هم معنی کلمه جوان

خواص دارویی و گیاهی

هم معنی کلمه جوان
هم معنی کلمه جوان

25600

15300

15750

22500

25200

هم معنی کلمه جوان

12000

25200

13500

20800

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: جوان

نقش دستوری: صفت

هم معنی کلمه جوان

آواشناسی: javAn

الگوی تکیه: WS

شمارگان هجا: ۲

برابر ابجد: ۶۰

تسقیه را بخوانید.تسکین را بخوانید.تسلسل را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

فرهنگ حاضر تألیف فرج‌الله خداپرستی می باشد و از تارنمای «دادگان» برگرفته شده است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


برنا، شاب، غلام، کودک، نوباوه، نوجوان، نوچه، نورسته ≠ پیر

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: جوان

نقش دستوری: صفت

هم معنی کلمه جوان

آواشناسی: javAn

الگوی تکیه: WS

شمارگان هجا: ۲

برابر ابجد: ۶۰

خیانت پیشه را بخوانید.خیانت کار را بخوانید.خیبت را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


جوان . [ ج َ ] (ص ، اِ) برنا. هر چیز که از عمر آن چندان نگذشته باشد. (آنندراج ). شاب ّ. مقابل پیر. (آنندراج ) (غیاث اللغات ) : شدم پیر بدین سان تو هم خود نه جوانی مرا سینه پرانجوخ و تو چون خفته کمانی .

رودکی .

رودکی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

فردوسی .

کلیم (از آنندراج ).

یغما (از آنندراج ).

سوزنی .

فردوسی .

نظامی .

سعدی .

نظامی .

نظامی .

نظامی .

خاقانی .

نظامی .

نظامی .

نظامی .

خاقانی .

نظامی .

خاقانی .



کلمه هایی که بن ماضی و مضارع یکسانی داشته  باشند با هم هم خانواده هستند.
 مانند: دانش – دانا – دانشمند – دانا و نکته دان


نکته: بعضی از هم خانواده ها درزبان فارسی بن فعلی ندارند.

 مانند: گل زار – گلستان – گل خو – گلدان – گلنوش – و گل رخ

هم معنی کلمه جوان

هنرور – هنرمند – هنر دوست – هنری و باهنر


بن فعل: به جز ثابت و اصلی فعل که مفهوم انجام کار یا روی دادن حالتی را بیان کند بن فعل گویند .هرفعل دارای دوریشه یا بن است که عبارتند از:

برای پیدا کردن بن ماضی باید تصور کنیم که آن فعل دیروز انجام شده است .سپس شناسه را از آخر آن فعل حذف می کنیم و به باقی مانده ی کلمه بن ماضی می گویند:

می روی __________ من دیروز رفتم. ( م را حذف می کنیم .____ رفت (  بن ماضی )

می زنی_______ من دیروز علی را زدم ( م را حذف می کینم )  _____ زد ( بن ماضی )

بن مضارع:

برای پیدا کردن بن مضارع آن فعل را به صورت امری یا دستوری بیان می کینم سپس حرف ( ب ) را از ابتدا بر می داریم . به آن چه باقی می ماند بن مضارع می گویند.

می خوانند _____ بخوان ( ب را حذف می کینم ) خوان ( بن مضارع )

می گویند ________ بگو ( ب را حذف می کینم )  گو ( بن مضارع ) 

دانش آموزان عزیز در بین کلماتی که می بینید یک با بقیه هم خانواده نمی باشد روی آن کلیک کنید.

جهت دانلود فایل آموزشی اینجا کلیک کنید.


با توجه به جدول، کلماتی را که با هم هم خانواده می باشند پیدا کرده و روی آنها کلیک کنید تا تصویر پشت کارت ها مشخص شود.



جهت دانلود فایل آموزشی اینجا کلیک کنید.

کلمات هم خانواده (2)

مقاله

نویسنده: علیزاده طوسی، زبانشناس

کلمه‌هایی که در ظاهر “مترادف” یکدیگر طلقی می‌شوند در خیلی از موارد بار معنایی متفاوتی دارند و نمی‌توان از آن‌ها به جای یکدیگر استفاده کرد.

در زبان فارسی امروز کلمه‌های عربی‌ای به کار می‌رود که فارسی آن‌ها هم متداول است و آن‌ها را به اصطلاح “مترادف” (Synonym) می‌دانند، به این معنی که می‌توانیم هر یک از آن‌ها را به جای دیگری به کار ببریم.و جالب توجه اینکه بعضی از نویسندگان و مترجمان دو کلمه مترادف را با هم به کار می‌برند، مثل راستی و صداقت، علم و دانش، مهر و محبت، ظلم و ستم، نو و جدید، سعی و کوشش، درد و الم، غم و اندوه، فکر و اندیشه، اجر و پاداش، کهن و قدیمی، مشیت و خواست، بخت و اقبال، قدرت و توانایی، توسعه و گسترش، بسط و گسترش، تساوی و برابری، حاکمان و فرمانروایان، مقتدا و پیشوا، معروف و سرشناس، جاهل و نادان، عالم و دانا، شایسته و لایق، و مانند این‌ها.

هم معنی کلمه جوان

اما اگر در کاربرد همین کلمه‌های “مترادف” در زبان گفتاری دقت بیشتری بکنیم، می‌بینیم که بار معنی در بسیاری از این کلمه‌ها با هم تفاوت‌هایی دارد و همیشه و در همه موردها نمی‌توانیم یکی از آن‌ها را به جای دیگری به کار ببریم. مثلاً کلمه “دانش” فارسی را معمولاً مترادف “علم” می‌گیرند، اما اگر به کاربردهای این کلمه در زبان‌های گفتاری و نوشتاری توجه کنیم، می‌بینیم که در بیشتر موردها “دانش” به مفهومی به کار می‌رود که در زبان انگلیسی برای آن از کلمه “knowledge” استفاده می‌شود با معنای کلی دانایی و آگاهی، همان معنایی که مثلاً فردوسی در بیت “توانا بود هرکه دانا بود / به دانش دل پیر برنا بود” در نظر داشته است.

وقتی که کسی بگوید “علم و دانش کلیدی است که تمام درها با آن باز می‌شود”، ظاهراً این دو کلمه را به یک معنی گرفته است، چون “علم” در فارسی بیشتر برای مفهومی به کار می‌رود که در زبان انگلیسی برای آن از کلمه “science” استفاده می‌کنند. بنابراین اگر در کاربرد این دو کلمه ظاهراً مترادف دقت کنیم، متوجه می‌شویم که “علم” را بیشتر در معنایی خاص برای رشته‌های مختلف دانش به کار می‌رود، مثل علم فیزیک، علم پزشکی، علم ریاضی، علوم انسانی، علوم اجتماعی، علم روانشناسی و مانند این‌ها. با توجه به همین تفاوت معنی است که می‌گویند:

نمونه‌هایی که می‌آورم بیشتر از سایت فارسی بی‌بی‌سی و گوگل گرفته شده است. در این نمونه‌ها کلمه‌های مترادف در موردهایی با تفاوت معنی به کار رفته است و در موردهایی به عنوان مترادف. شما خود درستی یا نادرستی این کاربردها را تشخیص می‌دهید. گفتنی است که در زبان عربی امروز برای مفهوم “knowledge” کلمه “معرفت” و برای مفهوم “science” کلمه علم را به کار می‌برند.

تبصره: کلمه علم در اصطلاحی مثل “با علم به” و “با علم به اینکه” را که به معنی “با وجود آگاهی از” و “با وجود دانستن اینکه” است، نمی‌توانیم با “دانش” یا “آگاهی” عوض کنیم، چون اصطلاح به همان صورتی که رواج یافته است، درست است، چنانکه نمی‌توانیم بگوییم:

لطفا صبر کنید تا ببینیم آیا به شبکه داخلی بی‌بی‌سی وصل هستید

متاسفانه نتوانستیم اتصال شما را پیدا کنیم

اتصال شما به شبکه باموفقیت تایید شد

مجله اینترنتی کوبدار

معنی کوبدار چیست؟

جستجو در سایت


نویسنده: حسن مرتضوی

جمعه 26- بهمن-1397

هم معنی کلمه جوان

آیا از تکرار کلمه good خسته شده اید؟
شاید شما هم دوست داشته باشید کلمات جدیدی را امتحان کنید!

این کلمه علاوه بر تعریف درجه حرارت محیط، معنی خیلی خوب و عالی را هم می رساند. برای مثال شما می توانید لباس شیک دوست خود یا یک ترانه زیبا از خواننده محبوب خود را با کلمه cool تمجید کنید.

توجه داشته باشید که این کلمه برای پذیرفتن یک پیشنهاد که به شما ارائه شده است نیز کاربرد دارد. برای مثال اگر کسی از شما دعوت کرد که فیلمی را به همراه او ببینید، می توانید در تایید پیشنهاد او (اگر مایل بودید!) بگویید: cool. همانند کلمه awesome (که در ادامه خواهد آمد)، cool نیز اصطلاح رایجی برای جوانان است و اگر شما از این سن عبور کرده اید نباید زیاد از این کلمه استفاده کنید.

این کلمه برای تعریف از چیزی باکیفیت به کار می رود. تقریبا هر کلمه ای که شما با استفاده از good مورد خطاب قرار می دهید را می توانید از excellent استفاده کنید. شما می توانید از این کلمه بین دوستان، خانواده و همکاران، برای تاکید کردن اینکه چیزی نه تنها خوب بلکه عالی است، استفاده کنید.

به معنی خیلی خوب است. مردم می توانند wonderful باشند یا تجربه ها و اتفاقات می توانند wonderful باشند یا حتی چیزها هم می توانند wonderful باشند. این کلمه را هم در محیط های صمیمی و هم در محیط های رسمی می توانید به کار ببرید.

این کلمه در مواقعی که چیزی بدون اشتباه باشد یا برای موقعیت خاصی کاملا مناسب باشد، کاربرد دارد.

اگر یک روز خوب داشتید که در آن همه اتفاقات باب میل شما بود می توانید از این کلمه برای تعریف آن روز استفاده کنید. یا بازیگری که در یک فیلم عالی ظاهر شده است را می توانید در خصوص نقش آفرینیه او بگویید: .perfect for the role یا اگر کسی نظر و پیشنهادی به شما ارائه داد می توانید بگویید: That’s perfect یا .That sounds perfect

این کلمه برای تعریف از چیزی که بسیار خوب و جذاب است به کار می رود. این کلمه را می توان در هر دو شرایط رسمی و دوستانه استفاده کرد. Fantastic کلمه ای بسیار مثبت و انگیزه بخش است. پس ادا کردن این کلمه را با کمی تاکید و استرس روی مثلا حرف n، همراه کنید.

این کلمه به این معنی است که کسی یا چیزی از حد نرمال فراتر است. این صفت معمولا وقتی به کار می رود که شما بخواهید معنی خوب را با کمی پیچیدگی همراه کنید.

به معنی خیلی خوب یا عالی یا به طرز وحشتناکی خوب است.هر جایی که کلمه good کاربرد دارد می توانید از این کلمه استفاده کنید.این کلمه نیز صفتی آمیخته با هیجان است. پس سعی کنید در مورد چیزهایی استفاده کنید که شما خیلی دوست میدارید. مثلا می توانید نظر و عملکرد کسی را با terrific تمجید کنید مانند این جمله:

I’m very happy with the results. She did a terrific job on this project.

به یاد داشته باشید که کلمه terrific برای تعریف چیزی که خیلی بد است هم به کار می رود! بستگی به اسمی دارد که این صفت با آن همراه می شود. برای مثلا می توانید در مورد terrific storm (طوفان وحشتناک) یا terrific explosion (انفجار وحشتناک) صحبت کنید.

این کلمه چیزی را که بهتر از موارد مشابه خود است تعریف می کند. یک کتاب outstanding از همه کتاب هایی که شما خوانده اید بهتراست. یا یک هتل outstanding از تمامی هتل هایی که شما تا کنون اقامت داشته اید بهتر است. این کلمه در هر دو محیط رسمی و دوستانه کاربرد دارد.

به یاد داشته باشید که outstanding می تواند به این معنی هم باشد که چیزی بهای آن هنوز داده نشده است! مثلا outstanding bill یعنی قبضی که بهای آن هنوز پرداخت نشده است. بستگی به موقعیت دارد!

این کلمه برای تعریف چیزی که دلپذیر و دوست داشتنی است به کار می رود. همچنین برای تعریف از مکان یا یک تجربه نیز کاربرد دارد. Pleasant نسبت به کلمه outstanding کمی قدرت کمتری دارد. مثلا بگویید: .It was a very pleasant evening

برای تعریف مردم، تجربه ها یا مکان هایی که خیلی خوب و شگفت انگیز هستند به کار می رود. مثلا می توانید بگویید: .I love your new watch .It looks awesome

این کلمه در بین افراد نوجوان و جوان بیشتر کاربرد دارد.

برای پاسخ گفتن به نظرات ارائه شده، بعد از انتخاب گزینه پاسخ، نظر خود را در فرم پایین ثبت نمایید.

:حاصل عبارت (6 + 10) را در فیلد پایین وارد کنید

done
مطالب منتخب

16 واقعیت درباره زبان انگلیسی که شما احتمالا نمی دانید

معرفی چهار دیکشنری تصویری برتر برای یادگیری زبان انگلیسی

ده نکته ساده برای رسیدن به تسلط در زبان انگلیسی

دانسته هایتان را مانند یک ساعت مچی در دست کنید، نه صرفا به این خاطر که نشان دهید آن را دارید. بلکه به این خاطر که اگر کسی از شما ساعت را پرسید، برایش بگویید.

“لرد چسترفیلد”

ما را در شبکه های اجتماعی زیر دنبال کنید

All rights reserved to © مجله اینترنتی کوبدار

هم معنی کلمه جوان
هم معنی کلمه جوان
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *