هم معنی کلمه برای

خواص دارویی و گیاهی

هم معنی کلمه برای
هم معنی کلمه برای



شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: کلمه

نقش دستوری: اسم

هم معنی کلمه برای

آواشناسی: kalame

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۹۵

فرزانه را بخوانید.فرزجه را بخوانید.فرزد را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


۱. لغت، لفظ، نام، واژه ۲. سخن، کلام، گفتار ۳. امر، فعل

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: هم

نقش دستوری: قید

هم معنی کلمه برای

آواشناسی: ham

الگوی تکیه: S

شمارگان هجا: ۱

برابر ابجد: ۴۵

فراهمپریشانبیرونگردبرهم

صدصد را بخوانید.صدغ را بخوانید.صدف را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.

۱. یکدیگر.۲. (پیشوند) همکاری؛ مشارکت (در ترکیب با کلمۀ دیگر): همسایه، هم‌نشین، همخواب، همکار، همراه، همدست، هماورد، همدم، همزاد، همسر، هم‌گروه، هم‌نفس، هم‌سفر، همدرس، هم‌عنان، هم‌صورت، هم‌سیرت.۳. (قید) هردو؛ همه: هم این، هم آن.۴. (قید) نیز: او هم آمد.〈 به هم: با هم؛ همراه یکدیگر.〈 به هم آمدن: (مصدر لازم) [مجاز] به هم پیوستن دو چیز؛ سربه‌هم آوردن.〈 به هم آمیختن: (مصدر متعدی)۱. درهم کردن.۲. مخلوط کردن.۳. (مصدر لازم، مصدر متعدی) مخلوط شدن.〈 به هم آوردن: (مصدر متعدی)۱. به هم رساندن.۲. به هم بستن.۳. فراهم آوردن.〈 به هم برآمدن: (مصدر لازم)۱. تنگدل شدن؛ اندوهگین شدن.۲. خشمناک شدن.〈 به هم افتادن: (مصدر متعدی) [مجاز]۱. گلاویز شدن دو یا چند تن.۲. با هم گفتگو و نزاع کردن.〈 به هم پیوستن: (مصدر لازم)۱. به هم متصل شدن.۲. به هم رسیدن.۳. چسبیدن دو چیز به یکدیگر.〈 به هم خوردن: (مصدر لازم)۱. برخورد کردن دو چیز یا دو کس به یکدیگر.۲. [مجاز] منحل شدن و از میان رفتن حزب، جمعیت، یا دستگاه.۳. [مجاز] آشفته شدن و مشوش گشتن.〈 به ‌هم درشدن: (مصدر لازم) [قدیمی] آمیخته و درهم شدن؛ مخلوط شدن.〈 به ‌هم رسانیدن: (مصدر متعدی)۱. چیزی را به چیز دیگر یا کسی را به کس دیگر رساندن.۲. به‌دست آوردن.۳. گرد کردن.۴. فراهم آوردن.〈 به ‌هم رسیدن: (مصدر لازم)۱. رسیدن به یکدیگر؛ به‌هم پیوستن دو چیز یا دو کس.۲. به‌وجود آمدن؛ پیدا شدن.〈 به ‌هم زدن: (مصدر متعدی) ‹برهم زدن›۱. خراب کردن.۲. باطل کردن.۳. مخلوط کردن؛ زیرورو کردن.۴. آشفته کردن.

۱. آهنگ، قصد، مقصود، منظور ۲. اندوه، دلمشغولی، غم

بن گذشته: از هم پاشیدبن حال: از هم پاش


even, too, very, yet

(ضمیر) [پهلوی: ham] ham ۱. یکدیگر.۲. (پیشوند) همکاری؛ مشارکت (در ترکیب با کلمۀ دیگر): همسایه، هم‌نشین، همخواب، همکار، همراه، همدست، هماورد، همدم، همزاد، همسر، هم‌گروه، هم‌نفس، هم‌سفر، همدرس، هم‌عنان، هم‌صورت، هم‌سیرت.۳. (قید) هردو؛ همه: هم این، هم آن…

(اسم مصدر) [عربی: همّ، جمع: هُمُوم] ham[m] ۱. قصد؛ اراده.۲. [قدیمی] حزن؛ اندوه.

۱. آهنگ، قصد، مقصود، منظور ۲. اندوه، دلمشغولی، غم

بازهم، باز، حتی، نیز، همچنین

هم . [ هََ ] (حرف ربط، ق ) به معنی نیز که به عربی ایضاً گویند. (برهان ). لفظ فارسی است مرادف نیز. صاحب بهار عجم نوشته که فرق در لفظ «نیز» و لفظ «هم » این است که آوردن لفظ «هم » بر معطوف و معطوف علیه هر دو صحیح باشد، چنانکه گویند: هم نماز کردم و هم رو…

هم . [ هََ م م ] (ع اِ) اندوه .ج ، هموم . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). یکی از اعراض شش گانه ٔ نفسانیه . (یادداشت مؤلف ) : برداشته خزینه و انباشته به زرصندوقهای پیل ، و نه در دل هم و نه غم . فرخی .زآرزوها که داشت خاقانی هیچ همّی به جز وصال تو نی…

هم . [ هَِ م م ] (ع ص ) پیر فانی . ج ، اهمام . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || نازک و نحیف ، و در این معنی مشتق از «همته النار» است ، یعنی آتش ذوبش کرد. || قدح هم ؛ قدح شکسته . (از اقرب الموارد).

(هَ مّ) [ ع . ] (اِ.) 1 – اندوه ، حزن . ج . هموم . 2 – قصد، اراده . 3 – آن چه بدان قصد کنند. ؛~ و غم فرق بین هم و غم اصلاً در آن است که هم اندوه آینده است و غم اندوه گذشته و موجود.

(هَ) [ په . ] 1 – (ق .) نیز، همچنین . 2 – (پش .) در ترکیبات پیشوند اشتراک است : هم اتاق ، همراه ، همدل .

در کشيدن نفس , استنشاق کردن , الهام بخشيدن , دميدن در , القاء کردن

even, too, very, yet

ايضا , علي نفس النمط , کلا

stirring

stirrer

25600

15300

15750

22500

25200

هم معنی کلمه برای

12000

25200

13500

20800

کلمات هم معنی و مخالف فارسی دوم دبستان

کلمات مترادف و متضاد دوم

فرمت PDF + لینک دانلود مستقیم قرار گرفت

نام درس : فارسی دوم | موضوع : جزوه آموزشی | نویسنده : نرگس اکبرنژاد هم معنی کلمه برای

منتشر شده در نمره برتر | پایه و رشته : دوم ابتدایی

 

کلمات مترادف و متضاد دوم : در ایام امتحانات کلاسی و پایان سال داشتن کلمات درس فارسی یکی از مهم ترین ها میباشد . در این مطلب ما برای شما دانش آموزان دوست داشتنی پایه دوم ابتدایی تمام کلمات هم معنی ومخالف هم را در یک فایل جمع آوری کرده ایم . شما میتوانید در ادامه این متن این جزوه بسیار عالی را دریافت نمایید .

لینک دریافت  کلمات هم معنی و مخالف فارسی دوم دبستان

 

خیلی عالی بود



مترادف ها کلمات متفاوتی هستند که دارای معنای مشترک و یکسان یا شبیه به هم باشند.


حال برای یادگیری بهتر به تمرینات بیشتر می پردازیم.

در این بازی های آموزشی دانش آموزان مقطع متوسطه (کلاس دوم) به خوبی با کلمات مترادف و هم معنی آشنا می شوند.هم معنی کلمه برای



جهت دانلود فایل آموزشی اینجا کلیک کنید.

دانش آموزان عزیز کلماتی که از نظر معنی به هم مربوط هستند را مشخص کنید. (روی کلمات کلیک کنید تا تصویر پشت کارت ها مشخص شود.)



جهت دانلود فایل آموزشی اینجا کلیک کنید.

کلمات هم معنی (2)

مترادف، واژه‌ای است که معنای‌اش با یک واژه معین یکسان است. در نگارش انگلیسی، یکی از بهترین‌ راه‌ها برای غنا بخشیدن به دایره لغات خود و همچنین اجتناب از کاربرد مکرر یک واژه، استفاده از دیکشنری‌هایی موسوم به thesaurus (گنجینه لغات یا اصطلاح نامه) برای یافتن واژگان مترادف است. این نوع دیکشنری‌ها تمام کلماتی را فهرست می‌کنند که معانی مشابهی دارند. امروزه با وجود منابع آنلاین دیگر نیاز چندانی به تهیه نسخه‌های چاپی این نوع دیکشنری‌ها احساس نمی‌شود. حتی واژه پرداز word دارای یک گنجینه لغت است! (زبانۀ Review، گزینه Thesaurus در منوی Proofing).

اما چرا استفاده از مترادف‌ها در نوشتار و گفتار اهمیت دارد؟ خیلی ساده است: این کار مهارت‌های کلامی و نوشتاری شما را تقویت می‌کند. برخی از مزایای استفاده از مترادف‌ها عبارت است از: جذاب‌تر ساختن متن، کمک به اجتناب از یکنواختی، کمک به ارتباط موثر با دیگران، کمک به شکل‌گیری تصویر واضح‌تر در ذهن خواننده، کمک به اجتناب از تولید یک متن ملال‌آور و تکراری.

گسترش گنجینۀ لغات مترادف‌ چندان دشوار نیست. بهتر است خودتان یک دفترچه یا فهرستی از واژه‌های جدید درست کرده و سعی کنید از این مترادف‌های جدید به وفور استفاده کنید. این کار به‌یادسپاری آن‌ها را تسهیل کرده و به تدریج آن‌ها را در دایره لغات شما تلفیق می‌کند.

از سوی دیگر سرقت ادبی (پلاجیاریسم) یکی از مسائل جدی برای نویسندگان و دبیران است و نقض حق تالیف به شمار می‌رود. پلاجیاریسم برای محققان دانشگاهی موضوعی بسیار جدی است، چون می‌تواند به قیمت اعتبار محقق تمام شود. وقتی در نوشته خود از آثار دیگران استفاده می‌کنید، باید به شکلی مناسب به آن‌ها ارجاع دهید. اما آیا باید همیشه از نقل‌قول مستقیم استفاده کرد؟ نه الزاماً. ایده‌های دیگران را معمولاً به شکل پارافریز شده (تولید همان معنی با استفاده از کلمات یا ساختار متفاوت) در متن می‌آوریم، البته مجدداً با ذکر منبع!

اما اگر بخواهیم بخشی از متن اصلی را دقیقاً در متن پارافریز شده بیاوریم، باید آن را داخل علامت نقل‌قول قرار دهیم، در انگلیسی “ ” و در فارسی « ». پارافریز کردن به ما امکان می‌دهد تا همان پیام را با استفاده از واژه‌های کمتر بیان نموده و نقل‌قول‌های طولانی را خلاصه نماییم. با این کار همچنین از کاربرد نقل‌قول‌های بی‌شمار اجتناب می‌شود. این‌جاست که اهمیت برخورداری از یک گنجینه لغات مترادف هویدا می‌شود، اما باید مراقب باشید که از چه کلماتی استفاده می‌کنید.هم معنی کلمه برای

صرف مترادف بودن، یا داشتن معنی مشابه باعث نمی‌شود که در همه شرایط از یک کلمه به جای دیگری استفاده کنید. خیلی باید مراقب باشید که کلمه مترادف بر اساس معنای صحیح کلمه مورد نظر استفاده شود. منابع سودمند، کتاب‌ها و وب‌سایت‌های متعددی در حوزه واژگان مترادف وجود دارند. یکی از رایج‌ترین آن‌ها Roget’s Thesaurus است که به شکل کاغذی و الکترونیکی وجود دارد. منبع دیگر عبارت است از The Visual Thesaurus، که علاوه بر تعریف یک واژه و ارائه مترادف‌های آن، «نقشه واژگان» مرتبط با آن واژه را ترسیم می‌کند.

Thesaurus.com نیز منبع دیگری است که علاوه بر ارائۀ مترادف‌های یک واژه، آن‌ها را بر اساس پیچیدگی و اندازه، و نیز کاربرد رسمی یا غیررسمی، طبقه‌بندی می‌کند. Thesaurus.com کلمات مترادف، متضاد، تعاریف و حتی ترجمه واژه‌ها به چند زبان دیگر را ارائه می‌دهد. Reverso Dictionary هم کلمات مترادف و ترجمه یک واژه در زبان‌های دیگر را ارائه می‌کند.

یادگیری استفاده مؤثر از کلمات مترادف می‌تواند کمک کند تا افکار و ایده‌های خود را بهتر منتقل نمایید. نوشتن یک متن روشن و موجز با استفاده از کلمات مترادف، خواندن آن را برای خوانندگان جالب‌تر می‌سازد. به هر حال، هدف نهایی هم در نگارش آکادمیک این است که موضوعات و تحقیقات جدید به روشنی در اختیار علاقمندان قرار بگیرند.

در کل آموزش های خوبی ارائه کرده اید. میشه در مورد حرف ربط so that آموزش ارائه نمایید. اگر امکان دارد در مورد since هم که معنی از آنجاییکه در انگلیسی مطرح می شود آموزش بگذرید. به عبارت دیگر، آیا این دو در انگلیسی متداول است یا نه؟

سلام
ممنون از لطف شما. استمرار این مسیر و قابل ذخیره کردن محتوا بصورت PDF.

فقط اگر یک متن که توش واژه های هم معنی قرار گرفته بود هم برای ما میزاشتید عالی می شد در کل مرسی

حیدری گفته :

مترجم آزاد گفته :

سیمین گفته :

فاطمه گفته :

مدیر سایت گفته :

اسماعیلی گفته :

ماندانا صاحب زاده گفته :

parisa گفته :

کتابلازم گفته :

ایمیل: nativepaper1@gmail.com
تلفن: 66931944-021
موبایل و آیدی تلگرام: 09100200492

هم معنی کلمه برای
هم معنی کلمه برای
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *