معنی کلمه ی زهره اش

خواص دارویی و گیاهی

معنی کلمه ی زهره اش
معنی کلمه ی زهره اش

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: زهره اش بدرید

برابر ابجد: ۷۳۸

معنی کلمه ی زهره اش

آرده را بخوانید.آردهاله را بخوانید.آردی را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

این واژه توسط کاربران به سایت اضافه شده است. این امکان وجود دارد که معنی آن دقیق نباشد. شما می توانید معنی این واژه را ویرایش و یا حذف نمایید. ویرایش

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


ترسید


سپیدی، خوبی، به روایتی شکوفه، در اصلاح کیمیاگران کنایه از مس است، دومین سیاره منظومه شمسی که نام دیگر آن ناهید یا ونوس است.

زُهره یا ناهید یا ونوس (به انگلیسی: Venus) به ترتیب نزدیکی به خورشید، دومین سیاره زمین‌سان منظومهٔ شمسی است که مدار آن در میان مدارهای زمین و عطارد قرار گرفته‌است. سیارهٔ زهره از نظر مداری، نزدیک‌ترین فاصله به زمین را دارد. زهره بعد از ماه، درخشان‌ترین جرم آسمانی طبیعی است که به هنگام شب در آسمان زمین دیده می‌شود و قدر ظاهری آن به ۴٫۶- می‌رسد.سیارهٔ زهره، بدون ماه است و در مدار تقریباً دایره‌واری به‌دور خورشید می‌گردد. این سیاره از بسیاری دیدگاه‌ها ازجمله اندازه، جرم، گرانش و ترکیبات ساختاری به زمین همانندی دارد و به خاطر همین نزدیکی‌ها آن را سیاره «خواهر زمین» نیز خوانده‌اند. زهره از نظر جرم و حجم، هفتمین جسم بزرگ و پرجرم در منظومهٔ شمسی است.
زهره گرم‌ترین سیاره در منظومهٔ شمسی است. این سیاره دارای هواکره است. هواکره ضخیم و غلیظ آن موجب می‌شود که دیدن سطح آن با چشم غیرمسلح، دشوار باشد. بیشتر هواکره آن را کربن دی‌اکسید تشکیل داده و در ابرهای بالایی آن قطره‌های ریز سولفوریک اسید وجود دارند. وجود کربن دی‌اکسید در هواکره این سیاره که گرما را در سیاره نگه می‌دارد دمای آن را به مقدار بسیار چشم‌گیری (۴۸۰ درجه سلسیوس نزدیک سطح سیاره) افزایش داده‌است.

این سیاره یکی از سیاره‌های سنگی و فشرده و دارای آتشفشان‌های فعال، زمین‌لرزه و رشته‌کوه است. زمان لازم برای یکبار گردش این سیاره به دور خورشید ۲۲۵ روز زمینی است.زهره در سنجش با بیشتر سیاره‌ها در منظومهٔ شمسی از جمله زمین، کروی‌تر است و به علت چرخش بسیار آهسته دور محوری آن، پدیده تورفتگی یا مسطح شدن قطب‌ها و برآمدگی یا تورم نواحی استوایی در آن، کمتر از دیگر سیاره‌ها رخ می‌دهد. طول یک شبانه‌روز در سیارهٔ زهره از یک سال این سیاره کمی بلندتر است.

(زُ رِ)

فارسی

ریشه‌شناسی
عربیزهرة

اسم
ناهید؛ دومین سیارة منظومة شمسی به نسبت فاصله از خورشید.

منابع
فرهنگ لغت معین(~.)

ریشه‌شناسی
عربیزهرةواحد زهر؛ یک شکوفه.

منابع
فرهنگ لغت معین(زَ رِ یا رَ)

اسم
کیسة صفراء.
مایع زرد رنگ و تلخ موجود در کیسة صفرا. ؛ ~ترک شدن (عا.)به شدت ترسیدن.

منابع
فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها
انگلیسی
vespermorning star
hesperus
gall
evening star
bile
venus
venusian
scare
menace
gallstone
gallbladder

فارسی

در لیست زیر برخی از افراد مشهور و نامدار که در ویکی‌پدیا صفحه‌ای به نام خود داشته‌اند را مشاهده می‌نمایید:

معنی کلمه ی زهره اش

نام‌های زیر از لحاظ معنا، مفهوم و یا مصداق به اسم زهره نزدیک می‌باشند.

نام‌های زیر با اسم زهره هم‌آوا بوده و دارای تلفظی مشابه هستند.

نام‌های زیر متشکل از حروف تشکیل دهنده اسم زهره بوده و از لحاظ نوشتاری به یکدیگر شبیه می‌باشند.

معادل ابجد در نام‌های زیر با معادل ابجد اسم زهره برابر است.

نام‌های زیر از لحاظ معنا، مفهوم و یا مصداق به اسم زهره نزدیک می‌باشند.

نام‌های زیر با اسم زهره هم‌آوا بوده و دارای تلفظی مشابه هستند.

نام‌های زیر متشکل از حروف تشکیل دهنده اسم زهره بوده و از لحاظ نوشتاری به یکدیگر شبیه می‌باشند.

معادل ابجد در نام‌های زیر با معادل ابجد اسم زهره برابر است.

کپی‌رایت © دانشنامه فرزند. ۱۳۸۸-۱۳۹۷ کلیه حقوق مادی و معنوی
این دانشنامه طبق قوانین حق تکثیر محفوظ بوده و متعلق به
پدید آورندگان می‌باشد. دانشنامه فرزند کاملاً مستقل است و وابسته
به هیچ سازمان، نهاد و یا ارگان دولتی نمی‌باشد و توسط
گروه فرزند مدیریت می‌شود. این دانشنامه شامل کلیه اطلاعات مورد
نیاز برای بچه دار شدن بوده و تنها در راستای اهداف آموزشی
طراحی گردیده‌است. اگر شما هر گونه نگرانی در مورد سلامتی
خود و یا فرزندتان دارید، بهتر این است مستقیما با یک پزشک
حرفه‌ای و یا یک متخصص بهداشت و درمان مشورت کنید. لطفاً قبل
از استفاده از مطالب این سایت کلیه قوانین، مقررات و شرایط استفاده
از آن را مطالعه نمایید، استفاده شما از مطالب این
سایت نشان دهنده توافق شما با کلیه
قوانین و مقررات
می باشد.

استفاده از مطالب و محتوای دانشنامه فرزند در دیگر سایت‌ها و
رسانه‌های الکترونیکی تنها با ذکر منبع و درج لینک مستقیم مجاز بوده و
استفاده از مطالب دانشنامه فرزند در رسانه‌های چاپی تنها با کسب
موافقت‌نامه کتبی مجاز می‌باشد.
کلیه مطالب و محتوای تولید شده در دانشنامه فرزند تحت مجوز
Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0 در دسترس است.

All contents copyright ©
Farzand Encyclopedia.
2010-2019 All rights reserved.

This Internet site provides information of a general nature and is designed
for educational purposes only. If you have any concerns about your own health
or the health of your child, you should always consult with a physician or other
healthcare professional. Please review the Terms of Use before using this site.
Your use of the site indicates your agreement to be bound by the
Terms of Use.
This work is licensed under the Creative Commons Attribution-NonCommercial-NoDerivatives 4.0
International License.

Click here

to view a copy of this license.

For contact us, send email to info[a]farzand.net

اپک تایمز

14 آبان 1396

Temps de lecture : [est_time]


ریشه اصطلاح « زهره ترک شدن » هر چند که چندان خوشایند نیست، ولی در میان مردم در زمان‌‏های گذشته و حال رواج داشته است.

زهره کلمه فارسی است که به کیسه صفرا گفته می‌‏شود.

معنی کلمه ی زهره اش

صفرا یا زردآب همان مایع قلیایی زرد رنگی است که از سلول‌‏های کبد ترشح و از راه مجرای کبدی از جگر خارج می‌‏شود.

سپس به کیسه صفرا (زهره) می‌‏رود و جمع می‌‏شود تا در موقع هضم غذا به تدریج از آنجا خارج شود.

ریشه اصطلاح زهره ترک شدن به این برمی‌‏گردد که وقتی کسی در اثر ترس شدید می‌‏میرد، قبل از فوت زردآب از دهانش خارج می شود. به همین دلیل مردم قدیم می گفتند از ترس زهره‌‏اش ترکید.


مطالب دیگر :


ریشه اصطلاح : گر نگه دار من آنست که من می‌‌‏دانم شیشه را در بغل سنگ نگه می‌‌‏دارد

ریشه ضرب المثل « قمپز در کردن »

ریشه ضرب‌‏المثل جواب دندان شکن وزیر


ایمیل:




welcome_guest();
function welcome_guest() {
var thedate;
var thehour;
thedate = new Date();
thehour = thedate.getHours();
if (thehour <12)
document.write("خوش آمديد ميهمان")
else if (thehour < 17)
document.write("خوش آمديد ميهمان")
else
document.write("خوش آمديد ميهمان")
}

عضو شوید

عضویتسریع

نظرتاندربارهوبلاگماچست؟

معنی کلمه ی زهره اش

آمارمطالب

آمارکاربران

کاربرانآنلاین

آماربازدید

 

گفتطوطیراچهخواهیارمغان                                          کارمتازخطهیهندوستان؟

بازرگانبهطوطیگفتدوستداریازسرزمینهندوستانبرایتچهچیزیبیاورم؟

گفتآنطوطیکهآنجاطوطیان                                          چونببینی،کنزحالمابیان

طوطیبهبازرگانگفتدرآنجایعنیسرزمینهندوستانوقتیطوطیهایزیادیدیدیآنهادوستانمنهستندازحالمنبرایآنبیانکنوبگو

کانفلانطوطیکهمشتاقشماست                                     ازقضایآسماندرحبسماست

بازرگانبهطوطیهایعنیطوطیهایسرزمینهندوستانگفتطوطیمنمیخواهدشماراببینداماازسرنوشتوتقدیردراثارتماست

اینچراکردمچرادادمپیام                                                     سوختمبیچارهرازینگفتخام

چرااینکارراکردموپیامطوطیرابهاینطوطیانرساندم؟ازاینگفتخاموبیتجربهیخودمدلاینبیچارهراسوزاندم

کردبازرگانتجارتراتمام                                                      بازآمدسویمنزلشادکام

بازرگانتجارتخودراتمامکردوباخوشحالیبهسمتخانهاشبازگشت

هرغلامیرابیاوردارمغان                                                      هرکنیزکراببخشیداونشان

بههرکدامازخدمتکارانمردوزنسوغاتونشانیازهندوستانهدیهداد

گفتطوطیارمغانبندهکو؟                                           آنچهگفتیوآنچهدیدی،بازگو

طوطیگفتسوغاتیمنکو؟هرچهکهبهطوطیهاگفتیوازآنهاچیزیشنیدیبهمنبگو

گفتگفتمآنشکایتهایتو                                            باگروهیطوطیانهمتایتو

بازرگانگفتشکایتهایتوراباگروهیازطوطیهاکهمثلتوبودندگفتم

آنیکیطوطیزدردتبویبرد                                         زهرهاشبدریدولرزیدوبمرد

یکیازآنطوطیهاکهازدرداسیریتودرقفسخبردارشدزهرهاشترکیدوبرخودلرزیدومرد

 

 کدراواردنمایید

آماروبسایت 

بازدیدامروزبازدیددیروزبازدیدهفتهبازدیدماهبازدیدکلتعدادمطالبتعدادنظراتتعدادآنلاین

Persian version of my recent blog post about the (over-)consumption of English language learning.
Translated by زهره قرایی (Zohreh Gharaei) 

حدود ده سال پیش یک دانشجوی خارجی که از کره ی جنوبی آمده بود و نزدیک بود درسی را که من تدریس می کردم بیفتد، یک نامه ی خود کشی زیر در اتاق کارم گذاشت. او خودش را “بازنده ای” می دانست که – بر خلاف سایر دانشجویان خارجی – آن قدر انگلیسی یاد نگرفته بود که بتواند از عهده ی گذراندن درسش برآید. نوشته بود که چقدر احساس گناه می کند از این که انگلیسی اش بهتر از این نیست؛ نوشته بود که چه طور با انگلیسی ضعیفش به والدین و دیگر افرادی که برایش زحمت کشیده بودند، از جمله خود من به عنوان “یک استاد خوب”، “خیانت” کرده است. با این که به ذهنم هم خطور نکرده بود که به انگلیسی هیچ یک از شاگردانم به دید “خیانت” بنگرم، بسیار شوکه شدم و سعی کردم از هیچ کمکی، اگر میتوانستم، هر چند هم کوچک، مضایقه نکنم. می دانم که او از این دوران افسردگی نجات پیدا کرد، اما از کمی بعد از این حادثه، یعنی زمانی که دانشگاه را ترک کرد و از استرالیا رفت دیگر نمی دانم چه به سرش آمده است. این تجربه برایم دلخراش بود و در این سال ها اغلب به او فکر می کنم. در حقیقت، انگلیسی او در حد استانداردهای لازم برای ورود به دانشگاه بود و بنابراین مشکلش سطح مهارت واقعی انگلیسی نبود، بلکه مشکل از اعتقادش به این که انگلیسی اش آن طور که باید خوب نیست و همچنین از توقعات غیر واقع بینانه و بلند پروازانه ی او از سطح زبان انگلیسی اش ناشی می شد. امیدوارم توانسته باشد خودش را از شر وسواس فکریش خلاص کند و خوشبختی را در کارهای دیگری که ارتباطی به زبان انگلیسی ندارند، بیابد.

وقتی در شماره ی آخر ﮋورنال بین المللی آموزشِ دوزبانه و دوزبانگی  مقاله ای راجع به تحصیل زود هنگام دانش آموزان کره ای در خارج و خانواده های این دانش آموزان خواندم، به یاد این خانم جوان افتادم. جیونگ سونگ، نویسنده ی این مقاله، با در نظر گرفتن این حقیقت که بچه های بیشتر و بیشتری کره ی جنوبی را موقتاً با هدف  chogi yuhak (“تحصیل زود هنگام در خارج”) به مقصد ایالات متحده یا دیگر کشورهای انگلیسی زبان ترک می کنند، در باره ی “هجرت تحصیلی در کره” می نویسد. در سال ٢٠٠٦، تعداد ٢٩٫٥١١ دانش آموز کره ای از مقطع دبستان تا دبیرستان در پی اخذ ویزای تحصیلی بودند، که حدود نیمی از این افراد در سنین دبستان بودند. به علاوه، این آمار و ارقام شامل بچه هایی که والدینشان را همراهی می کنند، یعنی مواردی که دلیل اخذ ویزا کار والدین است، نمی شود. روی هم رفته، ظاهراً بیش از ٤٠٫٠٠٠ کودک کره ای خارج از کشور زندگی می کنند تا آموزش زود هنگام زبان انگلیسی را دنبال کرده و بتوانند “لهجه ی عالی” داشته باشند. از قرار معلوم، روال عادی این است که این بچه ها به همراه مادرانشان باشند، در حالی که پدرانشان همان جا در کشورشان می مانند تا بتوانند از عهده ی تأمین مخارج تحصیلات خارجی فرزندانشان برآیند. این مسئله آن قدر رایج است که اصطلاحی خاص برای اشاره به این خانواده ها وجود دارد: kiregi kajok یا “خانواده ی غازها” – آن ها، مثل غازها، هر از گاهی پرواز می کنند تا یکدیگر را ببینند.

هنگامی که بچه بودم، پدرم که یک کارگر ساختمان بود، اغلب دوره های زمانی طولانی دور از خانواده بود و خوب به یاد دارم که چقدر دلم برایش تنگ می شد. بنابراین، همیشه جدایی زود هنگام بچه ها از والدینشان در نظرم یک جنبه ی بسیار حزن انگیز مهاجرت ِ کاری بوده است. حتی به ذهنم هم خطور نمی کرد که والدینی که از لحاظ اقتصادی تأمین اند، جدایی را انتخاب کنند چون فکر می کنند به نفع بچه هایشان است. آیا این جالب نیست که جاذبه ی انگلیسی آن قدر زیاد است که مردم مایلند پیوند های نزدیک خانوادگیشان را با کسب مهارت بالای انگلیسی معامله کنند؟ در واقع مسئله فقط به پیوند های خانوادگی ختم نمی شود، بلکه در این مقاله از قول یکی از مادرها نقل شده است که این مسئله که بهترین دوستِ دخترِ جوانش در طول یک سالی که در ایالات متحده تحصیل می کرده، یک دختر کره ای بوده و با هم به زبان کره ای صحبت می کرده اند، ناراحتش می کند. این مادر احساس می کرد سرمایه گذاری ای که برای مهارت انگلیسی دخترش کرده بود، به هدر رفته است.

معنی کلمه ی زهره اش

 خوشحالی برای مادرهایی که سونگ با آن ها مصاحبه کرده بود در پیوند با بازده خوب در سرمایه گذاریشان بود، و این بازده با سطح مهارت انگلیسی بچه هایشان، و به خصوص لهجه ی آن ها، سنجیده می شود. یکی از مادر ها می گفت:

 انگلیسی همان چیزی است که می توان در آن رابطه ی مستقیمِ نزدیکی را بین پولی که خرج می کنید و پیشرفت در یادگیری بچه ها ببینید. هر چه بیشتر خرج کنید یادگیری پربازده تر می شود. بله، به خصوص هنگامی که بچه ها کوچک هستند، (نتیجه ی) مقدار پولی که خرج تحصیلات انگلیسی آن ها می کنید قابل مشاهده است، و این من را خوشحال می کند. (ص. ٣٠)

این مسئله به نظر من شبیه یک نوع خاص از اعتیادِ به خرید است – یادگیری انگلیسی به عنوان شکل خاصی از اعتیاد به مصرف! با توجه به این موضوع که طبق گزارش لس آنجلس تایمز در سال ٢٠٠٢، صنعت آموزش زبان انگلیسی در کره ی جنوبی، بدون احتساب chogi yuhak، حدود ٣ میلیارد دلار آمریکا درآمد داشته است و با در نظر گرفتن این نکته که بی شک این رقم از آن موقع تا به حال افزایش یافته است (طبق گفته ی سونگ chogi yuhak بین سال های ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦، هفت برابر افزایش یافته است)، مقایسه ی این صنعت با تجارت مواد مخدر زیاد هم نا به جا به نظر نمی رسد. تب و تاب برای یادگیری زبان انگلیسی به نحوی است که حتی بازار جراحی پلاستیک، فرنکتومی زبان(lingual frenectomy )، هم گرم شده تا به ذم خودشان تلفظ انگلیسی شان بهبود یابد.

 بازار یادگیری زبانی که تقریباً اشباع شده است تنها در صورتی می تواند به رشد خود ادامه دهد که نوعی اعتیاد در سیستم وجود داشته باشد. چه طور به یادگیری زبان معتاد می شوید؟ با جادویی و در عین حال غیر قابل دسترس جلوه دادن این آرمان! این همان جایی است که ایدئولوﮋی زبانی دیگری که سونگ آن را شناسایی کرده است وارد عمل می شود: خود نکوهی زبانی. ظاهراً علیرغم سرمایه گذاری در یادگیری و آموزش زبان انگلیسی، مردمان کره ی جنوبی فکر می کنند که انگلیسی شان وحشتناک و آموزش زبان انگلیسی در کشورشان نا امیدکننده است. یکی از مادرها به خاطر انگلیسی ضعیفش خود را مثل “قورباغه ای در چاه” می دانست؛ یکی دیگر از مادرها می گفت که شوهرش فقط “دو کلمه انگلیسی” می داند – توجه کنید که این مرد که فقط “دو کلمه انگلیسی” می دانست، پژوهشگر یکی از دانشگاه های ایالات متحده بود.

 در بندِ اسارتِ صنعتِ آموزشِ زبان انگلیسی بودن، صنعتی که آن قدر فراگیر است که مردم را وادار می کند برای مهارت انگلیسی بیش از روابط خانوادگی شان ارزش قائل باشند، صنعتی که با القای یک احساس حقارت همیشگی هم خوانی دارد، مطمئناً ابزاری است که از یک طرف منجر به کسب سودهای کلان می شود و از طرف دیگر مخاطرات مهمی را برای سلامت روانی افراد به دنبال دارد. متأسفانه استفاده از این ابزار فقط  به کره ی جنوبی محدود نمی شود، بلکه ظاهراً در مورد نقاط بسیاری از جهان – در هر یک به نحوی – صادق است.

Song, J. (2010). Language ideology and identity in transnational space: globalization, migration, and bilingualism among Korean families in the USA International Journal of Bilingual Education and Bilingualism, 13 (1), 23-42 DOI: 10.1080/13670050902748778

Dr Ingrid Piller, FAHA, is Professor of Applied Linguistics at Macquarie University, Sydney, Australia. Ingrid’s research expertise is in the fields of intercultural communication, bilingual education and the sociolinguistics of language learning and multilingualism in the contexts of migration and globalization.

Thank you, Pouya! Good to know that our blog is so keenly watched – your comment made my day 🙂
Here at http://www.languageonthemove.org we have been amazed by the number of visits and responses we’ve been getting to our Persian posts. Thank you everyone and we’ll do our best to keep it up!
However, we are only a small team who run http://www.languageonthemove.org in our spare time – so sometimes things seem a bit slow. Please bear with us! Or, if you want to come on board and help us translate, please contact Vahid.
In the meantime, instead of having to come back again and again, you could try signing up for our RSS feed or follow us on Facebook or Twitter!

سلام.چرا اینقدر دیر به دیر مطلب فارسی میگذارین؟! با با ما روزی ده بار سر میزنیم به سایتتون ولی خبری نیست که نیست.
I am waiting …

Merci, all, for the many comments!
@ Sahand: there must be comedy routine in it! If anyone knows any comedy routines about this new generation of Mrs Malaprops, send them in!
@ anonymous: have you had a chance to look at https://www.languageonthemove.com/multilingual-academics/the-colonial-cringe-in-academia?

i know looooots of ppl speaking eng fluently as well as having a very nice pronounciation, i guess it may be easily done :), the problem here ,i think, is not concerning with learning eng lg alone, the problem is that we always feel ourselves inferior to those eng/french/…. spoken countries in every thing even their lg, otherwise why should we pretend that we dont know our mother tongue?????

Dear Zohre,
I enjoyed your translation. Particularly the choice of words (مهاجرت و هجرت) 😉
Thank you and wish you all best wishes

Dear Sahand,

omg!

!!!!وجتبلا رو بذار تو پارچه بعد بذار تو یخچال!!!!

Did this really happen?!!!!

LOL!

Thank you for sharing!

سلام.
ترجمه خیلی خوبی بود موضوعش هم همینطور.یعنی به اوضاع و احوال ما هم مربوطه.شاید هنوز به خودنکوهی زبانی نرسیده باشیم ولی خیلی ها وقتی می خوان وانمود کنند که تحصیل کرده اند یا طبقه ی اجتماعی بالایی دارند همینطور که حرف می زنند یه دو سه تایی هم کلمه انگلیسی وسطش می اندازن.اونقدر زبان انگلیسی مهم به حساب میاد که اصلا بهش میگیم زبان.اگه کسی بره کلاس زبان عربی نمی گه من میرم کلاس زبان.باید بگه میرم کلاس عربی.زبان یعنی همون انگلیسی!حکایت های جالبی هم این کلاس زبان رفتنا به بار میاره.دقیقا دیروز یه جایی مهمون بودیم.بعد شام خانمه به شوهرش گفت:این چیزا رو بعد یکم مکث کرد و من من کرد و گفتچی بهش میگن وجتبلا رو بذار تو پارچه بعد بذار تو یخچال. منظورش همون سبزی خودمون بود!اخه از اول تابستون شروع کرده به کلاس زبان رفتن.حق داره دیگه.یه ماهی میشه. فارسی یادش رفته! حالا این که هیچی نیس این یکی رو ببین:
چند هفته پیش میخواستم یکی یه ادرسی برام بنویسه .بهش خودکار و کاغذ رو که دادم دیدم سرش رو گرفت بالا چشماش رو بست و یه لبخند ملیحی هم روی لبش بود.فکرکردم ادرس رو نمیدونه یا یادش رفته.بهش گفتم میخواهی از فلانی بگیرم.گفتنه.خودم بهت میدم.نیستش خیلی وقته فارسی ننوشتم انگار فارسیم رو کاغذ نمیاد.این یکیم فارسی یادش رفته بود.تازه این بیشتر حق داشت.یه هفت هشت ماهی هست کلاس میره! یکی نیست بگه با با جون دست بردارید!
بگذریم.ما رو که از بچگی هر چی به زور از این کلاس زبان به اون کلاس زبان فرستادن فارسی که یادمون نرفت هیچی به جز یه انگلیسی دست و پا شکسته هم هیچی عایدمون نشد.حالا شما لطف کنید
men,english,international romance
رو هم ترجمه کنید.
بازم ممنون از ترجمه خوب و انتخاب خوبتون.

Dear Pouya,

Thank you for your interest in the website. I do AGREE with you! “Transliterated brand names” is a very good article, which should be translated.

I do believe that there is no point arguing over one “word”! Of course sometimes some invaluable information will emerge out of such discussions. A case in point is the good list of references Zohreh has provided the readers with.

Best wishes,
vahid

فکر نمی کنید اگر هر کسی بخواهد بر اساس سلیقه اش، یکی از کلمات متن را انتخاب کند و ادعا کند “شاید خیلی بهتر بود اگر به جای … از … استفاده می شد” باید صدها صفحه به قسمت نظرات اختصاص داده شود؟ من اصلا متوجه نمی شوم چرا باید چنین مسئله ی بی موردی در مورد یک ترجمه ی خوب مطرح شود؟ شما ادعا می کنید “مهاجرت” کلمه ی بهتری است، حتی اگر ادعای شما درست باشد – که من فکر می کنم اینجا حتی مسئله ی سلیقه هم مطرح نیست، بلکه علم و مهارت عوامل تعیین کننده هستند، علم و مهارتی که کمک می کنند به مسائل کاربرد شناختی زبان هم توجه کنیم – حالا چه می خواهید بگویید؟ به نظر شما کلمه ای بهتر از کلمه ی دیگر آمده، در حالیکه از هر دیدگاهی که به قضیه نگاه کنید هر دو کلمه قابل قبول هستند- و چه بسا بسیاری مثل خود من به خاطر گونه ی کاربردی مناسب تر با انتخاب مترجم موافق باشند- و بعد به خود اجازه می دهید که ادعا کنید انتخاب شما بهتر است، چون به عنوان یک سخنور فارسی زبان سلیقه ی شما این را به شما می گوید؟

به نظر من اصلا جای چنین نظراتی این جا نیست. نه این که افراد این آزادی را نداشته باشند که نظرات خود را ابراز کنند، نه، این طور نیست. اما آیا این نظرات نباید هدفی سازنده را به دنبال داشته باشند؟ این ترجمه به بهترین شکل مفهوم را منتقل می کند، اصلا ترجمه بودنش مشخص نیست. با وجود اینکه به متن اصلی وفادار است، آن قدر روان است که انگاراز همان ابتدا به فارسی نوشته شده است.

من واقعاً به خاطر وضع موجود متاسفم. امیدوارم اتفاقی که در مورد ترجمه ی قبلی افتاد تکرار نشود.

زهره جون ترجمه ات خیلی خوب بود. به نظر من که هیچ عیب و ایرادی نداشت. توپ توپ بود! باید بگم که خیلی خوشحالم از این که این پست ها رو به فارسی هم ترجمه می کنید. من دانشجوی زبان شناسی هستم و انگلیسی رو در حد متوسط می دونم (البته از این بابت اصلا ناراحت نیستم، اصلا هم فکر نمی کنم که مثل یه قورباغه ی توی چاهم!). خوندن متون انگلیسی در این حد برام یکم وقت گیره چون احتیاج به استفاده مداوم از دیکشنری دارم. دو سه ماهی هست که با این سایت آشنا شدم و خیلی دوست داشتم مطالبش رو بخونم ولی راستش رو بخواهید حتی یک دونه اش رو هم نخوندم تا این که به فارسی ترجمه شد! اگه میشه اینو هم ترجمه کنید:
transliterated brand names

Certainly the translator has the right to choose the words based on her taste, as long as there is no miscomprehension on her/his part. No translator can interview all the native speakers to see the chosen word is based on their taste! what kind of discussion it is? I can’t understand the purpose of it? She has chosen one word and say her suggestion is much better than the translator’s while both are synonyms and they both have wide range of usage in the language. Believe me I am also one NATIVE speaker. If it is to choose, I think the translator’s strategy is better because there is both “migration” and “exodus” in the text. She has used “مهاجرت” for the first and “هجرت” for the second. why not using two words in translation when in the original text two words are used. In this way we can show the pragmatic difference between them.

Hi.

Sorry for not providing the sources in the previous comment.
When I was writing it I was in a hurry, and had no access to my sources:
Newmark, P. (1998) A Textbook of Translation, New York: Prentice Hall.

There are a veriety of sources about translation theories. One which can give a general view toward translation is:
Munday, J. (2001) Introducing Translation Studies. Theories and Applications, New York:
Routledge.
Chapter 10 of the book is about philosophical theories of translation.

A more recent interesting book is:
Pym, A. (2010) Exploring Translation Theories, London and New York: Routledge.
Chapter 6 of the book which is called Uncertainty is very interesting. It discusses the principle of uncertainty, deterministic and indeterministic views of language and translation. Hope to be useful!

Thank you for your kind comments. I, like you, think we can use the potentials of our language – word formation processes in this case – more efficiently, and translation can help. One example is the case of inventive translation of SL neologisms, especially in literary texts. Regarding your suggestion about the use of Persian here, I do agree. But this time please accept my apologies.

Hello Zohreh. BUT I disagree with you about the potentials of our language. When some one talks about the potentials and power of some languages like Farsi I think he/she is daydreaming.What do you mean when you say we don’t use the potentials of our language properly? Which potentials? Look at the equivalents that we make for specialized scientific words. They don’t work because no one use them. If our language had potentials we could prepare it for expressing new needs. Like it or not, English is the dominant language and language of power and even if you or others want to fight with it nothing will change. The only thing you can do with all of these activities and and the activities that are done in languageonthemove is that you can say we KNOW about the hegemony of English, we are aware but you can’t do any thing for it and I know you don’t like my view.
As a matter of fact science is produced there and because of that every day they produce a lot of new words. When science is produced there its language is certainly English. So when the original language of science is English even if you can make an artificial language for conveying that thigs you won’t be successful. How many words you or other word inventors can invent to compete with all of those words which enter to Farsi every day and the English words that are now in Farsi? Perhaps we should eradicate our language and make a new language with fundamental changes. And I don’t understand why do you talk about coinage in literature and literary texts and its translation while science and technology are sources of new words? I hope that you answer to my questions.

معنی کلمه ی زهره اش

Salam Amir,

Delighted to see that old Persian posts are still being enthusiastically read!

Thank you for your comment. Zohre (if she reads this) may have her own comments regarding the points you mentioned. I just mention a couple of points, in my humble opinion of course:

a. Do you know where the power of English in coining new words comes from? It comes from the great number of affixes and prefixes it has, across time, borrowed from Greek and Latin.
b. If someone coins a Persian word which is not widely accepted on the part of the populace, this does not question the power of Persian. The point is that we should spend more money and energy and time on rethinking our language. I think Rethinking is the best thing I can say.
c. If you want to see how this may work, you may have a look at the following books:
1. Zabaane Baaz
2. Bazandishiye Zabaane Farsi
3. Vazhenaameye Oloome Ensaani
The books may drastically change your current opinion regarding the power of Persian.
d. No one wants to fight with English! The argument is this: Leave some small room for other languages to breathe!
e. Science is not produced in English! I know top scholars who write in their own mother tongue. The sad fact is that you have to publish in English to be well-known.

Health Peace

Hi.

Thanks, Vahid, for your helpful comment, and thanks to the founders of languageonthemove letting us enter into such discussions.

Dear Amir,

You have raised so many points that I really don’t know how to start! Some of the points you mentioned are to some extent right, in my opinion, but I don’t agree with the conclusions you draw out of them! You are right, we do not produce science and the language of every aspect of human life and behavior is born within that aspect and not out of it, and consequently the language of science is not Persian. But it does not mean we can not make our language prepared to meet the new demands. The fact that the Persian equivalents we find for the English terms do not work sometimes does not prove that our language doesn’t have any potentials, I think. The equivalents sometimes don’t work due to many reasons, and I think two of them are very important in our case:

1. There is usually a long time gap between the entrance of one technology to our country and the coinage of a Persian equivalent for it. So, when people have used a term for a long time and have accepted it as a part of their language it gets very difficult to change it, if possible at all.
2. We sometimes do not observe the principles governing word coinage like brevity, beauty, … . I like the image Veale and Butnariue use about this. They look at the new words as man-made objects, subjecting to the same design principles “as the consumer artifacts that compete for our attention in the marketplace.” Then, they identify two of these key principles as “visibility” and “mapping”.

Besides, I should admit that some of these equivalents have been proved to be successful! Daryoosh Ashouri believes:
“اگر دفتر واژه های نو فرهنگستان را که در سال ١٣١٩ چاپ شده است ورق بزنیم، می بینیم نود درصد واژه هایی را که آن ها آن روز پیشنهاد کردند، امروز جز زبان هر روزه یا زبان علمی ماست. اگر زمین شناسی جای معرفۃ الارض، فشارسنج جای میزان الضغطه، گذرنامه جای پاسپورت، … کتابخانه جاب بیبلیوتک، سنگواره جای فسیل، … رنگین کمان جای قوس و قزح … را گرفته است از برکات کار همان فرهنگستان است.”
One more recent example is the word رایانه. Although the word does not meet the first requirement (because of the time gap) and is not usually used in our every day talks, it is widely used in the media. What is even more interesting is the derivations made out of it. زبان شناسی رایانه ای/ رایانشی for “computational linguistics” is one example. So as you see when a coinage meets even the minimum requirements, it, on its own, paves the way for more inventions and no need to invent totally new words for all of the words coming into the language. The blendings people themselves have made out of this word is another sign of success, I think. رایامهر،رایا گستر، رایاپرداز and … as the name of computer related shops can be an evidence.

Amir, I think our language needs no eradication, and no fundamental changes. Here again Veale and Butnariue might help illuminate the point:
“Manufacturers place new kinds of ovens, televisions, and automobiles on the market all the time, but users do not need to relearn basic behaviours like baking, watching TV, or driving to work. These new products are usually variants of existing models, adding new functionality and subtlety to familiar forms that retain their underlying structure. Likewise in language, new coinages frequently borrow the form of existing phrases, allowing a user to reuse the same underlying conceptual model.”

Moreonver, if you believe we can not do anything “with all of these activities” like finding equivalents and …, as you said, I ask you just to look at the following lines from Ashouri:
“امروزه هر نویسنده و مترجم جدی فارسی زبان، در هر زمینه ای که سرگرم کار باشد، از ادبیات گرفته تا علم و فلسفه، این ضرورت را حس می کند که درباره ی زبان بیندیشد و در گزینش واژه ها سبک و پسند آگاهانه ای داشته باشد و به ویژه در حوزه ی دانش ها به چاره اندیشی در زمینه ی کمبودها بپردازد. اما این ذوق سنجی ها و چاره آزمایی ها، در عین حال، پراکندگی زبان ها و شیوه ی بیان ها را نیز در پی دارد که مایه ی سردرگمی است و نمایاننده ی روحیه ی زمانه ای که بنیانی استوار ندارد و بی بهره است از آن موهبت همزبانی که هر فرهنگ پخته و پابرجا از آن برخوردار است. ولی این راه جویی ها و راه گشایی های فردی نیز، بر روی هم، برآیندی دارد که سرانجام به غنای زبان می افزاید و امکانات کشف ناشده اش را نشان می دهد و امروزه هر نویسنده ای به نسبت توش وتوان خود پیشاهنگی است و پوینده و پژوهنده ای که از گشت و گذار تنهای خویش همیشه تهیدست باز نمی گردد.”

Finally, science and technology related areas are certainly the main sources of neologisms, and I didn’t deny it. I was just talking about the importance of the translation of neologisms in literature. Because as you know Shakespeare, Carroll, Joyce, Orwell and Vonnegut are famous word coiners in English literature. Some of their or other literary figures’ coinages are now an accepted usual part of English vocabulary, as far as I know. “catch-22”, “generation-X”, “cyberspace” and “politrics” are among them, I think. So, some of the neologisms have their roots in literature, especially sci-fi. Now, if in non-literary texts we try to recreate new words in the TL because of the concerns we feel for our own language and making use of its potentials, in literary texts this recreation serves one more purpose, and that is preserving the style of the writer, as style at micro-level consists of words and diction as well.

P.S. Amir, being too inexperienced, i’m not a “word inventor”!!! i have neither the knowledge nor the expertise! i wish to be one, but i’m not really!

All the best,
Zohreh

exodus:
-سفر خروج-قسمتی از تورات که تاریخ مهاجرت بنی اسراییل را از مصر شرح میدهد-خروج-مهاجرت -دسته ی مهاجرین -مهاجر

منبع:فرهنگ کامل انگلیسی فارسی تالیف :دکترعباس آریانپور کاشانی

Dear translator,

This is so amazing to see how much knowledge you have in this area. But don’t you think that knowing all the theories and all the other stuffs about translation doesn’t make one a good translator
We need to have mastery over both languages. And in this case I mean Farsi. You mentioned formality as a reason for choosing this word; I have heard something about the LEVEL of formality. Am I right?
How formal is this text?

Regarding taste, you are absolutely right .actually Taste is the factor which makes us to distinguish a good translator from a translator. you as the translator claim to have the right to chose words based on your taste, but how come we as the NATIVE readers of your translation can not comment based on our tastes? I do agree that, there wouldn’t be an ideal translation, that’s why we always should keep trying to make our translations better and better. We can say this word is better than that word. What we can’t say is that this word is the best.

گر چه قصد ندارم این جا را به محلی برای بحث در مورد ترجمه تبدیل کنم باید اعتراف کنم وقتی ترجمه را می خواندم یکی از اولین چیزهایی که چشمم را گرفت این بود که با وجود این که متن روان ترجمه شده جزئیات در آن لحاظ شده اند.

از طرف دیگر انتخاب واژگان سنجیده و زیباست. چون من خودم درگیر کار ترجمه هستم نسبت به واژگانی که در متون ترجمه شده استفاده می شود حساسیت پیدا کرده ام. وقتی متن را می خواندم و به اصطلاح خودنکوهی زبانی برخوردم، بی اختیار سری به متن انگلبسی زدم تا ببینم این معادل برای چه اصطلاحی انتخاب شده است: linguistic self-depreciation.

برایم جالب بود که زیبا و رسا ترجمه شده است. عادت غالب مترجمان ما در ترجمه ی اصطلاحات، عبارات و عنوان های کوتاه نو – به ویژه آن هایی که در ذخیره ی واژگانی زبان فارسی موجود نیست – تولید یک عبارت توصیفی طولانی است که با توسل به آن سعی می کنند مفهوم را منتقل کنند. از این رو برخی مدعی اند که زبان فارسی در مقایسه با زبانی مثل انگلیسی، زبانی است نا توان! چون یک عبارت کوتاه در زبان انگلیسی با یک جمله به فارسی ترجمه می شود! با در نظر گرفتن حجم مطالبی که از زبان های دیگر و به ویژه انگلیسی به فارسی ترجمه می شوند از یک سو، و این راهکار غالب از سوی دیگر، گاه مجبور می شوم به این افراد حق دهم که اینطور فکر کنند!

ممنونم از این ترجمه ی خوب و رسا. فقط خواهشمندم در این قسمت نظرات را به فارسی منعکس کنید، چرا که اگر یکی از اهداف ترجمه ی این ارسال ها این است که افرادی که انگلیسی نمی دانند هم بتوانند از آن استفاده کنند، پس چه بهتر که نظرات هم فارسی باشند.

My Dear Friend!

The word مهاجرت تحصیلی might be used more frequently, but the point is that the English term is education exodus, and not emigration. Exodus, unlike emigration, is a formal word. It is sometimes even humorous! Just look it up in a trusted dictionary! I purposefully chose the word هجرت to show the distinction. In order to be more precise and to be able to pay attention to details, as you put, we should be careful about not only the surface meaning, but also the overtones! Thats why i preferred هجرت.

im thankful to you because of that level of attention you paid to the translation, but i disagree with your claim(!) regarding the limited use of the word هجرت in 1.the context of obituaries in newspapers, and the even narrower context of history, when talking about the prophet Mohammad. Im shocked! It is a widely used word! i think these claims are too big to make!

Besides, dont you think the cases you mentioned are two examples of formal contexts?

Even if you dont agree with the transference of overtones in translation, there is another important factor: I think the matter of taste is always interwoven with the task of the translator and translation. even those theoreticians who try to classify different kinds of translation into some categories and then offer a recipe for each type, do not disregard the element of taste. As one example Newmark says:
There is no such thing as a perfect, ideal, or correct translation. … He (the translator) works on four levels …
Then, he names these levels as 1. science 2. skill 3. art and 4. taste.

Others, like the philosophical theoreticians of translation even deny the existence of a fixed relation between signifier and signified. They suspend such claims and what we take for granted about language and all language related tasks. So, it is not that much safe to say this word is better than that word, without paying attention to the underlying reasons and the matter of taste.

zohreh

به نظر من مترجم این متن اگر حوصله می کرد و متن رو یک بار دیگه می خوند خیلی بهتر بود. برای مثال شاید خیلی بهتر بود اگر به جای عبارت هجرت تحصیلی از عبارت مهاجرت تحصیلی استفاده می شد.من هجرت رو در 2 جا دیدم1: وقتی توی کتاب تاریخ صحبت از هجرت حضرت محمد می شه و 2: توی آگهی ی ترحیم روزنامه:مثلا : هجرت عزیز از دست رفته مان……. برای ترجمه ی خوب باید یه ریزه کاری ها هم دقت داشت.

I myself ( as an English student ) ,suffer the same problem .I have always had great teachers , great interst on the topics i read,but still many problems ahead ! Especially when you dont get your desired grades andhen you come to this point that your professor is seeing yourgrade (the worst point ) and sometimes it makes me frustrated in the way that i prefer not to select that professor again .It’s the feeling of being shy in learning Eng beside some how suffering kinda addiction !

Thank you so much

Dear Ahamd and Leila,

Thank you for your notes!
Sorry if I am writing in English! Please put it down to the problems I have always had with typing in Persian! It takes me ages to type!
Admad! Regarding the scarcity of Persian teaching and learning books, I do agree that we are far behind the ideal schedule. I just hope that the movement which has recently begun in some universities across Iran in developing and preparing teaching material for nonnative Persian speakers gains momentum. Hopefully in recent years, the Iranian Ministry of Science Research and Technology has offered teaching Persian to nonnative Persian speaker as a major, which is I think a very good step forward.
And as to Leilas comment, I am of the opinion that the problem resides in what really constitutes communicative competence. I hope I can write on this someday, soonish!

best wishes,
vahid
P.S. A special “danke schön” to INGRID, who has magnanimously paved the way for such discussions on their website. Many thanks to Kimie, too.

Actually I myself
(as an english student) ,suffer from this matter.Iv always wanted to sound like a native.I work on my pronounciation alot,still my professors tell mework on ur pronounciation more.Sometimes I really get tired and frustrated,and then ask myselfIs it really that much important to sound like a native?

بی شک آموزش زبان انگلیسی به غیر انگلیسی زبانان به صنعتی با درآمدهای کلان تبدیل شده است. حتی در کشور ما هم شاهد چنین وضعی هستیم. در جای جای کوچه ها و خیابان ها تا چشم کار می کند موسسه های زبان انگلیسی را می بینید و هر روز هم به تعدادشان افزوده می شود. البته هدف نفی کاربردهای این زبان ،آن هم در شرایط فعلی نیست. بلکه مقصود این است که گاهی درنگی کنیم و نیم نگاهی هم به اندیشه های پشت پرده بیندازیم و از خود بپرسیم ما در مقابل چه می کنیم؟

چند ماه پیش افتخار حضور در همایشی با عنوان همایش ملی آموزش زبان فارسی و زبان شناسی را داشتم.جالب است بدانید که گر چه محوراصلی این همایش آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان بود ولی تعداد مقاله های ارایه شده در رابطه با دیگر حیطه های زبان شناسی، خیلی بیشتر بود.اما چرا؟ شاید محققانمان هنوز آن قدر در این زمینه کار نکرده اند که بتوانند چند ساعتی گرد هم آیند و این مهم را به هم اندیشی گذارند و شایدهای دیگر… .جالب است بدانید که اکثریت قریب به اتفاق پژوهشگرانی که در این زمینه فعال بودند از وضع موجود گلایه داشتند. به اعتقاد این عزیزان ما هنوز برنامه ی منظم و منسجمی برای آموزش زبان فارسی به غیر فارسی زبانان نداریم.آن ها از برنامه ها، طرح ها و کتاب هایی سخن می گفتند که نیمه تمام رها شده اند.

هنوز خارج از این مرزها،هستند افرادی در عطش یادگیری زبان فارسی که با یکی دو جلد کتابی که برایشان فراهم کرده ایم کار یادگیری خود را شروع کرده اند.حال ما به آن ها می گوییم: چند سال دیگر هم صبر کنید ،شاید فرجی حاصل شد و موفق شدیم جلدهای بعدی را هم چاپ کنیم و اگر هم نشد، موردی نیست. بگذارید مسئله مسکوت بماند!

با تشکر
احمد. د

Save my name, email, and website in this browser for the next time I comment.

Notify me of follow-up comments by email.

Notify me of new posts by email.

Be the first to know. Sign up now to stay updated on our news and latest posts.

Email Address

Subscribe

© 2019 Language on the Move.
This work is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License, Takaski

معنی کلمه ی زهره اش
معنی کلمه ی زهره اش
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *