‌ترین فاصله به زمین را دارد. زهره بعد از ماه، درخشان‌ترین جرم آسمانی طبیعی است که به هنگام شب در آسمان زمین دیده می‌شود و قدر ظاهری آن به ۴٫۶- می‌رسد.سیارهٔ زهره، بدون ماه است و در مدار تقریباً دایره‌واری به‌دور خورشید می‌گردد. این سیاره از بسیاری دیدگاه‌ها ازجمله اندازه، جرم، گرانش و ترکیبات ساختاری به زمین همانندی دارد و به خاطر همین نزدیکی‌ها آن را سیاره «خواهر زمین» نیز خوانده‌اند. زهره از نظر جرم و حجم، هفتمین جسم بزرگ و پرجرم در منظومهٔ شمسی است.
زهره گرم‌ترین سیاره در منظومهٔ شمسی است. این سیاره دارای هواکره است. هواکره ضخیم و غلیظ آن موجب می‌شود که دیدن سطح آن با چشم غیرمسلح، دشوار باشد. بیشتر هواکره آن را کربن دی‌اکسید تشکیل داده و در ابرهای بالایی آن قطره‌های ریز سولفوریک اسید وجود دارند. وجود کربن دی‌اکسید در هواکره این سیاره که گرما را در سیاره نگه می‌دارد دمای آن را به مقدار بسیار چشم‌گیری (۴۸۰ درجه سلسیوس نزدیک سطح سیاره) افزایش داده‌است.

این سیاره یکی از سیاره‌های سنگی و فشرده و دارای آتشفشان‌های فعال، زمین‌لرزه و رشته‌کوه است. زمان لازم برای یکبار گردش این سیاره به دور خورشید ۲۲۵ روز زمینی است.زهره در سنجش با بیشتر سیاره‌ها در منظومهٔ شمسی از جمله زمین، کروی‌تر است و به علت چرخش بسیار آهسته دور محوری آن، پدیده تورفتگی یا مسطح شدن قطب‌ها و برآمدگی یا تورم نواحی استوایی در آن، کمتر از دیگر سیاره‌ها رخ می‌دهد. طول یک شبانه‌روز در سیارهٔ زهره از یک سال این سیاره کمی بلندتر است.

(زُ رِ)

فارسی

ریشه‌شناسی
عربیزهرة

اسم
ناهید؛ دومین سیارة منظومة شمسی به نسبت فاصله از خورشید.

منابع
فرهنگ لغت معین(~.)

ریشه‌شناسی
عربیزهرةواحد زهر؛ یک شکوفه.

منابع
فرهنگ لغت معین(زَ رِ یا رَ)

اسم
کیسة صفراء.
مایع زرد رنگ و تلخ موجود در کیسة صفرا. ؛ ~ترک شدن (عا.)به شدت ترسیدن.

منابع
فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها
انگلیسی
vespermorning star
hesperus
gall
evening star
bile
venus
venusian
scare
menace
gallstone
gallbladder

فارسی

در لیست زیر برخی از افراد مشهور و نامدار که در ویکی‌پدیا صفحه‌ای به نام خود داشته‌اند را مشاهده می‌نمایید:

معنی کلمه زهره

نام‌های زیر از لحاظ معنا، مفهوم و یا مصداق به اسم زهره نزدیک می‌باشند.

نام‌های زیر با اسم زهره هم‌آوا بوده و دارای تلفظی مشابه هستند.

نام‌های زیر متشکل از حروف تشکیل دهنده اسم زهره بوده و از لحاظ نوشتاری به یکدیگر شبیه می‌باشند.

معادل ابجد در نام‌های زیر با معادل ابجد اسم زهره برابر است.

نام‌های زیر از لحاظ معنا، مفهوم و یا مصداق به اسم زهره نزدیک می‌باشند.

نام‌های زیر با اسم زهره هم‌آوا بوده و دارای تلفظی مشابه هستند.

نام‌های زیر متشکل از حروف تشکیل دهنده اسم زهره بوده و از لحاظ نوشتاری به یکدیگر شبیه می‌باشند.

معادل ابجد در نام‌های زیر با معادل ابجد اسم زهره برابر است.

کپی‌رایت © دانشنامه فرزند. ۱۳۸۸-۱۳۹۷ کلیه حقوق مادی و معنوی
این دانشنامه طبق قوانین حق تکثیر محفوظ بوده و متعلق به
پدید آورندگان می‌باشد. دانشنامه فرزند کاملاً مستقل است و وابسته
به هیچ سازمان، نهاد و یا ارگان دولتی نمی‌باشد و توسط
گروه فرزند مدیریت می‌شود. این دانشنامه شامل کلیه اطلاعات مورد
نیاز برای بچه دار شدن بوده و تنها در راستای اهداف آموزشی
طراحی گردیده‌است. اگر شما هر گونه نگرانی در مورد سلامتی
خود و یا فرزندتان دارید، بهتر این است مستقیما با یک پزشک
حرفه‌ای و یا یک متخصص بهداشت و درمان مشورت کنید. لطفاً قبل
از استفاده از مطالب این سایت کلیه قوانین، مقررات و شرایط استفاده
از آن را مطالعه نمایید، استفاده شما از مطالب این
سایت نشان دهنده توافق شما با کلیه
قوانین و مقررات
می باشد.

استفاده از مطالب و محتوای دانشنامه فرزند در دیگر سایت‌ها و
رسانه‌های الکترونیکی تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز بوده و
استفاده از مطالب دانشنامه فرزند در رسانه‌های چاپی تنها با کسب
موافقت‌نامه کتبی مجاز می‌باشد.
کلیه مطالب و محتوای تولید شده در دانشنامه فرزند تحت مجوز
Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 در دسترس است.

All contents copyright ©
Farzand Encyclopedia.
2010-2019 All rights reserved.

This Internet site provides information of a general nature and is designed
for educational purposes only. If you have any concerns about your own health
or the health of your child, you should always consult with a physician or other
healthcare professional. Please review the Terms of Use before using this site.
Your use of the site indicates your agreement to be bound by the
Terms of Use.
This work is licensed under the Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0
International License.

Click here

to view a copy of this license.

For contact us, send email to info[a]farzand.net

زهره . [ زُ رَ / رِ ] (اِ) به لغت اکسیریان نحاس است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). در اصطلاح کیمیاگران کنایه از مس است . (مفاتیح ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

ابن زهره . [ اِ ن ُ زُ رَ ] (اِخ ) سیدعزالدین ابوالمکارم حمزةبن علی بن ابی المحاسن زهره ٔ حلبی .

زهره . [ زُ رَ / رِ ] (اِخ ) ستاره ای است معروف که آن را ناهید خوانند.(برهان ). در عربی

زهره . [ زَ رَ / رِ ] (اِ) قرنفل شامی و در مغرب قرنفلیه نامند. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). نوعی

زهره . [ زَ رَ / رِ ] (اِ) پوستی باشد پرآب که بر جگر آدمی و حیوانات دیگر چسبیده است

معنی کلمه زهره

فیل زهره . [ زَ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) فیلزهرج . دیوخار. (فرهنگ فارسی معین ). معروف است که

چشم زهره . [ چ َ / چ ِ زَ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) نگاه خیره و غضب آلود. (از

ناهيد

1- جرات، شهامت
 2- زهره دان، مراره

معنی کلمه زهره
معنی کلمه زهره
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *