معنی واژه ی طیلسان

خواص دارویی و گیاهی

معنی واژه ی طیلسان
معنی واژه ی طیلسان

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: طیلسان

نقش دستوری: اسم

معنی واژه ی طیلسان

آواشناسی: teylasAn

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۱۶۰

دوربینی را بخوانید.دوردست را بخوانید.دورس را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


(طِ لِ) [ معر. ] (اِ.) ردا، جامة بلند و گشاد.

شما واژه‌ای در دفتر واژه ثبت نکرده‌اید.

ترتیب بر اساس:

برای رفع محدودیت کاربر ویژه شویدبا حذف کوکی‌، لیست لغات از بین خواهد رفت.

واژه: طیلسان

نقش دستوری: اسم

معنی واژه ی طیلسان

آواشناسی: teylasAn

الگوی تکیه: WWS

شمارگان هجا: ۳

برابر ابجد: ۱۶۰

جایز را بخوانید.جایزالخطا را بخوانید.جایزه را بخوانید.

این ویژگی تنها برای کاربران ویژه فعال است.

متأسفانه سرور با خطا مواجه شد. مشکل را بررسی می‌کنیم و به زودی حل خواهیم کرد.


طیلسان . [ طَ ل َ ] (معرب ، اِ) بفتح طاء و تثلیث لام ، از قول عیاض و غیر او، چادر. معرب است ، اصله تالشان . (منتهی الارب ) (المغرب للمطرزی ). اعجمی معرب و الجمع طیالسه بالهاء و قد تکلمت به العرب . (المعرب جوالیقی ). و در تهذیب و نیز ارموی معرب تالشان با شین ضبط کرده اند ولی اصمعی معرب از تالسان با سین مهمله دانسته و ممکن است منسوب به تالش باشد. || و یقال فی الشتم «یا ابن الطیلسان »؛ یعنی تو عجمی هستی . ج ، طیالسة. (منتهی الارب ). و الهاء فی الطیالسة للعجمه فلو رخمت هذا فی النداء لم یجز لانه لیس فی کلامهم فیعل الا معتلاً کسید و میت . || نوعی از رداء فوطه که عربان و خطیبان و قاضیان بر دوش اندازند. (برهان ) (آنندراج ). چادر قاضی . (دهار). فَرَجی ِ بی آستین . چادر یا ردائی که مردم تالش پوشند از پشم درشت . بت طیلسان خز و صوف و مانند آن . (منتهی الارب ). سدوس طیلسان . (منتهی الارب : الطاق ؛ طیلسان . (دهار) : بجان من که برخیزی و این جامه ٔ من بپوشی و طیلسان من اندر سر کشی . (ترجمه ٔ تاریخ طبری بلعمی ). و از نواحی ری طیلسانهای پشمین نیکو خیزد. (حدود العالم ).ابر آمد از بیابان چون طیلسان رهبان برق از میانْش تابان چون بسدین چلیپا.

کسائی .

ابوالعباس عباسی .

فرخی .

ناصرخسرو.

ناصرخسرو.

ناصرخسرو.

ناصرخسرو.

مسعودسعد.

سنائی (در تعبیر رؤیا).

سنائی .

سوزنی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

خاقانی .

نظام قاری (دیوان البسه ).

نظام قاری (دیوان البسه ).

نظام قاری (دیوان البسه ).

نظام قاری (دیوان البسه ).


قرای صاحب طیلسان . [ ق َ ی ِ ح ِ طَ / طِ ل َ ] (اِخ ) کنایه از ستاره ٔ مشتری و یا از زحل . (اشتینگاس ) (ناظم الاطباء). کنایه از ستاره ٔ مشتری . (انجمن آرای ناصری ).

قرای طیلسانی . [ ق َ ی ِ طَ / طِل َ ] (اِخ ) قرای طیلسان . (ناظم الاطباء). کنایه از کوکب

طیلسان . [ طَ ل َ ] (معرب ، اِ) بفتح طاء و تثلیث لام ، از قول عیاض و غیر او، چادر. معرب

طیلسان . [ طَ ل َ ] (اِخ ) اقلیمی است وسیع در نواحی دیلم . (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به

اهل طیلسان . [ اَ ل ِ طَ / طِ ل َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) طیلسان پوش . عالم دینمعنی واژه ی طیلسان

طیلسان دار. [ طَ / طِ ل َ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) کنایه از پیر و مرشد : طیلسان داران

طیلسان مطرا. [ طَ / طِ ل َ ن ِ م ُ طَرْ را ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از شب

معادل وازه همکف، “ground floor” یا به اختصار “gf”، که معمولا این دکمه جزیی از دکمه های آسانسور هست که همان معنای همکف یا طبقه همکف را می دهد

لطفاً اگر در مورد برگردان واژه‌های زیر به زبان فارسی نظری دارید آن را بیان کنید.
thumb drive
third party

traid off


یس

|مترادف===معادل فارسی Skill Lab==
ممکنه درباره معادل این عبارت راهنمایی بفرمایید. نکته ای که هست تفاوت بین Skill و Technique است.. البته من خودم چیزی نمی دونم ولی مثل اینکه مهارت اعم از تکنیک است.. خلاصه اگه بتونید به معادل خوب بدید خیلی خوبه… اون چیزی که من درباره skill lab میدونم..معمولا تو دانشکده های پزشکی یا تو بیمارستان ها اتاق ها یا محل هایی هست که مولاژها و سایر وسایل سمعی بصری برای تمرین تکنیک ها استفاده میشه..البته همونجا جنبه کلاس هم داره و دانشجوها مهارت هم یاد می گیرن…حالا نمی دونم skill lab تو جاهای دیگه چه کاربردی داره کاربر:غلامرضا باقری غلامرضا باقری ‏۴ سپتامبر ۲۰۱۱، ساعت ۰۷:۱۰
معنی واژه ی طیلسان

واژه skill به مهارت شخص اشاره میکند و واژه lab را میتوان به آزمایشگاه مانی کرد.
اما واژه technic or technique علمی است که به هنر و یا مکانیک و به تازگی به ریاضیات و پردازش اشاره دارد.

در نگر این تن برابر پارسی skill lab پرورش سرا می شود جایی که کسان می روند تا توانایی های خود را افزایش داده و بپرورند پرورش گاه هم می شود اما پرورش سرا تازه تر است (غلامعلی نوری نیرو

معنی واژه ی طیلسان
معنی واژه ی طیلسان
0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *