معنی کلمه ی افزود

خواص دارویی و گیاهی

معنی کلمه ی افزود
معنی کلمه ی افزود

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: افزود

نقش دستوری: بن گذشته

معنی کلمه ی افزود

آواشناسی: ‘afzud

الگوی تکیه: WS

شمارگان هجا: ۲

برابر ابجد: ۹۸

چل را بخوانید.چل را بخوانید.چل را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


افزود. [ اَ ] (حامص ) افزودن . اضافه . علاوه . افزونی . افزون . (ناظم الاطباء).


لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

لازم است حرفم را با توضیح مختصری شروع کنم
از زندگی اجتماعی خودم،
که ممکن است مرتبط به نظر نرسد،
اما مرتبط است.
وقتی که مردم مرا در میهمانی ها می بینند
و متوجه می شوند که استاد زبان انگلیسی هستم
که در زمینه ی زبان تخصص دارم
عموماً یکی از این دو واکنش را نشان می دهند.
گروهی هراسان به نظر می رسند. (خنده)
معمولاً چیزی می گویند مثل،
” اوه، بهتره مراقب صحبت کردنم باشم.
مطمئنم که شما همۀ اشتباهات منو متوجه می شوی. ”
و بعد ساکت می شوند.(خنده)
و منتظر می مانند تا دور شوم
و با کس دیگری صحبت کنم.
گروه دیگر مردم
چشمانشان می درخشد
و می گویند،
” شما دقیقاً همان کسی هستی که می خوام
باهاش حرف بزنم.”
و بعد با من راجع به هر چیزی حرف می زنند
که فکر می کنند در زبان انگلیسی
دچار مشکل شده است.
( صدای خنده )
چند هفتۀ پیش، در یک میهمانی شام بودم
و مردی که سمت راست من نشسته بود
شروع به گفتن همۀ روش هایی کرد
که اینترنت زبان انگلیسی را رو به انحطاط می برد.
او فیس بوک را مثال زد، و گفت،
” to defriend؟ آیا این یک کلمۀ
واقعی انگلیسی است؟ ”
می خواهم روی این سؤال مکث کنم:
چه چیزی یک کلمه را واقعی می کند؟
من و بغل دستی من سر میز شام
هر دو می دانیم
که فعل “defriend” به چه معناست،
بنابراین چه زمانی یک کلمۀ جدید مثل “defriend”
واقعی می شود؟
چه کسی توانایی این را دارد که از این قبیل
تصمیمات رسمی راجع به کلمات بگیرد؟
اینها سؤالاتی است که می خواهم امروز
درموردشان حرف بزنم.
من فکر می کنم که بیشتر مردم، وقتی می گویند
که کلمه ای واقعی نیست،
منظورشان این است که، آن کلمه در یک
لغت نامۀ استاندارد دیده نمی شود.
که این قطعاً ، یکسری سؤالات دیگر
پیش می آورد،
مثل، چه کسی لغت نامه ها را می نویسد؟
قبل از آنکه جلوتر بروم،
اجازه بدهید نقشم را در این رابطه
برای شما روشن کنم.
من لغت نامه ها را نمی نویسم.
امّا، کلمات جدید را جمع آوری می کنم
بیشتر راهی که تدوینگران لغت نامه ها
انجام می دهند،
خوبی مورّخ بودن در
زبان انگلیسی
این است که می توانم آن را
“پژوهش” بنامم.
وقتی که من تاریخ زبان انگلیسی
درس می دهم،
از دانشجویان می خواهم که
دو کلمۀ جدید عامیانه
به من یاد بدهند
قبل از این که کلاس را شروع کنم.
در طول سالها، با این روش چندین اصطلاح
عامیانه جدید فوق العاده را یاد گرفته ام،
مانند “hangry” که—
( تشویق )—
که وقتی است که شما عبوس یا عصبانی ( angry) هستید
به خاطر گرسنگی ( hungry) ،
و ” ,adorkable”
که هنگامیست که شما دلپذیرهستید ( adorable)
در عین حماقت (dorky)،
آشکارا، اینها کلمات بسیار خوبی هستند که
خلاء های مهمی را در زبان انگلیسی پر می کنند.
( خندۀ حضار)
امّا آنها چقدرواقعی هستند
اگر که ما آنها را عمدتاً به عنوان
اصطلاح عامیانه استفاده می کنیم
و هنوز در لغت نامه وجود ندارند؟
حال، برگردیم به لغت نامه ها
من می خواهم این کار را با بالا بردن دست
انجام بدهم:
چند نفر از شما همچنان به طور مرتب
به لغت نامه مراجعه می کنید، چه کاغذی چه آنلاین؟
خب، به نظر می رسد که بیشتر شما.
حالا، سوال دوم.
دوباره دست بالا کنید:
چند نفر از شما تا به حال
نگاه کردید که ببینید
چه کسی لغت نامه ای را که استفاده می کنید
تدوین کرده است؟
خب، خیلی کمتر.
تا حدی، ما می دانیم که دست های
بشر در پشت لغت نامه ها
وجود دارد،
اما کاملاً مطمئن نیستیم
که این دست ها متعلق به کیست.
من واقعاً از این مسأله شگفت زده
می شوم.
حتّی منتقدترین افراد هم
تمایل دارند که دربارۀ لغت نامه ها
انتقاد نکنند،
تمایزی بین آنها قابل نمی شوند
و سؤالات فراوان وگوناگون نمی پرسند دربارۀ اینکه چه کسی
آنها را تدوین کرده است.
به این عبارت فکر کنید
” در لغت نامه آن را جستجو کن ”
که می گوید همۀ لغت نامه ها
کاملاً مثل هم هستند.
همین کتابخانۀ پردیس دانشگاه اینجا را
در نظر بگیرید،
جایی که وارد اتاق مطالعه می شوید،
و لغت نامۀ مشروح بزرگی هست بر
بالای پایۀ ستون در این مکان عزت و احترام
که بصورت گشوده قرار گرفته است
تا بتوانیم برای یافتن جوابها
جلوی آن بایستیم.
منظور من را اشتباه متوجه نشوید،
لغت نامه ها منابع فوق العاده ای هستند،
امّا آنها بشرند
و جاودان نیستند.
من به عنوان یک معلّم متأسفم
که به دانشجویان می گوییم که منتقدانه هر متنی را که می خوانند،

هر وب سایتی را که بازدید می کنند،مورد سؤال قرار دهند،
الا لغت نامه ها،
که تمایل داریم با آنها مانند
یک سند نانوشته برخورد کنیم،
گویی آنها از جایی نیامده اند تا دربارۀ این که کلمات واقعاً

چه معنایی می دهند، جوابمان را بدهند.
نکته این است : اگر شما
از تدوین کنندگان لغت نامه بپرسید،
آنچه آنها به شما پاسخ می دهند
این است که آنها فقط سعی می کنندهمینطور که ما زبان

را تغییر می دهیم، با ما همراه شوند.
آنها آنچه ما می گوییم و می نویسیم را
نظاره می کنند
و سعی می کنند بفهمند چه چیزی ماندگار است
و چه چیزی ماندگار نخواهد بود.
آنها مجبورند که ریسک کنند،
چون می خواهند پبشرو باشند
و کلماتی را که در زبان مصطلح می شوند را به کار بگیرند
مانند LOL،(مخفف با صدای بلند خندیدن)
امّا آنها نمی خواهند مد گرا
به نظر برسند
و نمی خواهند کلماتی را بگنجانند که ماندگار نیست،
و من فکر می کنم که کلمه ای که
الان آنها در نظر دارند
YOLO است، تو تنها یکبار زندگی می کنی.
( you only live once )
حالا می خواهم به تدوین کنندگان لغت نامه
رو بیاورم،
و ممکن استذ با یکی از جاهایی که ما می رویم
که باعث غافلگیریتان شوم.
هر ژانویه، ما
به گردهمایی سالانۀ لهجۀ آمریکایی می رویم،
جایی که در میان دیگر چیزها،
ما به کلمۀ سال رأی می دهیم.
حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر هستند که می آیند،
برخی از شناخته شده ترین زبان شناسان آمریکا.
جهت اطلاع شما از حس و حال جلسه،
جلسه دقیقاً قبل از ساعت خوش اتفاق می افتد.
هر کسی که بیاید می تواند رأی بدهد.
مهم ترین قانون این است
که شما می توانید تنها با یک دست رأی دهید.
در گذشته، بعضی از برگزیدگان
“tweet” در سال ۲۰۰۹
و “hashtag” در سال ۲۰۱۲ بوده اند.
“chad” در سال ۲۰۰۰ کلمۀ سال بود،
چون تا پیش از سال ۲۰۰۰ کسی chad را نمی شناخت
و “WMD” در سال ۲۰۰۲.
ما دسته بندی های دیگری هم داریم که
در آنها رأی می دهیم،
ودسته بندی مورد علاقۀ من
خلّاقانه ترین کلمۀ سال است.
برگزیدگان قبلی در این دسته شامل
” recombobulation area” می شود
که در فرودگاه میلواکی بعد از حراست
قرار دارد،
جایی که شما recombobulate می کنید.
( خندۀ حضار)
می توانید کمربندتان را دوباره ببندید،
کامپیوترتان را داخل کیفتان برگردانید.
و کلمۀ مورد علاقۀ من در این قسمت تا حالا
که ” multi-slacking” است.
(خندۀ حضار)
و multi-slacking عمل
داشتن چندین پنجرۀ باز روی صفحۀ
کامپیوترتان است
که به نظر می رسد مشغول کار هستید
درحالی که درواقع در اینترنت وقت می گذرانید.
( خندۀ حضار) ( تشویق)
آیا تمام این کلمات ثبت خواهند شد؟ قطعاً خیر.
ما چندین گزینۀ سؤال برانگیز داریم،
برای مثال در سال ۲۰۰۶
وقتی که کلمۀ سال ” plutoed” بود،
به معنی نازل.
( خندۀ حضار)
امّا بعضی از برگزیدگان گذشته
الان کاملاً عادی به نظر می رسند،
مانند ” app”
و “e” به عنوان یک پیشوند،
و “google” به عنوان یک فعل.
چند هفته قبل از رأی دادن ما،
دانشگاه دولتی سوپریر لیک
لیست کلمات منسوخ شدۀ خود را منتشر کرد.
چیز قابل توجه در این مورد
این است که در واقع معمولاً خیلی
همپوشانی وجود دارد
بین فهرست آنها و فهرستی که ما برای کلمات سال
در نظر داریم،
و این به خاطر این است که ما
چیزهای مشابهی را ملاحظه می کنیم.
ما کلماتی را می بینیم که دارند برجسته می شوند.
این واقعاً مسألۀ نگرش است.
آیا شما از مد ها و تغییرات زبان اذیت می شوید،
یا آن را جالب، مطبوع می دانید
چیزی باارزش برای مطالعه
به عنوان بخشی از یک زبان زنده؟
لیست دانشگاه دولتی سوپریر لیک
رسم نسبتاً طولانی در زبان انگلیسی را
دربارۀ گله ها از کلمات جدید ادامه می دهد.
اشاره می کنم به رییس دانشگاه هنری آلفورد در سال ۱۸۷۵،
که خیلی نگران بود که “desirability”
کلمۀ خیلی بدی است.
در سال ۱۷۶۰، بنجامین فرانکلین
نامه ای به دیوید هیوم نوشت
کلمۀ “colonize” را به خاطر بد بودن رد کرد.
در طول سالها، ما همچنین نگرانیهایی را می بینیم
در رابطه با تلفظات جدید.
همینطور ساموئل راجرز در سال ۱۸۵۵
بسیار نگران تلفظات رایج بود
و آنها را ناخوشایند تلقی می کرد،
و می گفت ” اگر چنانچه contemplate به اندازۀ کافی
بد نیست اما
balcony من را آزار می دهد.”
( خندۀ حضار)
این کلمه از زبان ایتالیایی گرفته شده است
و بَل-کُو-نی تلفّظ می شود.
این ایرادها به نظر ما غیر عادی می آید،
اگر کاملاً adorkable نباشد— ( خندۀ حضار )
نکته این است:
ما هنوز از تغییرات زبان نگران می شویم.
من لیست جامعی از مقالات روزنامه ها
در دفترم دارم
که در رابطه با کلمات غیر مستدلی
ابراز نگرانی می کنند
که نباید در لغت نامه ها گنجانده شوند،
مانند “LOL”
که وقتی وارد لغت نامۀ انگلیسی آکسفورد شد
و ” defriend”
وقتی که وارد لغت نامۀ آکسفورد آمریکایی شد.
من همچنین مقالاتی دارم که ابراز نگرانی می کنند
دربارۀ کلمۀ “invite” به عنوان یک اسم، یا
“impact” به عنوان یک فعل،
زیرا فقط دندانها هستند که می توانند
در هم فشرده شوند،
و ” incentivize” که
«غلط حرف زدن گستاخانه مبنی بر زیاد رعایت کردن امور تشریفاتی » توصیف شده است.
این طور نیست که تدوین کنندگان لغت نامه ها
این گونه رویکردها نسبت به زبان را نادیده بگیرند.
آنها تلاش می کنند که قدری راهنمایی
دربارۀ کلمات را برای ما فراهم آورند
که گاهی به سبب طریقۀ استفاده عامیانه یا غیر رسمی
به حساب می آیند یا نامطبوع،
امّا آنها در چیزی مقیّد هستند،
چراکه تلاش می کنند آنچه را ما
انجام می دهیم توصیف کنند،
و می دانند ما گاهی به لغت نامه ها مراجعه می کنیم
تا دربارۀ این مطلع شویم که چطور باید
از کلمه ای به طور خوب و مناسب
استفاده کنیم.
در پاسخ، لغت نامه American Heritage
شامل یادداشت های کاربردی می شود.
یادداشت های کاربردی با کلماتی می آیند
که به گونه ای مشکل ساز هستند،
یکی از وجوهی که می توانند مشکل ساز باشند
این است که معنی را تغییر می دهند.
حال آنکه یادداشت های کاربردی بسیاری از
نظرات بشری را شامل می شود،
و من گمان می کنم که،
به عنوان استفاده کنندگان لغت نامه ها
ما اغلب چندان از آن نظرات بشری
آگاه نیستیم.
برای اینکه به شما نشان دهم منظورم چیست،
به یک مثال نگاهی می اندازیم، امّا
قبل از اینکه این کار را بکنیم،
می خواهم توضیح دهم تدوین کنندگان لغت نامه
با چه چیزی
سعی می کنند توسط یادداشت های کاربردی
مقابله کنند.
دربارۀ کلمۀ ” peruse” فکر کنید
و مورد استفاده از آن.
حدس می زنم که بسیاری از شما فکر می کنید به
مرور کردن، نظر اجمالی انداختن، سریع خواندن.
برخی از شما ممکن است به نوعی گذر کردن
را در نظر داشته باشید،
چراکه قفسه های خواربارفروشی را
از نظر می گذرانید،
یا چیزی شبیه به آن.
ممکن است تعجب کنید از اینکه بفهمید
که اگر در بیشتر لغت نامه های استاندارد
جست و جو کنید،
اوّلین تعریف آن “خواندن با دقّت” است،
یا بررسی کردن.
لغت نامۀ American Heritage آن را
به عنوان اولین تعریف ارائه داده است.
بعد آنها، به عنوان معنی ثانویه، مرور کردن را دارند،
و در کنار آن، می گویند ” اشتباه کاربردی.”
( خندۀ حضار)
و بعد یک یادداشت کاربردی را شامل می شوند،
که نگاه کردن به آن می ارزد.
این یادداشت کاربردی است:
peruse زمان طولانی به معنی ” با دقّت خواندن است”…
امّا کلمه اگر اغلب به صورت بی ربط استفاده می شود،
به معنی “خواندن” …
الحاقی بیشتر کلمه به معنی ” نظر اجمالی انداختن، مرور کردن،”
اشتباه در نظر گرفته می شود،
اما مجموع نتیجۀ آراء ما نشان می دهد که دارد
چیزی موردقبول تری می شود.
وقتی راجع به این جمله سؤال می کنیم،
” من فقط یک لحظه وقت داشتم که کتاب راهنما
را سریع بخوانم،”
۶۶ درصد رآی دهندگان
در سال ۱۹۸۸ آن را قابل قبول می دانستند،
۵۸ درصد در سال ۱۹۹۹،
و ۴۸ درصد در سال ۲۰۱۱.”
گروه کاربردی،
که به توانایی بدنۀ زبان اطمینان داشتند
که در این رابطه ملایم تر می شود.
اکنون، آنچه من توقع دارم به آن فکر کنید این است که،
” چه کسی روی صفجه ی کاربردی است؟
و با صدور آرا چه باید بکنم؟ ”
اگر نگاه کنید در مقدمۀ کتاب
لغت نامۀ American Heritage
می توانید اسامی را پیدا کنید
کسانی که در صفحه کاربردی هستند.
اما چه کسی به پیشگفتار لغت نامه ها نگاه می کند؟
حدود ۲۰۰ نفر در گروه کاربردی هستند.
شامل اعضای علمی دانشگاه ها می شوند،
روزنامه نگاران، نویسندگان خلّاق.
یک هیئت منصفۀ عالی برای آن وجود دارد
و چندین زبانشناس.
در سال ۲۰۰۵، لیست شامل من هم می شد.
( تشویق)
این کاری است که ما می توانیم برای شما انجام بدیم.
می توانیم به شما درکی دهیم
از دامنۀ عقاید در رابطه با کاربردهای متضاد.
اینطور هست و باید وسعت اختیار باشد.
ما مدرسۀ زبان نیستیم.
حدوداً یک بار در سال، من یک برگۀ رأی می گیرم
که از من می پرسد آیا کاربردهای جدید،
تلفظّات جدید، معانی جدید، قابل قبول هستند یا خیر.
و این کاری است که من انجام می دهم تا
برگۀ رأی را پر کنم.
من به آنچه دیگران می گویند و می نویسند
گوش می دهم.
من به علایق و دوست نداشتن های خودم
دربارۀ زبان انگلیسی گوش نمی کنم.
راستش را بگویم:
من کلمۀ ” impactful” را دوست ندارم،
امّا فرقی نمی کند
در این که ” impactful” کاربرد رایجی باشد
و در نثرهای نوشته شده بیشتر قابل قبول بشود.
برای این که مسئول باشم،
آنچه انجام می دهم این است که به کاربرد دقت کنم،
که معمولاً شامل نگاه کردن به
منابع اطلاعاتی آنلاین مثل کتابهای گوگل است.
حال اگر که در کتابهای گوگل به دنبال ” impactful” هستید،
این چیزی است که می یابید.
خب، بنظر می رسد که “impactful”
که برای تعداد بخصوصی از نویسنده ها،
سودمند واقع می شود
و در طول بیست سال اخیر
بیشتر و بیشتر به درد می خورد.
حال آنکه تغییراتی هست
که همۀ ما آن را در زبان دوست نداریم.
تغییراتی هست آنجا که فکر می کنید،
“واقعاً؟
آیا زبان باید اینگونه تغییر کند؟”
آنچه من می گویم این است که،
ما باید صبور باشیم
برای اینکه تصمیم بگیریم که آن تغییر
بد است،
ما باید برای تحمیل دوست داشتن ها و
نداشتن هایمان را بروی دیگران، آهسته تر عمل کنیم ،
باید کاملاً خنثی باشیم
برای اینکه فکر کنیم زبان انگلیسی در مخمصه است.
نه،اینطور نیست. زبان ما غنی و پویا و مملو
از خلاقیت صحبت کنندگان آن است که به آن زبان
سخن می گویند.
با بازنگری، در می یابیم که زبان انگلیسی
دلکش است وقتی
که کلمه ی ” nice” به معنی احمقانه استفاده می شود،
و کلمۀ ” decimate”
به معنی از هر ۱۰ نفر یکی را کشتن استفاده می شود.
( خندۀ حضار)
ما گمان می کنیم که بنجامین فرانکلین دیوانه بوده است
که “notice” به عنوان فعل را نمی پسندیده است.
می دانید چیست؟
ما هم صد سال آینده کاملاً احمق به نظر می رسیم
که از ” impact” به عنوان فعل ایراد می گیریم
و “invite” به عنوان یک اسم.
زبان با سرعتی تغییر نخواهد کرد
که ما نتوانیم با آن همراه شویم.
زبان اینگونه عمل نمی کند.
من امیدوارم آنچه می توانید انجام دهید
این باشد که تغییرات زبان را نگران کننده نیابید
بلکه مطبوع و دلکش بدانید،
همان طوری که تدوین کنندگان لغت نامه ها
می یابند.
امیدوارم که لذت ببرید از بودن بخشی
از خلاقیتی که دائماً زبان ما را
بازسازی می کند و آن را تنومند نگاه می دارد.
حال چطور یک کلمه به لغت نامه راه می یابد؟
آن وارد لغت نامه می شود چرا که
ما از آن استفاده می کنیم.
و به استفاده کردن از آن ادامه می دهیم،
و نویسندگان لغت نامه ها به ما توجه می کنند.
اگر فکر می کنید، “پس آن به ما اجازه می دهد که تصمیم بگیریم
کلمه چه معنایی داشته باشد،”
من خواهم گفت، “بله این طور است،
و همیشه همین طور است.”
لغت نامه ها راهنما و منابع فوق العاده ای هستند،
اما هیچ انتقادی از اختیار لغت نامه ها وجود ندارد
این آخرین داوری است دربارۀ اینکه کلمات
چه معنایی داشته باشند.
اگر گروهی از متکلمان کلمه ای را استفاده می کنند
و می دانند که به چه معناست، آن کلمه
واقعی است.
آن کلمه ممکن است عامیانه باشد،
آن کلمه ممکن است غیررسمی باشد،
آن کلمه ممکن است کلمه ای باشد که فکر می کنید
نامعقول و غیرضروری باشد،
اما آن کلمه ای که ما استفاده می کنیم،
آن کلمه واقعی است.
ممنونم.
( تشویق )

TED.com translations are made possible by volunteer
translators. Learn more about the
Open Translation Project.


© TED Conferences, LLC. All rights reserved.

مقاله

نویسنده: علیزاده طوسی، زبانشناس

در مکالمات روزمره می‌توان با بی‌دقتی از کلمه‌های مترادف به‌جای یکدیگر استفاده کرد ولی با فراتر رفتن نیازها انتخاب کلمه‌های مناسب لازم می‌شود.

یکی از مهم‌ترین چیزها برای هر نویسنده یا مترجم شناختن معنی‌های متفاوت کلمه‌ها و جای کاربرد آن‌هاست. در زبان رادیویی که زبان گفتاری است، به اندازه نوشتن موضوع‌های فلسفی، ادبی، علمی و مانند این‌ها دقت در انتخاب کلمه‌ها لازم نمی‌شود، اما اهل هر زبانی همین که در بیان فکر از حد نیازهای عادی روزمره فراتر رفت، وارد حیطه کلمه‌هایی می‌شود که بیان کننده مفهوم‌هایی فراتر از نیازهای طبیعی در رابطه‌های فرد با دیگران در جامعه است. در این حیـطه است کـه فرد به دقت بیـشتر در انتـخاب کلمه‌هـا برای بیـان معنی‌های دقیق نیاز پیدا می‌کند، و باز در همین حیطه است که کلمه‌هایی که مترادف شناخته می‌شود، به اعتبار معنای دقیق خود و تفاوت خود با مترادف‌ها در معنی، استقلال پیدا می‌کند و از نویسنده یا مترجم می‌خواهد که متوجه این استقلال باشد و فکر نکند که مترادف بودن، عین یکدیگر بودن است.

معنی کلمه ی افزود

حالا یک مثال می‌آورم تا موضوع روشن‌تر شود. کسی که جمله “Taleban commanders say casualties” را در ترجمه فارسی خود بنویسد: “خسارت کمی به آن‌ها وارد شده است”، بدیهی است که نه معنی دقیق “خسارت” را می‌داند، نه معنی دقیق “casualty” را. “خسارت” در موردی به کار می‌رود که عملی یا حادثه‌ای موجب زیانی مالی شده باشد، نه زیان جانی، و “casualty” در انگلیسی به معنی “تلف شده” به کار می‌رود، هم در معنی کشته یا زخمی شدن نظامی و غیر نظامی در جنگ، هم در معنی خراب شدن یا نابود شدن چیزها، و در مورد جمله بالا مقصود همان به اصطلاح پیکارجویان گروه طالبان است. بنابراین در فارسی باید گفت: “فرماندهان طالبان می‌گویند که تلفات آن‌ها کم (سبک) بوده است”.

من نمی‌گویم که همه نویسندگان رسانه‌های گروهی انگلیسی یا اهل زبان‌های دیگر حداکثر دقت لازم را در انتخاب کلمه‌ها به کار می‌برند، و این را هم اضافه می‌کنم که بعضی از نویسندگان یا مترجمان فارسی زبان فقط در ترجمه نیست که دقت در انتخاب کلمه‌ها را رعایت نمی‌کنند، بلکه در حرف زدن و نوشتن مستقیم به فارسی هم دچار این کوتاهی می‌شوند. رسانه‌های گروهی برای شنوندگان در حکم یک مدرسه نهانی آموزش زبان هستند و می‌توانند زبان ملتی را بیمار و آشفته کنند یا به آن قدرت و سلامت و غنا ببخشند.

در اینجا به سه کلمه توجه می‌کنیم که در ذهن بسیاری از نویسندگان و مترجمان امروز حالت مترادف دارد، یعنی کلمه‌های “بیانیه”، “اعلامیه”، “اطلاعیه”، اما این سه کلمه که از زبان عربی گرفته شده است، و لابد هر یک را در ابتدا اختصاصاٌ برای مفهومی معین گـرفته بودند، و اگـر می‌شـد که عـیناً هـر یک از آن‌هـا را در هـر موردی به جای آن دوتای دیگر به کار برد، ضرورت نمی‌داشت که برای یک مفهوم سه کلمه از زبان عربی به وام بگیرند. ببینیم در لغتنامه‌های فارسی معتبر با این سه کلمه چه برخوردی شده است.

بیانیه

اعلامیه

اطلاعیه

می‌بینیم که فقط در “فرهنگ بزرگ سخن” در مورد تعریف اعلامیه، تا حدی به کاربرد اختصاصی کلمه “اعلامیه” توجه شده است و این توجه در دو مثال “اعلامیه استقلال” و “اعلامیه حقوق بشر” ملاحظه می‌شود. در “لغتنامه دهخدا” و “فرهنگ فارسی معین” اعتنایی به معنای متداول “بیانیه” نشده است و تعریفی هم که برای دو کلمه دیگر آمده است، با هم فقط تفاوت لفظی دارد، نه تفاوت معنایی. چنین به نظر می‌رسد که توجه به معنای دقیق کلمه‌ها هنوز کاری اساسی و جدی نشده است.

برای آگاهی از وضعیت کاربرد این سه کلمه در نوشته‌های خبری و رسمی امروز به گوگل فارسی مراجعه کردم. در برابر کلمه “اطلاعیه” ۴۴۹۰۰۰ مورد آمده است از آن جمله “اطلاعیه کانون نویسندگان ایران به مناسبت درگذشت کریم امامی”، “اطلاعیه دفتر سیاسی حزب دموکرات ایران در رابطه با برگزاری نهمین پلنوم کمیته مرکزی”، “اطلاعیه هشتمین کنفرانس آمار”.

در اطلاعیه، شخصی، نهادی، یا سازمانی بازرگانی، اقتصادی، علمی، سیاسی، خبری و مانند این‌ها، می‌خواهد موضوعی را که به فعالیت، هدف یا موجودیتش مربوط می‌شود، به اطلاع مردم برساند و ارزش اطلاعی آن به همین آگاهی مردم از موضوع در آن زمان محدود می‌شود. در این معنی در زبان انگلیسی چند کلمه به اصطلاح مترادف هست که معمول‌ترین آن‌ها از این قرار است:

Statement, announcement, communiqué, press release, bulletin, report, hand-out…

این کلمه‌ها با اینکه در موردهای متفاوت به کار می‌رود، در ماهیت معنی با هم تفاوت چندانی ندارد. همین که مردم از موضوع آن‌ها اطلاع پیدا کردند، اعتبار خبری آن‌ها تمام می‌شود، چه اطلاعیه‌ای پزشکی درباره موقعیت یک بیمار در جریان درمان باشد، چه اطلاعیه‌ای سیاسی درباره نظر یک شخصیت سیاسی یا مقام دولتی درباره یک موضـوع محـلی، منطقه‌ای یا جهـانی، و چـه اطـلاعـیه‌ای سازمانی درباره تشکیل یک کنفرانس باشد. اما بسیاری از همان کسانی که درباره این موضوع‌ها “اطلاعیه” صادر می‌کنند، گاهی هم، بدون هیچ دلیلی درباره همان موضوع‌ها “اعلامیه” یا “بیانیه” صادر می‌کنند، چنانکه گویی این سه کلمه در ذهن آن‌ها هیچ تفاوت معنایی ندارد.

در گوگل فارسی در برابر کلمه “اعلامیه” ۱۱۳۰۰۰ و در برابر کلمه “بیانیه” ۲۴۱۰۰۰ مورد کاربرد آمده است، که اگر در آن‌ها دقت کنیم، می‌بینیم که در بیشتر موردها به همان معنی “اطلاعیه” به کار رفته است. مثلاً “کانون نویسندگان ایران” که مرگ کریم امامی را با “اطلاعیه” به مردم خبر می‌دهد، دستگیری یوسف عزیزی بنی طرف را با “بیانیه” به اطلاع مردم می‌رساند، و در بعضی از سایت‌های اینترتی به “بیانیه”ها و “اطلاعیه”های کانون نویسندگان با کلمه “اعلامیه” اشاره می‌شود.

کلمه “اعلامیه” در زبان فارسی، تا چند دهه پیش، وقتی که در حیطه مفهوم‌های سیاسی و اجتماعی با دقت بیشتری به کار می‌رفت، در یکی از معنی‌های اصلی کلمه “declaration” بود، مثل “اعلامیه استقلال امریکا”، “اعلامیه جهانی حقوق بشر” و در موردهایی مثل “declaration of war” در فارسی به جای “اعلامیه جنگ” معمولاً “اعلان جنگ” به کار می‌برده‌ایم. در آن معنای خاص در انگلیسی به این صورت تعریف شده است: “اعلامیه گفتاری است که اندیشه‌ای معین را بیان یا اعلام می‌کند. در اعلامیه‌ها می‌کوشند استدلال کنند که موضوعی درست و مطابق با حقیقت است. به بعضی از متن‌های مکتوب اعلامیه گفته می‌شود، مثل اعلامیه استقلال امریکا یا اعلامیه یک‌جانبه پیشنهادی استقلال کبک “Quebec”.

کلمه “بیانیه” هم در زبان فارسی، تا چند دهه پیش، وقتی که در حیطه مفهوم‌های سیاسی و اجتماعی و ادبی و هنری با دقت بیشتری به کار می‌رفت، با معنی‌های “manifesto” در انگلیسی همسانی داشـت، با این تعــریف‌ها: “اعـلام عـمومی نیت‌ها و برنامـه‌هـا، چنـانکه به وسیله یک حزب سیاسی یا یک دولت صادر می‌شود. بیانیه یک اعلام عمومی است درباره اصول و نیت‌های معین که غالباً ماهیت سیاسی دارد. در هنر اعلام یا توضیحی مکتوب است برای آگاهی عمومی درباره نظریه‌ها و هدف‌های یک جنبش یا نهضت هنری و ادبی. بیانیه‌هایی که هنرمندان منفرد یا گروهای هنرمندانِ در نیمه اول قرن بیستم صادر کردند که بیان کننده انگیزه و هدف اصلی آن‌ها بود”.

در بحث از توجه به معنی دقیق کلمه‌ها سه کلمه اطلاعیه، اعلامیه، و بیانیه را نمونه آوردم و نشان دادم که این کلمه‌ها با هم تفاوت معنی دارد، و می‌گویم که تفاوت معنای این‌ها به هیچوجه در حد تفاوت معنای “خسارت” و “تلفات” نیست، و به همین دلیل بسیاری از نویسندگان و مترجمان آن‌ها را در حالت مترادف یکدیگر به کار می‌برند. اما در موردهایی بی‌دقتی در انتخاب کلمه برای معنایی که در نظر داریم، نه فقط نوشته را از صحت و صراحت و بلاغت دور می‌کند، بلکه گاهی برای شنونده یا خواننده باعث اشتباه دریافت می‌شود. در اینجا چند نمونه می‌آورم که در آن‌ها برای یک کلمه معین انگلیسی نظیر فارسی درست و دقیقی انتخاب نشده است:

کلمه “strict” معنایی متفاوت با “خشک” دارد. سختگیرانه یا جزمی به معنای کلمه انگلیسی نزدیکتر است.

کلمه “wary” در اینجا به معنی “دچار تردید بودن” نیست، و بیشتر معنی بیمناک بودن یا نگران بودن می‌دهد: بسیاری از مردم نسبت به رژیم جدید بیمناکند، احساس خطر می‌کنند، بدگمانند. صفت “wary” در موردهایی معنی “محتاط” و “مواظب” دارد.

کلمه “profusely” قیدی است که فقط معنای زیاد یا فراوان دارد و از معنای “با تمام وجود” دور است. نخست وزیر دانمارک مقامی است که با لحن و شیوه‌ای رسمی از نویسنده‌ای از بابت خطایی عذرخواهی می‌کند، و قید “با تمام وجود” اصلاً مناسب عذرخواهی رسمی او نیست.

امروزه بسیاری از نویسندگان و مترجمان به جای ترکیب‌های “به سبب”، “به علت”، “به دلیل”، “از بابت”، “به منظور” و مانند این‌ها ترکیب “به خاطرِ” به کار می‌برند که تقریباً برابر با ترکیب انگلیسی “for the sake of” است. معمولاً انسان‌ها هستند که “خاطر” دارند و کسی می‌تواند “به خاطر” کس دیگر کاری انجام بدهد. جمله بالا را نویسنده یا مترجم باید به این صورت می‌نوشت: “گفت گناهی نکرده است که از بابت آن عذرخواهی کند”. در گوگل فارسی برای کاربرد ترکیب “به خاطر” بیش از یک میلیون وهفتصد هزار نمونه آمده است که من با ملاحظ صد تا از آن‌ها فقط به سه مورد برخوردم که درست به کار رفته است. به چند نمونه از موردهای دیگر نگاه می‌کنیم:

برای کلمه “خاطر” در لغتنامه‌ها این معنی‌ها آمده است: آنچه در دل گذرد، فکر، اندیشه، ادراک، خیال، قریحه، یاد، مکان اندیشه، دل، حافظه، یاد، میل، آرزو، خواهش، عشق، محبت، شوق… نویسنده یا مترجم می‌تواند از خود بپرسد که “عدم افزایش حقوق”، “چاپ کاریکاتور”، “تـوزیع رایگان”، “گنـاه پدران”، “زیر پا نهادن حقوق بشر”، “اهمیت درس انشاء” و هزاران “چیز” دیگر از این قبیل چه “خاطر”ی دارد که برای آن خاطر کاری باید کرد؟ در لغتنامه دهخدا، بعد از دادن همه معنی‌ها و نمونه‌های کاربرد آن‌ها در ادبیات، به نقل از فرهنگ “ناظم الاطباء” معنی‌های جهت، علت، بابت، و برای داده شده است، آن هم با این نمونه از شاعری به نام علی ترکمان: “از من که شهره‌ام به غم، افسانه گوش کن / یک حرف هم به خاطر دیوانه گوش کن”، و ملاحظه می‌کنید که “به خاطر دیوانه” معنی “برای دیوانه” می‌تواند داشته باشد، اما با “علت” و مترادف‌های آن ارتباطی ندارد. بیاییم این “غلط رایج” را برای خاطر خدا از خاطر خود بیندازیم!

البتـه نویسنده یا مترجم وقتی می‌تواند با دقـت خود در انتخاب کلمه‌ها به نتیجه دلخواه برسد که بداند برای چه معنایی احتیاج به کلمه دارد. اگر “معنی” برای خود او روشن و مشخص نباشد، بدیهی است که دقت او در انتخاب کلمه مناسب کاری عبث خواهد بود. مثلاً کسی که تفاوت معنای “اخراج”، “عزل” و “برکناری” برایش روشن نباشد، هر سه کلمه در ذهن او معنای مشابه دارد و بنابراین وقتی که نخست وزیری منتخب با رأی دادگاه یا فرمان رئیس جمهوری از مقام خود “بر کنار” شده باشد، کلمه “اخراج” یا “عزل” را به کارمی‌برد، بدون آنکه بداند که “اخراج” در برابر “استخدام” می‌آید و “عزل” در برابر “انتصاب”، و نخست وزیر نه استخدام شده است که او را اخراج کنند، نه منتصب شده است که عزلش کنند. این بحث را با گفتار “دقت در ترجمه کلمه‌ها” ادامه می‌دهم.

لطفا صبر کنید تا ببینیم آیا به شبکه داخلی بی‌بی‌سی وصل هستید

متاسفانه نتوانستیم اتصال شما را پیدا کنیم

اتصال شما به شبکه باموفقیت تایید شد


1.
I have to go to the dentist this morning.

1. من باید امروز صبح به دندان‌پزشکی بروم.

2.
We could go to town on the bus.

2. ما می‌توانیم با اتوبوس به شهر برویم.

معنی کلمه ی افزود

3.
We went to California last year.

3. من سال پیش به کالیفرنیا رفتم.

4.
You can walk from here to the station in under ten minutes.

4. تو می‌توانی در ده دقیقه از اینجا تا ایستگاه (پیاده) بروی.


1.
Can you tell me how to get there?

1. می توانید به من بگویید (که) چطور به آنجا برسم؟

2.
He told me to wait.


2. او به من گفت (که) منتظر بمانم.

3.
I don’t know what to do.


3. من نمی دانم (که) چه کار کنم.

4.
I need to eat something first.

4. من اول نیاز دارم (که) غذا بخورم.

5.
It’s not likely to happen.

5. این محتمل نیست (که) اتفاق بیوفتد.

6.
She agreed to help.


6. او قبول کرد (که) کمک کند.


1.
I came to help.


1. من برای کمک کردن آمدم.

2.
thirty to thirty-five people were there.

2. سی تا سی و پنج نفر آنجا بودند.


1.
Be kind to animals.


1. با حیوانات مهربان باشید.


1.
Place the cursor to the left of the first word.

1. نشانگر را در سمت چپ اولین واژه قرار دهید.

2.
There are mountains to the north.

2. در سمت شمال کوهستان‌هایی وجود دارد.

مترادف:  
before
متضاد:  
after
past

1.
It’s five to three.

1. (ساعت) پنج (دقیقه) مانده به سه است. [ساعت 2:55 دقیقه است.]


1.
He put his hands to his ears.

معنی کلمه ی افزود

1. او دست‎هایش را روی گوش‎هایش گذاشت.


1.
It sounded like crying to me.

1. به نظر من صدا، صدای گریه گردن بود.


1.
a monument to the soldiers who died in the war

1. یک بنای یادبود به یاد سربازانی که در جنگ کشته شدند

2.
Let’s drink to Julia and her new job.

2. بیایید به افتخار “جولیا” و کار جدیدش بنوشیم.

لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا کتابی جامع شامل شرح و معنی واژگان زبان فارسی است. این لغت‌نامه، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین اثر علی‌اکبر دهخدا است، که بیش از ۴۰ سال از عمر او صرف آن شد. لغت‌نامهٔ دهخدا معنی، تفسیر، و شرح تاریخیِ شمار قابل توجهی از وام‌واژه‌های عربی که وارد فارسی شده‌اند را نیز داراست.[۱]

لغت‌نامهٔ بزرگ دهخدا شامل بخش بزرگی از واژگان ادبی زبان فارسی، با معنای آن‌ها و نیز کاربردشان در شعرها است. با وجود این، این لغت‌نامه فاقد بخش اعظم واژگان علمی و فنی فارسی است که بیشتر در دهه‌های پس از تألیف لغت‌نامه به حوزهٔ زبان فارسی وارد شدند. نسخهٔ چاپی فعلی لغت‌نامه ۶۷۲۶۵ صفحهٔ سه‌ستونیِ قطع رحلی با حروف ریز دارد.

حدود نیمی از کتاب را لغات با معنی و شاهد و نیم دیگر آن اعلام تاریخی و جغرافیایی است. این اثر حاوی کلیه لغات فرهنگ‌های خطی و چاپی فارسی است و در نقل آن‌ها بسیاری از غلط‌های گذشتگان تصحیح شده‌است و بسیاری از لغات ترکی، مغولی، هندی، عربی، فرانسوی، انگلیسی، آلمانی، روسی و دیگر زبان‌های متداول در زبان فارسی نیز در این فرهنگ آمده‌است. برای صحیح خوانده شدن لغات در جلوی هر کلمه حروف حرکت‌دار به کار رفته‌است. علاوه بر این مزایا، یک دوره مفصل دستور زبان فارسی نیز در لغت‌نامه آمده‌است.

همه‌گونه لغات فارسی و محلی، نام شهرها و روستاها و کلمات علمی و شاخص، حتی لغات عربی را می‌توان در لغت‌نامه دهخدا یافت. در جلوی هر کلمه، معنای لغوی آن، موارد کاربرد، طرز تلفظ صحیح، اشعاری در رابطه با آن و بسیاری اطلاعات دیگر دربارهٔ لغت قرار دارد. لغت‌نامه دهخدا هم دائرةالمعارف است و هم کتاب مرجع علوم گوناگون و هم لغت‌نامه. واژه لغت‌نامه را نخستین بار اسدی طوسی در لغت فُرس به کار برده‌است و علامه دهخدا برای پاسداشت او این نام را بر روی فرهنگ خود نهاده‌است.[۲] وجود این کتاب در هر خانه یا کتابخانه یا جای دیگری نعمتی بزرگ محسوب می‌شود.

لغت‌نامه‌ای که دهخدا ۴۰ سال، یعنی بیشتر عمر خود را صرف آن کرد، از پایه سه چهار میلیون فیشی بنیان یافته‌است که دهخدا شب و روز به جمع‌آوری آن‌ها مشغول بوده‌است. به گفته خود او و نزدیکانش، وی هیچ روزی از کار فیش‌برداری برای لغت‌نامه غافل نشد مگر دو روز به خاطر فوت مادرش و دو روز به خاطر بیماری سختی که داشت. فکر ایجاد لغت‌نامه‌ای جامع که هم معنای تمام لغات فارسی را داشته باشد و هم اطلاعات لازم دربارهٔ همه چیز را به خواننده بدهد، از همان زمان که دهخدا در یکی از قرای چهارمحال و بختیاری منزوی بود به ذهنش خطور کرده بود. آن طور که آگاهان نوشته‌اند، وی چند میلیون فیش از روی متون معتبر استادان نظم و نثر فارسی و عربی، لغت‌نامه‌های چاپی و خطی، کتب تاریخ و جغرافیا، طب، ریاضی، هندسه، هیئت، حکمت، کلام، فقه و… فراهم آورده بود. البته نقل می‌کنند که او بیشتر یادداشت‌ها را از ذهن خود می‌نوشته‌است. خود وی در یکی از یادداشت‌های پراکنده‌اش برای لغت‌نامه می‌نویسد: «همه لغات فارسی‌زبانان تاکنون احیا و در جایی جمع‌آوری نشده و چه بسا لغات زیادی است که در کتب دیگر، خصوصاً در اشعار آمده‌است که ما آن‌ها را در اینجا نقل کرده‌ایم؛ ولی از سوی دیگر هزاران لغت فارسی و غیرفارسی در تداول به کار می‌رود که تاکنون کسی آن‌ها را گرد نیاورده یا اگر گرد آورده به چاپ نرسانیده‌است. ما بسیاری از این لغات را به تدریج از حافظه، نقل و سپس آن‌ها را الفبایی کرده‌ایم؛ ولی باید دانست که برای به خاطر آوردن چندین هزار کلمه و الفبایی کردن آن عمر هفت کرکس می‌باید… و این کار به هیچ فصل و قطعی، بیرون از بیماری صعب چند روزه و دو روز رحلت مادرم -رحمه الله علیها- تعطیل نشد و به جز اتلاف دقایقی چند برای ضروریات حیات در روز، می‌توانم گفت که بسیار شب‌ها نیز، در خواب و میان نوم و یقظه در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر برمی‌خاستم و پلیته می‌کردم و چیز می‌نوشتم.»[۳]

معنی کلمه ی افزود

چاپ لغت‌نامه نخست در سال ۱۳۱۹ در چاپخانه بانک ملی آغاز و یک جلد آن در ۴۸۶ صفحه به چاپ رسید و مدتی متوقف شد، دهخدا در سال ۱۳۲۴ هجری شمسی میلیون‌ها فیشی را که در تهیه لغت‌نامه فراهم کرده بود، توسط مجلس شورای ملی به ملت ایران هدیه کرد. [نیازمند منبع] سپس مجلس شورای ملی در اول بهمن ماه سال ۱۳۲۴ [نیازمند منبع] طی یک تصمیم قانونی چاپ فرهنگ دهخدا را برعهده گرفت. با تصویب قانون اجازه پرداخت دویست و پنجاه هزار ریال از محل صرفه جویی بودجه سال ۱۳۲۴، مجلس جهت هزینه اعتبار طبع فرهنگ دهخدا، حمایت‌های مالی لازم را جهت چاپ این فرهنگ لغت به عمل آورد.[۴]

و مؤسسه دهخدا ابتدا در خانهٔ او مستقر بود و بعداً با درگذشت دهخدا در سال ۱۳۳۴ به مجلس منتقل شد. از آن پس، هماهنگی و مدیریت لغت‌نامه به وصیت خود دهخدا بر عهده محمد معین گذارده شد. پس از درگذشت معین، کار را سید جعفر شهیدی و محمد دبیرسیاقی و دیگران دنبال کردند.

با مصوبهٔ سال ۱۳۳۶ مجلس[نیازمند منبع]، مؤسسهٔ دهخدا به دانشگاه تهران منتقل شد و دانشکدهٔ ادبیات این دانشگاه مسئول چاپ لغت‌نامه شد. تا سال ۱۳۵۹، چاپخانهٔ دانشگاه تهران لغت‌نامه را به‌طور کامل چاپ کرد. نام «سازمان لغتنامه دهخدا» بعدها به «مؤسسه لغتنامه دهخدا» تغییر کرد.[۵]

اکنون مؤسسه لغت‌نامه دهخدا در شمیران جنب باغ فردوس مستقر است. این مؤسسه لغت‌نامه دهخدا را در ۲۲۲ جزوه (حدود بیست و هفت هزار صفحه) چاپ کرده‌است. سایت‌های اینترنتی لغت‌نامه ارتباطی با مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا ندارند.[۶]

در سال ۱۳۸۵، با تلاش دست‌اندرکاران مؤسسه لغت‌نامه دهخدا، دولت وقت قصد داشت مادهٔ واحده‌ای به تصویب مجلس شورای اسلامی برساند که از قرار گرفتن لغت‌نامه در مالکیت عمومی جلوگیری می‌کرد. مطابق قانون حقوق مؤلفان و مصنفان مصوب ۱۳۴۸، آثار پس از گذشت ۳۰ سال از درگذشت پدیدآورنده‌شان تحت شرایطی به مالکیت عمومی در می‌آیند.[نیازمند منبع] مجلس این ماده را تصویب نکرد.[۷][۸]

علاوه بر علی‌اکبر دهخدا و همکاران اولیه او، گروهی از پژوهندگان زبان و ادب فارسی در طی بیش از شصت سال در هیئت مؤلفان لغت‌نامه دهخدا عضویت داشته‌اند و به تهیه مواد و تنظیم آن‌ها و نیز تدوین و تألیف مواد گرد آمده برای لغت‌نامه مشغول بودند. فهرست این مؤلفان به ترتیب حروف الفبا به قرار زیر است:[۹]

چاپ‌های اولیهٔ این لغتنامه در دههٔ ۱۳۳۰ زیر نظر انتشارات دانشگاه تهران در ۲۲۲ جزوه توسط مجلس شورای ملی و دانشگاه تهران در ۵۳ جلد منتشر شد. طی سالیان بعد، این لغتنامه به شیوه‌ای نوین توسط انتشارات دانشگاه تهران، ابتدا در ۱۵ جلد و سپس در ۱۶ جلد رقعی، به چاپ رسید. در سال ۱۳۷۷ از سوی چاپخانهٔ دانشگاه تهران به تعداد ۲۲۰۰۰ دوره چاپ شد و به‌مرور طی هر سال تعدادی از دوره‌ها به بازار عرضه شد.[۳]

لغت‌نامه مفصل‌ترین کتاب لغت در زبان فارسی است و علاوه بر آن اعلام نیز با شرح و تفصیل در این کتاب آمده. دهخدا برای تألیف این کتاب نزدیک چهل سال وقت صرف کرده و نزدیک صد نفر با وی همکاری داشته‌اند. این لغت‌نامه، مهم‌ترین و اساسی‌ترین اثر دهخدا است و بیشتر شهرت دهخدا به خاطر همین اثر اوست.[۱۰]

اما این لغت‌نامه همچون لغت‌نامه‌های دیگر زبان‌های دنیا نیازمند به روز رسانی‌های ساختاری و مستمر است؛ چرا که هر دو سال‌یک بار فرهنگ نامه‌های مهم دنیا بازنویسی می‌شوند. نحوهٔ انجام این امر در مورد لغت‌نامهٔ دهخدا از سوی کارشناسان و پژوهشگران زبان فارسی مورد بحث و نقد بسیار بوده. از جمله بارها از زبان مسئولان فرهنگستان زبان و ادب فارسی گله‌مندی‌هایی ابراز شده که مؤسسهٔ دهخدا را مورد خطاب خود قرار داده. به عنوان نمونه:

«معتبرترین و مهم‌ترین فرهنگی که تاکنون نوشته شده لغت‌نامهٔ دهخداست. از زمانی که دهخدا و بعد از او علاقه‌مندان و شاگردان و دوستدارانش این کار عظیم را به پایان رساندند تاکنون چه تغییراتی در این فرهنگ داده شده؟ در واقع هیچ. همان لغت‌نامهٔ دهخدا را اکنون هم تجدید چاپ می‌کنند، بدون کمترین تغییری. به‌جز یک ویرایش سطحی، به‌لحاظ محتوایی تغییرات چندانی با آن چیزی که به قلم دهخدا انجام شده به‌وجود نیامده… در حال حاضر لغت‌نامهٔ دهخدا لغت‌نامهٔ کاملی برای زبان فارسی محسوب نمی‌شود و این امر علل مختلفی دارد. مهم‌ترین مسئله این است که اکنون شیوه‌های نوین فرهنگی‌نویسی مطرح شده‌اند و اصلاً شیوهٔ فرهنگ‌نویسی عوض شده. امروزه فرهنگ‌نویسی شاخه‌ای از زبان‌شناسی است و فرهنگ‌های معتبر برمبنای دانش زبان‌شناسی، خصوصاً معنی‌شناسی، تألیف می‌شوند. یکی از اشکالات عمده‌ای که در کار لغت‌نامهٔ دهخداست این است که شیوهٔ واحدی در انتخاب مدخل‌ها، تعریف‌نگاری‌ها و شواهد وجود ندارد… ضعف شیوه‌نامه دارد، و اینکه بعد از دهخدا بسیاری از متون فارسی چاپ شده‌اند، خصوصاً رمان‌ها، خاطرات، داستان‌های کوتاه، و اصلاً زبان امروز ایران در مقایسه با زمانی که دهخدا فرهنگش را نوشت تغییر کرده‌است. بسیاری از واژه‌ها بعد از دهخدا در روزنامه‌ها، مجله‌ها، رمان‌ها و داستان‌ها رواج‌یافته که این واحدهای واژگانی در لغت‌نامهٔ دهخدا وجود ندارد. خوب پس نیاز هست که‌یک فرهنگ جدیدی تألیف بشود و به‌خاطر اشکالات ساختاری‌ای که در لغت‌نامهٔ دهخدا وجود دارد این لغت‌نامه نمی‌تواند مبنای «فرهنگ جامع زبان فارسی» قرار بگیرد؛ پس فرهنگستان به‌ناچار باید اساس استواری را برای فرهنگ جامع زبان فارسی بریزد و این اساس استوار در آینده روزآمد هم بشود.»[۱۱]

«مؤسسه لغتنامه دهخدا با شیوه‌های امروز فرهنگ‌نگاری به کل بیگانه است… لغتنامه دهخدا فاقد تیم زبان‌شناس است.»[۱۲]

لازم است ذکر شود که نسخهٔ آنلاین این لغت‌نامه نیز چند سال پیش اصطلاحاً فیلتر شد و دسترسی مستقیم تعداد بیشمار کاربرانش به این سایت را با مشکل مواجه کرد و بعد از مدتی وبسایت آن به کل بسته شد و در موتورهای جستجوگر لغت‌یاب‌های دیگر ادغام شد.[۱۳][۱۴]

معنی کلمه ی افزود
معنی کلمه ی افزود
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *